نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
وعدههای بزرگ دولت درباره برجام اوباما را هم دلواپس کرده بود!
سرویس سیاسی-
روزنامه بهار در گزارشی به جدی شدن احیای طرح سهمیهبندی بنزین از سوی دولت و مجلس اشاره کرد و نوشت: «هفتههای اخیر، اختلافات مجلس و دولت درباره وضعیت قیمت بنزین در لایجه بودجه 97 به اوج خود رسیده و فضای مبهمی در این زمینه ایجاد شده است. از طرفی بسیاری از نمایندگان مجلس حتی نمایندگان حامی دولت اعلام کردهاند که مخالف پیشنهاد دولت برای افزایش قیمت بنزین به 1500 تومان هستند. از طرف دیگر مقامات ارشد دولتی حتی شخص رئیسجمهور همچنان ضمن تاکید بر ضرورت اصلاح قیمت حاملهای انرژی بر اساس برنامه ششم از پیشنهاد دولت در زمینه افزایش قیمت بنزین دفاع میکند و بر ضرورت آن تاکید میکند».
این روزنامه در ادامه نوشت: «با توجه به آنچه گفته شد هم حفظ وضعیت موجود (تثبیت بنزین 1000 تومانی) و هم افزایش قیمت بنزین به 1500 تومان به نفع پرمصرفها و عمدتا پردرآمدها و به ضرر عموم مردم به خصوص مستضعفان است و باید سراغ راهکار دیگری رفت راهکار سوم یا راهکار صحیح که از سوی علی لاریجانی رئیس مجلس پیشنهاد شد، احیای سهمیهبندی و دو نرخی شدن مجدد بنزین است... احیای سهمیهبندی بنزین با محور قرار دادن خانواده به جای خودرو راه درست برای اصلاح وضعیت موجود بدون ایجاد فشار به عموم مردم به خصوص مستضعفان است.»
گفتنی است یکی از راههای نسبتا موفق کنترل و افزایش مدیریت شده قیمت سوخت نظام سهمیهبندی با استفاده از کارت سوخت بود که دولت نهم با سهمیهبندی بنزین، قیمت سوخت را مدیریت شده افزایش داد و تا حدود زیادی هم توانست تبعات گرانی آن را در سایر سطوح کنترل کند ضمن اینکه بخشی از مبلغ افزایش یافته قیمت سوخت را دوباره تحت عنوان یارانه به حساب مردم واریز کرد تا مردم بتوانند تبعات گرانی سوخت را تحمل کنند. اما متاسفانه در دولت یازدهم در اقدامی تاملبرانگیز مصوبهای از دولت، سهمیهبندی بنزین را متوقف و این فرآورده نفتی را تکنرخی اعلام کرد.زنگنه با حذف نظام سهمیهبندی نه تنها انگیزه مردم در استفاده از کارت سوخت را به کلی از بین برد بلکه سبب نابودی اطلاعات ارزشمندی گردید که از طریق کارت سوخت به دست میآمد. علاوه براین حذف سهمیهبندی بنزین به قاچاق این فرآورده نفتی که پیش از آن به حدود صفر رسیده بود دامن زد.
درآن مقطع روزنامههای زنجیرهای نیز با رفتار قبیلهای خود و بر اساس تئوری هر چه مربوط به دولت قبل است مزخرف است، به توجیه و دفاع از این اقدام نسجیده و البته مشکوک وزیر نفت پرداختند.
مصادیق «جاهلان خودشیرین»!
روزنامه اعتماد در صفحه نخست شماره دیروز خود یادداشتی را به قلم یکی از تئوریسینهای طیف موسوم به اصلاحطلب منتشر کرده که مقایسه یادداشت این شماره با یادداشت شماره قبل که دقیقا در همین نقطه از روزنامه منتشر شده بود جالب توجه است.
در یادداشت این شماره از اعتماد آمده است: «شاخصهاي عيني نيز نيازي به بيان نيست. وضع رشد اقتصادي، بيكاري، تورم و مسائل ديگر از جمله آلودگيهاي هوا، ترافيك، وضع آب و... همه و همه ميتوانند آسيبزننده به ثبات و آرامش رواني فرد و جامعه باشند. در كنار همه اينها فقدان انسجام اجتماعي نيز اهميت خاص خود را دارد كه در عمل برنامهريزي را بلاموضوع كرده و شايد هم ريشه بخشي از اين مشكلات است. اين نتايج نه تنها قابل تعبير و تفسيري غير از آنچه كه نشان ميدهند نيستند، بلكه، بسيار واضح و روشن هستند كه نياز به تفسير پيچيده داشته باشند و بارها و بارها از طرف محققان و افراد مطلع در علن يا در جلسات محدود بيان شدهاند. ولي حيف و صدحيف كه برخي افراد جاهل و قدرتپرست كه ذرهاي درك و شعور فهم بديهيات را ندارند، با خودشيرينيهاي گوناگون به رد و نفي اين بديهيات ميپردازند و مانع از آن ميشوند كه كوششي درخور براي حل مشكلات صورت گيرد.»
