کد خبر: ۱۳۲۲۲۹
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۴۴
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای

از فتح‌الفتوح برجام فقط کاپ اخلاقش به ایران رسید!

سرویس سیاسی ـ
سانسور تظاهرات گسترده مردم در واکنش به خروج آمریکا از برجام، خروج آمریکا برجام را بی‌خاصیت کرده است، برجام از دنیا رفت ولی ایران برتری حقوقی و اخلاقی داشت! و مصدق را احضار کنید برای احیای سیاست و مقابله با سلطه جهانی! از جمله مطالب دیروز روزنامه‌های زنجیره‌ای بود.
روزنامه‌های زنجیره‌‎ای مدعی اصلاح‌طلبی در شماره دیروز، تظاهرات گسترده مردم سراسر کشور پس از نماز جمعه در واکنش به پیمان‌شکنی‌ و خروج آمریکا از برجام را سانسور کردند. در این تظاهرات مردم با تأکید بر ضرورت عبرت‌گیری از برجام، تصریح کردند که به سران اتحادیه اروپا به عنوان هم‌پیمانان آمریکای عهد شکن هیچ اعتمادی ندارند. غربگرایان خرده‌پای مدعی اصلاحات اما قبلا سنگ تمام گذاشتند برای بزک آمریکا، الان و از مدت‌ها قبل هم برای بزک اروپا. به قول نتانیاهو سرمایه‌های اسرائیل‌اند و همان‌ها که رکس تیلرسون از لزوم حمایت آمریکا از آنان گفت. مشغول خدمت به منافع استکبار جهانی و جنایتکاران کودک‌کش صهیونیست. مهم برای افراطیون مدعی اصلاحات رفع حصر و کنسرت و ورود زنان به ورزشگاه است چون با آنها کاسبی می‌کنند و رأی جمع می‌کنند. با مردم سرافراز و غیرتمند و بلند قدر ایران اسلامی میانه‌ای ندارند تا مطالباتشان را بازتاب دهند. آنها فقط عده‌ای را می‌خواهند که در خیابان گلو پاره کنند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» تا فردایش همین را تیتر بزنند و خیانت خود و عده‌ای خودفروخته به منافع و مصالح کشور را مطالبه ملت جا بزنند.

برجام از دنیا رفت ولی ایران برتری حقوقی و اخلاقی داشت!
روزنامه‌های زنجیره‌ای در شماره دیروز خود همچنان به بزک برجام و توجیه آنچه که با خروج آمریکا از برجام پیش آمده است پرداختند. روزنامه شرق به همین منظور چندین یادداشت و گزارش صفحه نخست خود را به این موضوع اختصاص داد.
این روزنامه در یادداشتی استدلال کرده است که خروج آمریکا از برجام برتری حقوقی و اخلاقی ایران را نشان داد، روزنامه زنجیره‌ای شرق توضیح نداد که این برتری اخلاقی و حقوقی چه فایده‌ای برای زنده کردن جنازه بدون روح برجام دارد؟! برجامی که در دو سال گذشته مواد مرتبط با رفع تحریم‌های ضدایرانی آن عملی نشده و بر میزان این تحریم‌ها نیز هر روز افزوده شده بود!
در بخشی از این یادداشت آمده است: «تصميم ايالات متحده آمريکا براي خروج از برجام، ايران را در روابط بين‌الملل در موقعيت حقوقي و اخلاقي برتري قرار داده که کمتر سابقه داشته است. از نظر حقوقي، برجام توافق‌نامه‌اي چندجانبه است که همه طرف‌هاي آن‌، که يکي از آنها ايالات متحده آمريکا بود، بايد به تمام مفاد آن پايبند باشند. مهم‌ترين طرف برجام ايران است. تمامي مراجع رسمي بين‌المللي که با برجام مرتبط‌اند، از قبيل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، اتحاديه اروپا و کشورهاي عضو برجام، تأييد مي‌کنند ايران به تعهدات خود در برجام پایبند بوده و همه آنها را انجام داده است؛ يعني ايران در موضوع برجام قواعد حقوق و نظم بين‌الملل را رعايت کرده است. به اين نکته نيز بايد توجه داشت که برجام صرفا موضوع برنامه هسته‌اي ايران را در بر مي‌گيرد.»
