به یاد طلبه بسیجی شهید «عزیزالله فلاحی»
تنها خداست که میماند (حدیث دشت عشق)
دنیا با تجملاتش میگذرد، تنها چیزی که میماند خداست. هدفی خیلی مهم مرا به طرف خودش میکشاند. موقع امتحان فرا رسیده، نه تنها برای من بلکه برای تو هم امتحان است. خدا نکند در این امتحان شکست بخوریم...»
آری! جملات نامه به همسرش نشان میدهد عشق، کربلایی است و عاشقی، نینوایی! و البته چند ماه بعد هم شهادت و رهایی! از همان دورههای تحصیلی سری پر شور داشت؛ از پاره کردن عکسهای شاه تا شرکت در راهپیماییها و رفتن به جبهه، آموزشش در پادگان غدیر بود و عزمش جزم جبهه. در عملیات فتحالمبین، بیتالمقدس، محرم، والفجر مقدماتی و والفجر2 حماسهها آفرید. آنها که در تنگه چزابه بودهاند و آتش دشمن را دیدهاند، حماسه مردانی مانند شهید فلاحی را میدانند.
سفارشش برای سر زدن به خانواده شهدا بود و اخلاقش هم دوستداشتنی. ... و سرانجام در عملیات والفجر2 شربت شهادت نوشید. پیکر مطهرش پنج ماه زیر گلولههای دشمنان بعثی ماند تا همرزمانش آن را به پشت جبهه انتقال دادند. طلبه بسیجی شهید «عزیزالله فلاحی»، سال 1342 در روستای حسنآباد اصفهان متولد شد و در 1/5/1362 در منطقه حاج عمران کردستان به شهادت رسید.