کد خبر: ۱۰۹۷۰
تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۲
ردپای 60 سال خیانت و جنایت(پاورقی) روایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکادر ایران 1392-1332

کارتر: شاه دچار اضطراب شدیدی شده بود

سوليوان، پس از دريافت پيام برژينسکي، از سرعت عمل آنان در ارسال پاسخ تعجب مي‌کند:

 تالیف: کامران غضنفری
Research@kayhan.ir

"براي من خيلي شگفت‌آور بود که پاسخ اين سوال خود را خيلي سريع و با صراحت کامل طي چهل و هشت ساعت دريافت کردم .... پيامي که در پاسخ سؤال مربوط به احتمال تشکيل دولت نظامي در ايران از واشنگتن دريافت داشتم، نه فقط با دستورالعمل‌هاي مبهم گذشته مغايرت داشت، بلکه از يک تغيير کلـّي در سياست آمريکا در جهت حمايت جد‌ّي از شاه حکايت مي‌کرد." 21
خود «کارتر» نيز در کتاب خود در اين مورد مي‌گويد:
"شاه درباره‌ آينده‌ خود دچار نگراني و اضطراب شديدي بود. شاه سعي مي‌کرد با توجه به اوضاع و احوال، يکي از اين سه راه را انتخاب کند: حکومت موقت تشکيل دهد؛ حکومت نظامي برقرار سازد؛ يا حتي در صورت لزوم از سلطنت کناره‌گيري کند. ما او را ترغيب کرديم که از سلطنت کناره‌گيري نکند و يا قدرت کشور را اداره کند و روي پشتيباني ما نيز حساب کند ... من مطمئن بودم که کمک‌هاي ما براي او ذي‌‌قيمت است، به شرط آنکه در امور کشورش دخالت مستقيم نداشته باشيم. در چنين شرايطي طي پيامي به وي اطمينان دادم که هر تصميمي بگيرد، حتي تشکيل دولت نظامي، مورد تأييد و حمايت من خواهد بود ... من هنوز ترديدي نداشتم که شاه لايق حمايت بي‌چون و چراي ماست. براي ساليان متمادي، شاه نه تنها يک هم‌پيمان استوار و قابل اعتماد ما باقي مانده بود، بلکه ما تمايل داشتيم با ايجاد تغييراتي در نحوه‌ حکومتش رژيمي باثبات را رهبري کند. شناخت ما از نيروهايي که عليه او به مبارزه برخاسته بودند، بسيار اندک بود. ولي اظهارات ضد آمريکايي آنان دليل خوبي بود تا ما را در حمايت‌مان از شاه مصمم‌تر سازد و هر گونه کمکي که از ما ساخته است، براي موفقيت او در مبارزه‌ مأيوسانه‌اش براي حفظ تاج و تخت خود، در اختيار وي قرار بدهيم." 22
در يک سند «سـّري» ديگر مربوط به همين روز [يازدهم آبان] از سفارت آمريکا در تهران خطاب به وزارت امور خارجه آمريکا، تحت عنوان «نظري به آينده؛ راه‌حل نظامي» چنين آمده است:
"شاه خودش به سفير گفت که يکي از انتخاب‌هاي او دولت نظامي خواهد بود. او همچنين گفته است که اين دولت يا مستقيماً توسط نيروهاي مسلح اداره مي‌شود و يا يک دولت مرکّب از نظاميان و غيرنظاميان، با نخست‌وزيري يک ارتشبد خواهد بود. شاه مشخص نکرده است که اين ارتشبد چه کسي خواهد بود ... در ادامه گزارش فوق آمده است که: همه قبول دارند که بهاي اين امر در درازمدت بسيار سنگين خواهد بود." 23
همان‌گونه که از اسناد فوق به‌خوبي پيداست، شاه در اتخاذ همه‌ تصميمات مهم خود از سفير آمريکا نظرخواهي مي‌کند و اين مسئله به‌خوبي تأثير دولت آمريکا در تصميمات شاه را نشان مي‌دهد.
روز بعد، يعني سوم نوامبر [دوازدهم آبان]، شاه نظر رئيس‌جمهور آمريکا را درباره‌ استقرار يک دولت نظامي يا تلاش براي تشکيل يک حکومت ائتلافي جويا شد. سايروس ونس (وزير خارجه)، ماجرا را اينگونه شرح مي‌دهد:
 «ما در مقابل تصميم دردناکي قرار گرفته بوديم. آشکار بود که قدرت شاه در حال افول بود. بالاخره تصميم گرفتيم پيامي براي سوليوان بفرستيم و از او بخواهيم که نزد شاه برود و به او اطمينان بدهد که ما «بدون قيد و شرط» از هر تصميمي که وي براي رفع بحران اتخاذ نمايد پشتيباني خواهيم کرد. پيام ما به شاه اين بود که ما قصد نداريم راه حل مشخصي را براي رفع بحران در پيش پاي او بگذاريم، بلکه هر تصميمي را که او درباره‌ تشکيل دولت آينده اتخاذ نمايد و تدابيري را که براي حل مشکلات داخلي خود ضروري تشخيص دهد تأييد خواهيم کرد. براي راهنمايي شخص سوليوان به او توصيه کرديم که اگر شاه سرانجام تصميم به تشکيل يک دولت نظامي بگيرد، از طرف ما به او بگويد که ما به‌طور حتم يک دولت نظامي تحت فرمان شاه را بر يک رژيم نظامي بدون او ترجيح مي‌دهيم.» 24