کد خبر: ۱۰۹۴۷
تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۴

استقرار حکومت دینی هدف تمامی پیامبران، اولیاء الهی و فقهای جامع‌الشرایط

خداوند متعال در آیه 25 سوره حدید می‌فرماید: «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم؛ لیقوم الناس بالقسط- تا مردم قیام به عدالت کنند.»

علی شیرازی

قسط؛ یعنی استقرار عدالت اجتماعی در جامعه. این هدف انبیاست. حضرت عیسی و موسی و ابراهیم و همه پیغمبران برای تشکیل نظام دینی آمدند.
در آیه 124 سوره بقره می‌خوانیم: «هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود؛ و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد، خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم.»
مقام امامت ابراهیم، مقام تشکیل حکومت دینی است. این مقام از مقام نبوت و رسالت بالاتر است.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: ان رسول‌الله کان هو الامام(1)- رسول خدا(ص) امام است؛ یعنی مقام تشکیل حکومت اسلامی به او سپرده شد.
پیامبر اکرم(ص) در آغاز هجرت، در اولی که توانست خود را از دشواری‌های مکه نجات دهد، اولین کاری که کرد، بنای جامعه اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی و نظام اسلامی بود.
به همین علت آغاز هجرت مبد‌أ تاریخ شد. غدیر استمرار حرکت پیامبر(ص) با هدف تشکیل حکومت دینی است. در خطبه بلند غدیریه نبی مکرم اسلام، سخن از حاکمیت و پیشوایی دوازده امام است و هدف همه آنان از مبارزه سیاسی، تشکیل حکومت اسلامی و علوی است.
امامت ادامه نبوت است و نبی، اول امام است. رسول‌الله برای ایجاد نظام عدل و حق الهی قیام کرد، نمی‌شود امام که دنباله نبی است از چنین نظامی غافل بماند.
ده سال پیامبر در مدینه است که دوران شالوده‌ریزی نظام اسلامی و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیت اسلام برای همه زمان‌ها و دوران‌های تاریخ انسان و همه مکان‌هاست.
حضرت علی(ع) با الگوگیری از حکومت نبوی، حاکمیت علوی را شکل می‌دهد و چهار سال و نه ماه حکومت می‌کند. پس از امیرالمؤمنین، امام حسن(ع) چندماه حکومت می‌نماید.
حکومت نبوی که شکل می‌پذیرد، جنگ بدر و احد و احزاب و تبوک هم اتفاق می‌افتد. بحث نفاق و فتنه نیز مطرح می شود. همه آیات جهاد و جنگ، پس از هجرت و در عصر حکومت دینی نازل می شود. چون جمعیت مسلمانان صاحب تشکیلات و قدرت می‌گردد، نظام مقابله با آن نیز متفاوت از قبل می شود.
خداوند حکیم در آیه 60 سوره اسراء می‌فرماید: «ما آن رؤیایی را که به تو نشان دادیم، فقط برای آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه را که در قرآن ذکر کرده‌ایم...»
این رؤیا اشاره به جریان معروفی است که پیامبر(ص) در خواب دید میمون‌هایی از منبر او بالا و پایین می‌روند. تعبیر آن خواب، بنی‌امیه بودند که یکی پس از دیگری بر جای پیغمبر(ص) نشستند و حکومت اسلامی و خلافت رسول‌الله(ص) را به فساد کشیدند.(2)
همه جنگ بنی‌امیه با حکومت دینی بود. جنگ منهای حکومت معنا و مفهومی ندارد. تمامی جنگ‌های عصر پیامبر(ص) پس از تشکیل حاکمیت اسلامی شکل پذیرفتند. جنگ‌ها برای دشمنی با حاکمیت است. فتنه‌ها برای دشمنی با حکومت و مقابله با حکومت دینی شکل می‌پذیرد.
در آیه 12 سوره توبه می‌خوانیم: «و اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش بشکنند، و آیین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید.»
این آیه درباره کسانی است که با زمامدار و ولی‌امر مسلمانان، عهد و پیمانی داشتند، ولی آن را شکستند و در مقابل پیشوای مسلمانان قرار گرفتند. قرآن، آنها را پیشوایان کفر معرفی می‌کند.
