راه طی شده حقوق زنان (نگاه)
محمدصادق فقفوری
در مفهوم رایج حقوقبشر غربی،«حقوق زنان» یکی از اقسام این حقوق به شمار میرود. به بیان دیگر، حقوق بشر غربی دارای زیر شاخههایی است که مقوله «حقوق زن» یکی از آنهاست. بررسی گذرا و نگاه اجمالی به مفهوم حقوق زنان ذیل نظام حقوق بشر غرب و مقایسه مختصر آن با مفهوم حقوق زن در نظام حقوقی اسلام، به خوبی میتواند کنه احترام به بشریت و قائل شدن حقوق برای بشر در دو نظام حقوق بشر غرب و حقوق بشر اسلامی را بنمایاند. پرداختن به این مقوله هم از دو جهت درخور توجه است؛ اول آن که ولادت حضرت زهرا(س) و روز زن را پشت سر گذاشتهایم و دوم آن که غرب به بهانه نخنما شده حقوقبشر قطعنامههایی ظالمانه و البته صوری را علیه ملت ما از تصویب خود گذرانده است.
1- همانطور که در سرمقاله شنبه هفته گذشته نیز نوشته شد، زنان در اروپای قرن بیستم از رای دادن و تحصیل نیز محروم بودهاند. به دلیل این ظلمهای مستمر و ساختاریای که نظام سیاسی و حقوقی غرب به زنان تحمیل مینمود، جریانی به نام فمینیسم (Feminisme) در غرب شکل گرفت که شاه بیت آن نگاه جنسیت محور به بشریت و تقابل با مردان بود. عقبه تاریخی جریان فمینیسم به انقلاب صنعتی بازمیگردد و تاکنون سه موج را به خود دیده است که در موج سوم آن به طرز غیرمعقولی آموزههای تمام ادیان مردانه به حساب میآید و مفهوم «تبعیض مثبت»
(Discrimination positive) شکل میگیرد که خواهان آن است پستهای رده بالای مدیریتی در عرصه ملی و جهانی به صورت تبعیضآمیز به زنان اعطا شود تا زنان بتوانند به حقوق خود دست یابند!
جریان فمینیسم که پس از به بردگی کشیده شدن زنان در انقلاب صنعتی اروپا و سوءاستفادههای ابزاری از آنان شکل گرفت و برای مبارزه با این پدیده گسترش یافت، اکنون به جایی رسیده که شکل مدرنی از بردگی زنان را با عنوان «حقوق زن»به خورد جوامع غربی داده است که برخی از مصادیق آن شامل مواردی چون مانکن شدن زنان و بهره جستن از آنها برای فروش بیشتر کالاهای تجاری است؛ اگر در اروپای قرن نوزده زنان تنها به معادن و کارخانهها گسیل داده میشدند و در آنجا از ارزان بودن نیروی کار زن سوءاستفاده میشد، اکنون به وفور و با مباهات در پشت ویترین مغازههای برند و در تبلیغات تلویزیونی کارتلهای رسانهای غربی، از زن به عنوان تبلیغی برای فروش بیشتر کالا استفاده میشود و این یعنی فروتر بودن ارزش زن حتی از یک کالا، چرا که گویی مطابق آموزههای حقوق بشری و فمینیستی غرب، کار ویژه زن، تسهیل فروش کالا و ترویج فرهنگ مصرفگرایی است. این بدان معناست که ارزش زن در غرب، نه در حد یک کالا بلکه بسیار فروتر از آن است. نگاهی گذرا به آمار طلاق و خشونتهای خانگی و اداری نسبت به زنان در غرب هم مؤید دیگری بر این گفته است.
