کد خبر: ۱۳۲۱۴۳
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۹:۵۶

هجوم خاموش دشمن و خدمتگزاران آن (2 )

* علیرضا چخماقی

یکی از شگرد‌های عمدۀ رسانه‌های معاند، این است که ابتدا با استفاده از عامل تکرار، یک مطلب جعلی و نه چندان درست را به شکل‌های مختلف آن قدر در قالب خبر، گزارش و گفت‌وگو تکرار می‌کنند و بازتاب می‌دهند تا در اذهان رسوب کند و آن گاه در مرحلۀ بعد، همان مطلب سست و بی‌پایه و حتی کاملا جعلی را مبنا قرار می‌دهند و به شکلی در رسانه هایشان، به آن می‌پردازند و در باره‌اش طرح سؤال می‌کنند که گویا اصل مطلب، یعنی همان ساخته و پرداختۀ خودشان، امری قطعی و مسلم و غیر قابل تشکیک است. یکی از نمونه‌های بارز این نوع خبرسازی‌ها و شستشوی افکار عمومی که قطعا، نشر و بازتاب گستردۀ آن نمی‌تواند امری عادی و بدون هدف تلقی شود، این موضوع است که نزدیک به یک سال پیش، مؤسسه نظرسنجی گالوپ که یک مرکز آمریکایی است اعلام کرد که بر اساس گزارش و آمار سالانه‌ای که تهیه کرده است، مردم ایران، عصبانی‌ترین مردم جهانند !... به محض انتشار این خبر، تعدادی از سایت‌ها و نشریات داخلی، بی‌آنکه در صحت و سقم و راست و دروغ چنین خبری، چند و چون و یا لااقل تردید کنند، آن را نه تنها همچون وحی منزل پذیرفتند و تأییدش کردند، بلکه با اضافه کردن عکس و نوشتن حاشیه بر اصل مطلب، برشاخ و برگش نیز افزودند... اینان بنا بر ماهیت ترکیبی و هویت ناخالص خود، که خمیر مایه‌اش غربی است و شاخص آن همواره به سوی غرب میل می‌کند، هرگز از خود نپرسیدند و یا درست‌تر بگوییم دوست نداشتند بپرسند که آمار گالوپ، مبتنی بر کدامین شاخصه‌ها و معیارها به دست آمده و کی، کجا و چگونه به چنین نتیجه‌ای رسیده است ؟...
مانور دادن روی چنین آمار غیر موثق و جهت داری و در عین حال بازتاب مکرر همراه با آب و تاب آن، از طرف رسانه‌های مکتوب و مجازی، اگر در خوشبینانه‌ترین تصور ممکن، حماقت محض یا سهل‌انگاری و بی‌مبالاتی‌اشاعه دهندگان نباشد، قطعا آب به آسیاب دشمن ریختن و همراهی با وی در ضربه زدن به منافع ملی و خیانت به مصالح کشور است (کین‌ورزی و عناد با اسلام و انقلاب بماند)!
و درد ناک و تأسف‌برانگیزتر، زمانی است که به اصطلاح روشنفکران جامعه نیز بازیگر یا بازیگردان این معرکه شوند و چنان نویسند و سخن گویند که خوش‌باوران ساده نگر را خوش آید، چنان‌که اکنون هست و در مواجهه با سطحی‌ترین موضوعات دم دستی و شایعات بی‌اساس، آن روشنفکر مدعی تفکر با فلان لمپن بی‌سواد، نه تنها همراه و همنوا یند بلکه در حال سبقت گرفتن از یکدیگرند.
