قصه جهانی شدن یزد
تصویب 21 میلیارد تومان برای برگزاری جشن جهانی شدن یزد در شرایط اقتصادی کنونی و مشکلات بیشمار مردم و در شهری که «جهانی» شدنش هنوز روی کاغذ است و هیچ زیرساخت و برنامهریزی و مدیریتی ندارد، قطعاً نشانه بیمدیریتی و بیکفایتی در بخشهایی از مدیریت اجرایی در استان است.
آنچه یزد را «جهانی» کرد ریشه در میراث و بافت تاریخی به جامانده از گذشتگان دارد که امروز برخی میخواهند بنام خود تمام کنند و برخی هم برای خود دکان درآمدزایی درست کرده و آنچه در این میان مغفول و مظلوم باقی مانده و در حقیقت به حاشیه رانده شده است بیآبی، بیکاری، بیرونقی کسب و کار، بیحقوقی کارگران، بیهدفی برخی دستگاهها، بیخوابی مردم از مشکلات آوار شده بر سرشان، بیمنطقی برخی مسئولان در پذیرش انتقادات و بیمدیریتی در بسیاری از بخشها و غیره است؟!
یزد بیش از بیست سال است که با استقرار و اسکان دهها هزار تبعه دیگر کشورها در حوزه بافت تاریخی، خود به خود به یک شهر «جهانی» تبدیل شده است و برگزاری جشن «جهانی» شدن در چنین شرایط سخت معیشتی مردم، مانند برگزاری جشن تولد برای یک متوفاست؟!
هزینه چند میلیاردی که آقایان میخواستند یا میخواهند برای هتل، پذیرایی، بلیط هواپیما و موسیقی و هدیه و... مهمانان مختلف به نام جشن «جهانی» شدن یزد، یکروزه خرج کنند بهتر است برای توسعه و آبادانی زیرساختهای یک شهر «جهانی» به درستی مصرف کنند و فضای نامطلوب این محیط تاریخی را برای گسترش، تقویت و تشویق و پذیرایی از مهمانان و گردشگران واقعی «جهانی» فراهم نمایند.
همگان به خوبی میدانند این بافت تاریخی یزد که به ثبت «جهانی» رسیده از نظر امنیت، بهداشت و امکانات رفاهی، تفریحی و مواد مخدر و زندگی شرایط مطلوبی ندارد و به نوعی در حال تخریب است و در مقابل حوادث طبیعی نیز تاب تحمل بالایی ندارد پس، هزینه کرد در این حوزه یک کار عقلانی و سرمایهگذاری سودمند است که یزد ما به دلیل فقدان مدیران توانمند و قدرتمند اجرایی و نداشتن افکار بلند جهانی و جهادی و در کنار آن نبود اعتبارات کافی، نمیتواند حداقل در شرایط کنونی از عنوان و نام «جهانی» به بهترین شکل ممکن بهره لازم را ببرد؟!
استان یزد از نظر ابینه، تاریخ و فرهنگ و تمدن چیزی از استانهای همجوارش کمتر ندارد، اما بدلیل مشکلات فراوان از جمله، ضعف مدیریتی در سالیان متوالی و در این دولت نتوانسته حتی در جذب گردشگر و مسافر داخلی پا به پای استانهای همجوار حرکت کند.
چند سال پیش وقتی که با هیاهو و احساسات، میخواستند یزد را به قطب «مهندسی فرهنگی» تبدیل کنند حالا میبینیم که بعد از گذشت حدود 13 سال از جریان مهندسی فرهنگی هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است و امروز قصه «جهانی» شدن یزد نیز مانند همان «مهندسی فرهنگی» در حال تکرار شدن است؟!
مسئولان محترم لطف کنید با جیب خالی، پز عالی ندهید و مشکلات این مردم سختکوش و انقلابی، متواضع و کمتوقع را در پشت کلمه شهر «جهانی» پنهان نکنید، اگر مشکلات این مردم را حل کردید، اگر بیکاری را مداوا گردید، اگر کارخانههای تعطیل شده را جان تازه بخشیدید، اگر به کسب و کار بازاریان و تجار و مغازهداران، رونق دادید، اگر زیرساختهای شهری را اصلاح کردید و اگر در شاخصهای مختلف به استانداردهای جهانی، نزدیک شدید آن وقت، وقت برگزاری جشن «جهانی» شدن یزد است.
یزد - محمدرضا حایریزاده