کد خبر: ۱۳۱۶۹
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۴
چگونه باید با شیطان بزرگ کنار آمد؟(بخش پایانی)

اعتماد به استکبار مایه پیشرفت یا شکست؟ (گزارش روز)


 گروه گزارش
 این روزها در هر محفل کارشناسی یا حتی غیرکارشناسی و در میان عامه مردم کوچه و خیابان سخن در باب اعتماد یا عدم اعتماد به آمریکاست. اینکه آیا رژیمی که جنایات فراوانی را در حق ملت‌های دنیا مرتکب شده و کمتر روزی است که در گوشه‌ای از کره خاکی شرارتی برپا نکند، مستحق اعتماد و ارتباط است؟ و آیا با دولتی که خوی قلدرمآبی و عربده‌کشی و فساد و قتل و غارت در ذاتش نهفته است می‌توان تعامل کرد؟
آیا با اعتماد به این کشور می‌توان مشکلات اقتصادی خود را حل نمود؟ و...
در شماره پیشین تلاش شد تا به این سؤالات و پرسش‌هایی نظیر آنها پاسخ هایی کارشناسانه بدهیم.
در این شماره هم سعی داریم تا نظر گروه دیگری از صاحب‌نظران را در باب اعتماد به آمریکا و نتایج آن جویا شویم.
هیچ کشوری با تعامل یکطرفه
 موفق نبوده است
مجتبی رحماندوست، نماینده مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سؤال که آیا کشورهای جهان با اعتماد به آمریکا و تعامل با ایالات متحده می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند، می‌گوید: «به نظرم آنها قادر به حل معضلات و مشکلاتشان نخواهند بود زیرا اگر نگاهی به وضعیت کشورهایی که خود را به طور کامل در دامن آمریکا انداخته‌اند و حتی فراتر از بحث اعتماد و تعامل رفته و قیمومت ایالات متحده را پذیرفته‌اند بیندازیم خواهیم دید که مشکلاتشان اگر نگوییم بیشتر نشده کمتر هم نشده است. چرا که آمریکا صرفا به اعتماد و تعامل یکطرفه می‌اندیشد و فقط به فکر حفظ منافع خودش است.»
وی با بیان اینکه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رژیم شاه در حد بالایی با آمریکا ارتباط و تعامل داشت، می‌افزاید: «اما علی‌رغم این تعامل و اعتماد پهلوی به اربابان آمریکایی کشور ایران دارای مشکلات عدیده اقتصادی بود. مثلا در موضوع ملی شدن صنعت نفت شاهد بودیم که رژیم پهلوی شعار این مسئله را می‌داد و تظاهر می‌کرد نفت در ایران ملی شده اما واقعیت قضیه این بود که تمام صنعت نفت ما دست آمریکایی‌ها بود و آنها در حال چپاول سرمایه ملی ما بودند.»
رحماندوست در ادامه با اشاره به برخی کشورهایی که لقب جهان سومی دارند و دربست در خدمت آمریکا هستند، می‌گوید: «کسانی که مدعی‌اند با اعتماد به آمریکا و تعامل با او می‌توان مشکلات را حل کرد حداقل یک نمونه از کشورهایی را که ارتباط تام و تمام با آمریکا دارند را نام ببرند که از ناحیه تعامل با ایالات متحده مسائل اقتصادی و معیشتی‌شان حل شده است. مطمئن باشید اگر حتی یک کشور با اعتماد به سران کاخ‌سفید و تعامل با آنها موفق به حل معضلاتش شده بود تا حالا مدعیان این اعتماد و تعامل بارها به او استناد می‌کردند ولی بدانید همین یک نمونه هم وجود خارجی ندارد. پس آیا جا ندارد که از این افراد بپرسیم چرا باید خودمان را معطل راه‌ها و اقدامات بارها تجربه شده بکنیم؟»
بی‌ثباتی اقتصادی نتیجه اعتماد به دلار
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سؤال که چرا نباید به آمریکا خوشبین بود و به او اعتماد کرد، می‌گوید: «دلایل متعددی برای این مسئله وجود دارد؛ نخست اینکه آمریکایی‌ها از یک‌سو دلار را پول بین‌المللی کرده و تلاش کرده‌اند تا به وسیله آن از فراز و نشیب‌های اتفاق افتاده در کشورها سوءاستفاده کرده و این نوسانات را به نفع خود رقم بزنند یعنی تا رخدادی در نقطه‌ای از جهان به وقوع می‌پیوندد کاخ‌سفید می‌کوشد بلافاصله ارزش دلار را در آن منطقه بالا برده و کشور مذکور را با مشکلات عدیده اقتصادی و... روبه‌رو کند. در نتیجه اعتماد به دلار آمریکا منجر به این شده که سران ایالات متحده هر زمان بخواهند در هر نقطه از جهان به بی‌ثباتی اقتصادی دامن می‌زنند و کشور طرف تعامل را با چالش مواجه می‌کنند.»
