مطبوعات لرستان در سراشیبی سقوط(یادداشت خبرنگار)
این روزها انتشار اخبار تعطیلی مطبوعات و پایگاههای خبری در کشور تراژدی درام و غمانگیز تازهای را رقم زده است.
از حمایتهای مالی دولت که بگذریم کاهش توجه مردم به مطبوعات هم از جمله دردهای مزمنی است که به فرهنگ مطالعه دچار شده و میرود که سرنوشت نشریات مکتوب هم به سرنوشت کتاب و کتابخوانی گرفتار شود.
امروز در استان لرستان دهها عنوان نشریه مکتوب و الکترونیکی فعایت میکنند، اما اکثر آنها در آستانه تعطیلی قرار دارند و برخی نیز به جهت تعهد اخلاقی به خبرنگاران و عوامل اجرایی و جلوگیری از بیکاری آنها روزگار را به سختی سپری کرده و با چنگ و دندان درصدد گذر از این بحران میباشند و حتی برخی مدیران مسئول نشریات نهتنها توان پرداخت اجاره محل دفاتر خود را ندارند بلکه بعضا از حقوق دریافتی بازنشستگی صرف پرداخت هزینه نشریه و دستمزدها میکنند به امید آنکه دولت یارانه چاپ و فیلم و... را پرداخت کند که آنهم خود قصهای تلخ و دردآور است.
از دلیل اصلی بروز مشکلات این حوزه و رکود مطبوعات که عدم حمایت دولت میباشد هیچ نمیگوییم اما به راستی عدم رغبت مردم به رسانهها و بعضا بیاعتمادی آنها به این فضا چه دلایل پنهان و آشکاری دارد؟!
یکی از دلایلی که بعضا مطرح میشود، ظهور فضای مجازی است که سرعت اطلاعات و اخبار را به حداقل زمان ممکن رسانده است و همواره در دسترس مردم میباشد، اما این نوع برداشت نمیتواند دلیل محکم و مستندی بر گریزانی مردم از مطبوعات به عنوان اسناد همیشه ماندگار باشد، زیرا در کشورهای پیشرفته و اروپایی که چند گام جلوتر از ما به فضای مجازی و رسانههای الکترونیک دست یافتهاند همچنان نشریات و مجلات مکتوب جایگاه خود را حفظ و حتی درصدر درخواستهای مردم است.حال اگر بخواهیم اثرات منفی ظهور فضای مجازی بر مطبوعات در کشور را بسنجیم بیشترین حق را به مردم میدهیم زیرا آنها مطالبات بسیاری دارند که انتظار مطرح شدن این خواستهها در رسانهها کمترین انتظار و از جمله حقوق شهروندی آنها میباشد، اما به راستی آیا مطبوعات و رسانههای ما توانستهاند این خواسته را محقق سازند؟!
در همین استان لرستان برخی مطبوعات صرفا به بولتن خبری و گزارش عملکرد دستگاهها مبدل شده و یکطرفه به انتقال اطلاعات اقدام میکنند که یقینا مردم این روش را نمیپذیرند، هرچند برای مدیران مسئول اینگونه نشریات نظر مردم اهمیتی ندارد و صرفا هدفشان ماندن به هر قیمتی است، اما نوع نگاههای منفی برخی مدیران به رسانهها موجب شده نشریات و رسانههای مردمی نیز دستشان بسته و کجدار و مریز به فعایت خود ادامه دهند و در صورت عمل به وظیفه ذاتی رسانهای و انعکاس مطالبات مردم سر و کارشان با شکایت و پیگیری قضایی خواهد افتاد و تاسفبار که امروزه در لرستان برخی ادارات و دستگاهها به جای تقویت واحد روابط عمومی و پاسخگویی به مردم واحد حقوقی و پیگیری قضایی را قوت بخشیدهاند و به رغم شعارهای رنگارنگ مسئولین در روز خبرنگار که نقد و نقادی را مبارک و برای پویایی جامعه لازم میدانند اما به هنگامه مواجهه با این پدیده چنان نقد در نظرشان نامیمون جلوه میشود که هیچ راهی بجز مقابله قضایی و برخورد چکشی نمییابند در حالیکه اینگونه برخوردها نمیتواند ضامن سلامت مدیریت و رهایی از انتقادات باشد و به نوعی فاصله بین مردم و مسئولین را افزایش و موجبات بلندتر شدن این دیوار بیاعتمادی را فراهم میکند و یقینا هنگامی که مردم به یک رسانه و دستگاه دولتی بیاعتماد شوند زیانهای بسیاری متوجه شهر و ساکنان و مدیریت میشود.