در روایات اهل بیت(ع)، برپاکنندگان جنگ جمل از مصادیق بارز این آیه برشمرده شده‌اند؛ چرا که آنها با پیشوای برحق مسلمانان؛ یعنی امام علی(ع) به مخالفت برخاستند.(3)
این آیه‌ها نشانگر شکل‌دهی و شکل‌گرفتن حکومت محمدی و علوی است. امام حسن(ع) هم همان هدف را پیمود. چند ماه هم حکومت کرد؛ اما جریان بنی‌‌امیه و معاویه در برابر امام حسن(ع) قرار گرفت و راه را بر حکومت اسلامی برید. قدرت و حکومت در این دوره، دوباره به یک نهضت تبدیل شد و تلاش برای بازگرداندن قدرت به خاندان پیامبر(ص) آغاز گردید؛ و امید آن با پایان یافتن زندگی معاویه وجود داشت.
معاویه اصول صلحنامه را زیرپا گذاشت و علیرغم تصریح به عدم معرفی جانشین برای معاویه، یزید از سوی معاویه به حکومت رسیدو اساس حاکمیت دینی در مسیر آسیب جدی قرار گرفت.
امام حسین(ع) برای مقابله با این روند و قراردادن حرکت حکومت دینی در مسیر صحیح، پا به میدان جهاد گذاشت و حماسه عاشورا را رقم زد. خون داد و از جان گذشت تا به من و ما بیاموزد که در هنگامه خطر جدی برای حاکمیت دینی، از جان و هستی باید گذشت.
امام باقر(ع) می‌فرماید: «خداوند سال 70 را برای تشکیل حکومت علوی مقدر فرموده بود.چون حسین(ع) کشته شد، خداوند بر مردم خشم گرفت و آن را به سال 140 تأخیر انداخت. ما این زمان را به شما گفتیم و شما آن را افشا کردید و پرده کتمان را از آن برداشتید، لذا دیگر خداوند وقتی را برای آن به ما نفرمود و خدا هرچه را اراده کند، محو یا اثبات می‌کند و سرنوشت مکتوب، نزد اوست.»(4)
سال 70، عصر امام سجاد(ع) بود. از سال 61 و پس از حادثه عاشورا، کار بر امام چهارم(ع) سخت شد. رعب شدیدی تمام دنیای اسلام را فرا گرفت.
سال 40 به بعد به دین بی‌اعتنایی شد و مردم از مایه‌های دینی توخالی شدند. پس از عاشورا و در محیط رعب و خفقان، غیرت دینی مردم افزایش یافته تا جایی که خالدبن عبدالله- یکی از دست نشاندگان بنی‌امیه- می‌گفت: خلافت از نبوت بالاتر است.(5) منظور خلافت بنی‌امیه بود. این حرف در اشعار شاعران هم تکرار می‌شد. مردم به این حرف‌ها تن دادند. شخصیت‌های بزرگ و خواص نیز سر در آخور تمنیات مادی داشتند. تمنیاتی که به وسیله رجال حکومت غاصب برآورده می‌شد.
امام سجاد(ع) در این وضعیت، امامت را در ذهن مردم بازسازی کرد و تلاش نمود امامت خود را نیز جا بیندازد؛ تا بلکه بتواند حکومت اسلامی را شکل دهد. گرچه شهادت امام حسین(ع) مسئله شکل‌دهی به حاکمیت دینی را به تاخیر انداخت، اما این بدان معنا نیست که امام سجاد(ع) دست از مبارزه برای تشکیل حکومت دینی برداشت.
امام باقر(ع) نیز در همان جو ارعاب و خفقان تمام تلاش خود را برای شکل‌دهی به نظام دینی به کار برد. بخشی از دوران امام صادق(ع) هم، جو، جو ارعاب بود. امام صادق(ع) تا سال 148 امام بودند. بنا بود حکومت علوی را خداوند در سال 140 رونق دهد؛ زمانی که امام صادق(ع) به عنوان حاکم بود. امام باقر(ع) مقدمات را فراهم کرد. با حکومت طاغوت تندتر برخورد نمود. مردم را به حکومت و امامت دعوت کرد. وضع در زمان امام صادق(ع) بهتر شد. امام صادق(ع) نیز چون امام سجاد(ع)، مردم را با امامت و مصداق روشن امام و حاکم دینی آشنا کرد، لیکن افشای اسرار، کار را به تاخیر انداخت.
در سال 140 حتی فردی از مدینه به خراسان می‌رود و مردم را به حکومت امام صادق(ع) دعوت می‌کند. با روی کار آمدن منصور دوانیقی، کار سخت می‌شود و امام صادق(ع) در تنگنا قرار می‌گیرند.
اوج مبارزه ائمه مربوط به دوران امام کاظم(ع) است. ایشان چندی دور از چشم عمال حکومت غاصب، متواری می شوند و این دوران، گشایشی را در زندگی امام هفتم(ع) بوجود می‌آورد.
