گفت و گو با دکتر اثباتی معاون فرهنگی بنیاد علمی و فرهنگی شهید مطهری
باید افکار شهید مطهری را احیا کنیم
اشاره
بهروز اثباتی دبیر ستاد بزرگداشت شهید مطهری و البته معاون فرهنگی بنیاد شهید مطهری هم هست. او که یکی از پیشکسوتان دوران دفاع مقدس و از فعالان فرهنگی است انس و الفت زیادی با اندیشههای شهید مطهری دارد.
در گفت و گوی زیر نگاهی به فعالیتهای معاونت فرهنگی بنیاد مطهری و ستاد بزرگداشت شهید مطهری انداختیم که در ادامه میخوانید.
یکی از اهداف و ماموریتهای معاونت فرهنگی ترویج آراء و افکار شهید مطهری در عرصه فرهنگی و یکی هم مدیریت دبیرخانه ستاد بزرگداشت شهید مطهری است. در ابتدا در مورد هدف ایجاد معاونت فرهنگی در بنیاد شهید مطهری برای ما بگویید.
واقعیت این است که در طول سالهای بعد از شهادت استاد مطهری، نگاه ما به ایشان بیشتر در حوزه آموزش معنا پیدا کرده است. نهادهای انقلابی در آغاز انقلاب چون نیاز داشتند بنیانهای ایدئولوژیک خودشان را محکم کنند، از آثار شهید مطهری استفاده کردند. برای همین آثار ایشان از نظم منطقی و غنای محتوایی خاصی برخوردار شد. رویکردها به این سمت رفت که مطالب ایشان دستهبندی شود و در دسترس همه قرار گیرد. از جمله این که مطالب شهید مطهری در قالبهای کلاسیک رفت و بسیار فراگیر هم شد. بعد از این که نسل اول انقلاب انرژیشان فروکش کرد، یا پیر شدند، یا شهید و... نسل بعدی کمتر با این جوهر و گوهر ارتباط گرفت. در این زمان کمکم یک فاز دیگر از عملیات فرهنگی و تهاجم فرهنگی دشمن خودش را نشان داد.
معاونت فرهنگی، متولی بخش فراموش شده پرداختن به آثار شهید مطهری است. خلاصه بگویم. ما در سه بعد هنر، ارتباطات و رسانه و ادبیات فعال هستیم. مجموعه کارهایی که در خصوص شهید مطهری وجود دارد در این سه زمینه برای ما معنا پیدا میکند. ما در اغلب رشتههای هنری حضوری جدی و مستمر داریم. اخیرا هم در بحث تاریخ شفاهی کار میکنیم که فاز جدیدی است و در آینده نزدیک نتایجش مشخص میشود.
در معاونت فرهنگی جامعه هدفتان چه قشری از جامعه است. برنامهها حول محور چه جامعه هدفی برنامهریزی میشود؟
در بحث رسانه، عامه مردم جامعه هدف ما هستند. اما وقتی در مقوله هنر ورود پیدا میکنیم، جامعه هدف مشخص و خاص میشود. مثلا کنگره شعر هم مخاطبانش مشخص است و هم شرکتکنندگانش. برای همین به فراخور برنامهای که تهیه میشود، جامعه هدف هم مشخص میشود. اگر به سمت هنرهای تجسمی برویم، مخاطب تیپ خاص خودش را دارد. منظورم این است که از عامترین شکل کار که فعالیتهای رسانهای است تا تخصصیترین کار مثلا انیمیشن و داستان و ادبیات برنامهریزی میکنیم.
بسیاری از اندیشمندان هستند که بعد از انقلاب برای آنها بزرگداشت گرفته میشود و برای برخی نیز ستاد بزرگداشت وجود دارد. اما هیچکدام به این اندازه در ترویج آرا و افکار اندیشمندان موفق نیستند. نقش معاونت فرهنگی در جا افتادن این موضوع که شهید مطهری به عنوان یک شخصیت فرهنگی شناخته شود نه حزبی و سیاسی چقدر است؟
برآورد من این است که قوام و دوام اندیشههای شهید مطهری مدیون نگاه امام خمینی(ره) و بعد از ایشان، مقام معظم رهبری است. اگر تأییدات و پیگیریهای امام خمینی(ره) نبود، جامعه تا این اندازه شهید مطهری را نمیپذیرفت. همچنین تأییدات مقام معظم رهبری که در برخی سخنرانیهایشان، جوانان و مسئولان را به مطالعه آثار شهید مطهری دعوت میکنند. در واقع نظام و رهبری شاخص این موضوع هستند. ضمن اینکه گرایش جوانان اول انقلاب، حضور نهادهای مردمی و انقلابی مثل بسیج، نیروی انتظامی، جهاد دانشگاهی، نهاد رهبری در دانشگاهها و البته تلاش خانواده محترم شهید در بحث ترویج آرا و افکار شهید مطهری در این نگاه بیتأثیر نبوده است.
