سنگ تمام خوئینیها برای تخریب دولت نهم (پاورقی)
Research@kayhan.ir
ج ـ راهبرد تخريب
تخريبها عليه دولت اصولگراى نهم، اگرچه از زمان روى كار آمدن آن و حتى قبل از آن شروع شده بود، امّا اين روند با نزديك شدن ايام انتخابات رياستجمهورى دهم به عنوان يك راهبرد براى مخالفان مطرح و به اوج خود رسيد. راهبرد تخريب تا آنجا پيش رفت كه جريانهاى اصلاحطلب از هر موضوعى به عنوان سوژه براى حمله به دولت استفاده كردند. سوژههايى چون پايين آمدن قيمت نفت و عدم توانايى دولت در اجراى پرداخت نقدى يارانهها، تبليغاتى خواندن طرح تحول اقتصادى، برداشت غيرقانونى از حساب ذخاير ارزى، سخنان معاون رئيسجمهور (رحيم مشايى) در مورد اسرائيل، توزيع شام و نهار و سيبزمينى در سفرهاى استانى رئيسجمهور، طرح استيضاح وزير كشاورزى و آموزش و پرورش، مطرح ساختن عدم اعتناء دولت به مراجع تقليد و . . . همه از مواردى بود كه هركدام به تنهايى صفحات گستردهاى از روزنامههاى مختلف و كانالهاى ماهوارهاى را فرا گرفت و از كاهى كوهى ساخته شد.
علاوه بر كانديداهاى رقيب احمدىنژاد (ميرحسين موسوى، مهدى كروبى و محسن رضايى) كه هركدام جداگانه انتقادهاى تندى را نثار دولت نهم مىكردند و بر لزوم تغيير مديريت كشور تأكيد داشتند، احزاب و تشكلهاى سياسى جريان دوم خرداد نيز در اين باره از هيچ كوششى دريغ نكردند. مجمع روحانيون مبارز نيز با تركيب جديد خود، دوشادوش ديگر احزاب اصلاحطلب با استفاده از تمامى ظرفيتها، تمام توان خود را براى تخريب همهجانبه دولت گذاشت. اعضاى اين تشكل سياسى كه حمايت خود را از ميرحسين موسوى اعلام كرده بودند، به بهانه حمايت از موسوى، دولت اصولگراى نهم و كلا اصولگرايى را مورد هجمه قرار دادند. البته در اين باره نقش تعدادى از اعضاى مجمع روحانيون مبارز برجسته بود.
موسوى خوئينىها در 21 ارديبهشت ماه 1388 سخنرانى جنجالبرانگيزى انجام داد كه برخى آن را «مانيفست اصلاحات» ناميدند. او در ميان دانشجويان حامى موسوى در دانشگاه علامه طباطبايى در توجيه اقدامات تخريبكارانه اصلاحطلبان عليه دولت نهم اظهار داشت : «اصلاحطلبان براى توسعه كشور هر كارى لازم باشد انجام مىدهند و هر فداكارى كه لازم باشد، مىكنند».614 خوئينىها در ادامه عدول از اصول گذشته خود را نيز اينگونه توجيه كرد: «[اصلاحطلبان] براى توسعه كشور و پيشرفت كشور حاضرند از گذشتهها عبور كنند تا به مطلوب برسند».615 اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز سپس عمق ضدّيت خود را با كسانى كه به اصول اساسى انقلاب پايبندند چنين آشكار مىكند كه آنها مخالف اين پيشرفتاند. خوئينىها يكى از تمايزات اساسى اصلاحطلبان با اصولگرايان را در آزادى بيان مىداند. او اصولگرايان را متهم مىكند كه با زور سرنيزه، مخالفان خود را ساكت مىكنند و در برابر، اصلاحطلبان را انسانهاى بافرهنگى مىداند كه مىايستند تا مخالفانشان اظهار عقيده كنند. همه اين اظهارنظرها در حالى است كه وى به اختلاط اصلاحطلبان با دينفروشان دينستيز نيز معترف است : «اصل ديگر اصلاحطلبان، آزادى مخالفان در اظهار عقايد است]. . .[ كسانى كه دين ندارند هم بايد حرف خود را بزنند؛ چون درنهايت به نفع دين تمام مىشود. امّا مدعيان اصولگرايى مىخواهند با سرنيزه همه مخالفان را ساكت كنند [. . .] هرچند اصلاحطلبان بايد صف خود را از دينستيزان جدا كنند؛ امّا اين به معناى نابود كردن آنها نيست».616 وى به بهانه شعار قانونگرايى موسوى، گريزى به اختيارات رهبرى در قانون اساسى زده و آن را قانونى و ايشان را نيز به قانونشكنى متهم كرد :