از طرفی، آنچه نانوشته نباید گذاشت، پیوند ناگسستنی آموزههای ارتجاعی غرب در باب زنان با گرتهبرداریهای ناصواب جریانات تکفیری در اسلام است که موجب رخ داد پدیدههایی چون «جهاد نکاح» شده است. البته هرزگی و بیبند و باری در غرب و خشونت آشکار و نهان علیه زنان عیانتر از آن است که نیازی به صورتبندیهایی چون «جهاد» و «نکاح» داشته باشد، منتها همین مفاهیم برای تکفیریهای وارداتی به جهان اسلام نیازمند توجیه و خودفریبی است که از عبارت من درآوردی جهاد نکاح با چنان تفاسیر وحشیانه سر برآورده است که البته شرح و تفسیر پلید بودن آن خارج از موضوع این یادداشت است. تنها توضیح مختصر آنکه بیشک حساب این جریانات وارداتی و الحادی که برگرفته از اسلام آمریکایی است، از اسلام ناب محمدی جداست. نظام فقهی-حقوقی اسلام، شخصیت والای زن را فارغ از این کژتابیها و پلشتیها ترسیم کرده است.
2- اگر تعبیر تحریف شده تورات در موضوع خلقت حوا از استخوان دنده آدم باعث شده است که قرنها نزد جوامع یهودی و مسیحی زن، پستتر از مرد فرض شود و از بسیاری از حقوق خدادادی و بشری خود محروم گردد و حتی در قرن بیستم هم از حقوقی بدیهیای چون رای دادن و تحصیل محروم بماند، ساحت دین اسلام مبرا از تمام این نگاههای تبعیضآمیز و جنسیتنگر به بشر است. در اسلام، زن و مرد در خلقت و آفرینش یکسان هستند: «هو الذی خلقکم من نفس واحده» (اعراف/189)؛ و یا اگر در اروپای قرن بیستم با این همه ادعاهای کذایی حقوق بشری، زنان از رای دادن محروم بودهاند، اسلام چهارده قرن پیشتر، به رای و بیعت زنان صحه گذاشته و آن را همردیف رای و بیعت مردان صحیح میداند:«یا ایها النبی اذا جاءک المومنات یبایعنک علی ان لایشرکن بالله شیئاً و لا یسرقن و لا یزنین و لا یقتلن اولادهن و لا یاتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن و لا یعصینک فی معروف فبایعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحیم» ( ممتحنه/ 12). و هنگامی که زن اروپایی در قرن بیستم هم از تحصیل محروم بوده است، در زمینه فریضه بودن تحصیل زنان نیز همچون مردان از چهارده قرن پیش در اسلام آیات و روایات فراوانی ذکر شده که ذکر همه آنها موجب طولانی شدن این یادداشت است و البته که اگر قرار بر برشمردن رجحانهای حقوق بشری نظام حقوقی اسلام بر نظام حقوقی غرب در زمینه حقوق زنان باشد، یقینا این یادداشت و دهها یادداشت مشابه آن هم حق مطلب را ادا نمیکند، منتها آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید. ادامه مطلب را بخوانید.
3- رهبر معظم انقلاب، در سخنرانیهای متعدد خود به مساله زنان پرداخته و این نکته را همواره تذکر دادهاند که غرب در لوای حقوقبشر، ظالمانهترین ظلمها را به جامعه بشریت کرده که ذکر و واکاوی تمامی آنها نیازمند نگارش چندین و چند یادداشت و تحریر دهها جلد کتاب و برگزاری صدها همایش است. غرب با دستاویز حقوق زن، بزرگترین و بیشترین خیانتها را به زنان روا داشته که آخرین نمونه آن همین نگاه جنسیتگرا به زن و برخورد فروتر از کالا نسبت به وی است.
رهبر انقلاب، در سخنرانی روز شنبه خود به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) و روز زن، با اشاره به رویکرد ناصحیح غرب به زن، پیگیری راهبرد صحیح نسبت به زنان را مستلزم پرهیز از مرجعیت دادن به تفکرات «غلط، کلیشهای و متحجر» غربی و تکیه بر متون و معارف ناب اسلامی و پرداختن به مسائلی که حقیقتا مسائل اصلی زنان محسوب میشوند دانستند. ایشان با تأسی از کلام امیرالمومنین که فرمودهاند المراه ریحانه، لیست بقهرمانه به صراحت و به درستی مساله اشتغال زنان را یک «مساله درجه دو» بیان و فرمودند: «در پرداختن به مساله اصلی زنان نباید به مسائل درجه دو پرداخت». ایشان، مساله زن را در کنار مفهوم «خانواده» تبیین و تفسیر نمودند که نشاندهنده اهمیت والا و برتر زن و مسئولیتهای کلیدی وی در این حوزه است.
