توکل یعنی اطمینان به خدا و تسلیم شدن (سلوک عارفانه)
(بدان ای سالک راه حق!) توکل مصدر باب تفعل دارای معانی مختلفی است از جمله قبول وکالت کردن، ضامن شدن برای انجام کاری، اظهار عجز نمودن و تکیه بر غیر کردن. توکل کردن بر خدا حقیقتش اطمینان نمودن به حق متعال و تسلیم شدن به امر اوست. بعضی نوشتهاند معنای توکل این است که شخص از آنچه در نزد مردم است مأیوس و به آنچه در نزد خداست امیدوار باشد. علی(ع) میفرماید: «ایمان بنده قابل تصدیق نیست مگر آنکه به این معنی اطمینان حاصل کند که آنچه در دست حق متعال است برای او بیشتر قابل اعتماد است تا آنچه در دست خود اوست».
خواجه میگوید: «توکل عبارت از این است که شخص کارهای خود را کلا به حق متعال که مالک واقعی است واگذار نماید و به خواست حق متعال تن در دهد و بدان اعتماد نماید. توکل برای عامه سختترین منزل و برای خاصه سهلترین راه است زیرا حق متعال امور را کلا به خود نسبت داده و اهل عالم را از تصاحب و تمالک مأیوس ساخته است» از همین جهت است که عامه هیچگاه نمیتوانند به حقیقت توکل برسند و به واقع بدان عمل نمایند.
بنابراین توکل کاری است مشکل زیرا متوکل باید با توکل اختیار را رها کرده و امور را به حق متعال واگذار نماید.(1)
1- مقامات معنوی، محسن بینا، ج2، ص12
خواجه میگوید: «توکل عبارت از این است که شخص کارهای خود را کلا به حق متعال که مالک واقعی است واگذار نماید و به خواست حق متعال تن در دهد و بدان اعتماد نماید. توکل برای عامه سختترین منزل و برای خاصه سهلترین راه است زیرا حق متعال امور را کلا به خود نسبت داده و اهل عالم را از تصاحب و تمالک مأیوس ساخته است» از همین جهت است که عامه هیچگاه نمیتوانند به حقیقت توکل برسند و به واقع بدان عمل نمایند.
بنابراین توکل کاری است مشکل زیرا متوکل باید با توکل اختیار را رها کرده و امور را به حق متعال واگذار نماید.(1)
1- مقامات معنوی، محسن بینا، ج2، ص12