حجاب اختیاری یا اجباری (10)
حجاب، امری فطری و طبیعی
رضا کرمی*
از وجوه اجباری حجاب میتوان به جبر تاریخی، جبر طبیعی، جبر دینی و جبر عصری اشاره کرد. قبلاً از نگاه تاریخی التزام به حجاب را بررسی کردیم و در این بحث به جبر طبیعی حجاب اشاره میکنیم.
نگاه طبیعی به ضرورت حجاب: جاذبههای زیباشناختی جانوران عمدتاً متوجه جنس نَر بوده و در میان انواع مختلف حیوانات جلوههای زیبایی خلقت بسیار بیشتر از جنس ماده، در جنس نَر تجلی یافته است. در این میان جنسیت انسان در ادبیاتی متفاوت، از جانداران به زن و مرد تعبیر میشود که نر و ماده بودن فقط یکی از تفاوتهای زن و مرد است چرا که در مردانگیِ مرد و زنانگیِ زن ویژگیهای دیگری نهفته شده که کاربردی غیرجنسیتی داشته و در تعاملات زندگی اجتماعی انسان نقشآفرین است. البته همواره جنس مرد از نظر قوای جسمانی قویتر و برتر بوده است. از سوی دیگر معیارهای زیباشناسانه نیز متمایز از دیگر جانداران جلوههای زیبایی را در جنس زن متمرکز نموده و در طی تاریخ بشر اذعان به زیباتر بودن زن نسبت به مرد در قالب انبوهی از نمادهای زیبایی که وابسته به زن خلق شده است، پاسخی است به فلسفههای کم رونق مدرنیته که این واقعیت را نادیده گرفته و در آن خدشه میکنند. البته استفاده از زن در تبلیغات کالا و خدمات در غرب گواه دیگری است بر بطلان فلسفه تساوی و یا حتی برتری زیباشناسانه مرد.
صرف نظر از نگاه هرمنوتیکی به این الفاظ و مفاهیم، در نگاه طبیعی به حجاب، تمایز میان جانداران در شاخصههای زیبائی از یکسو و اشتراک میان جانداران در قوای جسمانی از سوی دیگر از فلسفه حجاب رونمایی میکند. امر حجاب از سوی خالق هستی و خلق زوجی انسان به زن و مرد در نظام خلقت اقتضائاتی دارد که شناخت و باور آنها تنسیق امور اجتماع و خانواده را مبتنی بر طبع زنانه و مردانه به عنوان یک واحه وجودی رقم خواهد زد و نادیده گرفتن ساختار طبیعی آنها زمینه را برای اصطکاک و اتلاف آن دو فراهم خواهد آورد.
در میان موجودات فقط انسان است که با تأکید بر جنس مؤنث به ستر و پوشیدگی خود مکلف شده است چرا که قوت جمال و زیبائی زن نسبت به مرد از یکسو و ضعف جسمانی او در برابر مرد از سوی دیگر طبیعت زنانه او را آسیبپذیر خواهد نمود. در حالیکه فلاسفه عصر مدرن با نادیده انگاشتن برتری قوای جسمانی مردانه و برتری قوت زیبائی زنانه، تساوی این دو را مبانی تعامل اجتماعی تلقی و پایهگذاری کردهاند، ادیان الهی با باورمندی به حقیقتِ تفاوت آنها، بلکه ایمان به ضرورت چنین تفاوتی، جایگاه هر یک را در نظام اجتماعی جامعه الهی تبیین کردهاند. این در حالی است که حجاب به عنوان یک ضرورت طبیعی سازوکار این نظام اجتماعی الهی را برای همجواری عزتمندانه زن و مرد در کنار هم فراهم میآورد تا در جامعه زیبائی و ظرافت اسیر قدرت نگردد و در خانواده قدرت محروم از ظرافت و زیبائی نباشد. حجاب ترجمانی است وحیانی از کارکردهای متعدد زن و مرد در جامعه و خانواده که سهم هر کدام به درستی ادا شده است. ناکامی تلقی تساوی زن و مرد در فلسفه مدرنیته وقتی با آسیبهای متعدد مواجه شد، در دهههای اخیر با اعمال قوانین در صیانت از حریم آسیبپذیری زن در مقابل مرد، بازهم نتوانسته راه غلط پیموده شده را جبران نماید و غرب همچنان در این خصوص در چالش دوری از آموزه انبیاء بهسر
میبرد.
ــــــــــــــــــــــــ
* کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامی