کد خبر: ۱۳۱۲۳۰
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۱

اخبار ویژه


دهن‌کجی و گستاخی آمریکا در قبال موضع منفعلانه ظریف
دولت آمریکا پاسخ دیپلماسی توأم با کج‌فهمی و انحراف ظریف را داد.
وزیر امور خارجه چند روز پیش ضمن سفر به آمریکا و حضور در شورای روابط خارجی این کشور، شکایت عربستان را نزد آمریکایی‌ها کرده بود اما مدعی شده بود ما (ایران و عربستان) منطقه را نابود کرده‌ایم و نیاز به گفت‌وگو داریم.
اما وزیر خارجه آمریکا ضمن سفر به ریاض در کنفرانس خبری مشترک با عادل الجبیر وزیر خارجه رژیم سعودی گفت ما به عربستان در مقابله با تهدیدات ایران کمک می‌کنیم.
وزرای خارجه آمریکا و عربستان در کنفرانس مطبوعاتی مشترک تأکید کردند محور گفت‌وگوهایشان، ایران و مقابله با ایادی آن در منطقه بوده است.
به گزارش شبکه اسکای نیوز عربی، مایک پمپئو، وزیر خارجه جدید آمریکا در این کنفرانس مطبوعاتی گفت: ما شراکت ویژه‌ای با عربستان داریم که این شراکت و همکاری در حال گسترش است. دیدارهای بسیار خوبی با همتای عربستانی خود و نیز پادشاه و دیگر مسئولان این کشور داشتم. رئیس‌جمهور ترامپ بسیار خوشحال می‌شود میزبان پادشاه عربستان و مسئولان اقتصادی این کشور در کاخ سفید باشد.
وی مدعی شد: ایران باعث ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در منطقه و بزرگ‌ترین حامی تروریسم در جهان است. این کشور با شبه‌نظامیان وابسته به خود در سوریه، عراق و یمن و نیز با حملات سایبری به ایجاد ناامنی دست می‌زند. باید بگویم برخلاف دولت قبلی ایالات متحده ما دست بسته نمی‌نشینیم. اطمینان می‌دهم ایران هیچگاه به سلاح اتمی دست نخواهد یافت.
او ادامه داد:‌ درباره توافق هسته‌ای با ایران نیز باید بگویم رفتار ایران بعد از این توافق بدتر شده است. همان گونه که رئیس‌جمهور ترامپ گفته است این توافق باید اصلاح شود و اگر اصلاح نشود و یا قابل اصلاح نباشد ما از آن خارج می‌شویم.
مایک پمپئو در پایان سخنان خود با ستایش از اقدامات اصلاحی ولیعهد عربستان، به چشم‌انداز 2030 این کشور اشاره کرد و گفت که ایالات متحده آمریکا حامی برنامه‌های محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان است.
عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان نیز گفت با پمپئو توافق کرده تا مانع «خواسته‌های روزافزون ایران در منطقه» شود.
وی گفت: از سیاست‌های آمریکا در قبال ایران به طور کامل حمایت می‌کنیم که از جمله آن سیاست‌های ایالات متحده در قبال برنامه هسته‌ای ایران است.
یادآور می‌شود آقای ظریف هفته گذشته در اظهاراتی عجیب در شورای روابط خارجی آمریکا گفت: «ما باید اول به کمبود مذاکره رسیدگی کنیم. ما بارها در خفا و پنهان درخواست مذاکره منطقه‌ای داده‌ایم. نه ایران و نه عربستان سعودی نمی‌توانند هژمون منطقه ما باشند. باید این واقعیت را بپذیریم اما هیچ یک از ما نمی‌توانیم هژمون جدید منطقه باشیم. ما برای مستثنا کردن یکدیگر و تبدیل شدن به قدرتمندترین در منطقه، منطقه را نابود کرده‌ایم. باید این روند را متوقف کنیم. ایران آماده این کار است. به این دلیل که ما به اندازه کافی بزرگ، بالغ و فهمیده هستیم که این واقعیت را بپذیریم و امیدواریم که آنها هم بپذیرند و حکومت‌های دیگر هم به آن‌ها در این فرآیند تغییر و تحول به آن‌ها کمک کنند. منطقه ما از نبود گفت‌وگو رنج می‌برد. ما با هم گفت‌وگو نمی‌کنیم. ما خیلی درباره یکدیگر صحبت می‌کنیم، به خصوص وقتی به اینجا می‌آییم(!) عربستان سعودی، می‌خواهد این تصور را ایجاد کند که ما یک تهدید موجودیتی هستیم. ما را به مداخله در امورشان متهم می‌کنند. خوب مواردی هم وجود دارد که آنها در امور داخلی ما دخالت کرده‌اند، اما ما هرگز مانند ولیعهد سعودی نگفته‌ایم که درگیری را به داخل خاک عربستان خواهیم کشید.»
این موضع غلط در حالی است که رد پای رژیم سعودی وآمریکا- در تک‌تک جنگ‌های منطقه (از حمله صدام به ایران، تا جنگ‌های عراق و سوریه و لبنان و فلسطین و یمن) دیده می‌شود.