ایران باید هم در موقعيت حقوقي و اخلاقي برتری قرار داشته باشد. وقتی افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی تیتر می‌زنند که «سازمان تحریم‌ها فرو پاشید» و مردم را فریب می‌دهند؛ وقتی ایران مو به مو تمامی مفاد تعهداتش در برجام را اجرا می‌کند، نتیجه‌اش می‌شود اینکه به هواپیمای ظریف هم سوخت نمی‌دهند و وی تصریح می‌کند که «هنوز یک حساب بانکی هم نمی‌توانیم در انگلیس باز کنیم» همین می‌شود که صنعت هسته‌ای می‌رود، تحریم‌ها می‌ماند و ایران با کاپ اخلاق! و اینکه مسئولان دولت هرقدر هم طرف غربی و آمریکایی بدعهدی کنند، در برجام می‌مانند.
مدعیان اصلاحات در ارائه آدرس غلط، جابه‌جا کردن اولویت‌ها و سرپوش گذاری بر اصل و ماهیت موضوعات بسیار ماهرند. اصل قضیه اینجاست که جسم و روح برجام نقض شده و حریف با فریب، خدعه و بدعهدی خواسته‌های نامشروع خود را که طی 12 سال گذشته بر زمین مانده بود به صنعت هسته‌ای کشور تحمیل کرد. ایران به تعهداتش در تعلیق چشمگیر فعالیت‌های هسته‌ای عمل کرد اما طرف غربی به جای برداشتن تحریم‌ها، بر تعداد آنها افزود. اکنون هم آمریکا تیر خلاص را به آن شلیک کرده؛ اروپایی‌ها نیز به نیابت از آمریکا برای محدودسازی توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای به ایران فشار می‌آورند. این فرجام برجامی بود که همین زنجیره‌ای‌ها، آن را آفتاب تابان، فتح الفتوح و معجزه قرن نامیدند. در چنین شرایطی مدعیان اصلاح‌طلبی که راهکارشان مبنی بر مذاکره برای حل مشکلات کشور عقیم مانده، حاشیه می‌روند.
شرق اما در این میان یک پیشنهاد نیز داده است و آن اینکه: «در داخل بايد موقعيتي فراهم شود تا روشنفکران، روزنامه‌نگاران و سياست‌مداران مختلف، به‌ویژه آناني که در تنگناهايي غيرضرور گرفتارند، جاي سخن بيابند و فضاي عمومي کشور آرامشي آزاد را با حضور نيروهاي متنوع داخل کشور تجربه کند.»
گفتنی است، افرادی که شرق خواستار رفع تنگناها علیه آنان شده است، کسانی هستند که چندی پیش طی نامه‌ای به ترامپ خواستار تحریم‌های ضدایرانی به نیت براندازی شده بودند!
سردبیر شرق در سرمقاله این روزنامه تداوم برجام با استعانت از اروپا را نیز بی‌فایده می‌خواند و می‌نویسد: «هرچند اروپا در برجام مانده است؛ اما بعید به نظر می‌رسد این کشورها ظرفیت ایستادگی در برابر خواسته‌های آمریکا را داشته باشند؛ پس باید از اروپا همان‌قدر انتظار داشت که توان دارد.»

گذشته حقارت‌بار را احضار کنید برای احیای سیاست و مقابله با سلطه جهانی!
نویسنده برجام را تمام شده می‌پندارد و دیپلماسی را عاجز از نجات آن. سردبیر شرق همچنین به روح مصدق نیز رجوعی کرده و نوشته است: «بی‌تردید برای هر پیروزی در دیپلماسی باید مستظهر به پشتیبانی مردم بود. مردمی پای کار که تن به هیچ تحقیر داخلی و خارجی ندهند. چنین مردم و دولتی در تاریخ ایران سابقه دارد؛ و آن دوران محمد مصدق است. شاید راه سربلندی ما در احیای سیاست و مقابله با سلطه جهانی احضار دوباره این تاریخ باشد.»
روزنامه‌های زنجیره‌ای در حمایت از تلاش‌های دولت در روزهای گذشته برای نجات برجام با کمک اروپا یادداشت‌های متعددی را نگاشته‌اند. با این وجود خود اعتراف می‌کنند که اروپا قادر به کمکی به ایران نیست. روزنامه‌های زنجیره‌ای در این روزها حکایت بیماری را دارند که از شدت تب دچار هذیان‌گویی شده و خود متوجه تناقض سخنان و استدلال‌هایشان نیستند.
