تیم ملی چگونه تبدیل به الگویی در سایر بخش ها شد؟!
کار فرهنگی در ورزش یعنی کاری که تیم ملی فوتبال در جام جهانی کرد...
سیدمحمدسعید مدنی
آنچه که ما در این صفحه و خیلی دیگر از کارشناسان مسائل فرهنگی و ورزشی بر آن اتفاق نظر داریم این نکته است که فن و فرهنگ و یا عناصرمادی و ابزاری وهمچنین مسایل انسانی و رفتاری در کنار یکدیگر در پیشرفت و اعتلای ورزش یک کشور موثرند.
به دیگر سخن خیلیها براین باورند که تغییر و پیشرفت در ورزش (مثل هرجای دیگر) اتفاق نمیافتد مگر اینکه فرهنگ (به معنای رفتار و اخلاق و مناسبات و کلیه کنشها و...) ورزش تغییر کند و تحول یابد.
فرهنگ مقوله کاملا انسانی است که در همه عرصهها و حوزههای اجتماعی به شکلی جدائی ناپذیر حضور دارد و تاثیرگذار است. اما درباره منظور و تعریف از فرهنگ و اینکه اصولا کار فرهنگی یعنی چه و فرهنگسازی به چه معناست و... مسایل و سؤالاتی از این دست اختلاف نظر و بحثهایی مطرح بوده است.
چیزی که مسلم است آن است که علیرغم همه این حرفها و بحثها و اتفاق و اختلاف نظرها عملا به موضوع فرهنگ در ورزش ایران بها داده نشده است.(فرهنگ به معنایی که بالاتر آوردیم) در این باره نیز فکر میکنیم خیلی از اهالی ورزش با ما موافق باشند. اینکه چرا چنین است و چرا فرهنگ در ورزش ما با وجود اهمیتی که در روبه راه شدن و پیشرفت امر ورزش دارد از سوی مسئولان امر جدی گرفته نشده و نمیشود موضوعی نیست که این نوشته در پی پاسخگویی به آن باشد. اما بطور مختصر میتوان عواملی چون روزمرگی ونتیجه گرایی افراطی و استفاده ابزاری از ورزش برای تامین مقاصد واهداف غیرورزشی وعدم ثبات مدیریت و برنامهها در ورزش و... را پاسخی به سؤال بالا شده دانست.
فرهنگ؛ «خاص» ولی «عام»!
ضمن اینکه میدانیم ورزش جزیرهای جدا از جامعه واتفاقات و واقعیات آن نیست و با سایر حوزهها و عرصههای اجتماع ارتباط و بده بستان دارد از آنها تاثیر میگیرد و بر آنها به سهم خود تاثیر میگذارد و بنابراین بخش زیادی از وضعیت فرهنگی ورزش تحت تاثیر شرایط فرهنگی کل جامعه قرار دارد.
به هر حال بحث فرهنگ بحث مهم و مفصلی است و آن را حتی میتوان «مادر همه بحث»ها دانست. فرهنگ ام المسائل است و... ما در اینجا قصد ورود به آن را نداریم. چون اولا هدفمان از طرح این موضوع چیز دیگریست و ثانیا که مهمتر هم هست این است ورود به بحث مهم فرهنگ آن هم به شکل تخصصی و غیرشعاری حداقل کار این قلم نیست. بماند که مردم شناسان در برشمردن ویژگیهای فرهنگ یکی هم این را گفتهاند که «فرهنگ خاص ولی عام است»! وباز بگذریم که در این مملکت و این ورزش هر کسی رسیده و نرسیده خود را یک پا کارشناس فرهنگ وامور فرهنگی جامعه میداند و حرف میزند و نظر میدهد و نسخه میپیچد و... خوب البته معلوم است نتیجه چنین وضعی چه میشود و چه بر سر فرهنگ و اجتماع میآید!! این در حالی است که چنانکه بارها نوشته ایم و اینجا هم ناچاریم باز بنویسیم در مکتب الهی اسلام کار فرهنگی کار«پیامبران» است. پیامبر اسلام ماموریت داشت بیش از هر چیز فرهنگ مردم و جامعه را اصلاح کند. چراکه از نظر آیین الهی فرهنگ که اصلاح شد، بینشها که درست شد آن وقت کل جامعه و روشها و کنشها هم اصلاح خواهند شد.با این اوصاف ملاحظه میشود که خداوند سبحان برای انجام کار فرهنگی برگزیدگان و بهترین مخلوقات خود را تعیین میکند.
