به یاد شهید محمود پسند
خواهرم؛ با سلاحِ حجاب و وقار، پاسداري كنيد (حدیث دشت عشق)
شهيد محمود پسند در 11 شهريور 1340 در يک خانواده مذهبي در روستاي کوچکي به نام سياهکلرود از توابع شهر کلاچاي ديده به جهان گشود. او دوران کودکي را در دامان پرمهر پدر و مادري دلسوز سپري نمود و از کودکي نماز خواندن را فراگرفت.
محمود علاوه بر درس خواندن، نيمي از روز را به کمک پدر در کار کشاورزي ميشتافت. در سال چهارم دبيرستان بود که انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) شروع شد. او با شور و علاقه فراوان به فعاليت ضد رژيم اقدام نمود. واکنش سريع محمود و نامساعد بودن جو سبب شد که وي يکماه از محل سکونت خود دور بماند.
از خصوصيات اخلاقي وي بسيار مومن، متين و باوقار بود. نسبت به تربيت صحيح برادران کوچک خود بسيار حساسيت نشان مي داد و در زندگي و سازندگي خانوادهاش بسیار کوشا بود. پس از اخذ ديپلم چون خود را حافظ و پاسدار دستاوردهاي انقلاب اسلامي میدانست. وی از شهرستان رودسر مشتاقانه به جبهههای جنگ تحمیلی عازم شد. او دوماه و نيم در سوسنگرد ماند و پس از چند روز به مرخصي آمد و مجدداً با برادران راهي جبهه شد.
در آنجا رشادتهاي زيادي از خود نشان داد. براي بار دوم به جبهه کردستان اعزام و اينبار در منطقه گيلانغرب در کوههاي شياکوه خدايش به فيض شهادت نائل گرديد.
در نامههایش مینویسد:
خواهرم؛ زماني كه من جبهه هستم، برايم نامه ميدهي؛ نامه هايت بسيار دلنشين و دلگرمكننده است. هميشه با نامههايت روحيه ميگيرم. احسنت بر شما. در ادامه نامههایش مینویسد: خواهر اگر ما جبهه را گرم نگه ميداريم، شما پشت جبهه را بايد پاسداري كنيد؛ يعني با سلاح حجاب و وقار و با درس خواندنتان.