رحماندوست در ادامه می‌افزاید: «آمریکایی‌ها  موضوع اسرائیل را نیز همواره به عنوان اصل اساسی در منافع ملی خویش مطرح می‌کنند. بنده خبر دارم که مقامات کاخ سفید در مذاکره با کشورهای گوناگون همیشه به صراحت اعلام می‌کنند منافع اسرائیل برای ما بر هر چیز دیگری مقدم است و هیچ کشوری نباید قدرتمندتر از اسرائیل باشد. آنها از بیان این مسئله به هیچ‌وجه ابا ندارند و آن را به صراحت اعلام می‌کنند. بنابراین در شرایطی که اصل اول آمریکاییها در تعامل و اعتماد به دیگران حفظ منافع رژیم صهیونیستی است، چگونه می‌توان به آنها خوشبین بود و ارتباط برقرار کرد؟»
این کارشناس سیاسی سپس به تشریح سیاست یک بام و دو هوای ایالات متحده در تعامل با کشورها پرداخته و تصریح می‌کند: «آمریکایی‌ها براساس این سیاست با هر کشوری که منافع آنها را حفظ کرده و یا در جهت جلب منافع‌شان گام برمی‌دارد روابط به ظاهر دوستانه دارند و مثلا تعامل می‌کنند ولی به محض اینکه در همان کشور اتفاقی رخ دهد که منافع‌شان آسیب ببیند بلافاصله به سرکوب و آشوب و بلوا دست می‌زنند و آن کشور را متهم به تروریست و ضددموکراسی و حقوق بشر و... می‌کنند.
به طور نمونه سران کاخ‌سفید سالهاست که از کشورهای مرتجع عربی که حتی بویی از مردم‌سالاری و دموکراسی به مشامشان نرسیده حمایت می‌کنند و با هرگونه تقاضای مردمی برای دموکراسی به شدت مخالفت می‌کنند ولی در مقابل در کشورهایی که مردم تا حدودی سرنوشت خویش را به دست گرفته‌اند و خواهان برقراری ارتباط با سایر ملل براساس منافع دو طرفه هستند، بی‌رحمانه برخورد می‌کنند. آیا با این وصف باید به آمریکا خوشبین بود و باید به این رژیم زورگو اعتماد کنیم و منتظر تعامل دوجانبه باشیم؟»
این نماینده مجلس شورای اسلامی درباره اینکه چرا عده‌ای می‌خواهند جنایات آمریکا علیه ملت‌های مظلوم خصوصا ملت ایران فراموش شود، اظهار می‌دارد: «چون دوست دارند ارزش‌های غربی در کشور حاکم شود. کسانی که دارای گرایش‌های سکولار، اباحه‌گری و دوری از ارزشهای انسانی و اسلامی هستند می‌خواهند مدام اندیشه‌های منحط غربی و ظاهر فریبنده آنها در جوامع بازگو شود تا در نهایت این اندیشه‌ها بر جوامع حاکم شود بنابراین آنان بازگویی جنایات آمریکا را در تعارض با ارزش‌های غربی و اهداف خویش می‌بینند و می‌دانند اگر نخبگان، رسانه‌ها و صاحبان تریبون به یادآوری فجایع ایالات متحده در حق ملت‌های مظلوم بپردازند دیگر آنان جایی در میان ملت‌ها نخواهند داشت و در مقصودشان شکست خورده‌اند.»
اعتماد یکسویه دشمن را جری می‌کند
حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی فعال فرهنگی سیاسی و مورخ انقلابی معتقد است: «اعتماد و تعامل دو طرفه معنا پیدا می‌کند. اگر قرار باشد یک طرف دم از تعامل بزند و طرف مقابل به اصول و موازین تعامل پایبند نباشد، پیوسته عربده بکشد، تهدید نظامی کند، با قلدرمآبی، گستاخی، زورگویی و فشار برخورد کند، با شماتت و تحقیر موضع بگیرد، به قراردادهای فیمابین بها ندهد و آن را نادیده بگیرد، این نه تنها تعامل نیست بلکه ذلت‌پذیری است.»