هارون امام را زندانی می‌کند و در همان زندان شهید می‌نماید. زندگی امام رضا(ع) در دوران‌ هارون، در نهایت تقیه بود. پس از هارون و با اختلاف امین و مأمون و جنگ و جدال پنج ساله بین خراسان و بغداد، امام رضا(ع) کار گسترده‌ای را روی مبحث حاکمیت دینی آغاز می‌کنند که اوج آن به ولایتعهدی امام هشتم(ع) منتهی می‌شود و با شهادت امام رضا(ع) این رشته قطع می‌گردد.
از دوران امام جواد(ع) به بعد برای ائمه، کار بدتر و محنت‌بارتر از همه اوقات می‌شود؛ اما تلاش برای شکل‌دهی به حکومت دینی ادامه دارد: از این دوره، تلاش برای حکومت واحد جهانی جدی‌تر می‌شود.
در عصر غیبت کبری نیز فقها، همین راه را رفته‌اند. همه آنان به دنبال شکل‌دهی به نظام دینی بوده‌اند. نظامی که قرآن از آیه 58 به بعد سوره نساء به آن می‌پردازد و می‌فرماید: «خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را به صاحبانش بدهید؛ و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید... ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را؛ و اطاعت کنید پیامبر خدا و اوصیای پیامبر را؛ و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید و از آنها داوری بطلبید... آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان آورده‌اند، ولی می‌خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکام باطل بروند؟! با اینکه به اینها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند.»
طاغوت ولی و سرپرست کفار است. مؤمنین تحت زعامت پیامبران و ائمه و فقهایند. امام، حاکم منصوب از جانب خداست. امام را خدا با نام و نشان معین می‌کند. ولایت تکوینی در دست اوست. ولایت تشریع هم باید در دست او باشد. ولی فقیه هم امام معین شده با نشان است. با نام معین نشده، اما نشان را فرمود: فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لوینه مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه»(6)- امام عسکری از قول امام صادق می‌فرمایند: و اما آن کسی از علما که پاسدار نفس و حافظ دین و مخالف با هوای خود و فرمانبردار امر خدا باشد، بر عوام واجب است که از او تقلید کنند.
این فقیه، حاکم حکومت اسلامی است. امام خمینی(ره) با همین مبنا بر علیه طاغوت قیام کرد و نظام اسلامی را شکل داد. نظامی منبعث و شکل پذیرفته و الگو گرفته از حکومت علوی و محمدی که امروز در پی ایجاد حکومتی گسترده و فراگیر در جهان، برای مقدمه‌سازی حکومت واحد جهانی امام زمان(ع) است.
مقام معظم رهبری در ادامه راه و روش امام خمینی(ره)، راه نبی مکرم اسلام و ائمه دین(ع) را استمرار می‌بخشد. این حرکت در ادامه حرکت و حکومت محمدی و علوی است. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با همین نگاه می‌فرمود اختیارات حکومتی پیامبر و ائمه و فقها با هم تفاوتی ندارد و یکی است.
امام رضا(ع) می‌فرماید: «همانا امامت خلافت خدا و خلافت رسول خدا(ص) و مقام امیرالمؤمنین(ع) و میراث حسن و حسین(ع) است. همانا امامت زمام دین و پایه نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزت مؤمنین است.(7)
خداوند امامت و ولایت را مایه عزت مسلمین قرار داد. طاغوت‌ها نگذاشتند حقیقت حاکمیت دینی شکل بپذیرد. امروز مقدمات حاکمیت اسلامی تحقق یافته است. امام خمینی(ره) مقدمات را فراهم ساخت. امام خامنه‌ای عزیز در استمرار حرکت امام، مقدمات ظهور و تشکیل حکومت مهدی را فراهم می‌سازد. حکومت جهانی علوی را امام زمان(ع) رقم می‌زند.
امام صادق(ع) می‌فرماید: «خداوند، قائم ما را با رعب نصرت داد و با نصرت مؤید داشته است. زمین در زیر پای او نوردیده می‌شود، و گنج‌ها خود را برای او آشکار می‌سازد. سلطنتش شرق و غرب جهان را فرا می‌گیرد، و خداوند به وسیله او دین خود را بر همه مسلک‌ها و ادیان باطله غالب گرداند. «ولو کره المشرکون»- هر چند مشرکان نخواهند.»(8)استقرار عدالت اجتماعی در همه جهان، در عصر مهدوی شکل می‌پذیرد. همه ویرانه‌ها آباد می‌شود. مشکلات مردم رفع می‌گردد. امام باقر(ع) می‌فرماید: «آن هنگامی که قائم به پا خیزد، دوستی می‌آید و مرد به سراغ کیسه برادر خود می‌رود و از آن نیاز خود را برمی‌دارد و دوستش او را منع نمی‌کند.»
