نگاهی به پیروزیهای غوطه شرقی و حمله نافرجام شیطان بزرگ
ایستادگی جبهه مقاومت و حیثیت برباد رفته آمریکا
هدیه آقاپور
بنده صریحاً اعلام میکنم رئیسجمهور آمریکا، رئیسجمهور فرانسه و نخستوزیر انگلیس جنایتکارند و جنایت کردند! همین چند روز قبل از این، رئیسجمهور آمریکا گفت که هفت تریلیون ما خرج کردهایم در منطقه غرب آسیا - بهقول او خاورمیانه - و هیچچیز گیرمان نیامد؛ راست میگوید، چیزی گیرشان نیامده. بعد از این هم آمریکا بداند، هرچه خرج کند، هرچه تلاش بکند، قطعاً در این منطقه هیچچیز گیرش نخواهد آمد. (بیانات مقام معظم رهبری ۲۵/فروردین/ ۱۳۹۷)
در هفتههای گذشته بار دیگر تیتر تکراری «حمله نافرجام آمریکا و هم پیمانانش به سوریه « صدر جدول اخبار را به خود اختصاص داد، البته پیش از آنکه این حمله در رسانهها تیتر شود توسط ترامپ توئیت شد! رئیسجمهوری آمریکا عادت دارد هر تصمیم مهمی گرفته، آن را در توئیتر اعلام کند و حمله هوایی به تاسیسات احتمالی شیمیایی در سوریه در سحرگاه شنبه ۱۴ آوریل نیز از این قاعده مستثنی نبود.
آمریکا همراه با متحدان اروپاییاش یعنی فرانسه و انگلیس در جریان نقض آشکار حریمهای قانونی و بینالمللی به برخی از مناطق علمی-پژوهشی سوریه حمله موشکی کرد، حملهای که نتایج نظامی و سیاسی ویژهای نتوانست برای متجاوزین حاصل کند.
در گزارش پیش رو به تحلیل و بررسی آخرین وضعیت میدانی جبهه مقاومت پرداختهایم و پیرامون این موضوع با کارشناسان منطقهای به گفتوگو نشستیم.
جبهه مقاومت
و دودی به چشم ترامپ
بدون شک خط مقاومت در سوریه بیش از پیش تقویت شده و توان رزمی و نظامی آن در مقایسه با گذشته بسیار قوی شده است.
بقایای موشکهای شلیک شده و انهدام آنها توسط ارتش سوریه نشان داد که این حمله نه تنها در اهداف خود ناکام مانده بلکه نتایج کاملا معکوسی هم برجای گذاشت و به اصطلاح دود و باروت این آتش بازی به چشم ترامپ و متحدینش رفت.
ارتش سوریه در دفع حمله آمریکا پیروز شد تا وحشتی که از قدرت تهاجمی آمریکا در دنیا ساخته شده از بین ببرد و بدین ترتیب با حمایت متحدان خود شکستی را متحمل غربیها کرد که علاوه بر دستاورد نظامی، دستاورد سیاسی، رسانهای و اخلاقی برای این کشور به ارمغان آورد.
در همین رابطه سعدالله زارعی تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «اقدام آمریکاییها در حمله به سوریه بیش از آنکه به عنوان اقتدار تلقی شود به عنوان یک نقطه ضعف در عرصه نظامی ثبت شد.»
وی ادامه میدهد: «آمریکاییها از هفتهها قبل نسبت به روند اوضاع در سوریه ابراز نگرانی کردند و هشدارهایی دادند و در گام دیگر اعلام کردند که دست به اقدامات سخت خواهند زد، بر همین اساس شروع به تهدید کردند و دامنه تهدیدات را به روسیه و ایران رساندند، به طوری که ترامپ صریحا پوتین را مورد خطاب قرار داد که موشکهای هوشمند ما در راه هستند! اما در عمل آنچه اتفاق افتاد حمله موشکی از اعماق اقیانوس به 3 پادگان متروکه در سوریه بود که در نهایت منجر به زخمی شدن3 نفر شد.»
