کد خبر: ۱۳۵۱۸
تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۷
سبک زندگی اسلامی

سیره نبوی در ترک هم نشینی با ثروتمندان

یکی از موضوعات مهم در اخلاق اجتماعی، بحث ارتباط با انواع قشرها و طبقات اجتماعی است. این بحث، یکی از مصادیق مهم عدالت اجتماعی محسوب می شود و سنگ محک خوبی برای نگاه و تعریف عدالت اجتماعی در عینیت جامعه است. پیامبر اکرم الگوی بسیار دقیقی در این زمینه در سیره و گفتار خود ارائه نموده اند که در بعضی ا ز اصول فرسنگ‌ها با جوامع امروزی مسلمین متفاوت است.
اجرای عدالت اجتماعی
یکی از مهم ترین و حساس ترین نکات در مورد اخلاق اجتماعی رسول خدا(ص)، اجرای عدالت اجتماعی در بین همه ی آحاد جامعه است. در حقیقت عدالت جان دین و شریعت است. عدالت اجتماعی، عدالتی گسترده و فراگیر در همه ی وجوه زندگی انسانها است که از مهم ترین وجوه آن که مستقیماً با زندگی مردم درارتباط است، عدالت اقتصادی و اجتماعی می باشد. بنابراین، وجود فقر، فاصله طبقاتی، بهره کشی، رانت خواری و تکاثر و سرمایه داری نشانۀ عدم عدالت است. بر همین اساس، پیامبر اکرم(ص) به برپایی عدل و قسط در جامعه فرمان یافت؛ «قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْط »(اعراف،۲۹)؛ " بگو پروردگارم به قسط فرمان داد”
بقای جامعه به عدالت است، در جایی که عدالت نیست، انتظار پاکی و سلامت اجتماعی، انتظاری بیهوده است. روش و منش اسلام به عدالت است و با خاموش شدن عدالت، اسلام چون چراغی خواهد بود خاموش که با آن راه نمی توان یافت و مردمان را به سامان نمی توان رساند، زیرا این عدالت است که نگهدارنده ملت است، «العدل قوام الرعیّه». از این روست که پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: ساعتی عدالت از هفتاد سال عبادتی که شب‌هایش نماز شب و روزهایش به روزه بگذرد، بهتر است».(بحار، ج‏۷۵، ص‏۳۵۲ و الحیاة‏، ج‏۶، ص،‏۳۲۵)
عدالت یک تکلیف الهی و اصل محبوب مطابق با خواست و فطرت انسان و موجب تعالی بشر در حوزه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی است و جامعه بشری هم از ابتدا تاکنون، آرزوی روزی را داشته و دارد که در آن، ظلم، تبعیض و بی عدالتی در تمام چهره و ابعادش نابود شود و نسیم ملایم عدالت و برابری در تمام زوایای زندگی انسان های دردمند و رنجیده، نفوذ کند. دردهای کهنه و قدیمی بشر، ناشی از ظلم و ستم و بی عدالتی را با داروی شفا بخش عدالت و برابری، مرهم نهاده و التیام بخشد.
اصالت مساوات و کرامت ذاتی انسان
یکی از شاخصه های مردم داری، اجرای مساوات در بین مردم و ارزش گذاری انسانها، براساس تقوا  است. پیامبر خدا(ص)، حتی در نگاه کردن به اصحاب خویش مساوات را رعایت می کردند و یا در حلقه ای که اصحاب می نشستند؛ هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی شد.
عرب را بر عجم و سفید پوست را بر سیاه پوست و اشراف زاده را بر خدمتکار مقدم نمی‌نمود و می فرمود: « ائْتُونِی بِأَعْمَالِکُمْ لَا بِأَنْسَابِکُمْ»  (بحارالانوار،ج۴۶،ص۱۷۷)؛ «عمل های خود را نزد من آورید نه نسب هایتان را». اجرای تمام اقسام مساوات در همه زمینه ها، اعم از: مساوات در تقسیم بیت المال، مساوات در پرداخت مالیات‌های اسلامی، مساوات در فرا خواندن همه مردم به تحصیل علم و مساوات در تصدی مسئولیت ها بر اساس اهلیت و شایستگی و … مدّ نظر رسول خدا (ص) بود.