وی با انتقاد از رفتار دوگانه آمریکا و اروپا با ملت ایران می‌گوید: «در برهه‌ای که شیطان بزرگ و همدستان او هر روز به نحوی به ملت ایران اهانت می‌کنند، اتحادیه اروپا علیه ایران اعلامیه صادر می‌کند، تروریست‌های منافق را که بیش از 17 هزار نفر از مردم ایران را به شهادت رسانده‌اند مورد حمایت قرار می‌دهد، وزارت دارایی انگلیس 15 مقام ایرانی را از ورود به انگلستان منع می‌کند. آمریکا از دادن ویزا به نماینده ایران در سازمان ملل خودداری می‌ورزد و بنیاد علوی را توقیف می‌کند و رسما اعلام می‌دارد که حق هسته‌ای ایران را به رسمیت نمی‌شناسد، در چنین شرایطی سخن از تعامل، خودفریبی و تجاهل است.»
حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی با اشاره به نتیجه اعتماد و تعامل یکسویه با آمریکا می‌گوید: «ما در طول زندگی خود، تعامل یکسویه را از رژیم‌ها و دولت‌های دست نشانده و خود فروخته فراوان دیده و امروز نیز می‌بینیم، شاه، ملک حسین، ملک حسن، ملک فیصل، ملک خالد، انورسادات، حسنی مبارک و بسیاری دیگر از رژیم‌های دست نشانده که پایگاه مردمی نداشتند و از پشتیبانی مردم برخوردار نبودند، دنباله‌روهای این‌گونه تعامل بودند و در برابر قلدرمآب‌های دنیا به هر ذلت و خواری و فضاحت و رسوایی با دستاویز تعامل تن می‌دادند و شرافت و عزت و هویت کشور و ملت خویش را سودا می‌کردند تا تاج و تخت و مقام و قدرت را از دست ندهند.»
وی می‌افزاید: «امروز نیز ملک عبدالله‌ها، اردوغان‌ها و امیرها و در واقع اسیرهای منطقه نیز دنباله‌رو چنین اعتماد و تعاملی هستند. محمودعباس در فلسطین اشغالی در برابر قلدرمآبی‌ها، تجاوزگری‌ها و زورگویی‌های رژیم صهیونیستی و شیطان بزرگ دم فرو می‌بندد، زور می‌شنود، در برابر نقض قراردادها از سوی صهیونیست‌ها نفس نمی‌کشد و هر روز شاهد تجاوز دشمن به خاک و مال و ناموس سرزمین و ملت خویش است.»
ملت ایران طالب احترام متقابل
این فعال فرهنگی سیاسی در ادامه تاکید می‌کند: «نظام جمهوری اسلامی در طول سی‌واندی سال گذشته همواره دنبال تعامل و احترام متقابل با دنیا بوده و با کشورهایی که خوی درندگی و تجاوزگری ندارند ارتباط حسنه‌ای داشته و دارد اما کیست که نداند که جهانخواران و در رأس آن شیطان بزرگ نمی‌توانند با دولت‌ها ونظام‌های مردمی تعامل داشته باشند مگر آنکه آن رژیم از قدرت فائقه‌ای برخوردار باشد که در برابر آن ناگزیر شوند به تعامل تن دهند. سیاست جهانخواری و غارتگری آمریکا جز رویارویی با ملت‌ها و دولت‌های مردمی راه دیگری ندارد.»
حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی با تصریح بر اینکه ملت ایران هرگز به اعتماد و تعامل یکسویه تن نمی‌دهد، می‌گوید: «ملت قهرمان‌پرور و آگاه ایران با انقلاب شکوهمند اسلامی این گونه شگردها و شیوه‌های زورمدارانه را به زباله‌دان تاریخ افکنده است. ملت ایران هیچ‌گاه و هرگز از این نگران نیست که تحریم‌ها از میان نرود بلکه از این نگران است که این تحریم‌ها به قیمت برباد رفتن حیثیت، شرافت، عزت و استقلال کشور و ملت برداشته شود.»
وی ادامه داد: «ملت ایران، ملتی شرافتمند، غیرتمند، سربلند، آزاداندیش، باعزت و با بصیرت‌اند و اصل زندگی‌بخش هیهات منّا ‌الذله را به عنوان یک دستور مکتبی و الهی باور دارند و به کار بسته‌اند. پیروان اسلام ناب محمدی(ص) و پرورش‌یافتگان مکتب امام خمینی(ره) با الهام از فرمان قرآنی «اشداء علی‌الکفار رحماء بینهم» در برابر دشمنان سرسخت، غرورمند، و انعطاف‌ناپذیرند و در برابر خودی‌ها، نرم‌خو، متواضع و با گذشت و بارأفت و محبت‌اند.
ماحصل اعتماد به گرگ
یک فعال سیاسی اعتماد به آمریکا را همچون اعتماد به گرگ درنده‌خو می‌داند و می‌گوید:‌«غربی‌ها و در رأس آنها آمریکا نشان داده‌اند که همچون گرگهای گرسنه در کمین‌اند تا در فرصت مقتضی به طرف مقابل حمله کرده و ضربه کاری خویش را وارد کنند. غربی‌ها حتی به یکدیگر نیز رحم نمی‌کنندو برای اینکه سرهم کلاه بگذارند از هر وسیله‌ای بهره‌ می‌جویند.»