این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل میافزاید: «این اقدام آمریکاییها نیاز به هفتهها رجز خوانی، خط و نشان کشیدن، جبههسازی و دنبال شریک و ائتلاف گشتن نداشت چرا که هر کشور کوچکی در دنیا میتواند به چنین حملهای دست بزند، با این وضعیت اقدام فوق فقط آمریکا را زیر سؤال برد.»
زارعی در پایان خاطرنشان میکند: «علیرغم ناراحتی شدید آمریکاییها از تحولات منطقه گمان نمیرود که آنها امکان جدیدی داشته باشند که بخواهند آن را به صحنه بیاورند و روند تحولات به سمتی است که استقرار و امنیت در سوریه و عراق گسترش یابد.»
از دفتر کوهن تا غوطه شرقی
طبق یک دیپلماسی قدیمی میان رئیسجمهوران آمریکا، هرگاه این کشور با ضعف داخلی و تامین سیاست رو به رو شده و یا نیاز داشتند دست به انحراف افکار عمومی بزنند گزینه جنگ و حمله را به جهان تحمیل کردند، از همین رو جنگ افغانستان، عراق و سوریه نیز زاییده همین تفکر بوده است.
اما ترامپ که به اعتقاد کارشناسان بهره هوشیاش مانند رئیسجمهوران پیشین نیست با توجه به فشارهای داخلی تصمیم گرفت تا از این سیاست کورکورانه قدیمی استفاده کند.
رئیسجمهور آمریکا که اکنون بیش از 450 روز است در کاخ سفید به سر میبرد، با رویه ایجاد بحران آفرینی در فضای سیاسی داخلی و خارجی آمریکا پیش رفته است؛ اکنون علاوهبر مسائل متعدد داخلی و خارجی؛ یورش پلیس فدرال به دفتر وکیل شخصی او نشان از افزایش فشارهای داخلی بر ترامپ دارد.
بسیاری از ناظران و کارشناسان داخلی آمریکا اخراج رابرت مولر بازپرس ویژه تحقیق مداخله روسیه در انتخابات 2016 آمریکا از سوی دونالد ترامپ را موضوعی بسیار حساس و به نوعی مانع از روند تحقیقات آزاد در این کشور میدانند و معتقدند اخراج مولر خطر به چرخش در آمدن روند استیضاح ترامپ را موجب خواهد شد.
اکنون رئیسجمهوری آمریکا که مدتها است در مخمصه اتهام تبانی ستاد انتخاباتی وی درجریان کارزار انتخاباتی 2016 با روسیه و احتمال مداخله مسکو به نفع وی دراین انتخابات است و علاوه بر افشای پرداخت حقالسکوت به یک هنرپیشه فیلمهای مستهجن، در ابعاد دیگر داخلی مانند مباحث اقتصادی نیز با فشار فزایندهای رو به رو است.
همه این عوامل کافی بود تا رئیسجمهور آمریکا مرهم خاورمیانه را علاج زخم هایش بداند.
کارشناسان سیاسی معتقدند واشنگتن صرفا شکستی نظامی را تجربه نکرد بلکه از لحاظ سیاسی نیز بازنده شد، چرا که برای اولین بار از متقاعد کردن قدرتهای بزرگ علاوه بر مزدوران منطقهای خود برای شرکت در حمله نظامی مرگبار علیه نظام اسد ناکام بود، به گونهای که جامعه بینالمللی به مقابله با جنون ترامپ و دولت وی پرداخت و متحدانش هم به قدر اندک ضرورت برای شرکت در یک عملیات نظامی محدود کفایت کردند تا صرفا آمریکا را از بن بست به خطر افتادن آبرویش بیرون آورند.
نشانههای باخت سیاسی آمریکا در اختلافات داخلی دولت آمریکا با وضوح بیشتری پیداست و این موضوع در اظهارات ضد و نقیض ترامپ روشن است که اظهار داشت حمله نظامی به سوریه تمام عیار است، اما پس از چند دقیقه پنتاگون با صدور بیانیهای از پایان عملیات نظامی سخن گفته و ادامه آن را مشروط به ادعای استفاده از سلاح شیمیایی خواند.
سیدهادی سیدافقهی کارشناس منطقه غرب آسیا در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «حمله به سوریه حمله جدی نظامی نبود، بلکه یک شو نظامی بود.»
وی ادامه میدهد: «70 درصد موشکهای شلیک شده در هوا منهدم شد و این حمله از پیش به مقامات نظامی روس اطلاع داده شد و وزیر دفاع فرانسه در کنفرانس مطبوعاتی به این موضوع اذعان کرد که به روسها اطلاع داده شده است.»
این کارشناس منطقه غرب آسیا میافزاید: «کسی که میخواهد بجنگد ساعت حمله و هدف را اطلاع نمیدهد، بنابراین این سؤال مطرح میشود پس چرا حمله کردند؟ دلایل متعدد و گستردهای در این زمینه وجود دارد؛ ترامپ اکنون در آمریکا با پروندههای مالی و اخلاقیش درگیر است که مانند کابوس او را تعقیب میکنند و اسناد و مدارکی که به دست دادگاه آمریکا رسیده ترامپ را در وضعیت نامناسبی قرار داده است، از این رو دولت ترامپ نیاز به یک شوک و انتقال تمرکز افکار عمومی از داخل آمریکا به بیرون داشت.»
سیدافقهی تصریح میکند: «از دلایل منطقهای که میتوان به آناشاره کرد پیروزیها در غوطه شرقی بود اما اینکه چرا حمله آمریکا به طور گسترده صورت نگرفت نیز دلایل مختلف داشت از جمله ایستادگی ایران، توانایی ارتش سوریه و محور مقاومت در برابر این تهدیدها بود، حتی مقامات روسی هم اعلام کردند که تمام پایگاههای آمریکایی در منطقه در تیررس روسیه قرار گرفتهاند.»
وی تاکید میکند: «همه این عوامل باعث شد تا آمریکاییها در محاسبات خود به واسطه برخی از کشورها تغییر ایجاد کنند، اگر این جنگ اتفاق میافتاد معلوم نبود که ترکشهای آن به کجا میرسید و شاید به درگیری آمریکا و روسیه منجر میشد، در نتیجه با یک توافق ضمنی و با پا در میانی برخی کشورها مانند آلمان و ترکیه ماجرا جمع شد.»
این کارشناس منطقه غرب آسیا خاطرنشان میکند: «آمریکا با این کار احمقانهای که انجام داد منشور سازمان ملل و تمام معاهدات بینالمللی را زیر پا گذاشت و هراس از این است که اگر هر کشوری بخواهد خود قاضی باشد و خود مجری جهان رو به قانون جنگل میآورد و آمریکا دریافت که اگر بخواهد حرکت غیر معقولی صورت دهد تمام مواضعش در منطقه مورد هدف قرار خواهد گرفت.»
تحقیر شورای امنیت
عملیات موشکباران تاسیسات شیمیایی ادعایی در سوریه با کمک نیروی هوایی آمریکا، فرانسه و بریتانیا انجام شد این درحالی است که گزارش کارشناسی مجلس آلمان تاکید میکند که استدلالهای سیاسی و اخلاقی برای توجیه مداخله آمریکا و متحدان بریتانیایی و فرانسوی آن در سوریه، مبنای حقوقی ندارند.
طبق برآورد افسران بلندپایه ارتش آلمان، هیچ امکانی برای حضور سربازان این کشور در عملیات مربوطه به دلایل لجستیکی وجود نداشت.
عنوان فصل هفت منشور ملل متحد، اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز است و به این ترتیب زمانی که شورای امنیت بخواهد تهدیدی جدی علیه کشوری را مطرح کند، آن کشور را ذیل فصل هفتم قرار میدهد.