به هر حال متولیان باید بدانند و یقینا میدانند، مطبوعات و رسانههای استان حال خوشی ندارند، پس لطفا فکری کنید.
الیگودرز- عباس شاهعلی
از حمایتهای مالی دولت که بگذریم کاهش توجه مردم به مطبوعات هم از جمله دردهای مزمنی است که به فرهنگ مطالعه دچار شده و میرود که سرنوشت نشریات مکتوب هم به سرنوشت کتاب و کتابخوانی گرفتار شود.
امروز در استان لرستان دهها عنوان نشریه مکتوب و الکترونیکی فعایت میکنند، اما اکثر آنها در آستانه تعطیلی قرار دارند و برخی نیز به جهت تعهد اخلاقی به خبرنگاران و عوامل اجرایی و جلوگیری از بیکاری آنها روزگار را به سختی سپری کرده و با چنگ و دندان درصدد گذر از این بحران میباشند و حتی برخی مدیران مسئول نشریات نهتنها توان پرداخت اجاره محل دفاتر خود را ندارند بلکه بعضا از حقوق دریافتی بازنشستگی صرف پرداخت هزینه نشریه و دستمزدها میکنند به امید آنکه دولت یارانه چاپ و فیلم و... را پرداخت کند که آنهم خود قصهای تلخ و دردآور است.
از دلیل اصلی بروز مشکلات این حوزه و رکود مطبوعات که عدم حمایت دولت میباشد هیچ نمیگوییم اما به راستی عدم رغبت مردم به رسانهها و بعضا بیاعتمادی آنها به این فضا چه دلایل پنهان و آشکاری دارد؟!
یکی از دلایلی که بعضا مطرح میشود، ظهور فضای مجازی است که سرعت اطلاعات و اخبار را به حداقل زمان ممکن رسانده است و همواره در دسترس مردم میباشد، اما این نوع برداشت نمیتواند دلیل محکم و مستندی بر گریزانی مردم از مطبوعات به عنوان اسناد همیشه ماندگار باشد، زیرا در کشورهای پیشرفته و اروپایی که چند گام جلوتر از ما به فضای مجازی و رسانههای الکترونیک دست یافتهاند همچنان نشریات و مجلات مکتوب جایگاه خود را حفظ و حتی درصدر درخواستهای مردم است.حال اگر بخواهیم اثرات منفی ظهور فضای مجازی بر مطبوعات در کشور را بسنجیم بیشترین حق را به مردم میدهیم زیرا آنها مطالبات بسیاری دارند که انتظار مطرح شدن این خواستهها در رسانهها کمترین انتظار و از جمله حقوق شهروندی آنها میباشد، اما به راستی آیا مطبوعات و رسانههای ما توانستهاند این خواسته را محقق سازند؟!
در همین استان لرستان برخی مطبوعات صرفا به بولتن خبری و گزارش عملکرد دستگاهها مبدل شده و یکطرفه به انتقال اطلاعات اقدام میکنند که یقینا مردم این روش را نمیپذیرند، هرچند برای مدیران مسئول اینگونه نشریات نظر مردم اهمیتی ندارد و صرفا هدفشان ماندن به هر قیمتی است، اما نوع نگاههای منفی برخی مدیران به رسانهها موجب شده نشریات و رسانههای مردمی نیز دستشان بسته و کجدار و مریز به فعایت خود ادامه دهند و در صورت عمل به وظیفه ذاتی رسانهای و انعکاس مطالبات مردم سر و کارشان با شکایت و پیگیری قضایی خواهد افتاد و تاسفبار که امروزه در لرستان برخی ادارات و دستگاهها به جای تقویت واحد روابط عمومی و پاسخگویی به مردم واحد حقوقی و پیگیری قضایی را قوت بخشیدهاند و به رغم شعارهای رنگارنگ مسئولین در روز خبرنگار که نقد و نقادی را مبارک و برای پویایی جامعه لازم میدانند اما به هنگامه مواجهه با این پدیده چنان نقد در نظرشان نامیمون جلوه میشود که هیچ راهی بجز مقابله قضایی و برخورد چکشی نمییابند در حالیکه اینگونه برخوردها نمیتواند ضامن سلامت مدیریت و رهایی از انتقادات باشد و به نوعی فاصله بین مردم و مسئولین را افزایش و موجبات بلندتر شدن این دیوار بیاعتمادی را فراهم میکند و یقینا هنگامی که مردم به یک رسانه و دستگاه دولتی بیاعتماد شوند زیانهای بسیاری متوجه شهر و ساکنان و مدیریت میشود.
به هر حال متولیان باید بدانند و یقینا میدانند، مطبوعات و رسانههای استان حال خوشی ندارند، پس لطفا فکری کنید.
الیگودرز- عباس شاهعلی