نقش شوراها در مهندسی قدرت اجتماعی (نگاه)
با تحقق شوراهای اسلامی که ازاصول اولیه نظام جمهوری اسلامی ایران، است کارهای مردم به خودشان واگذار شد.
مردم در سرنوشت خویش مشارکت کرده و مردم سالاری دینی که بنیانگذار فقید نظام نیز چارچوب آن را پیریزی کرد بنا نهاده شد.
مصوبات شوراها برای سازمانها و دستگاههای اجرایی، لازمالاجراست و دستگاه های دولتی نمیتوانندتصمیمات این نهاد را تعطیل یا بیثمر کنند.
مدیریت شهری از کارکردهای اصلی شوراهای اسلامی به شمار میآید که صدالبته مسئولان و مدیران دستگاههای اجرایی و سازمانهای دولتی نباید این قدرت را به عنوان رقیب بپندارند و هر اندازه، شوراهای اسلامی در انجام وظایف و اختیارات خود موفق باشند قدرت اجتماعی پررنگ، سترگ و پرمایه خواهد بود.
با این تفاسیر، شورای اسلامی چگونه میتواند این قدرت اثرگذار و تعیینکننده را مهندسی کند؟ نهاد شورا چه راهکاری را میتواند در راستای این مهندسی، ارائه دهد؟
آیا شوراها به عنوان نهاد محل توانستهاند ابعاد فراموششده اجتماعی را در نظام برنامهریزی دخالت دهند؟
چگونه میتوان با استفاده از قدرت و جایگاه شوراها از آنها به عنوان اهرمی به منظور بهبود قدرت اجتماعی بهره جست؟
عملکرد شورا در مورد ساماندهی ارتباطات اجتماعی به ویژه در کلان شهرها عملکرد مطلوبی نیست! ضرورت دارد درتشکیل و تقویت تشکلهای مختلف اجتماعی، اقتصادی همچون اصناف، اتحادیهها اهتمام ورزیده و ارتباطاشان را به این نهادها و تشکلهای محلی سازماندهی و تقویت کنند، مردم، تشکلها و نهادهای قانونی نیز بایستی شوراها را مجبور به فعالیت و پاسخگویی کنند.
قانون شوراهای اسلامی کشور اعلام میدارد که سهم عمدهای از برنامهریزی فرهنگی شهر و روستا برعهده شوراهاست. باتوجه به این ماموریت که در قانون به اعضای شوراها محول شده است این قدرت اجتماعی میتواند برای پیشبرد ماموریت فرهنگی در شناسایی نارساییها و کمبودهای فرهنگی در سطح محلات، نظارت بر اماکن، مراکز آثار فرهنگی شهرها و روستاها، هماهنگی و تعامل بین دستگاههای مختلف فرهنگی در سطح ملی و محلی، آموزش و تقویت سبک زندگی اسلامی ایرانی، تقویت نقش فرهنگی شهرداریها و دهیاریها، و تشکلهای محلی، خیریه ها و شورایاریها در شناسایی مسائل فرهنگی نقش ایفا کند.
برنامهریزان و طراحان اجتماعی از جمله شوراهای اسلامی میتوانند در هر سال براساس طرحی نو و خلاقانه بر پایه شعار همان سال رهبر معظم انقلاب اهداف خود را پیش برند.
سال 93 که از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری شد نشانگر اهمیت دو مقوله اقتصاد و فرهنگ در توسعه همهجانبه کشور است. دو مقولهای که با تاسف فراوان باید گفت به رغم دغدغه همیشگی رهبر فرزانه انقلاب و دلسوزان، کمتر به آنها پرداخته شده است.
در فرهنگ ما، قدرت نرم بیکرانی به چشم میخورد از جمله مناسبتهایی از قبیل فرهنگ عاشورایی و آیینی ما که همه ساله با شکوه تمام برگزار میشود.
مردم در شهری مثل بندرعباس که خرده فرهنگهای زیادی در خود جای داده است صدها دسته عزاداری را براه انداخته و منابع مالی آن را هم خودشان تامین میکنند.
و این درحالی است که برخی راه حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی را در مکاتب این دو بلوک جستجو میکنند.
بنابر این معضلات اجتماعی شهرهای ما به دلیل ضعف رویکرد مهندسی اجتماعی شهر، توجهی به سرمایه اجتماعی، اظهار نظرهای غیر کارشناسانه و بیتوجهی دولت به این حوزه رو به گسترش است که صد البته با وجود مولفه قدرت اجتماعی شوراهای شهر و روستا، مسئولان و مدیریت دستگاههای اجرایی میتوانند با استفاده از منویات حضرت امام و سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب با عزمی راسخ مدیریت جهادی را در موضوع اقتصاد و فرهنگ احیاء کنند.
پرویز سالاری سردری
عضو شورای اسلامی شهربندرعباس