نکته مهم فصل هفتم به بندهای ۴۱ و ۴۲ آن باز میگردد؛ این در حالی است که بند ۴۲ فصل هفت شامل استفاده از زور و گزینه نظامی برای مهار کشور و تهدید مورد نظر است؛ در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیشبینیشده در ماده ۴۱ کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست میتواند به وسیله نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بینالمللی ضروری است مبادرت کند.
در همین رابطه حسن هانیزاده کارشناس سیاست خارجی در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «بدون شک حمله سه جانبه آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه نقض قوانین بینالملل است، به اعتبار اینکه سوریه کشور مستقل عضو سازمان ملل است و این حمله بدون مراجعه به شورای امنیت و بدون اینکه سوریه تحت فصل 7 منشور سازمان ملل قرار داشته باشد صورت گرفته است.»
وی ادامه میدهد: «دلیل این حمله این است که عربستان سعودی به خاطر شکست جیشالاسلام و گروه فلیقالرحمن و جبهه النصری در غوطه شرقی به شدت خشمگین شده و احساس کرده که برنامه هایش برای سرنگونی دولت بشار اسد به بن بست رسیده است.»
کارشناس مسائل غرب آسیا تاکید میکند: «گفته میشود عربستان در طول بحران 7 ساله سوریه 60 میلیارد دلار کمک مالی در اختیار گروهکهای تروریستی سوریه قرار داده و هیچ نتیجهای هم برای آمریکا و اسرائیل و متحدانشان به دست نیامده است، لذا بنسلمان از ترامپ، ماکرون و ترزا می عاجزانه التماس کرد که حملهای نظامی را علیه سوریه سازماندهی کنند و مبلغ 4 میلیارد دلار هم در اختیار آمریکا قرار داد درحالی که آمریکا به پرتاب چند موشک اکتفا کرد.»
بنده صریحاً اعلام میکنم رئیسجمهور آمریکا، رئیسجمهور فرانسه و نخستوزیر انگلیس جنایتکارند و جنایت کردند! همین چند روز قبل از این، رئیسجمهور آمریکا گفت که هفت تریلیون ما خرج کردهایم در منطقه غرب آسیا - بهقول او خاورمیانه - و هیچچیز گیرمان نیامد؛ راست میگوید، چیزی گیرشان نیامده. بعد از این هم آمریکا بداند، هرچه خرج کند، هرچه تلاش بکند، قطعاً در این منطقه هیچچیز گیرش نخواهد آمد. (بیانات مقام معظم رهبری ۲۵/فروردین/ ۱۳۹۷)
در هفتههای گذشته بار دیگر تیتر تکراری «حمله نافرجام آمریکا و هم پیمانانش به سوریه « صدر جدول اخبار را به خود اختصاص داد، البته پیش از آنکه این حمله در رسانهها تیتر شود توسط ترامپ توئیت شد! رئیسجمهوری آمریکا عادت دارد هر تصمیم مهمی گرفته، آن را در توئیتر اعلام کند و حمله هوایی به تاسیسات احتمالی شیمیایی در سوریه در سحرگاه شنبه ۱۴ آوریل نیز از این قاعده مستثنی نبود.
آمریکا همراه با متحدان اروپاییاش یعنی فرانسه و انگلیس در جریان نقض آشکار حریمهای قانونی و بینالمللی به برخی از مناطق علمی-پژوهشی سوریه حمله موشکی کرد، حملهای که نتایج نظامی و سیاسی ویژهای نتوانست برای متجاوزین حاصل کند.
در گزارش پیش رو به تحلیل و بررسی آخرین وضعیت میدانی جبهه مقاومت پرداختهایم و پیرامون این موضوع با کارشناسان منطقهای به گفتوگو نشستیم.
جبهه مقاومت
و دودی به چشم ترامپ
بدون شک خط مقاومت در سوریه بیش از پیش تقویت شده و توان رزمی و نظامی آن در مقایسه با گذشته بسیار قوی شده است.