حسین منفرد با اشاره به افشاگری‌های اسنودن، جاسوس سیا می‌افزاید: «این جاسوس چند ماه پیش از شنود مکالمات مرکل صدراعظم آلمان توسط آمریکایی‌ها پرده برداشت و همین مسئله موجی از نگرانی را در اروپا ایجاد کرد اما سران کاخ سفید با پررویی تمام بدون اینکه بابت این موضوع از آلمانی‌ها عذرخواهی کنند خیلی سعی کردند که بحث شنود و جاسوسی از مقامات آلمانی را بسیار عادی جلوه دهنده و آن را در راستای حفظ امنیت ملی آمریکا توجیه کردند. نمونه دیگر  شنود مکالمات میلیون‌ها آمریکایی توسط سازمان‌های جاسوسی ایالات متحده است که سران این کشور این مسئله را به راحتی رفع و رجوع می‌کنند و آن را قانونی جلوه می‌دهند. با این وصف باید به کسانی که خواهان اعتماد به آمریکا و تعامل با این کشور هستند، گفت چگونه می‌توان به کشوری که سرانش به سادگی از مردم خودشان جاسوسی می‌کنند و هیچ حریم و خط قرمزی برای آحاد جامعه آمریکایی قائل نیستند و یا به آسانی حاضر می‌شوند تمام مقررات بین‌المللی در حوزه دیپلماتیک را زیرپا گذاشته و سفارتخانه‌های خود در اقصی نقاط جهان را به مراکز جاسوسی تبدیل کرده و به آن افتخار نمایند، اعتماد کرد و تعامل برقرار نمود.»
این صاحب نظر مسائل سیاسی ادامه می‌دهد: «اعتماد زمانی مفید خواهد بود که هر دو طرف پایبند به اصول اولیه و قواعد آن باشند، نمی‌شود یک‌طرف ماجرا مدام در جهت دروغگویی، فریب و بی‌صداقتی گام بردارد و طرف دیگر بی‌توجه به این اقدامات ناشایست مدام به فکر تعامل سازنده و توجیه رفتار فریبکارانه طرف مقابل باشد. این‌گونه اعتماد و تعامل نتیجه‌ای جز خسران برای طرف ساده‌لوح ماجرا ندارد و اگر کسی یا کشوری به این فرآیند ظالمانه تن دهد نباید کسی جز خودش را در این میان مقصر بداند. چرا که از قدیم گفته‌اند خود کرده را تدبیر نیست!»
ماهیت واقعی شیطان بزرگ
امام‌خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در فرازی از وصیت‌نامه سیاسی الهی خویش به تبیین ماهیت واقعی سران کاخ سفید اشاره کرده و می‌فرماید:
«دولت آمریکا به عنوان قدرتمندترین کشورهای جهان برای بیشتر بلعیدن ذخایر مادی کشورهای تحت سلطه، از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند. آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است. آمریکا برای سیطره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی‌نماید. او مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم سازماندهی می‌گردد، استثمار می‌نماید او با ایادی مرموز و خیانتکارش، چنان خون مردم بی‌پناه را می‌مکد که گویی در جهان هیچ‌کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند.»
ایشان همچنین تاکید می‌کنند: «جهانخواران که با نامهای پرزرق و برق و شعارهای طرفداری از حقوق بشر و صلح‌دوستی و آرامش جهان و طرفداری از توده‌های کارگر و کشاورز به جان جهانیان مظلوم افتاده و فساد و ترور و قتل و غارت را در صحنه گیتی روزافزون می‌کنند و با بیداری مظلومان و ستمدیدگان جهان در طول تاریخ خطر را از نزدیک می‌بینند، به فکر اغفال آنان افتاده‌اند و رفت و آمدها برای برچیدن سلاح‌های مخرب که جهان را تهدید می‌کند جز شعاری بیش نتوان بود کدام عاقل است که باور کند که اینان از این گونه مسائل صرف‌نظر نمایند و به حال بشریت رحم کنند! بعید نیست که آمریکا از این ملاقات‌ها و مذاکره‌ها دو مقصود داشته باشد: یکی اغفال جهانیان و جلب نظر آنان و به خاموشی کشاندن شعله‌هایی که در دل مظلومان جهان بر ضد منافع نامشروع این ابرمتجاوز افروخته شده و رو به افزایش است و دیگر اغفال شوروی و همدستان و همداستانانش تا برتری اتمی خود را حفظ کند.»