کد خبر: ۱۳۱۴۹
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۷

کمبود «فیلم استراتژیک» و فقر سینمای جهانی


 مهدی امیدی

 "...امروز طبق اطلاعات قطعى ثابت شده است که مؤسسه‏ عظیم هالیوود و شرکت هاى بزرگ سینمایى با سیاست هاى استکبارى آمریکا همراهى و همکارى مستمر و باب میل دارند. این مؤسسه‏ بزرگ فیلم سازى و سینمایى که ده‏‌ها کمپانى بزرگ، فیلم ساز از هنرمند و از کارگردان و از بازیگر و از نمایشنامه‏ نویس و فیلم نامه‏ ‏نویس و سرمایه‏گذار در آن گرد هم جمع شدند، در خدمت هدفى دارند حرکت مى‏کنند. آن هدف عبارت است از اهداف سیاست استکبارى‏ که دولت آمریکا را هم همان سیاست ‌ها دارد مى‏ چرخاند. این‏‌ها چیز کوچکى نیست...” (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار روحانیون و طلاب اهل تشیع و تسنن کردستان در‏23/ 02/1388)
چند ماه قبل بود که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در جلسه‌ای با اعضای کمپانی دریم ورکس، هالیوود را اشاعه‌دهنده ارزش‌های فرهنگی آمریکا، پیش‌برنده سیاست‌های دولت و گرداننده چرخ اقتصادی آمریکا دانست. آنچه سینمای آمریکا را در راستای سیاست‌های دولت حاکم بر کشورش قرار داده، غلبه و تسلط «سینمای استراتژیک» در هالیوود است. سینمای استراتژیک اصطلاح جدیدی است که در مباحث تحلیل فرهنگی و رسانه‌ای رواج یافته است. این نوع سینما را گرچه نمی‌توان یک ژانر دانست، اما یک جریان قابل شناسایی و آشکار در سینمای امروز دنیاست. منظور از سینمای استراتژیک، سلسله فیلم‌هایی است که از سوی یک کشور، جهت رسیدن به هدفی خاص در عرصه جهانی تولید می‌شوند. به طوری که امروز بخش زیادی از آثار هالیوودی را می‌توان در این تعریف گنجاند. این فیلم ‌ها معمولا در پی ترغیب مخاطب‌های خود در اقصی نقاط جهان به پذیرفتن هژمونی آمریکا هستند. فیلم‌هایی که از مسیر ترویج سبک زندگی آمریکایی، تلقین جهان بینی غربی، نمایش اقتدار نظامی آن کشور و معرفی ایالات متحده به عنوان یگانه آرمان شهر رفاه و آزادی، نقش استراتژیک خود را بازی می‌کنند.
ریک آلتمن از اساتید دانشگاه پرینستن آمریکا درباره کارکردهای سیاسی و اقتصادی فیلم‌های آمریکایی در دیگر جوامع در یکی از کتاب هایش می‌نویسد:”...بیش از نیم قرن آثار سینمایی، نقش بزرگی در تحکیم و قوام جامعه آمریکایی و معرفی آن به دنیا داشتند. سینما به عنوان یکی از پرخرج‌ترین تولیدات، خصوصا در ژانرهایی که پیوند بیشتری با دیگر آداب و سنت‌های فرهنگی آمریکایی داشت، به طور مرتب برای تبلیغ اهداف فرهنگی و هنری و همچنین اقتصادی و اجتماعی سردمداران آمریکای پس از جنگ (که قصد نفوذ در جهان به عنوان استعمار نو در سر داشتند) به کار گرفته شد...فیلم‌های هالیوودی آنچنان نفوذی در زندگی روزمره جماعت عاشق سینما داشت که ناخودآگاه رسوم آمریکایی را در دیگر جوامع گسترش می‌داد...فیلم‌های هالیوودی همیشه نگاه‌‌ها را از معضلات عمیق جامعه بشری به دلمشغولی‌های جامعه آمریکایی سوق می‌دهد و به شکلی  آرمان شهر فرهنگ یانکی ‌ها را به  تماشاگران ساده لوح حقنه می کند که آن‌ها حتی در دورترین جوامع نسبت به آمریکا هم دغدغه‌های فرهنگی غربی را مسئله خود به حساب می‌آوردند.  آن‌ها قانع شدند که  همچون قهرمانان همان  فیلم ‌ها زندگی کنند، لباس بپوشند و حتی موی سر خود را آرایش کنند که همه و همه در واقع تقلیدی از زندگی اسطوره‌ای آمریکایی بود و بس...”
این درحالی است که سینمای ایران هنوز نتوانسته چنین کارکردی را بیاید. بجز برخی فیلم ‌ها و سریال ‌ها که تاکنون حتی تعداد آن ‌ها به انگشتان یک دست هم نرسیده، ما فیلمی نداشته ایم که در دنیا نقشی استراتژیک داشته باشد.
فيلم هايي مانند «33 روز» با موضوع مقاومت اسلامي لبنان، «جعبه سياه» درباره نقش صهيونيست ‌ها در حمله به برج هاي دوقلوي نيويورك در 11 سپتامبر، «بيگانگان» با مضمون اشغال فلسطين و نقش انگليس در تشكيل رژيم صهيونيستي، «شكارچي شنبه» درباره مباني ايدئولوژيك صهيونيسم و ... ازجمله این فیلم ‌ها هستند. اما هنور فعالیت خاصی برای برای اکران جهانی این آثار صورت نگرفته است.«خاک و مرجان» به کارگردانی مسعود اطیابی آخرین نمونه سینمای استراتژیک بود که در سینماهای تهران به نمایش درآمدو منطقه مهم و حساس افغانستان می‌پردازد و جنایات آمریکا را در این کشور افشا می‌کند، اما حداقل فضای ممکن برای اکران این فیلم فراهم شد. حتی فیلم «فرشتگان قصاب» به کارگردانی سهیل سلیمی که واقعیت تکان دهنده قاچاق اعضای بدن توسط صهیونیست ‌ها را بر ملا می‌کرد، اصلا فرصتی برای اکران در سینما‌ها نیافت و مستقیم به پخش تلویزیونی رسید!
یکی از مشکلات بزرگ سینمای امروز ایران که از موانع اصلی قدرت گرفتن سینمای استراتژیک در آن شده، شیفتگی در مقابل سینمای غرب است. آن هم در شرایطی که خود غربی ‌ها تعارف را کنار گذاشته و در اوج سیاسی کار و فعالیت ایدئولوژیک هستند. بدون تردید یکی از مهم ترین و بهترین راه ‌ها برای ایجاد تحول در سینمای کشورمان، تقویت و پویایی سینمای استراتژیک است. جا دارد که برای این گونه آثار، حمایت‌های تبلیغاتی بیشتری صورت گیرد و تدابیری اتخاذ شود که مخاطبی حداکثری پیدا کنند. چنین سینمایی می‌تواند یخ هنر هفتم این مرز و بوم را بشکند که در این راه، علاوه بر سیاستگذاری اصولی و پویا توسط دولت، نهادهای نظامی و امنیتی نیز باید وارد عرصه شده و بخشی از بار را بر عهده بگیرند.