بقایای موشکهای شلیک شده و انهدام آنها توسط ارتش سوریه نشان داد که این حمله نه تنها در اهداف خود ناکام مانده بلکه نتایج کاملا معکوسی هم برجای گذاشت و به اصطلاح دود و باروت این آتش بازی به چشم ترامپ و متحدینش رفت.
ارتش سوریه در دفع حمله آمریکا پیروز شد تا وحشتی که از قدرت تهاجمی آمریکا در دنیا ساخته شده از بین ببرد و بدین ترتیب با حمایت متحدان خود شکستی را متحمل غربیها کرد که علاوه بر دستاورد نظامی، دستاورد سیاسی، رسانهای و اخلاقی برای این کشور به ارمغان آورد.
در همین رابطه سعدالله زارعی تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «اقدام آمریکاییها در حمله به سوریه بیش از آنکه به عنوان اقتدار تلقی شود به عنوان یک نقطه ضعف در عرصه نظامی ثبت شد.»
وی ادامه میدهد: «آمریکاییها از هفتهها قبل نسبت به روند اوضاع در سوریه ابراز نگرانی کردند و هشدارهایی دادند و در گام دیگر اعلام کردند که دست به اقدامات سخت خواهند زد، بر همین اساس شروع به تهدید کردند و دامنه تهدیدات را به روسیه و ایران رساندند، به طوری که ترامپ صریحا پوتین را مورد خطاب قرار داد که موشکهای هوشمند ما در راه هستند! اما در عمل آنچه اتفاق افتاد حمله موشکی از اعماق اقیانوس به 3 پادگان متروکه در سوریه بود که در نهایت منجر به زخمی شدن3 نفر شد.»
این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل میافزاید: «این اقدام آمریکاییها نیاز به هفتهها رجز خوانی، خط و نشان کشیدن، جبههسازی و دنبال شریک و ائتلاف گشتن نداشت چرا که هر کشور کوچکی در دنیا میتواند به چنین حملهای دست بزند، با این وضعیت اقدام فوق فقط آمریکا را زیر سؤال برد.»
زارعی در پایان خاطرنشان میکند: «علیرغم ناراحتی شدید آمریکاییها از تحولات منطقه گمان نمیرود که آنها امکان جدیدی داشته باشند که بخواهند آن را به صحنه بیاورند و روند تحولات به سمتی است که استقرار و امنیت در سوریه و عراق گسترش یابد.»
از دفتر کوهن تا غوطه شرقی
طبق یک دیپلماسی قدیمی میان رئیسجمهوران آمریکا، هرگاه این کشور با ضعف داخلی و تامین سیاست رو به رو شده و یا نیاز داشتند دست به انحراف افکار عمومی بزنند گزینه جنگ و حمله را به جهان تحمیل کردند، از همین رو جنگ افغانستان، عراق و سوریه نیز زاییده همین تفکر بوده است.
اما ترامپ که به اعتقاد کارشناسان بهره هوشیاش مانند رئیسجمهوران پیشین نیست با توجه به فشارهای داخلی تصمیم گرفت تا از این سیاست کورکورانه قدیمی استفاده کند.
رئیسجمهور آمریکا که اکنون بیش از 450 روز است در کاخ سفید به سر میبرد، با رویه ایجاد بحران آفرینی در فضای سیاسی داخلی و خارجی آمریکا پیش رفته است؛ اکنون علاوهبر مسائل متعدد داخلی و خارجی؛ یورش پلیس فدرال به دفتر وکیل شخصی او نشان از افزایش فشارهای داخلی بر ترامپ دارد.
بسیاری از ناظران و کارشناسان داخلی آمریکا اخراج رابرت مولر بازپرس ویژه تحقیق مداخله روسیه در انتخابات 2016 آمریکا از سوی دونالد ترامپ را موضوعی بسیار حساس و به نوعی مانع از روند تحقیقات آزاد در این کشور میدانند و معتقدند اخراج مولر خطر به چرخش در آمدن روند استیضاح ترامپ را موجب خواهد شد.
