کد خبر: ۱۲۸۱۷۸
تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۲

نقش شکر نعمت و خوش‌خلقی در زندگی(خوان حکمت)

از کلمات نوراني حضرت امیر(ع) در نهج البلاغه است که فرمود: «إِذَا قَدَرْتَ عَلَي عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَهًِْ عَلَيْهِ»؛(1) اگر بر دشمنت مسلّط شدي و قادرانه او را مقهور کردي، عفو از او را شکر قدرت قرار بده. اگر کسي نعمتي خدا به او داد، شکر اين نعمت واجب است و اگر کسي شکر نعمت کرد و شکرش شکر متوسط باشد، خداي سبحان نعمت او را افزون مي‌کند،  واگر شکر او شکر عالي باشد، خود او را بالا مي‌برد. اينکه گفته شد: «شکر نعمت نعمتت افزون کند؛ کفر، نعمت از کفت بيرون کند»؛ نه «کفرِ نعمت»! شکر نعمت اين کار را مي‌کند، کفر نعمت، نعمت از کف بيرون کند، اين برای شکر متوسط است که اگر کسي شکر نعمت کرد نعمتش افزوده مي‌شود. اما آنچه در آیه 7 سوره مبارکه «ابراهيم» آمده است، نفرمود اگر شکر نعمت کرديد ما نعمت شما را افزوده مي‌کنيم! بلکه فرمود گوهرِ هستيِ شاکر را بالا مي‌بریم: «لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»، نه «لأزيدنّ نعمَتَکُمْ».
انسان در حد ايمانِ متوسط درک مي‌کند و شکر مي‌کند، اين شکر باعث افزايش نعمت اوست، مي‌شود «شکر نعمت، نعمتت افزون کند». وقتي به امام(ع) عرض کردند که ما چگونه خدا را شکر کنيم؟ فرمود: تمام نعمت‌ها را از او بدانيد، بعد فرمودند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين‏»؛ من تمام شکرها را در اين جمله انجام دادم؛(2) يعني توحيد در شکر، توحيد در مُنعِم بودن، توحيد در ربوبيت، توحيد در الهيت، همه را من رعايت کردم، چون اين «الف» و «لام»، برای استغراق است؛ يعني تمام حمدها از هر حامدي که صادر بشود از آنِ خداست؛ چون حمد در برابر نعمت است و منعم غير از خدا نيست. اگر شکر در اين حد باشد، گوهر ايمان خود شخص بالا مي‌آيد که در سوره «ابراهيم» فرمود: «لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»، نه «لازيدنّ نعمتَکُم».
نفس اماره؛ دشمن غیر قابل گذشت
اين شکر نعمت مصاديقي دارد، فرمود اگر بر دشمن پيروز شديد، عفو از او را شکر قرار بدهيد؛ يعني این يکي از مصاديق شکرِ نعمت است. اين برای کدام دشمن است؟ آن دشمني است که اگر شما بر او مسلّط شديد او دگرباره درصدد عداوت و دشمني نباشد؛ اما آن دشمني که هرگز دست از دشمني برنمي‌دارد، نبايد مورد عفو قرار بگيرد، همچنان بايد تحت استيلا قرار بگيرد و آن نفس امّاره است. شيطان آن دشمني نيست که اگر کسي نسبت به او مهرباني کند و او را عفو کند، او صرف نظر کند. اينکه حضرت رسول خدا(ص) فرمود: «أَعْدَي عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»؛(3)، اين هوس از هر دشمني بدتر است، چرا؟ براي اينکه اگر مار يا عقرب يا سگ يا گرگ حمله کرد، انسان اگر يک مقدار گوشت يا غذايي پيش اين سگ بيندازد، در همان چند لحظه‌اي که سگ يا گرگ مشغول خوردن آن گوشت است، آدم را رها مي‌کند؛ اما اين نفس امّاره اگر گفت اين نگاه نامحرم را انجام بده، يا اين حرف حرام را بزن! همين که انسان حرف او را گوش داد، حرف بد زد يا نامحرم را نگاه کرد، او يک قدم جلوتر مي‌آيد. هيچ ممکن نيست دشمني مثل نفس امّاره وجود داشته باشد. انسان هر دشمني را يک طعمه جلوي او بيندازد در همان چند لحظه يا چند ساعتي که مشغول خوردن آن طعمه است، انسان آزاد است؛ اما نفس امّاره همين که انسان يک قدم حرف او را گوش داد، او ده قدم جلوتر مي‌آيد.