«اصل ديگر از نظر اصلاحطلبان اين است كه همه چيز بر محور قانون باشد. براى همين اصلاحطلبان هيچ شخصى را فراتر از قانون نمىدانند و اين يك تفاوت مهم ميان اصلاحطلب با غير اصلاحطلب است. ما در اداره يك كشور نمىتوانيم يك اصل فراقانونى را بپذيريم . . . گويى برخى مسؤولان مىتوانند و حق دارند قانونشكنى كنند».617 دبير سياسى مجمع روحانيون مبارز در فراخوانى عمومى براى انتقاد و هجمه به دولت و اركان ديگر نظام افزود : «نبايد به هيچ بهانهاى جلوى انتقاد را گرفت و در انتقاد كردن نبايد استثنا قائل شويم. بگوييم درباره وزارتخانه مىشود انتقاد كرد امّا از خود وزير نمىشود انتقاد كرد. نمىشود گفت از وزير مىشود انتقاد كرد، امّا از رئيسجمهور نمىشود، انتقاد كرد. پذيرفتنى نيست عدهاى بگويند از رئيسجمهور مىشود انتقاد كرد امّا از ساير اركان نظام نبايد انتقاد كرد ... حفظ حرمت نبايد آنقدر اصل گرفته شود؛ به طورى كه جلوى نقد گرفته شده و اسم نقد، اهانت به مقدسات گذاشته شود. همه مسؤولان كشور قابل نقدند . . . اگر ما تصور كنيم كه فقط در اين كشور بعضيها هستند كه اشتباه مىكنند، امّا بعضيها هرگز اشتباه نمىكنند، خلاف اصلاحطلبى است. همه احتياج به نقد دارند. همه مردم از عادىترين فرد تا عالىترين مقام كشور بايد قبول كنند كه اشتباه مىكنند و نياز دارند كه اشتباهات يادآورى شود».618
موسوى خوئينىها همچنين با زير سؤال بردن سياست خارجى دولت نهم بهويژه پيگيرى حقوق هستهاى ملت ايران از جانب احمدىنژاد گفت :«حكايت سياست هستهاى دولت نهم، حكايت قسم حضرت عباس و دم خروس است».619
سيد محمّد خاتمى (رئيس شوراى سياستگذارى مجمع روحانيون مبارز) نيز در تخريب دولت نهم سنگ تمام گذاشت. وى با حضور در همايشها و محافل مختلف با كنايه، بخشى از سخنان خود را به تخريب دولت اختصاص داد. اين عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز ضمن انتقاد از سياست خارجى دولت بيان داشت :
«عدهاى در داخل كشور معتقد به جنگيدن با دنيا هستند».620
خاتمى همچنين در جاى ديگر اعلام كرد :
«در گذشته كارى شد كه همه دنيا گفتند منافقين، تروريست هستند. امّا امروز چه كردهايم و چه شده است كه نام آنها از ليست تروريست درآمده است».621
او براى سرپوش نهادن به سياستهاى مورد انتقاد خود كه به تسليم و سازش به ويژه در قضيه هستهاى متهم بود، موضعگيريهاى رئيسجمهور را در اجلاس دوربان ژنو(2) ماجراجويى خواند و در پاسخ به خبرنگار يارى نيوز كه سعى داشت ماجراى فحاشى چند تن از عناصر صهيونيست كه با شمايل دلقكوار به هنگام سخنرانى دكتر احمدىنژاد در اجلاس ژنو را اهانت به ايران جلوه دهد گفت : «نه؛ در مجامع بينالمللى به من گوجه پرتاب نشده است».622
_______________________________________
614- سراب سياست، ص 37.
615- همان.
616- همان.
617- سراب سياست، ص 382.
618- همان.
619- روزنامه آفتاب يزد، به تاريخ 22/2/1388.
620- روزنامه آفتاب يزد، به تاريخ 29/7/1387.
621- همان، به تاريخ 11/11/1387.
622- مطالبات غيرقانونى، ص 108.