اکنون رئیسجمهوری آمریکا که مدتها است در مخمصه اتهام تبانی ستاد انتخاباتی وی درجریان کارزار انتخاباتی 2016 با روسیه و احتمال مداخله مسکو به نفع وی دراین انتخابات است و علاوه بر افشای پرداخت حقالسکوت به یک هنرپیشه فیلمهای مستهجن، در ابعاد دیگر داخلی مانند مباحث اقتصادی نیز با فشار فزایندهای رو به رو است.
همه این عوامل کافی بود تا رئیسجمهور آمریکا مرهم خاورمیانه را علاج زخم هایش بداند.
کارشناسان سیاسی معتقدند واشنگتن صرفا شکستی نظامی را تجربه نکرد بلکه از لحاظ سیاسی نیز بازنده شد، چرا که برای اولین بار از متقاعد کردن قدرتهای بزرگ علاوه بر مزدوران منطقهای خود برای شرکت در حمله نظامی مرگبار علیه نظام اسد ناکام بود، به گونهای که جامعه بینالمللی به مقابله با جنون ترامپ و دولت وی پرداخت و متحدانش هم به قدر اندک ضرورت برای شرکت در یک عملیات نظامی محدود کفایت کردند تا صرفا آمریکا را از بن بست به خطر افتادن آبرویش بیرون آورند.
نشانههای باخت سیاسی آمریکا در اختلافات داخلی دولت آمریکا با وضوح بیشتری پیداست و این موضوع در اظهارات ضد و نقیض ترامپ روشن است که اظهار داشت حمله نظامی به سوریه تمام عیار است، اما پس از چند دقیقه پنتاگون با صدور بیانیهای از پایان عملیات نظامی سخن گفته و ادامه آن را مشروط به ادعای استفاده از سلاح شیمیایی خواند.
سیدهادی سیدافقهی کارشناس منطقه غرب آسیا در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «حمله به سوریه حمله جدی نظامی نبود، بلکه یک شو نظامی بود.»
وی ادامه میدهد: «70 درصد موشکهای شلیک شده در هوا منهدم شد و این حمله از پیش به مقامات نظامی روس اطلاع داده شد و وزیر دفاع فرانسه در کنفرانس مطبوعاتی به این موضوع اذعان کرد که به روسها اطلاع داده شده است.»
این کارشناس منطقه غرب آسیا میافزاید: «کسی که میخواهد بجنگد ساعت حمله و هدف را اطلاع نمیدهد، بنابراین این سؤال مطرح میشود پس چرا حمله کردند؟ دلایل متعدد و گستردهای در این زمینه وجود دارد؛ ترامپ اکنون در آمریکا با پروندههای مالی و اخلاقیش درگیر است که مانند کابوس او را تعقیب میکنند و اسناد و مدارکی که به دست دادگاه آمریکا رسیده ترامپ را در وضعیت نامناسبی قرار داده است، از این رو دولت ترامپ نیاز به یک شوک و انتقال تمرکز افکار عمومی از داخل آمریکا به بیرون داشت.»
سیدافقهی تصریح میکند: «از دلایل منطقهای که میتوان به آناشاره کرد پیروزیها در غوطه شرقی بود اما اینکه چرا حمله آمریکا به طور گسترده صورت نگرفت نیز دلایل مختلف داشت از جمله ایستادگی ایران، توانایی ارتش سوریه و محور مقاومت در برابر این تهدیدها بود، حتی مقامات روسی هم اعلام کردند که تمام پایگاههای آمریکایی در منطقه در تیررس روسیه قرار گرفتهاند.»
