کد خبر: ۱۳۲۵۳
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۲۱:۵۹
وصیت‌ خواندنی فرمانده مفقودالاثر همدانی

اطاعت از ولايت فقيه ترجيع‌بند وصاياي شهيد (حدیث دشت عشق)


شهید جاوید نشان و بی‌پیکر «محمدتقی ترکمانی» متولد 27 تیر 1339 در شهر همدان است.  این شهید از فرماندهان سپاه همدان بود که در یازدهم شهریور 1360 طی عملیات «شهیدان رجایی و باهنر» در منطقه قراویز سرپل ذهاب به شهادت رسید و پیکر مطهرش برای همیشه بر تپه‌های قراویز ماند.
فرازهايي از وصاياي شهيد:
 1ـ ‌ای امت دلاور و مسلمان بدانید که تنها راهی که می‌تواند برایتان افتخار جاویدان به‌جای بگذارد، اطاعت مطلق شما از ولایت فقیه است، وقتی تنها از این راه می‌توانید با تمام جدّ و سعی خویش و با تمام تلاش روز افزون، روسفیدی و سربلندی را در عالم آخرت به دست آورید و در دنیا نیز با افتخار و سربلندی در میان تمام مستکبرین جهان زندگی کنید. 2ـ برادران پاسدار، سفارشم به شما این است، شما فردای بزرگی دارید، هر کدامتان باید گردانندگان یک شهر و کشور خارجی باشید و لازمه این آن است که شبانه‌روز کسب علم و شخصیت و معرفت پیدا کنید. 3ـ اما سفارشم به پدر و مادر خودم این است که اولاً بعد از من هیچ‌گونه ناراحتی نداشته باشید بلکه انتظارم این است با شهادت من اُنس و الفت کامل در خانواده را بیشتر کنید تا زمینه‌ای برای رشد سالم و اسلامی بچه‌‌ها باشد و این را هم بدانید که تمام وظیفه شما این است که گذشته از این‌ که گوش به فرمان امام باشید باید وظیفه بعدی خود را تربیت بچه‌‌ها بدانید؛ تربیت اسلامی. 4ـ اما برادرم، تو اسلحه خونینم را از زمین بردار و تا پیروزی نهایی و با پیوستن به خودم راهم را ادامه بده.  5ـ همسرم،‌ای همسر خوب و مهربانم می‌دانم که بعد از من ناراحتی‌های زیادی خواهی کشید همان طور که در مدت زنده بودنم هم این ناراحتی‌‌ها را کشیدی، مقام تو را من در پیشگاه خدا می‌دانم، مقام بالایی است. من به تو گفته بودم که تو از من بهتری.  عزیزم، تو باید خود را در میان زنان قهرمان صدر اسلام محو کنی و بدانی که دنیا فانی است و کوچکترین تلاش و کوشش در نامه اعمالت نقش می‌بندد.
 از بهترین وظایفت این است که هدفم را دنبال کنی و ثمره زندگیم «عمار» عزیزم را خوب تربیت کنی. از تو خواهش می‌کنم عمار را میوه درخت زندگیمان بدانی و طوری او را تربیت کنی که سرباز امام زمان (عج) باشد، تو که همیشه به من محبت کرده‌ای این را عاجزانه از تو می‌خواهم که عمار را از هم اکنون یک خمینی قرن و زمانش بدانی.همیشه با احترام، با حالت شادی و شاداب و خوشحال با او رفتار کنی، من هم قول می‌دهم که با عمل کردن به سفارش‌هایم دقیق و کامل در آنجا شفاعتت کنم. و از خدا بخواهم که پیش من باشی. اما در صورتی که خواستی در زندگی با کسی ازدواج کنی باز هم از شما راضی‌ام و تشکر می‌کنم. خلاصه در هر صورت عمار را فراموش نکن، بعد از بزرگ کردن و سپردن به یک شخص مطمئن، ازدواج کن.  ـ هرکس که از او طلب دارم خودش می‌دهد، به کسی هم بدهکار نیستم، فقط مبلغ 8 هزار تومان به تبلیغات بدهکارم که به برادر شعبانی بپردازید و هر کسی مدعی شد از مالم به او بدهید. ـ در صورت ماندن همسرم، خانه‌ام با سرپرستی پدرم اداره شود.