کد خبر: ۱۳۱۶۲۳
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۹:۳۸
نگاهی به فیلم «چهارراه استانبول»

فروریختن ساختمان درام به بهانه پلاسکو

«چهار راه استانبول» در ادامه آثار قبلی مصطفی کیایی درباره آدم‌های ناکام و بحران زده‌ای است که سعی می‌کنند تا از راه‌های نامتعارف به ثروت‌های کلان و یک شبی دست پیدا کنند. با این تفاوت که این بار حادثه آتش سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو در میان داستان فیلم گنجانده شده است. اما برخلاف ابعاد گسترده پلاسکو، این فیلم به غیر از چند صحنه نسبتا باورپذیر از تلاش و جست وجوی آتش نشانان برای نجات آدم‌ها از ساختمان آتش گرفته نمی‌تواند جنبه‌های تراژیک این موضوع را نمایش دهد و در نهایت، پلاسکو تبدیل به یک موضوع فرعی در این فیلم شده است.



 آرش فهیم

ضمن اینکه پرداخت فیلم «چهارراه استانبول» به مسائل اجتماعی شعارزده است و هیچ نوآوری در روایت و مضمون فیلم وجود ندارد؛ درد آدم‌های فیلم اصلا درک نمی‌شود، نمایش معضلات مدنظر فیلم در سطح باقی مانده و عمق نیافته است. به طور مثال، آغازگر ماجراهای فیلم یک موضوع کلیشه‌ای است؛ باز هم فرار یک دختر جوان از خانه‌ای که تحت سلطه پدری سنتی مآب، آغازگر ماجراهای فیلم است، آن هم بدون هیچ زمینه‌سازی دراماتیک. طی سال‌های اخیر، تعداد قابل توجهی از فیلم‌های سینمای ما با همین ماجرا شروع شده‌اند! انتخاب یک راهبرد تکراری برای شروع، اولین عاملی است که نفس فیلم را در همان ابتدا می‌گیرد.
قاپیدن کیف پر از پول و فرار از قمارخانه نیز در این فیلم غیرمنطقی و باسمه‌ای است. چطور ممکن است یک قمارباز حرفه‌ای این گونه که در فیلم می‌بینیم از چند میلیون پول خود غافل شود و چطور باید باور کرد که دو جوان، به این سادگی از خانه‌ای که توسط چند محافظ ورزیده محاصره شده بگریزند و حتی ماشین قمارباز را هم بربایند؟!همچنان‌که در ادامه، قمارباز حرفه‌ای با وجود داشتن ردیاب در ماشین به سرقت رفته‌اش نمی‌تواند آنها را گیر بیندازد!
 از همه مضحک‌تر این است که او در ادامه فیلم به تلفن چی افرادی که اموال و ماشینش را دزدیده‌اند و تلفن‌های همراه خود را جا گذاشته‌اند تبدیل می‌شود و هر تماسی که با این تلفن‌ها گرفته می‌شود را پاسخ می‌دهد و به افراد تماس گیرنده نیز ماجرا را توضیح می‌دهد!
جمع‌بندی این فیلم نیز همچون بسیاری از آثار به اصطلاح اجتماعی سینمای ایران به صورت «پایان باز» است و تکلیف هیچ کس مشخص نمی‌شود به جز اینکه همه تمرین‌های جوانی که قصد مهاجرت دارد برای محبوس کردن نفسش در‌تانکر شیر برای عبور از مرز، بی‌فایده می‌شود و او نمی‌تواند نفس خود را نگه دارد!
فیلم «چهارراه استانبول» درباره پلاسکو نیز بسیار سرگردان است و دقیقا نمی‌داند چه می‌گوید! این بخش از فیلم نیز نه تنها دردی را بر نمی‌انگیزد بلکه مسئله‌ای را نیز ایجاد نمی‌کند. داغ‌ترین لحظه فیلم یعنی لحظه فروریختن ساختمان پلاسکو، آنچنان‌که بایسته بود، تکان دهنده از آب درنیامده است. آوازی که بر تصاویر فیلم سوار شده، هیچ تناسبی با حس و حال آن لحظه ندارد و عامل اختلال در نشان دادن وسعت این فاجعه است. صحنه‌های تلاش آتش نشان‌ها برای نجات ساختمان ، تنها نقطه قوت فیلم است و لحظاتی نفس گیر و ملتهب را ایجاد کرده است.