و نکته پایانی اینکه اگر مصدق مستظهر به حمایت مردم بود، دل به کمک آمریکا نمی‌بست تا به کودتای 28 مرداد 1332 برای همیشه از صفحه تاریخ حذف شود. مصدق دل به آمریکا بست و با کودتای همین آمریکا حذف شد؛ آیا این تجربه‌ای گرانبها برای دلبستگان به غرب نیست؟!

بارها گزیده شدن از یک سوراخ!
روزنامه اعتماد در شماره روز گذشته خود مصاحبه‌ای را با موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات پیرامون مسایل اخیر برجام منتشر کرده است.
این مقام سابق دولت اصلاحات در بخشی از این مصاحبه گفته است: «روزي كه بحث مذاكرات ايران با ١+٥ مطرح شد و دولت با جديت تمام پيگير حل مسئله مناقشه هسته‌اي به روش مسالمت‌آميز بود كه منتهي به توافقنامه موسوم به برجام شد باز هم اين جريان عصبي و ناراحت بود و نسبت به برجام و دستاورد مذاكرات با قدرت‌هاي جهاني تاختند. اين جريان حركت دولت را هيچ‌گاه برنتابيده و برنخواهد تابيد. فارغ از آنكه نتايج برجام چه بوده و چه كساني از اين مذاكرات متضرر يا منتفع شدند، از روز اول اعلام مخالفت كردند. از همان ابتدا نگاه‌ها نسبت به برجام متفاوت بود. نخست همين جريان راديكال دلواپس بود. نه آنكه اين جريان با برجام مشكل داشته باشد بلكه با اين موضوع كه منشا اين توافق دولت حسن روحاني بود مخالف بودند.»
«دقیقا منظور شما کدام دستاورد است؟!» اگر از این سؤال مهم بگذریم نکته دیگری که در این سطرها به چشم می‌خورد، چرایی مخالفت منتقدان برجام با آن از همان ابتداست. اکنون که گفته‌های منتقدان برجام به واقعیت رسیده، طیف خیالاتی و سهل‌انگار به جای آنکه به‌اشتباهات بسیار خود اعتراف کند، در عین ناباوری دست پیش را گرفته است. به جملات بالا دقت کنید! به واقع دلیل مخالفت منتقدان چه بود؟
اگر از تحلیل‌های غیر واقعی مدعیان اصلاح‌طلبی که برای تخریب رقیب ارائه می‌شود بگذریم، مهم‌ترین محورهایی که منتقدان از ابتدا مطرح می‌کردند شامل این موارد بود:
 الف) آمریکا به کرات نشان داده بود که هیچ پایبندی به تعهداتش ندارد و به راحتی از آنها عبور می‌کند. (همانگونه که این چنین شد)
ب) اروپا نیز در این زمینه دست کمی از آمریکا ندارد. شاید برخی خوش‌باوران و ساده‌لوحان گمان کنند که میان این دو تفاوت فاحشی وجود دارد اما مگر همین اروپا در دوره اصلاحات قدم پیش نگذاشت و با ایران معاهده‌ای در باب هسته‌ای امضا نکرد؟ اما دو سال از زمان تعهد اروپا گذشت و آنها به تعهدشان عمل نکردند تا اینکه سرانجام با فرمان رهبر معظم انقلاب پلمب مراکز هسته‌ای شکسته شد و کارها از سر گرفته شد.
ج) تجربه تاریخی نشان داده بود که ذات سلطه‌جوی غرب برای تضییع حقوق مسلم یک ملت پا پیش می‌گذارد. چرا که اگر با دقت به کشورهای منطقه بنگرید خواهید دید در حالیکه کشورهایی نظیر هند و پاکستان مسابقه تسلیحات اتمی به راه انداخته‌اند و رژیم صهیونیستی که حتی معاهده منع گسترش سلاح‌های کشتار جمعی را امضا نکرده، بیش از 400 کلاهک هسته‌ای دارد، آمریکا و اروپا تمام همت‌شان را صرف تعطیل کردن صنایع صلح آمیز هسته‌ای ایران کرده‌اند!