نسخه‌پیچی افراطیون مدعی اصلاحات برای عبور از دولت
دبیر سابق حزب همبستگی تلویحا نسخه عبور  اصلاح‌طلبان از دولت را پیچید.
ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با شرق، ضمن منفعل و ضعیف خواندن دولت - ازجمله در حوزه اقتصادی - گفت: اصلاح‌طلبان در درون دچار شکاف شده‌اند. گروهی که «اصلاح‌طلبان بوروکرات» هستند - یعنی اصلاح‌طلبانی که در هر شرایطی می‌خواهند وضع موجود را توجیه کنند - اینها معتقد هستند ما باید با همان فرمانی که جامعه را به دو دسته تندرو و کندرو یا افراطی و اعتدالی تقسیم می‌کند، جلو برویم. این گروه در دولت هستند و روزه سکوت هم گرفته‌اند.
وی می‌افزاید: برخی فکر می‌کنند اصلاح‌طلبی یعنی به نوعی وضع موجود را توجیه کردن. اینها بیشتر اصلاح‌طلبان پفکی و نمایشی هستند.
عضو شورای شهر اول (منحله) تهران می‌گوید: این گروه درباره مسائل مختلف فکر می‌کنند. شاید حتی کشور به مدیریت مثلا آهنین نیاز دارد. وقتی با این گروه صحبت می‌کنید، می‌گویند دموکراسی و آزادی در طبقه چهارم یک ساختمان قرار دارد و فونداسیون و طبقه اول این ساختمان توسعه اقتصادی و امنیت است. اینها معتقدند در ابتدا باید امنیت و اقتدار و ثروت ایجاد کنیم و بعد سراغ طبقات بالا برویم؛ اما بخش دیگر اصلاح‌طلبان معتقدند لزومی ندارد که تمام هویت اصلاح‌طلبی را پای دولت و وضع موجود بریزیم. ما باید بدانیم که بخش‌هایی از جامعه از ما عبور خواهند کرد؛ بنابراین باید گفتمان اصلاح‌طلبی را ارائه دهیم که قادر باشد به مسائل جدید جواب بدهد. برای این هدف، لازم است تعریفی از این نوع اصلاح‌طلبی دربرابر اصلاح‌طلبی پفکی ارائه کنیم.
وی با اشاره به سرخوردگی مردم از روحانی گفت: اصلاح‌طلبان در مواجهه با دی ماه 96 اعلام کردند که غافلگیر شدند. وقتی می‌گویند که غافلگیر شدیم، یعنی نمی دانستند زیر پوست شهر و جامعه چه می‌گذرد. یعنی مثلا از وضعیت حقوق معوق کارگران خبر نداشتند. یک نفر آنها نمی‌گفت که ما آزادی می‌خواهیم یا سهم در قدرت را طلب نکردند. می‌گفتند حقوق معوق ما را بدهید؛ بازنشستگان، گروه‌های ضعیف شهری و تهیدستان هم همین‌طور. اصلاح‌طلبان از این وضع خبر نداشتند. خود دولت هم خبر نداشت. یکی از گزارش‌های رسمی مستند شده که حوادث دی‌ماه 96، بدون ریشه نبوده است. در شهرهایی که تظاهرات رخ داد، ماه‌های قبل و حتی سال قبل هم اعتراض‌هایی صورت گرفته بوده است. این نشان می‌دهد که ما به لحاظ سیستماتیک کور شده و نمی‌توانستیم اعتراضات را پیش‌بینی کنیم. به همین دلیل اعلام کردند غافلگیر شدند.
اصغرزاده ادامه می‌دهد: اصلاح‌طلبان قافیه را باختند و دو شقه شدند. یک شق، آنهایی که در دولت بوده و رفتار بوروکراتیک دارند و یک گروه همان منتقدانی که معتقدند چرا نباید به مطالبات عمومی جامعه توجه کرد. یک تخم‌مرغ می‌تواند جامعه را ملتهب کند. یا حتی همین نابسامانی ارزی نشان داد که این دولت، دولت ضعیفی است.
سخنان اخیر اصغرزاده مبنی بر ضعیف و ناکارآمد ارزیابی کردن دولت و لزوم فاصله‌گذاری با آن در حالی است که اصغرزاده و عبداله ناصری چند سال پیش، دولت روحانی را رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان خوانده بودند.