از این رو لازم است که دولت محترم و خصوصا مسئولین دولتیای که وظیفه مستقیمی درحوزه زنان دارند، این بیانات را نصبالعین خود قرار دهند و برای اجرایی کردن آنها برنامهریزی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت داشته باشند. بعضا از برخی مسئولین دولتی شنیده میشود که به عنوان مثال مساله اشتغال زنان را که به فرموده رهبر انقلاب یک مساله درجه دو است، مسالهای اصلی قلمداد کرده، از حذف سهمیههای جنسیتی کنکور سخن میگویند و فراتر از آن از این که فرصتهای برابری برای زنان در اقتصاد و سیاست وجود ندارد، ابراز گلایه میکنند! موضعگیریهایی که بیشک با بیانات و منویات رهبر انقلاب اگر نگوییم در تضاد است، لااقل همسو هم نیست؛ و یا از این هم بدتر، یکی از مسئولین اجرایی استانی دولت تدبیر و امید چندی پیش با تکرار ادبیات منسوخ فمینیستی، اینگونه سخن راند که «ما دلسوز زنانی هستیم که ظریفترین قوانینشان را مردان مینویسند» - عبارتی مبتنی بر ذهنیت جنسیتمحوری که شاید تنها بتوان از زبان افراطیترین مروجین فمینیستی غرب شنید-! و یا این که برخی دیگر نیز تحت تأثیر همین جریانات حلقه در حال نفوذ قرار گرفته و با تکرار ادبیات منسوخ شده فمینیستی - پوپولیستی غرب، بدون استدلال و واکاوی موضوع، بر برابری حقوقی و اجتماعی زنان تاکید کردهاند، آن هم پس از بیانات رهبر معظم انقلاب که به درستی و با استدلالی منطقی فرمودند: «یکی از بزرگترین خطاهای تفکر غربی در مورد مسئله زن، همین عنوان «برابری جنسی» است. عدالت یک حق است؛ برابری گاهی حق است، گاهی باطل است؛ چرا باید انسانی را که از لحاظ ساخت طبیعی- چه از لحاظ جسمی، چه از لحاظ عاطفی- برای یک منطقه ویژهای از زندگی بشر ساخته شده، از آن منطقه ویژه جدا کنیم، به منطقه ویژه دیگری که برای یک ساخت دیگر، برای یک ترکیب دیگری خدای متعادل آماده کرده بکشانیم؟ چرا؟ این چه منطق عقلایی دارد، چه دلسوزیای در این هست؟ چرا باید کاری که مردانه است به زن داده بشود؟ این چه افتخاری است برای زن، که کاری را انجام بدهد که مردانه است؟»
انتظار میرود دولت محترم به جای گام نهادن در مسیر طی شده و مضمحل غرب در زمینه حقوق زنان، چه به لحاظ گفتمانی و چه به لحاظ عملیاتی، که پس از قرنها نتیجهای جز تباهی، نقض کرامت زن و سوء استفاده ابزاری از وی آن هم در لوای حقوقبشر در برنداشته است، همانطور که رهبر انقلاب فرمودهاند، به مساله زنان در کنار مفهوم خانواده، به عنوان یکی از اولویتهای فرهنگی توجه جدی نموده و برای الگو قرار دادن جایگاه واقعی زن اسلامی -ایرانی تلاش نمایند و برای این منظور ساختارهای لازم فرهنگی و حقوقی را هم فراهم نمایند.
نهایت آن که، در نظام حقوق بشر اسلامی، زن جدای از بشریت نیست که به تبع آن لازم باشد برای آن نظام حقوقی جداگانهای در نظر گرفت، اما گویی در حقوق بشر غربی، زن بشر به حساب نمیآید و بایستی برای آن نظامی جداگانه با عنوان «حقوق زن» در نظر داشت تا بلکه به تعبیر خود غربیها بتوان حقوق از دست رفته زنان در ممالک غربی را احیا نمود. پرواضح است که دامن اسلام، با داشتن الگوهای والایی چون زهرای مرضیه(س)، در نظر و عمل، مبرا از پلشتیهای حقوق بشری غربی است.