در چنین حال و احوالی که سکوت مصادر امور در وزارت ارشاد و کانون‌های مرتبط در برابر آشفتگی اوضاع رسانه‌ها، یا حاکی از رضایت آنها تلقی می‌شود و یا نشان دهندۀ غفلت و بی‌خبری ایشان، هیچ جای تعجب ندارد اگر مثلا در صفحۀ اول روزنامۀ آرمان شانزدهم اردیبهشت‌ ماه نود و هفت، کسی با عنوان روزنامه نگار (! ) با سوء سابقه‌های متعدد، باز هم مشغول نوشتن باشد و در خلال مطلب خود که در اصل آن هم هزار حرف و حدیث وجود دارد و نوعی نعل وارونه زدن به شمار می‌رود، در توجیه سلطنت طلبی بنویسد : «حساب سلطنت‌طلبها از پهلوی‌طلبها جداست» یعنی با فرمایش این آقای نویسنده، بنا به آن اصطلاح عامیانه‌ای که می‌گوید «هیچی به هیچی»، ما هم بی‌خیال هر چیز و همه چیز بگوییم : تو راست میگی، یعنی هیچی به هیچی!...
قضیه به همین جا ختم نمی‌شود و در کنار صد‌ها حرف راست و دروغ دیگر که فضای رسانه‌های مکتوب و مجازی را غبارآلود کرده‌اند، آقای دیگری با عنوان دیپلمات ارشد، در صفحۀ نخست روزنامۀ شرق هفدهم اردیبهشت نود و هفت، ما و مسئولین امر را نصیحت می‌کند برای نیل به خوشبختی و رسیدن به سر منزل سعادت، محو رژیم جعلی صهیونیستی را، که میراث سیاست‌های احمدی‌نژاد است (!) کنار بگذاریم، یاللعجب !... عنوان پر طمطراق دیپلمات ارشد را یدک بکشی، اما ندانی (یا در واقع نخواهی که بدانی ) محو اسرائیل، از شعارهای محوری و اهداف آرمانی و اولیۀ جمهوری اسلامی بوده است که حضرت امام خمینی«ره» و پس از آن مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» بارها و بارها، به شکل‌های مختلف، آن را بیان و تبیین فرموده‌اند؟!... از آسمان و ریسمان بافتن آقای دیپلمات برای خوب نشان دادن همۀ دشمنان این ملت و مردم که بگذریم به آخرین رهنمود ایشان می‌رسیم؛ آنجا که با اشاره به وحی خداوند به حضرت موسی علیه‌السلام و برادرش هارون، مبنی بر نرم سخن گفتن با «فرعون»، با نگارشی سست و مغلوط می‌فرمایند: «با زبان لَیّن سخن گفتن توصیه خداوند به موسی و هارون است تا چه رسد به ترامپ و شاهزاده سلمان و نتانیاهو» گویا به زعم ایشان «ترامپ و شاهزاده سلمان و نتانیاهو» با این همه انانیت و خیره‌سری و قتل و کشتار، کمتر از فرعونند !... یاد آوری این دو نمونۀ دم دستی از مندرجات مطبوعات، اگر چه در بادی امر، چندان با موضوع آغازین سخن، یعنی آمار خود ساختۀ گالوپ، مبنی بر «مردم ایران، عصبانی‌ترین مردم جهانند»، مرتبط نباشد، اما بیانگر این حقیقت تلخ است که تا وقتی که گروهی از رسانه‌ها، اصل را بر سیاه کردن صفحات سفید در راستای پیشبرد مقاصد گروهی و منافع جناحی خود قرار می‌دهند  و خود به دست خود و بیان خود با درج چنین مطالبی، تخم نفاق و بذر ترس در دل مخاطبین می‌کارند و البته گروهی اندک‌تر از آنان، چنان قربان صدقۀ دشمن می‌روند که خود دشمن هم در تصورش نمی‌گنجد، پس نمی‌توان از آنان توقع این را داشت که در مقابل هجوم دشمن، از نوع خاموش یا روشن آن، در صف ما باشند و در برابر القای«ایران عصبانی‌ترین کشور دنیا» بر اساس منطق مبارزه، واکنش دفاعی مناسبی نسبت به چنین یاوه‌هایی از خود نشان دهند.