روحانی در برجام اشتباه سال 82 را تکرار کرد
واکنش دونالد ترامپ به تهدید ایران برای از سرگیری برنامه هسته‌ای را باید نوعی تکرار تاریخ دانست. ترامپ اعلام کرده که اگر ایران برنامه هسته‌ای خود را از سر بگیرد با مشکلاتی بزرگ‌تر از آنچه پیش‌تر داشته مواجه خواهد شد.
به گزارش رجانیوز، این روزها اصلی‌ترین مدافعان برجام چون روحانی، ظریف و حتی عراقچی هم به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا تعهدات برجامی خود را اجرا نکرده و ایران ثمری از توافق هسته‌ای نبرده است؛‌ اما اگر این مسئولان دولتی بخواهند در برابر نقض عهدهای پیاپی آمریکا واکنشی نشان داده و برای نمونه غنی‌سازی 20 درصد را دوباره از سر بگیرند واکنش ترامپ و متحدان اروپایی‌اش چه چیزی خواهد بود؟
در سال‌های 82 تا 84 و طی مذاکرات هسته‌ای دولت اصلاحات با کشورهای اروپایی، تیم ایرانی در برابر خواسته‌های سه کشور اروپایی سر تسلیم فرو آورد و به تعلیق داوطلبانه تمامی فعالیت‌های هسته‌ای و اجرای پروتکل الحاقی پرداخت. اما کشورهای اروپایی در عمل به هیچ‌کدام از تعهدات خود عمل نکردند و به همین خاطر ایران تصمیم گرفت تا پلمب تاسیسات هسته‌ای را بشکند و از این طریق مهر پایانی بر تعلیق داوطلبانه بزند.
اما این اقدام ایران که به لحاظ حقوقی کاملا صحیح بود با واکنش همین کشورهای بدعهد اروپایی مواجه شد و آلمان، انگلیس و فرانسه دست به دست آمریکا دادند و پرونده هسته‌ای ایران را وارد شورای امنیت سازمان ملل کردند. نکته جالب توجه این جا است که اصلی‌ترین خواسته شورای امنیت از ایران در شش قطعنامه صادره بازگشت به تعلیق داوطلبانه تاسیسات هسته‌ای بوده است!
از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای و بازگشت ایران به دوران قبل از برجام در زمان فعلی نیز در واقع تکرار مجدد تاریخ است و با این شرایط قطعا باید منتظر فشارهای صدچندان آمریکا و اروپا بود.
این تکرار تاریخ را باید نتیجه رویکردهای غلط تیم مذاکره‌کننده دانست؛ چه در دوران اصلاحات و چه در عصر اعتدال! خوش‌بینی به غرب و دل‌بستن به دشمنان قسم‌خورده انقلاب اسلامی نتیجه‌ای جز افزایش فشارها و تحریم‌ها بر کشور نداشته است تاسف‌بارتر این که در هر دو دوره این صنعت هسته‌ای و پیشرفت علمی کشور بوده که قربانی این رویکردهای غلط شده است.