د) اما تمام موارد قبلی وقتی منجر به نگرانی می‌شوند که ببینیم برای مذاکره با این کشورهای سلطه‌جو و متکبر و فریبکار، طیف ساده‌لوحی برای مذاکره قدم پیش گذاشته که به هیچ وجه وقعی به تجربه تاریخی نمی‌گذارد و از آن درس نمی‌گیرد. همین سبب شده تا این سلطه‌جویان و استعمارگران عصر جدید این طیف را بسیار دوست داشته باشند چرا که تضییع حقوق ملت ایران بدون این طیف ساده‌لوح و سهل‌اندیش در عرصه دیپلماسی ممکن نیست. طیفی که از قضا بسیار هم در این مورد ادعا دارد.

خروج آمریکا، عملا برجام را بی‌خاصیت کرده است
روزنامه آرمان اما دیروز با تاخیری 3 ساله تازه به استنادات کارشناسی منتقدان برجام رسید. این روزنامه در مطلبی نوشت: «اگر از روز اول مسئولان جمهوری اسلامی آنقدر در عظمت برجام نمی‌گفتند و آن را مائده‌ای آسمانی برنمی‌شمردند اکنون مجبور نبودند برای از بین رفتن آن تا این اندازه اظهار تأسف کنند. آنها باید در کنار فعالیت‌های توسعه‌ای خود به این واقعه به عنوان یک گشایشی که اگر اتفاق هم نمی‌افتاد به جائی برنمی‌خورد، نگاه می‌کردند. ولی امید‌های صددرصدی در آغاز، این چنین ناراحتی را در پی دارد... در ضمن ما چرا باید همه تعهدات را یکجا عمل می‌کردیم؟ مگر در توافقنامه چنین قید شده بود که اول ما باید همه تعهدات را انجام دهیم؟ اکنون دیگر این مطلب فراموش شده که ما به خاطر نشان دادن حسن نیت به این قرارداد تمکین کردیم و الا چرا برای کشور‌های دیگر چنین قراردادی تنظیم نشد؟ خروج آمریکا نه به عنوان یک عضو ساده بلکه به عنوان بزرگ‌ترین قدرت تأثیرگذار بر سایر شرکا بیرون رفته است و عملا برجام را بی‌خاصیت کرده است.»
در طول مذاکرات، منتقدان دلسوز با دلایل فنی و کارشناسی تاکید می‌کردند که دولت ایران می‌بایست قبل از امضای توافق، قواعد بدیهی همچون «توازن تعهدات»، «همزمانی اجرای تعهدات»، «اخذ تضمین از طرف مقابل» و «پیش‌بینی برگشت‌پذیری امتیازات واگذار شده در صورت نقض عهد» را به جهت حفظ منافع ملی و عزت مردم کشورمان رعایت کند. اما برخی مقامات ارشد دولت یازدهم و رسانه‌های به ظاهر حامی دولت در اقدامی تامل برانگیز نه تنها از این انتقادات کارشناسی استقبال نکرده بلکه با فحاشی به منتقدان، آنها را به جهنم حواله دادند. از سوی دیگر، برخی از مقامات ارشد دولت تاکید داشتند که آمریکا پرستیژ و اعتبار بین‌المللی خود را به واسطه یک توافق خدشه‌دار نمی‌کند!
در حال حاضر اروپایی‌ها همصدا با ترامپ تاکید دارند که باید محدودیت‌های برجام دائمی شده و مواردی همچون توان موشکی و قدرت منطقه‌ای کشورمان نیز به آن افزوده شود. با توجه به همراهی اروپا با آمریکا، برجام بدون آمریکا همانند سابق هیچ خاصیتی ندارد و تضمین اروپایی‌ها نیز همانند آمریکا، هیچ اعتباری ندارد.
آرمان می‌نویسد: «اگر از روز اول مسئولان جمهوری اسلامی آنقدر در عظمت برجام نمی‌گفتند و آن را مائده‌ای آسمانی بر نمی‌شمردند...» در حالی‌که صحیح‌تر آن است که گفته شود «مسئولان «دولت» جمهوری اسلامی»... چراکه مقامات ارشد دولت و شخص رئیس‌جمهور بودند که عبارات مبالغه آمیز و اغراق گونه درباره برجام به‌کار می‌بردند و آن را راه‌حل همه مشکلات کشور معرفی می‌کردند.