آیا انصافا ما نیز به فرهنگ چنین نگاهی داریم که بهترین و مخلصترین افراد را برای انجام این امر حیاتی وسرنوشت ساز میگذاریم؟ یا اینکه خیلی جاها کار فرهنگی را به دست عناصر اضافی و انگل و آویزان و سهم خواه واگذار میکنیم؟!! و... عرض کردیم بحث فرهنگ بحثی مفصل و دنبالهدار است که اگر عنان قلم را رها کنی تورا حسابی به خود مشغول میدارد که تمامی هم نخواهد داشت. پس یکراست برویم سراغ مراد و غرض اصلی از طرح این
مطلب.
انتظار دوستداران «ورزش پاک»
تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات فوتبال جام جهانی هم از نظر فنی و تاکتیکی خوب «بازی» کرد و هم از حیث رفتاری و اخلاقی و دریک کلام « فرهنگی» خوب ظاهرشد. بدیهی است وقتی میگوییم تیمملی از حیث فرهنگی خوب ظاهر شد منظورمان از فرهنگ آن چیزی است که درباره فوتبال، تیم، مناسبات و فضا وسازو کار تیمی معنی فرهنگی دارد نه آن امور و موضوعاتی که مصداق«فرهنگ» در عرصههای دیگر است و بعضی این امور و موضوعات را که اتفاقا بیشتر جنبه ظاهری و سطحی و نمایشی دارد و غالبا هم به آنچه که به جنبه«مادی» و «صورت» فرهنگ مربوط میشود و نه ابعاد معنایی و «سیرت» فرهنگ، را فرهنگ
نمیدانند.
حال آنکه هر امری از امور اجتماعی و هر پدیدهای از پدیدههای اجتماعی سازوکار و عناصر و رفتارهای فرهنگی خاص خودش را دارد. باری؛ با این توضیحات و تعریف ازفرهنگ است که میگوئیم تیم ملی فوتبال در مسابقات جام جهانی هم از حیث فنی « خوب و قابل قبول» ظاهر شد و هم از نظر فرهنگی در حد یک تیم کامل وبه معنای واقعی«تیم» ظاهر شد.
و این همان انتظاری است که دوستداران «ورزش پاک» نه فقط از تیم ملی که از کلیت ورزش خود انتظار دارند. و این انتظار و توقعی هم نیست که فقط در کشور ما و درباره ورزش ایران مطرح با شد. این انتظاری«عام» و «جهانی» است. چون ورزش یک سروکار جهانی وانسانی است و درباره آن « زبانمشترک» وهمه فهم وجود دارد.
بر این اساس دوستداران ورزش از قهرمانان و تیمهای محبوب خود انتظار دارند که هم درابعاد فنی خوب و موفق ظاهر شوند و هم در ابعاد اخلاقی و رفتاری یعنی همان چیزی که ما آن را در کلمه «فرهنگ» خلاصه کردهایم چهره موجّهی از خود ارایه نمایند. خوشبختانه تیم ملی ما در آوردگاه جهانی فوتبال چنین ظاهرشد. همانگونه که دوستداران و طرفداران این تیم و دوستداران ورزش پاک واصیل در همه جای دنیا از تیمها و قهرمانان ورزشی انتظار دارند. سند ما برای این ادعا همین است که اکثریت قریب به اتفاق مردم این مرز و بوم از طرفداران ورزش گرفته تا غیرآن به آن باور دارند رضایت همین مردم است که به شکل و شیوههای مختلف آن را ابراز میدارند.