ندیدن خدمات بزرگ سپاه با وجود بودجه اندک، بی‌انصافی است
اگر کل بودجه 30 هزار میلیارد تومانی سپاه پاسداران و انبوه خدمات آن را با یک قلم فساد 15هزار میلیارد تومانی در صندوق زیرمجموعه آموزش و پرورش مقایسه کنید، عمق بی‌انصافی برخی مدیران درباره سپاه پاسداران آشکارتر می‌شود.
روزنامه رسالت در سرمقاله خود نوشت: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود»‌، کمتر از 3 دهه از این گفته امام راحل در توصیف این بازوی قدرتمند نظام جمهوری اسلامی نمی‌گذرد که گویی برخی از دوستان داخلی آن را فراموش کرده‌اند و همصدا با دشمنان خارجی هر از چندگاهی بغض فروخفته خود را بیرون می‌ریزند و حسادت خود را در مورد پیشرفت‌های کمی و کیفی آن نمی‌توانند پنهان کنند.
 پیروزی‌های سپاه در عرصه‌های مختلف، به‌ویژه نظامی اقتصادی و امنیتی و نقش آن در سازندگی و آبادانی دورافتاده‌ترین نقاط کشور که هیچ پیمانکاری به لحاظ امنیت جرأت حضور و اجرای طرح‌های عمرانی در آنجا را ندارد، سپاه را به موقعیتی رسانده که برخی از مسئولین البته از روی بی‌مهری با اذعان به توانمندی‌های آن، سپاه را دولت با تفنگ تشبیه و توصیف می‌کنند.
از جمله این موقعیت یگان موشکی سپاه که بازوی قدرتمند جمهوری اسلامی را از داخل به بیرون‌ مرزهای منطقه گسترش داده و نقطه‌زنی
مثال‌زدنی‌اش خواب را از چشمان دشمنان قسم‌خورده ایران اسلامی ربوده اما برخی از سیاسیون داخلی را به خواب خرگوشی موشک می‌خواهیم چه کار یا دنیای امروز دنیای گفتگو و گفتمان است نه موشک‌پرانی، فرو برده است.
از سوی دیگر دشمنان داخلی و خارجی خناسانه چنین تداعی و اذهان را شستشو می‌دهند که بودجه مملکت همه‌اش می‌رود به سمت سپاه- دولت از نان شب مردم می‌زند و می‌دهد به سپاه یا می‌گویند سپاه هم همه بودجه و امکانات مملکت را به فلسطین و عراق و سوریه و لبنان می‌برد، که شعار نه غزه و نه لبنان، محصول همین فریب‌کاری سیاسی است. اما به راستی بودجه این دستگاه اجرایی که کارآمدی آن ضامن تداوم حضور و حیات دیگر دستگاه‌های اجرایی که کارآمدی‌شان در قدوقواره بودجه‌ای که می‌‌گیرند نیست، چقدر است؟
بودجه سپاه پاسداران در ذیل ردیف 111300 در جدول شماره 7 قانون بودجه سنواتی به تصویب مجلس رسیده و همانند دیگر دستگاه‌های اجرایی پس از تایید شورای نگهبان به عنوان یک دستگاه اجرایی قابلیت تخصیص دارد.
طبق لایحه بودجه سال 97، سپاه در قالب 15 زیرردیف واحدهای تابعه به مبلغ 267/366/971 میلیون ریال یعنی ‌اندکی بیش از 26 هزار میلیارد تومان است.
اگر 11 واحد تابعه و مرتبط با سپاه یعنی دانشگاه جامع امام حسین (ع) قرارگاه سازندگی- دانشگاه علوم پزشکی بقیهًْ‌الله- بسیج ارتش 20 میلیونی- بسیج سازندگی- ستاد مرکزی راهیان نور- دانشگاه عالی دفاع ملی- بنیاد حفظ ارزش‌های دفاع مقدس- قرارگاه خاتم‌الانبیاء که در قالب 11 ردیف بودجه‌ای در جدول شماره 7 قانون بودجه به تصویب مجلس رسیده و کلا صفر تا صد فعالیت‌های سپاه را در حوزه‌های نظامی- امنیتی- دانشگاهی- بهداشتی- حمایتی در حوزه بیمه و بازنشستگی را شامل می‌شود و سخت‌ترین طرح‌های عمرانی را که هیچ پیمانکاری در دورافتاده‌ترین نقاط کشور جرأت انجام آن را با توجه به تهدیدات تروریستی ندارد با فدا کردن جان پاسداران خود انجام می‌دهد...
 اکنون با مقایسه بودجه سپاه نسبت به بودجه عمومی دولت می‌توان به نصاب درصدی که نسبت بودجه سپاه را به بودجه عمومی کل کشور به نصاب 7 درصد نشان می‌دهد، رسید.

 


 بودجه کل کشور در لایحه تقدیمی دولت در سال 97 به مبلغ گرد شده 1/194/935 میلیارد تومان است به این ترتیب نصاب درصد بودجه سپاه به واحد میلیارد تومان به بودجه کل کشور می‌شود 2/51 درصد ، خداوکیلی ایجاد امنیت و آرامش داخلی و سرکوب دشمنان خارجی در آن سوی مرزها آن هم با هزینه‌ای معادل 7 درصد بودجه عمومی یا 2/51 درصد بودجه کل کشور نامی جز کارآمدی و کارایی 100 درصدی در یک دستگاه اجرایی دارد؟
مقایسه بودجه سپاه به ماهو یک دستگاه اجرایی با سایر دستگاه‌های اجرایی و بررسی کارایی و کارآمدی هر یک از دستگاه‌های اجرایی با اثربخشی عملکرد سپاه می‌تواند به حقایق تکان‌ دهنده‌ای از عملکرد حسب موردی آنها بینجامد و فقط در یک مورد یعنی مقایسه بودجه 30 هزار میلیارد تومانی سپاه با سوء جریان مالی در صندوق ذخیره فرهنگیان و مفسده مالی 15 هزار میلیارد تومانی این صندوق زیرمجموعه وزارت آموزش و پرورش می‌تواند مخاطب فهیم و آگاه را به داوری منصفانه و قضاوت عادلانه‌ای برساند.

captcha