 اينکه وجود مبارک حضرت امير فرمود: اگر بر دشمني قادر شديم، عفو از او را شکر نعمت قرار بدهيم، درباره دشمن بيرون است نه دشمن درون. اين کار در زمان خود حضرت پیامبر انجام شد. وقتي بر مشرکان مکه پيروز شد، فرمود: «إذهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاء»،(4) حالا که اسلحه را به زمين انداختيد و اظهار عجز کرديد، ديگر ما کاري با شما نداريم. حضرت عفو کرد که بسياري از اينها به همان «ابن الطُّلقاء» معروف شدند؛ حضرت مي‌دانست که ديگر کاري از آنها ساخته نيست. اما آن دشمني که اگر شما يک لحظه عفو کنيد دوباره خودش را تجهيز مي‌کند، عفو از او شکر نيست بلکه يک غفلت است.
حضرت امیر در حکمت 12می‌فرماید:‏ «أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ»؛ عاجزترين مردم کسي است که نتواند در جامعه برای خودش يک دوست صادق و صديق فراهم کند. يک بيان نوراني از حضرت امير است که ريشه‌ آن در بيانات نوراني پيغمبر(ص) است و آن فرمود: «عَجِبْتُ لِمَنْ يَشْتَرِي الْعَبِيدَ بِمَالِهِ فَيُعْتِقُهُمْ كَيْفَ لَا يَشْتَرِي الْأَحْرَارَ بِحُسْنِ خُلُقِه»‏؛(5) فرمود: من در تعجب هستم که مردم مال مي‌دهند بنده مي‌خرند و آزادشان می کنند؛ اما اخلاق را رعايت نمي‌کنند که آزادمردم را بخرند! مردان آزاده وقتي ببينند کسي خوش‌خُلق است، صادق است، امين است، پاک است، به او دل مي‌سپارند. فرمود شما پول مي‌دهيد بنده مي‌خريد و آزاد می‌کنید، اخلاق داشته باشيد که جامعه‌اي را بخريد، نه اينکه آنها ـ معاذالله ـ بنده تو بشوند! مي‌شوند هر چه تو بخواهي براي تو انجام مي‌دهند. نه تنها در ظاهر،بلکه اگر مشکلي پيش آمد، بيمار شدي، شب برمي‌خيزند دعا مي‌کنند.آیا از اين نعمت بالاترهست؟ فرمود چرا شما به اين فکر هستيد که بنده‌ها را بخريد، به اين فکر باشيد که آزادها را بخريد.
