«بیسابقه» نبود!
سرویس ورزشی-
هجدهمین دوره بازیهای آسیایی برای ورزش ما از حیث نتیجه تقریبا همانطور که انتظار میرفت، به پایان رسید. نه کمتر از حد انتظار و نه بالاتر از آنچه انتظار میرفت. برای اهل ورزش و کسانی که به آرشیو ورزش ایران آگاهند این نتایج به هیچ وجه نه از حیث تعداد مدال(که در بازیهای آسیایی تهران ما در مجموع 81 مدال کسب کردیم) نه از حیث مقام(که ما در اندونزی ششم شدیم اما در همین دور قبل در کره جنوبی پنجم و دو دوره قبل از آن در چین چهارم و در ۱۹۷۴ در تهران دوم شدیم) و نه حتی از حیث مرغوبیت مدال(که درگوانگجو 2010، ما 21 مدال طلا کسب کردیم و در تهران 1974 نیز 36 مدال طلا برای ما به دست آمد.) «بیسابقه» نبود چنانکه در پیام تبریک بعضی مقامات مثل پیام رئیس محترم جمهور و رئیس محترم مجلس، ذکر شده بود! با این حال همانطورکه بالاتر اشاره شد عملکرد کاروان ورزشی ایران برای مردم و اهالی ورزش قابل قبول و رضایتبخش و شایسته تقدیر بود. و از همین رو شاهد بودیم که رهبر معظم انقلاب نیز از کاروان ورزش ایران به خاطر «شادکردن» مردم تقدیر و تشکر کردند.
حالا با پایان گرفتن بازیهای آسیایی یکی از بزرگترین وظایف پیش روی مسئولان ورزش ما این است که به کمک کارشناسان برجسته و صاحبنظران ورزش فارغ از چرتکهاندازیها و آمارسازیها و افتخارتراشیهای کاذب و خود فریبی و تلاش برای اغوای دیگران به ویژه مقامات بالا دستی برای اثبات کارآمدی مدیریت خود! وخلاصه پرهیز از خودپرستی وسیاسیکاری و با در نظر گرفتن مصالح ورزش و منافع ملی به محاسبه و ارزیابی عالمانه وضعیت ورزش ایران با تکیه بر عملکرد کاروان ورزش ایران در جاکارتا بپردازند و با شناسایی نقاط قوت و ضعف راه آینده ورزش را ترسیم نمایند.
همانطور که بالاتر اشاره شد در یک نگاه کلی و با توجه به شرایط و واقعیات موجود در ورزش ایران نتایج کاروان اعزامی به جاکارتا قابل قبول و رضایتبخش است و معنای دیگر این حرف این میشود که اگر برای تغییر شرایط و واقعیتها و حداقل بخشی از آن برنامهریزی و اقدام شود میتوان به ورود ورزش به مرحله بالاتر امیدوار باشیم.
به اعتقاد ما ورزش ایران سالهاست که در یک مسیر ثابت و یکنواخت حرکت میکند. نگاهی به نتایج و وضعیت ما در دورههای مختلف بازیهای آسیایی و حتی المپیکها و نتایج و تعداد مدالها، میتواند یکی از نشانههای ملموس و عینی این نظر باشد. دلیل تداوم این روند هم نبود برنامهریزی و ترسیم اهداف بلندمدت و دل بستن به وضع موجود و حاکمیت روزمرگی به کاروبار مدیریت ورزش است. مشکلی که مربوط به امروز و دیروز نیست و همیشه دامنگیر ورزش ما بوده است. این است که میگوییم دنبال فریب خود و دیگران نرویم و با القاب و توصیفاتی مثل بیسابقه و کمسابقه سعی در کتمان و پنهان کردن واقعیتها نکنیم. ورزش ما تا بوده با کمی اختلافات همیشه همین بوده است. ورزشی که به گواه تجربه و شواهد غیرقابل انکار از ظرفیت بسیار بالا و مطلوبی برای رشد برخوردار بوده اما چون هیچوقت برای رشد و پیشرفت آن برنامهای نبوده و به این مقوله، دولتها و مدیریتهای مختلف «نگاه ابزاری» داشتهاند و بیشتر دنبال این بودهاند که از قبل ورزش و موفقیتهای ورزشکاران و تلاش و افتخارآفرینی ورزشکاران برای خود و کارنامهشان نمره قبولی دست و پا کنند، این است که ورزش در بعد قهرمانی ونتیجهگیری در روندی یکنواخت و بدون جهشهای ملموس و معنادار حرکت کرده است. حالا اگر میخواهیم ورزش واقعا ونه به شکل کاذب و تبلیغاتی از این که هست بهتر شود و از اینجا که هست گامی به جلو بردارد اولا باید همت کرد و ارادهها را به کار انداخت و بعد دیدگاه و نگرش مدیریتی به ورزش را اصلاح کرد و بالاخره در روش و برنامهریزی از یکسو و عملیات و اجرا از سوی دیگر تغییرات محسوس و تاثیرگذار ایجاد نمود و... در غیر این صورت آینده ورزش هم مثل حال و گذشته تداوم پیدا خواهد کرد و کماکان باید به «حداقل»ها اکتفا کرد و عملا هیچ اتفاق «بیسابقه»ای در آن روی نخواهد داد...