پس باید چهار عامل را برای شما بشمارم که نقش عمده در ترویج افکار شهید مطهری داشتند. روشنفکران متعهد و دلبسته به انقلاب، روحانیون، نهادهای انقلاب و از همه مهمتر نهاد رهبری در نظام.
با وجود این چرا در طول سالهای بعد از انقلاب برای راهاندازی بنیاد شهید مطهری اقدامی نشد؟
قبول دارم که بنیاد مطهری با یک وقفه معناداری بعد از شهادت استاد راهاندازی شد، اما باید قبول کنیم که شخصیت و آراء شهید مطهری فراتر از محدودیتهای سازمانی است و این از جمله عواملی بوده است که مدت زمان زیادی این مهم تأخیر پیدا کرده است. با این حال در طول چند سالی که بنیاد راهاندازی شده، به نظرم هنرش این است که ظرفیت عظیمی که در جامعه نسبت به شهید مطهری وجوددارد را حفظ کند و به نسل آینده منتقل کند. هر چند چهار رکنی که شمردم همیشه نقشی اساسی در ترویج آراء شهید مطهری دارند. به نظر من جوهره این چهار رکن، ستاد بزرگداشت را از اولین سالگرد شهادت استاد مطهری تا امروز سرپا نگه داشته است.
باید باور کنیم برای ماندگار شدن افکار شهید مطهری باید به فعالیتهای هنری و فرهنگی توجهی جدی کنیم. غیر از صداوسیما تعداد زیادی از رسانههای ما شهید مطهری و نشر آراء، اندیشهها و آثار ایشان را فراموش کردهاند. یکی از وظایف ما در بنیاد احیای افکار شهید مطهری در جامعه است.
همیشه در جلسات میگویم که اگر نتوانیم افکار شهید مطهری را با بدنه جامعه که جوانان هستند، مرتبط کنیم، نسلهای بعد به راحتی فراموش خواهد کرد. باید به جوانها حق داد. از صبح با خبر لیونل مسی و رونالدو زندگی میکند و تا شب وقتی میخوابد اینها حضوری جدی در رسانهها و زندگی مردم دارند. تازه این در خوشبینانهترین حالت است که جوانان به رسانههای وطنی و ملی توجه کنند. آنها که با رسانههای دیگر سروکار دارند وضعشان معلوم است. این طبیعی است؛ چون امروز چنین گنج گرانبهایی را نمیشناسند. باور کنید، هر جوانی با کمترین صفای دل سراغ آثار شهیدمطهری برود، با آن ارتباط برقرار میکند. شهید مطهری چکیده و خلاصه امامخمینی است و امام هم خلاصه و چکیده 1400سال تفکر ناب و صحیح شیعه است. حیف است شهیدمطهری را در قالب هنر ارائه ندهیم. حیف است شهید مطهری در آثار داستانی و شعر ما حضور نداشته باشد.
فکر نمیکنید نام شهید مطهری با فرهنگ و هنر 30سال پیش گره خورده است. امروز تلقیمان از پوستر شهید مطهری، همانی است که اول انقلاب بوده. گل و مرغ و شکل اسلیمی با تصویری از شهیدمطهری. همینطور در هنرهای دیگر. نه تنها در کشورمان که در دنیا تلقی نسبت به فرهنگ و هنر تغییر کرده. هنر امروز با هنر 30سال پیش فرق دارد، اما ما همچنان در گذشته ماندهایم. چرا هنر مدرن با تبلیغات فرهنگی ما نتوانسته ارتباط برقرار کند؟
ابعاد مسئله گوناگون است. گفتم به لحاظ ادبی و هنری غفلت طولانی داریم. چراییاش به نظرم ابعاد و دلایل گوناگون دارد. یکیاش مدیریتی است که نمیبینند. اگر مدیران ما وجه همتشان شناساندن و شناختن شهید مطهری باشد این اتفاق نمیافتد. دوم اینکه نهادهای انقلابی ما شهید مطهری را در قالب آموزش و پژوهش میبینند نه فرهنگ. شهیدمطهری قبل از اینکه استاد و معلم باشد، یک مبلغ است. او به دانشگاه میرود نه برای تدریس، بلکه برای ترویج فرهنگ اسلامی و انقلابی. بخش اعظمی از آثار شهیدمطهری منبر است. البته این از نقاط قوت شهید مطهری است که منبرهای عالمانه و حکیمانه میرود. کماند افرادی که منبرها و سخنرانیهایشان قابلیت کتاب شدن داشته باشد. اوج توانایی شهیدمطهری منبرهای عالمانه است. یعنی ایشان از رسانه سنتی به شیوهای مدرن استفاده کرده است. ما اینها را فراموش کردیم. منبر امروز محیط مجازی و هنرهای تجسمی است. نهادهای سنتی و مدیریت امروز ما این قضیه را باور ندارند. باور نمیکنند شهید مطهری را میشود در قالبهای نوین هنر ترجمه کرد. هنوز از خودم و نظام گله دارم که بعد از این همه سال سریال شهید مطهری کجاست؟ در میان سریالسازیهایی که اخیرا باب شده، شهید مطهری چه جایگاهی دارد؟
ما اولین دوره جشنواره شعر را که برگزار کردیم، قبل از آن یک شب شعر برگزار کردیم. دیدیم در این شب شعر هم شاعران و هم شعرها متعلق به 30 سال پیش هستند. البته ما هم تقدیر کردیم. اما به یک سؤال رسیدیم. نسل جوان کجا هستند؟
دو سال تلاش کردیم. جلسات مختلف، هیئت علمی قوی گذاشتیم و نسل جوان را با شهید مطهری آشنا کردیم. جشنواره که برگزار شد. تعداد زیادی از شاعران جوان حضور پیدا کردند و 600-500 اثر قابل قبول به جشنواره رسید.