برادری و وحدت مستحکم می‌شود. دزدی و فساد از بین می‌رود. حقیقت حکومت محمدی و علوی همین بود. اگر دشمنان می‌گذاشتند و اگر دوستان حمایت می‌کردند. اگر حسین بن علی(ع) به شهادت نمی‌رسید و اگر اسرار ائمه دین افشا نمی‌شد، چقدر زودتر از عصر مهدوی، حکومت الهی استقرار می‌یافت و مردم در پرتو اجرای عدالت اجتماعی، از سختی‌ها و مشقت‌ها به دور بودند.
امروز یک نما و شمه از حکومت علوی پا به عرصه ظهور گذارده، مسلمانان جهان چه عزت و احترامی دارند. اگر آمریکا و ایادی‌اش می‌گذاشتند، امروز نور مطلق بر زندگی مسلمانان می‌تابید. بر اثر حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی، قدرت مستکبرین ضعیف شده است. قدرت مسلمانان روز به روز در حال رشد است. این‌ها مقدمه حکومت مهدوی است.
در حکومت مهدوی جهان گلستان می‌شود. یک حکومت الهی کامل و جامع، با سیطره بر شرق و غرب جهان، تشکیل می‌شود و در آن دوران، احکام اسلامی به طور کامل و جامع اجرا خواهد شد و مقصود و هدف اصلی پیغمبر اسلام و همه انبیاء و اولیاء، تحقق پیدا خواهد کرد و انسان و جهان بازسازی، ظلم و کفر رفع و مقابله با نفاق و غلبه جنود رحمانی بر جنود شیطانی حتمی خواهد شد.
در آن حکومت، فقر و تبعیض از بین می‌رود. «یسوی بین الناس حتی لاتری محتاجا الی الزکاه» (9)- امام باقر(ع) می‌فرماید: «بین مردم آن چنان مساوات در امور مالی و اقتصادی برقرار می‌شود، که یک نفر فقیری که شما بتوانید زکات مالتان را به او بدهید، پیدا نمی‌کنید.»این نتیجه حکومت مهدوی است که در ادامه دعوت ابراهیم و موسی و عیسی، در ادامه دعوت همه پیامبران و مصلحان الهی و در ادامه دعوت پیامبر خاتم(ص) و اولیاء الهی، به دست حضرت بقیه الله الاعظم(ع) تحقق می‌یابد و جهان را پر از عدل و داد می‌کند.این تحقق معنای آیه 128 سوره اعراف است که می‌فرماید: «زمین از آن خداست، آن را به هر کسی از بندگانش که بخواهد به ارث می‌دهد، و فرجام نیکو از آن پرهیزکاران است.»
همه پیامبران مقدمه بودند، تا این جامعه ایده‌آل و جامعه پرهیزکاران پایه‌گذاری شود و پدید آید. انبیای الهی آمدند تا جامعه و بشریت را قدم به قدم به آن جامعه آرمانی نزدیک کنند. اولیاء الهی، یکی پس از دیگری گام‌های بلندی را به سمت این هدف برداشتند و امام زمان(ع) میراث بر همه پیامبران و ائمه است که می‌آید و گام آخر را در ایجاد آن جامعه الهی برمی‌دارد؛ و حاکمیت قانون الهی را و حاکمیت خدا را بر جهان و جامعه‌ها تحقق می‌بخشد، و در پرتو اجرای قانون الهی، جهان خالی از ظلم و مملو از عدالت می‌گردد.
امام باقر(ع) می‌فرماید: «در آن زمان، حکومتی جز حکومت اسلام، باقی نمی‌ماند و زمین، همچون نقره، خالص می‌شود.»(10)
مردم نیز در حکومت مهدوی، با شور و اشتیاقی وصف‌ناپذیر، به احکام الهی روی می‌آورند، چنانچه نبی مکرم اسلام(ص) فرمود: «تمام مردم بر اطاعت، خشوع و دیانت، می‌کوشند.» (11)
پس دین عامل همه آن عزت و سربلندی و عدالت اجتماعی است. دغدغه اصلی خود را دین قرار دهیم، تا هدف پیامبران، اولیاء الهی وفقهای جامع‌الشرایط زودتر محقق شود و حکومت جهانی مهدوی سریع‌تر پا به پهنه وجود بگذارد.
* منابع در دفتر روزنامه موجود است.