پیامبر اکرم (ص) با اعلام و اجرای مساوات، درواقع دیدگاه طبقاتی و برتری جویی های کاذب و دروغین و نیز مقدم کردن ثروتمندان بر فقرا را نفی کردند و همگان در برابر قانون الهی مساوی بودند، به عنوان مثال: زنی از اشراف مرتکب سرقت شده بود و زمانی که این مسأله ثابت شد، رسول خدا(ص) فرمان به مجازات او داد؛ عده ای نزد حضرت آمده و وساطت می کردند تا حکم درباره او اجرا نشود، اما پیامبر اکرم(ص) بر مساوات در اجرای قانون تاکید کرده و فرمودند: « إنّما أهلک الّذین من قبلکم أنّهم کانوا إذا سرق فیهم الشّریف ترکوه و إذا سرق فیهم الضّعیف أقاموا علیه الحدّ.» (نهج الفصاحه،ص۳۴۵)؛ «آنانکه پیش از شما بودند تنها به سبب چنین تبعیض هایی هلاک شدند؛ زیرا حدود را بر فرو دستان اجرا می کردند و اشراف و بزرگان را رها می ساختند».
این نگاه پیامبر(ص) که در مورد همگان به مساوات می نگریستند به حدی ظریف بود که در سیره و تعالیم ایشان، اقشاری که سعی در خود برترنمایی دارند عملا و نظرا طرد می شوند تا به اصالت حفظ کرامت انسان ضربه وارد نشود. این مساله طرد اغنیاء و متکاثرین توسط پیامبر را به خوبی نشان می دهد و همچنین دعوت به هم نشینی با فقرا و محرومین به سادگی قابل لمس است.
اهتمام به امور مستضعفان و محرومان و ترک مجالست با اغنیا
رفتار و مشی رسول خدا(ص)، رفتاری مبرّا از هر نوع رفتار ملوکانه و مستکبرانه بود. این مسأله باعث شده بود تا ایشان با جدیت با اقشار ضعیف جامعه ارتباط نزدیک داشته باشند. آنچه از سیره و سلوک اجتماعی پیامبر(ص) حکایت دارد، داشتن روحیه ی سادگی، بی پیرایگی و بی آلایش در زندگی و دوری از اشرافی گری است و مانند مردم محروم مشی می‌نمودند؛ چنان‌که خود بر این سیره تاکید داشتند و می فرمودند:« إِنِّی أَلْبَسُ الْغَلِیظَ وَ أَجْلِسُ عَلَى الْأَرْضِ وَ أَلْعَقُ أَصَابِعِی وَ أَرْکَبُ الْحِمَارَ بِغَیْرِ سَرْجٍ وَ أُرْدِفُ خَلْفِی- فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی» (بحارالانوار،ج۷۴،ص۸۲)؛ «من لباس خشن می‌پوشم و بر زمین می نشینم و انگشتان را [پس از غذا] با زبان می لیسم و بر الاغ بی پالان سوار می شوم و کسی را بر پشت خود روی مرکب سوار می کنم. پس هر که از سنّت من گریزان شود از من نیست».
هم چنین پیامبر اکرم(ص) هم خود سعی در عدم مجالست و رابطه با اغنیا و توانگران داشتند و هم دیگران را از هم نشینی با آنان منع می نمودند و دلیل آن را اینگونه بیان می فرمودند: نشست و برخاست با سه طایفه دل را می میراند از جمله: نشست و برخاست با اغنیا. (تحف العقول ص۵۱)
ایشان شدیدا از احترام به فرد ثروتمند به خاطر دارایی هایش بیزار بودند و فرموده اند: خدا لعنت کند کسی را که شخص غنی(ثروتمند) را به خاطر توانگری اش احترام کند.(ارشاد القلوب ص۲۷۰)
رسول خدا یاران خود را به مجالست با فقرا فرا می خواندند و در توصیه ای به ایشان می فرمودند: طوبی لمن ..خالط اهل الذله و المسکنه – خوشا به حال کسانی که.. با بیچارگان و مسکینان معاشرت داشته باشند. (محمد رضا حکیمی،حکومت اسلامی از منظر قرآن وسنت، ص۳۳۷ به نقل از بحار ج۷۷ ص۱۷۵)