دستورات اخلاقی ائمه(ع)؛ ملات تحکیم‌کننده ارتباطات اجتماعی
 اخلاق ،جامعه را منسجم مي‌کند. وجود مبارک امام صادق (ع) فرمود: «تَزَاوَرُوا فَإِنَّ فِي زِيَارَتِكُمْ إِحْيَاءً لِقُلُوبِكُمْ وَ ذِكْراً لِأَحَادِيثِنَا وَ أَحَادِيثُنَا تُعَطِّفُ بَعْضَكُمْ عَلَي بَعْض»؛(6) يکديگر را ترک نکنيد، به زيارت يکديگر برويد، محفل يکديگر را پُر کنيد، جمع بشويد، چرا؟ «فَإِنَّ فِي زِيَارَتِكُمْ إِحْيَاءً لِقُلُوبِكُمْ وَ ذِكْراً لِأَحَادِيثِنَا»؛ شما شيعيان ما هستيد، وقتي کنار هم جمع شديد، احاديث ما را نقل مي‌کنيد. احاديث ما همه‌اش که مربوط به مسئله نماز و روزه و مانند آن نيست، بخشي مربوط به فقه است، بخشي مربوط به اخلاق است، بخشي مربوط به حقوق است. فرمود فايده کلمات ما اين است که در جامعه عاطفه ايجاد مي‌کند.همه ما شنيده‌ايم و اين حرف را هم مي‌گوييم و حرف درستي هم هست، مي‌گوييم «سنگ روي سنگ بند نمي‌شود». الآن اين برج‌هايي که مي‌سازند اگر اين کف، طبقه اوّل سنگ گذاشتند، طبقه دوم را بخواهند روي آن سنگ بگذارند که بند نمي‌شود، يک ملات نرمي مي‌خواهد. اينکه مي‌گوييم: «سنگ روي سنگ بند نمي‌شود»، مطلب درستي است. اگر يک ملات نرم نباشد سنگ روي سنگ بند نمي‌شود. اين ملات نرم ،سنگ را روي سنگ بند مي‌کند، اين مي‌شود بُرج، آن مي‌شود قصرِ چند طبقه. وجود مبارک امام فرمود، دستورات اخلاقي ما آن ملات است که جامعه بسته را به هم مرتبط مي‌کند: « أَحَادِيثُنَا تُعَطِّفُ»؛ عاطفه همان ملات نرم است. آن وقت مي‌شود قصر، آن وقت مي‌شود بنيان مرصوص.
اينجا هم فرمود عاجزترين مردم کسي است که نتواند برادر ايماني تهيه کند. لطيف‌تر از «أصدقاء»، «إخوان» است. فرمود: «إَنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهًْ»(7) همين است. آن ايمان يک ملات نرمي است که جامعه را به هم جمع مي‌کند. فرمود اگر کسي نتواند برادر ايماني جذب کند که مشکل او را در روز خطر حلّ کند، او جزء عاجزترين مردم است و عاجزتر از او کسي است که برادري فراهم کرده و تهيه کرده، دوست صادقي به دست آورده؛ ولي در اثر رعايت نکردن و ادامه ندادن اخلاق، آن برادر را از دست داد. نکته‌اي است که مستحضريد اينجا ما أعجز از أعجز که نداريم. اينکه فرمود: «أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ»؛ يعني عاجزترين مردم. أعجز از عاجزترين مردم که فرض ندارد! لکن اين کلمه «النَّاس» اگر عموم بود، عاجزتر از همه ديگر عاجزتر نداشت؛ ولي «النَّاس» را گفتند مطلق است نه عام، چون مطلق است مي‌تواند سعه عام را نداشته باشد؛ قهراً أعجز از أعجز فرض دارد. بنابراين اگر کلمه «النَّاس» عام بود، معناي آن اين بود: «عاجزترين مردم در بين همه» و ديگر أعجز از او فرض نداشت؛ اما چون مطلق است نه عام، آن أعجز مي‌شود أعجز نسبي و نه نفسي. وقتي أعجز نسبي شد أعجز از او فرض دارد. فرمود: «أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ»؛ کسي که به زحمت زياد، يک رفيق شفيقي پيدا کرده؛ اما در اثر مواظب نبودن گفتار، رفتار و زبانش را کنترل نکرده، آن دوست را از دست داد، عاجزترین مردم است.
بيانات حضرت آيت‌الله جوادي آملي(دام ظله) در جلسه درس اخلاق در ديدار با جمعی از دانشجويان و طلاب، قم؛ 10/12/96
مرکز اطلاع‌رسانی اسرا
___________________
1- نهج‌البلاغه صبحي صالح، حکمت11.   2- الکافی(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج2، ص95.   3- مجموعة ورام، ج‏1، ص59.   4- الكافي(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج‏3، ص513.   5- تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، شماره8786، ص385.   6- الكافي(ط ـ الإسلاميهًْ)، ج2، ص186.   7- حجرات، 10.
خوان حکمت روزهای یکشنبه منتشر می‌شود.