این روزنامه در حالی به شاخصهایی نظیر بیکاری و تورم و آلودگی هوا و... به عنوان عوامل کاهشدهنده سطح امید به آینده اشاره کرده است که در دو شماره قبل به جای این شاخصهای مورد اشاره تلاش کرده بود روزنامههای منتقد نظیر کیهان را علت نارضایتیهای اخیر بنامد و مدعی شده بود: «[مردم] در روزنامههاي مخالف دولت خواندند، از نماز جمعهها و تلويزيون شنيدند كه هرچه دولت براي مذاكره با غرب رشته پنبه شده و اگر اميدي به تغيير وضعشان در نتيجه انتخاب روحاني داشتهاند اشتباه بوده و اگر در صفهاي طولاني براي راي دادن ايستادند خوشخيالي كردهاند از سوي حاميان دولت هم بيشتر حرف شنيدند تا اينكه عمل ببينند. مبارزه با فساد به هزارتوي كاغذبازي حواله داده شده و كسي پاسخگو نيست. همه در گرفتن اميد از مردم با هم مسابقه گذاشتند و حالا ميوه تلخ آن سبقتها به ثمر نشسته است».
مقایسه این دو یادداشت به خوبی نشان میدهد طیف «جاهل» (طبق تعریف و نامگذاری این یادداشت) که با «خود شیرینی»هایشان مانع شدند تا این چیزها به گوش دولت برسد چه کسانی هستند؟
چه کسی برای برجام تهدید است؟!
روزنامه ایران دیروز در مطلبی مدعی شد: «در سیاست خارجی، مردم و بویژه جوانان از الگوی مورد انتخاب برخوردارند و با وجود خوشحالی آنان از گذر از دوران تحریمها و امید به اینکه گشایش اساسی در روابط ایران با کشورهای خارجی پیش آید تا در پرتو آن زمینه برای همکاریهای اقتصادی، صنعتی و سرمایهگذاری خارجی فراهم گردد تا با ورود تکنولوژیهای پیشرفته، بستر رشد و توسعه کشور مهیا شود ولیکن با بهانهتراشی جناحی، همه امیدها احساس میشود نقش بر زمین شدهاند.»
مدعیان اصلاحات در کنشهای سیاسی فرافکنیهای مثالزدنی دارند. آنچه مردم را از توافق هستهای ناامید کرد، «بهانه تراشی جناحی» نبود بلکه بزرگ نمایی و انتظارآفرینی طیف اصلاحات- اعتدال از توافق هستهای بود که در پسابرجام هم توسط مدیر مسئول روزنامه شرق بدان اعتراف شد. تراشیدن خسارات نجومی برای هر روز تاخیر در اجرای برجام و فتحالفتوح نامیدن توافق هستهای کنشهای نیرنگبازانه و فریبآمیزی بود که در همین زمینه انجام شد. اکنون که نه تنها تحریمها برطرف نشده بلکه افزوده شده و به تصریح وزیر امور خارجه کشورمان «هنوز حتی یک حساب بانکی هم در انگلیس نمیتوانیم باز کنیم»، افراطیون مدعی اصلاحات این وضعیت را گردن منتقدان و دلسوزانی میاندازند که این روزها را پیشبینی میکرده و هشدارهایی میدادند که حامیان مذاکره بدان رسیدند؛ آنجا که رئیسجمهور مذاکره با آمریکا را دیوانگی خواند.
اغراقگری، مجیزگویی و مبالغه مدعیان اصلاحات و حامیان دولت درباره توافق هستهای حتی بدخواهان ایران را هم نگران کرده بود؛ تا جایی که مکس فیشر مقالهنویس نیویورک تایمز به تازگی نوشت: «اوباما سال 2015 به من گفت: نگران است، روحانی با دادن وعدههای بیش از حد درباره مزایای اقتصادی ناشی از توافق هستهای به صورت غیرعمدی این توافق را از بین ببرد.»