کد خبر: ۱۳۰۵۱۸
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۹:۴۰

آرمان‌های ما درزبان دیگران!



  رسانه به عنوان ابزاری که تبلور دهنده افکار و آرای اندیشوران است یکی از ارکان اصلی دیپلماسی عمومی برای در اختیار گرفتن افکار عمومی و به تبع آن قدرت است. قدرتی که دارنده آن تعیین‌کننده همه چیز خواهد بود. یعنی دارنده آن می‌تواند اراده خود را در سطوح مختلف جاری و ساری نماید. در این میان رسانه‌های دیداری در مرتبه بالایی از حیث اثر بخشی قرار دارند که رسانه ملی در ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. یعنی هم مخاطبان بسیاری دارد و هم از اثرگذاری بالایی در میان مردم برخوردار است. اما متاسفانه گاهی دیده می‌شود این ابزار موثر آنگونه که شایسته است مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و به بسیاری از موضوعاتی که باید نمی‌پردازد.
 صداو سیما به عنوان بخشی حساس و موثر باید خود را عضوی از نظامی تعریف کند که درصدد ایجاد آرمان شهر اسلامی است، در صورتی که برآیند فیلم‌ها و سریال‌های ساخته شده، در بسیاری از موارد این گونه نیست. آنچه مشاهده می‌شود این است که مثلا «مردی می‌خواهد زن دوم بگیرد و یا به تعبیر دوستان خیانت کند!» و یا «سوء‌تفاهمی ایجاد شده است که بعد رفع می‌شود» و چیزهایی از این دست. یعنی تمامی هم و غم بسیاری از سریال سازان چه در عرصه درام و چه طنز و چه پلیسی و... در این چند موضوع محدود دور می‌زند. خانواده‌هایی که مرد در آن عنصر درجه دوم، توسری‌خور و یا به تعبیر عوام «زن ذلیل» است و یا مردانی زورگو که زن و فرزند را می‌آزارند و یا زنانی قهرمان که همه چیز را حل و فصل می‌کنند.
 اگر از اثرات این نوع محصولات در اجتماع بگذریم باید سؤال کنیم آیا ذهن فیلمسازان ایرانی از پرداختن به ایده‌های دیگر ناتوان است یا سیاست سازمان به ایشان اجازه نمی‌دهد به مسائل دیگر بپردازند؟ چگونه است که برخی فیلم‌های دوبله شده غربی به آرمان‌هایی که ما مدعی آنها هستیم می‌پردازند؟ برای مثال فیلم «حصارها» خانواده‌ای سیاه‌پوست را نشان می‌دهد که زن برای حفظ خانواده، سنگر خانه را حفظ می‌کند، با شوهر خود که اکنون سنی بالا دارد در کشمکش تا او به کار در معدن تن در ندهد و در کنار او و فرزندانش بماند. یعنی حاضر است کمتر بخورد، کمتر بپوشد و از رفاه کمتری برخوردار باشد ولی شوهر و خانواده‌اش را دور هم نگه دارد؛ شوهری که 15 سال به هر دلیل در زندان بوده است. جالب اینجاست شوهر فرزند شیرخوار دوستش را که در زندان است و زنش در هنگام وضع حمل از دنیا رفته به خانه می‌آورد و همسر او با اینکه جوان نیست و فرزندانی دارد و وضع مالی ایشان نیز مناسب نیست با آغوش باز می‌پذیرد و بزرگ می‌کند و وقتی مرد از دنیا می‌رود و یکی از فرزندان که اکنون افسری جوان شده است به دلیل اختلافات گذشته نمی‌خواهد در مراسم تدفین پدر شرکت کند با برخورد تند مادر مواجه می‌شود که با یادآوری همسر خود به عنوان قهرمان و شمارش خدماتش به خانواده - نه یاد آوری زندان طولانی مدت او و نیز درآمد کمش و... - فرزند را به آمدن به مراسم ترغیب می‌نماید. و یا در فیلمی دیگر عده‌ای قاضی بازنشسته پرونده‌ها را دوباره رسیدگی می‌کنند و کسانی که به هر دلیل از چنگال عدالت ‌گریخته‌اند را مجازات می‌کنند. واقعا سؤال این است که ارائه چنین خانواده‌ای و یا چنین قضاتی که عمل ایشان حقانیت قصاص و اعدام برخی از مجرمین که از احکام قضایی اسلام است را یادآور می‌شود در کجای سریال‌های ما جا دارد؟ چرا باید شاخصه‌های اسلامی یک خانواده را در فیلمی غربی مشاهده نمود ولی در سریال‌های ما نه؟ آیا آنچه می‌سازیم می‌تواند آمار تکان‌دهنده و البته فزاینده طلاق را در کشور کمتر و یا حتی کنترل کند؟ آیا می‌توانند شاخصه‌هایی که رهبری آنها را وجه تمایز نظام اسلامی با سایر نظام‌ها برشمردند را زنده نماید؟ باید این سؤال‌ها را از کسانی پرسید که سرگرمی را برای سرگرمی و خنده را برای خنده تجویز می‌کنند!
فرهاد ملاامینی- دبیر مجمع پیروان مهدی موعود (عج)