کد خبر: ۱۰۹۶۹
تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۱
روایتی از اربعین‌های انقلاب اسلامی -24(پاورقی)

سخنرانی آیت الله مشکینی؛ تداوم قیام 19 دی


 محسن حسینی نهوجی
 Research@kayhan.ir
  رژیم نشان داده بود که برای حفظ حاکمیت خود به هر جنایتی دست می‌زند و طلاب مظلوم نیز بی‌محابا در مقابل آنان خواهند ایستاد. طلاب و روحانیون، دانش‌آموزان و دانشجویان و همه اقشار مختلف مردم مؤمن و شجاع قم، مخلصانه، جان خود را بر کف نهاده، به دفاع از اسلام، دفاع از حقیقت دفاع از امام خمینی و دفاع از پرچم برافراشته مبارزه علیه طاغوت، ادای تکلیف کردند و وارد عرصه نبرد شده، خون فرزندان مظلومشان بر روی آسفالت خیابان‌های قم جاری شد. خدایا مگر در قرآن نفرمودی اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان‌الله علی نصرهم لقدیر... و لینصرن الله من ینصره ان‌الله لقوی عزیز حج42-41
ساواک با ایجاد رعب و وحشت و تهدیدات مکرر، سکوت و خفقان را بر شهر قم تحمیل کرده بود. جنایتکاران با تبعید دوازده تن از علمای گرانقدر و سه تن از بازاریان محترم قم به اتهام دخالت در حوادث روزهای 18 و 19دی، با اخطارهای پیاپی تهدید کرده بودند، هر مدرسه‌ای که طلاب آن، در برهم زدن نظم شهر دخالت کنند را، همچون فیضیه، مسدود و پلمب خواهند نمود. ساواک، با انواع تهدیدهای بی‌شرمانه مراجع معظم تقلید را از تداوم جنبش و حمایت از طلاب منع، و اخطار کرده بود هرگونه تجمع و مراسمی را به شدیدترین وجه سرکوب خواهد نمود.
اما در اولین روزهای پس از این قیام تاریخ‌ساز، پیروان امام‌خمینی حفظ دستاوردهای آن را در سرلوحه برنامه‌های آن قرار داده بودند. مطالباتی که آیت‌الله مشکینی در جمع طلاب و مردم سوگوار بیان کرد در لفافه‌ای از تقیه، مشروعیت‌زدایی از اساس رژیم را دنبال می‌کرد. وی اجرای مو به موی قوانین اسلام و از بین رفتن قوانین مغایر اسلام و حق وتوی مراجع تقلید نسبت به قوانین مغایر اسلام را خواستار شد که اگر شخص اول مملکت قوانین مصوب علمای اسلام را اجرا نکرد خود به خود منعزل از مقام باشد. آیت‌الله مشکینی همچنین خواستار بازگشت امام‌خمینی از تبعید و به دست گرفتن «رهبری امت» شد و از مبلغین و علما خواست این مطالبات را به اطلاع و امضای ملت برسانند. وی تأکید کرد: «اگر همه به وظیفه عمل کنند منتج به نتیجه خواهد شد و همه ملت را نمی‌توانند بکشند. چند صباحی هم با قلدری زور بگویند، آخر مجبورند تسلیم شوند.»
اندکی بعد بیانات امام‌خمینی از مدرسه شیخ انصاری شهر نجف اشرف به داخل ایران رسید که تکلیف برخورد با رژیم شاه را یکسره و مسیر را برای مردم مشخص کرده بود. نوار سخنرانی روز اول بهمن 1356 امام‌خمینی به تدریج به دست مردم رسید که در آن چنین نویدی داده شده بود: «اگر ملت به همه ابعادش همدست شود، این اسلحه از دست ناصالح‌ها خلع می‌شود و شاخ این گاو شکسته می‌شود... همه جبهه‌های خودشان را محکم کنند و واحد کنند و کلمه واحده باشد و آن کلمه واحده قطع ایادی ظلم و ایادی اجانب باشد.»
تا زمان برگزاری مراسم اربعین شهدای 19 دی قم، مدت زیادی نمانده بود و علما فراخوانی صادر نکرده بودند. علماء رده دوم هم که گاهی به صورت مشترک، اعلامیه‌ای صادر می‌کردند، اقدامی به عمل نیاورده، کسی بانی مجلس نشده مسئولیت برگزاری مراسم را به عهده نگرفته بود. پس از صدور اعلامیه حضرت امام، آیات عظام قم و آیت‌الله سید عبدالله شیرازی در طی اطلاعیه‌هایی ضمن اعتراض به تبعید علماء، روز 29بهمن را به عنوان چهلم شهدا تعطیل عمومی اعلام کردند.
قبل از این تحولات زمانی که در اصفهان با گروهی از جوانان انقلابی پیرو حضرت امام، در تظاهرات سازماندهی شده تشکیلاتی، در خیابانی که ابتدا و انتهای آن با تابلوی «راه مسدود است، کارگران مشغول کارند» و نوار زرد رنگ توسط دوستان مسدود شده بود، شرکت کردم، پس از دقایق مشخص، قبل از سررسیدن مأموران، وقتی تظاهرکنندگان محل را ترک نمودند تا در نقطه دیگری این کار را تکرار نمایند، پس از گذشتن از اولین پیچ کوچه‌ای، ضبط‌صوت کوچک و نوار ضبط شده شعارها را به برادر مبارزم میثم صفوی که با موتورسیکلت محل را ترک می‌کرد، تحویل داده، با پوشیدن لباس کارگر ساختمانی، به محل تظاهرات بازگشتم تا بازتاب و تأثیر شعارها در بین مردم و نیز فاصله زمانی ترک محل تا رسیدن مأموران را مشاهده کنم. با مرد میانسال مذهبی که هنگام تظاهرات او را بی‌تفاوت دیده بودم سر حرف را باز کردم. پرسید: این کارها چه معنایی دارد؟ گفتم: می‌گفتند دانشجو و طلبه مقلد آیت‌الله خمینی هستند که به امر ایشان علیه اعمال ضداسلامی شعار می‌دادند. شما هم که مذهبی هستید. حتما با آنان همصدا شدید؟ پس از مکث کوتاهی پاسخ داد: نه. من. مقلد آقای خمینی نیستم. تازه از کجا معلوم که آقای خمینی چنین حرف‌هایی را که اینها ادعا می‌کنند گفته باشند؟ شاگرد بنا در مقابل استدلال او پاسخی نداشت، مگر ما با مطالعه چند کتاب و تظاهرات و شعار می‌توانیم روشنگری کنیم؟ یک عمر به مردم دیکته شده بود که مذهب را چه کاری با سیاست؟ با تبلیغ تمدن بزرگ و ژست ریاکارانه‌ مذهبی، فکر مردم را منحرف کرده‌اند. مگر به این سادگی‌ها فکر مردم متحول می‌شد؟ چند سال باید روشنگری می‌شد؟ 5سال؟ 10سال؟