تیم ملی به عنوان یک «الگو»!
همچنین سند ما دو پیام پیاپی رهبر معظم انقلاب است که بعد از بازی دوم و سوم تیم ملی در جام جهانی خطاب به ملیپوشان ارسال و صادر شد. دوبازی که اتفاقا تیم ملی از حیث نتیجه گیری در آنها برنده نشد. اولین پیام «خداقوت» بعد از بازی دوم و باخت مقابل اسپانیا صادر شد و پیام «آفرین» بعد از بازی سوم و تساوی مقابل پرتغال. واین یعنی اینکه ملاک رضایت هم مردم و هم رهبری صرفا بردن وشکست دادن حریف نیست بلکه از «نتیجه» و « بردن» که در جای خود مهم هم هست که بگذریم عوامل و موضوعات دیگری هم هست که نشانه توفیق و کامیابی در ورزش حتی در سطح حرفهای آن به حساب میآید.
اتفاقا رهبر انقلاب در جلسهای که اخیرا با هیئت دولت برای حل مشکلات اقتصادی داشتند بااشاره به بازی ایران مقابل اسپانیا که به شکست ۱-۰ تیم ملی انجامید فرمودند: «البته انسانی که تلاش میکند همیشه موفق نمیشود، نفس اینکه دارند تلاش میکنند و کار میکنند برای مردم جذاب است. شما ملاحظه کردید که ما در بازی فوتبال امسال در مقابل اسپانیا گل خوردیم اما همه، تیم ما راتایید کردند... گفتم:«کارتان عالی بود... چون خوب بازی کردند.»
ایشان همچنین در این جلسه کار وتلاش تیم ملی فوتبال را ستودند و به دولتمردان توصیه کردند در کار وفعالیت خود تیم ملی فوتبال ایران را «الگو» قرار دهند.وزیر محترم ورزش که ناقل این خبر بود میگوید: « مقام معظم رهبری در دیدار اخیراعضای هیئت دولت فرمودند از تیم اقتصادی دولت میخواهم مثل تیم ملی فوتبالمان که در رقابتهای جام جهانی دلاورانه و با اقتدار جنگیدند و کاری کردند کارستان و به ویژه آن دروازه بان خوب تیم، برای حل مشکلات تلاش کنند.»
این یعنی کار فرهنگی در ورزش. اگر پیش از این در بحثهای فرهنگی و ارتباط و چگونگی و رابطه فرهنگ و ورزش باید به بحثهای انتزاعی روی میآوردیم ویا برای عینی کردن بحث حداکثر از تیمها و ورزشکاران و اتفاقات خارجی مثال میآوردیم خوشحالیم که امروز در این باره در ورزش خود مثالها ونمونههای خوب و زندهای به دست آمده است.
فن و اخلاق
پیش از این برای مثال والیبال وقتی به دنبال کار اصولی مبتنی بر برنامهریزی بلندمدت در مسیر روبه جلو و پیشرفت قرار گرفت مثال و نمونه خوب و ملموسی شد برای اینکه وقتی از تاثیر کار اصولی و برنامهریزی حساب شده و سپردن کار دست کاردان در پیشرفت ورزش گفته میشود، یعنی چه؟ حالا هم فوتبال و کاری که در تیم ملی فوتبال به ویژه از حیث فرهنگسازی شده به ما و همه کمک میکند که راحتتر و ملموستر درباره کار و اقدام فرهنگی در ورزش سخن بگوییم. و بگوییم وقتی میگوییم برای سامان یافتن و روبه راه شدن وپیشرفت فوتبال نباید از موضوع فرهنگ و اهمیت آن غافل شد منظورمان از فرهنگ چیست؟
فرهنگ و کار فرهنگی همان کار اصولی است که برای درست انجام شدن کارها و جلورفتن برنامهها و پیشرفت امور حتما باید رعایت شود. اصولی مثل نظم و انضباط و جدیت وشایستهسالاری و قرارگرفتن هرکس و هرچیز سر جای خودش و تعهد وصداقت واخلاص و... که هرجا وبه وسیله هر کس رعایت شود موفقیت و کسب رضایت وخشنودی حتمی است.