وی تاکید میکند: «همه این عوامل باعث شد تا آمریکاییها در محاسبات خود به واسطه برخی از کشورها تغییر ایجاد کنند، اگر این جنگ اتفاق میافتاد معلوم نبود که ترکشهای آن به کجا میرسید و شاید به درگیری آمریکا و روسیه منجر میشد، در نتیجه با یک توافق ضمنی و با پا در میانی برخی کشورها مانند آلمان و ترکیه ماجرا جمع شد.»
این کارشناس منطقه غرب آسیا خاطرنشان میکند: «آمریکا با این کار احمقانهای که انجام داد منشور سازمان ملل و تمام معاهدات بینالمللی را زیر پا گذاشت و هراس از این است که اگر هر کشوری بخواهد خود قاضی باشد و خود مجری جهان رو به قانون جنگل میآورد و آمریکا دریافت که اگر بخواهد حرکت غیر معقولی صورت دهد تمام مواضعش در منطقه مورد هدف قرار خواهد گرفت.»
تحقیر شورای امنیت
عملیات موشکباران تاسیسات شیمیایی ادعایی در سوریه با کمک نیروی هوایی آمریکا، فرانسه و بریتانیا انجام شد این درحالی است که گزارش کارشناسی مجلس آلمان تاکید میکند که استدلالهای سیاسی و اخلاقی برای توجیه مداخله آمریکا و متحدان بریتانیایی و فرانسوی آن در سوریه، مبنای حقوقی ندارند.
طبق برآورد افسران بلندپایه ارتش آلمان، هیچ امکانی برای حضور سربازان این کشور در عملیات مربوطه به دلایل لجستیکی وجود نداشت.
عنوان فصل هفت منشور ملل متحد، اقدام در موارد تهدید علیه صلح، نقض صلح و اعمال تجاوز است و به این ترتیب زمانی که شورای امنیت بخواهد تهدیدی جدی علیه کشوری را مطرح کند، آن کشور را ذیل فصل هفتم قرار میدهد.
نکته مهم فصل هفتم به بندهای ۴۱ و ۴۲ آن باز میگردد؛ این در حالی است که بند ۴۲ فصل هفت شامل استفاده از زور و گزینه نظامی برای مهار کشور و تهدید مورد نظر است؛ در صورتی که شورای امنیت تشخیص دهد که اقدامات پیشبینیشده در ماده ۴۱ کافی نخواهد بود یا ثابت شده باشد که کافی نیست میتواند به وسیله نیروهای هوایی، دریایی یا زمینی به اقدامی که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بینالمللی ضروری است مبادرت کند.
در همین رابطه حسن هانیزاده کارشناس سیاست خارجی در گفتوگو با گزارشگر روزنامه کیهان میگوید: «بدون شک حمله سه جانبه آمریکا، انگلیس و فرانسه به سوریه نقض قوانین بینالملل است، به اعتبار اینکه سوریه کشور مستقل عضو سازمان ملل است و این حمله بدون مراجعه به شورای امنیت و بدون اینکه سوریه تحت فصل 7 منشور سازمان ملل قرار داشته باشد صورت گرفته است.»
وی ادامه میدهد: «دلیل این حمله این است که عربستان سعودی به خاطر شکست جیشالاسلام و گروه فلیقالرحمن و جبهه النصری در غوطه شرقی به شدت خشمگین شده و احساس کرده که برنامه هایش برای سرنگونی دولت بشار اسد به بن بست رسیده است.»
کارشناس مسائل غرب آسیا تاکید میکند: «گفته میشود عربستان در طول بحران 7 ساله سوریه 60 میلیارد دلار کمک مالی در اختیار گروهکهای تروریستی سوریه قرار داده و هیچ نتیجهای هم برای آمریکا و اسرائیل و متحدانشان به دست نیامده است، لذا بنسلمان از ترامپ، ماکرون و ترزا می عاجزانه التماس کرد که حملهای نظامی را علیه سوریه سازماندهی کنند و مبلغ 4 میلیارد دلار هم در اختیار آمریکا قرار داد درحالی که آمریکا به پرتاب چند موشک اکتفا کرد.»