ای کاش به اندازه بزرگی شهید مطهری و نیازهای جوانان مملکت امکانات داشتیم که با زبانی غیر از زبان مستقیم، با زبان ادب، هنر و فرهنگ با مردم ارتباط برقرار کنیم.
بگذارید از جلسات ستاد بزرگداشت بپرسیم. این ستاد چند سال است به بنیاد منتقل شده و دارای چه پیشینهای است؟
یکی از نقاطقوت برگزاری سالگرد شهید مطهری، وجود ستاد بزرگداشت است. این ستاد از اولین سالگرد تشکیل شد و به صورت سالانه فعالیت کرده است. البته احوالش یکسان نبوده است. زمانی منحصر به پیگیری خانواده شهید مطهری بود. زمانی آموزش و پرورش متولی برگزاری بزرگداشت بود، زمانی سازمانهای تبلیغات، اوقاف، نهاد رهبری در دانشگاه و خلاصه هر بار در جایی برگزار شده است.
از 4 سال پیش که بنیاد آغاز به کار کرد، خودمان پیشنهاد کردیم که ستاد بزرگداشت به میزبانی بنیاد برگزار شود. این پیشنهاد هم دلیل داشت. چون در این اواخر خیلی سهلانگارانه نسبت به ستاد برخورد میشد و جلسات منسجم نبود. به هر حال به همت آقای جعفری جلوه قائممقام مدیرعامل بنیاد و حمایتهای دکتر لاریجانی و شخصیتهای برجسته دیگر ستاد بزرگداشت به بنیاد منتقل شد.
البته این را بگویم که در طول این سالها همه دوستانی که زحمت کشیدند، عاشقانه سالگرد شهادت استاد مطهری را برگزار کردند. نهادها بنا به تعهدی که داشتند کار را جلو میبردند نه وظیفه سازمانی و ستاد برگزاری منشاء اثرات بسیار خوبی بوده است.
به نظر می رسد مصوباتی که در جلسه ستاد بزرگداشت برگزار میشود، ضمانت اجرایی چندانی نداشته باشد. فکر نمیکنید، جلسات کمی بدون پشتوانه نظری برگزار میشود و ستاد رسالت تدوین شده و مشخصی ندارد. بیشتر به قول شما از روی احساس وظیفه است. ممکن است در یک لحظه بسته به شرایط اعضا احساس وظیفه نکنند.
نگاه ما این نیست. قبول داریم که ستاد بزرگداشت تاکنون سند مکتوب و مدیریتی نداشته است. البته برای این نقیصه مشغول تهیه آن هستیم و در این راستا در حال تدوین هدف و چشمانداز برای ستاد بزرگداشت هم هستیم. اما یادمان نرود ستاد بزرگداشت، جنس حضورش تعهد است. تعهد آدمها را میکشاند. دستگاهها وظیفه ذاتیشان نیست که برای شهید مطهری بزرگداشت بگیرند. یک برآورد سرانگشتی کردم که در طول سال چیزی حدود 8-7 میلیارد تومان برای سالگرد شهید مطهری هزینه میشود. این هزینه بدون هیچ دستور و ابلاغی است. دانشگاهها، مساجد، هیئتها، پایگاههای بسیج، کانونهای مردمی و خلاصه هر کسی هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد.
به نظر میرسد اعضای ستاد کم به جلسات میآیند. ستاد 30-25 عضو دارد، اما در هر جلسه 12-10 سازمان بیشتر نمیآیند. چرا؟
البته آمار شما صحیح نیست و اینگونه نیست که ده یا دوازده نهاد بیایند. روش ما روشن است ما همه اعضا را دعوت میکنیم. پیش از این گفتم اینجا ستاد ساختاری و ابلاغی نیست. ستاد تعهدی است. ممکن است مدیران بسته به مشغله نتوانند در یک جلسه شرکت کنند، اما در یک گردش معمولی همه حضور پیدا میکنند. در طول سال 8-7 جلسه میگذاریم.
سؤال آخر اینکه اگر ستاد بزرگداشت نبود، سالگرد به این گستردگی برگزار میشد؟
باورم این است که برنامههای شهید مطهری به همین میماند. اما ستاد سطح و انگیزهها را بالا میبرد. اگر ستاد نبود سالگرد شهید مطهری به این شکل و در این سطح مطرح نبود. ما شهدای بزرگواری داریم که برای آنها نیز سالگرد گرفته میشود، اما نه در این سطح.