اصولی که چون در تیم ملی رعایت شد، تیم ملی هم از نظر نحوه بازی موفق بود وهم از نظر شخصیتی یک تیم قابل احترام و کم حاشیه بود. این است که همواره به سهم خود نوشته و تاکید کردهایم برای ساختن و داشتن یک مجموعه موفق، یک تیم قابل قبول و بالاخره یک ورزش روبه جلو و رضایتبخش باید همانطور که به مسائل فنی و تکنیکی و ابزار مادی بها میدهیم همان قدر بلکه بیشتر به رعایت اصول اخلاقی و رفتاری و مدیریتی بها دهیم.
واینکه همیشه تاکید کردهایم که حالتی دوگانه وشرایطی متفاوت بر تیم ملی از یکسو و برکلیت فوتبال ما میگذرد حرفی مستند بر واقعیات است. در این شماره که تاکید ما روی مسئله فرهنگ است سؤِال میکنیم آیا حال وهوای فرهنگی در تیم ملی با آنچه در کلیت فوتبال ما میگذرد مطابق است یا هریک کاملا در دو وضعیت متفاوت و بلکه متضاد به سر میبرند.؟ آیا اصولا رابطهای میان فعالیتهایی که مستقیم و غیرمستقیم درتیمملی درباره حاکم کردن اخلاق و رعایت اصول تیمی انجام میشود با آنچه فدراسیون فوتبال به عنوان فعالیت فرهنگی در دستور کار دارد وانجام میدهد، وجود دارد؟ سؤِال دیگر آیا در همین مسابقات جام جهانی رابطه و همکاری فرهنگی میان کادر فنی تیم ملی و بخش فرهنگی فدراسیون وجود داشت؟ آیا اصلا کی روش این بخش و فعالیتها و آدمهای آن را به رسمیت میشناسد و از آنها در هموار کردن مسیر برنامههای خود کمک میگیرد و مشورت میکند. پاسخ بدون تردید منفی است. اما چرا؟!
دوگانگی مفهوم فرهنگ و کار فرهنگی
در تیم ملی و فدراسیون
پاسخ را بالاتر تلویحا ذکر کردیم برای اینکه مفهوم فرهنگ و کار فرهنگی و فرهنگسازی دردیدگاه کی روش و همکارانش یک چیز است و در نگاه و کارکرد فدراسیون و همکاران فرهنگیاش چیز دیگر! برای کی روش فرهنگ مفهومی عینی و امری حیاتی و تاثیرگذار است که اصولا تفکیک آن از مسایل فنی و تاکتیکی غیرممکن است ودر ساختن تیم و ایجاد نظم تیمی و سروسامان دادن به وضعیت روحی وذهنی و انگیزشی تیم نقش بسیار مهمی دارد به گونهای که اگر به درستی وباظرافت و به وسیله اهل فنش صورت پذیرد میتواند تلاشها و اقدامات فنی و تاکتیکی تیم را کامل وبه سرانجام مطلوب برساند و از سوی دیگر میتواند بعضی خلأها و کمبودها را جبران کند.
اما از نظر فدراسیون و بخش مربوطه، فرهنگ امری است ذهنی، صوری، تشریفاتی که به مجموعهای از رفتارها و گفتارهای سطحی و ظاهری مثل شعار دادن و پلاکارد چسباندن و پیراهن و نشان توزیع کردن و شیپور زدن وحداکثر برگزاری یکی دو مراسم عزاداری یا مولودی اطلاق میشود ( کارهایی که لازم و مفید است اما نباید فقط به آنها اکتفا شود.)که میتواند به وسیله هرکس انجام شود و زیاد ربطی هم به تخصص و اهلیت ندارد.
امری که اصلا با مسایل فنی و تیمسازی و مسائلی که داخل زمین میگذرد کوچکترین ارتباطی ندارد. با وجود چنین تعاریف متفاوت و طرز تلقی متضاد که درباره فرهنگ و کار فرهنگی در تیم ملی ودر بخش فرهنگی ودرواقع کلیت فوتبال و ورزش ما وجود دارد آیا توقع همکاری این دوبخش و نشست و برخاستهای کارشناسی میان مثلا کی روش با مسئولان فرهنگی فدراسیون توقعی بیجا و حتی مضحک و خندهدار نیست؟!!
خروجی رفتار و دیدگاه
خب! با توجه به آنچه آمد حالا ببینیم خروجی این دو طرزتلقی و دو گونه عملکرد چه بوده و کدامیک تاثیرگذارتر بوده است؟ در فوتبال (و در ورزش) ما سالهاست که اقداماتی به اسم کار فرهنگی صورت میپذیرد که به دلایلی که تلویحا ویا صریحا تاثیر مطلوب و مورد نظر را بر کاروبار ورزش ما نداشته سهل است که گاه نتیجه عکس هم داشته است! (متاسفانه این مشکل و این نوع بد عمل کردن و بد دفاع کردن در حوزه فرهنگ به ورزش هم خلاصه نمیشود کلا ما وتشکیلات و کارگزاران فرهنگی درباره فرهنگ خوب عمل نکردهاند وشرایط فرهنگی جامعه بهترین گواه برای اثبات این حرف ماست)اما تیمی که به نام تیم ملی فوتبال برای مسابقات جام جهانی ساخته و پرداخته شد چنان بود که علاوهبراینکه از حیث فنی و نتیجه گیری قابل قبول و موفق ظاهر شد از نظر نظم و سازمان تیمی و بالاخره از جنبه روحی و ذهنی و روانی چنان با انگیزه و جنگنده ظاهر شد که معلوم میکرد که روی این تیم هم از نظر فنی و هم از حیث رفتاری و اخلاق تیمی کار کافی انجام شده است.
تیم ملی «کار فرهنگی» را معنا کرد!
این است که میبینیم عملکرد این تیم هم از نظر فنی و نتیجه گیری مورد تمجید و تحسین قرار میگیرد هم از نظر رفتاری وفرهنگی تا آنجا که رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیئت دولت از جمع و مجموعهای که نامش «تیم ملی فوتبال ایران» است به عنوان الگویی از تلاش و کوشش جانانه نام میبرد که هدفی جز انجام وظیفه، کسب رضایت و شاد کردن دل مردم و... ندارد.
مردم با دیدن نمایش این تیم در مصاف با حریفان اسم و رسمدار تحرک و جدیت و جهد خستگی ناپذیر و بیامان را با همه وجود درک و احساس کردند. واین مهم است. برد وباخت در مرحله بعد از اهمیت قرار دارد. مهم این است که که مردم احساس کنند کسانی یا مجموعههایی که در قبال ملک و ملت مسئولیت دارند مخلصانه وبا همه توان کار و تلاش میکنند و... این خود بحثی جداگانه است.
صحبت را جمع کنیم. تیم ملی فوتبال در مسابقات جام جهانی تا حد زیا دی « فرهنگ در ورزش» و معنای « کار فرهنگی» و « فرهنگ سازی» را تبیین کرد و خوشبختانه امروز به نوبه خود به عنوان یک « الگوی فرهنگی» که نماد ارزشهایی چون تلاش، جدیت، غیرت، عرق ملی و خودباوری و اعتماد به نفس و انگیزه و ایمان به هدف و جنگندگی و... است در جامعه ما مطرح است. این همان انتظاری است که همیشه دوستداران ورزش پاک و باشخصیت از ورزش انتظار داشته و دارند. واین همان جایگاهی است که انتظار میرود نه فقط یک تیم که کلیت ورزش ما به آن برسد...