کد خبر: ۱۰۷۵۱
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۲۱:۳۲
روایتی از اربعین‌های انقلاب اسلامی -23

جنایتی که دامن رژیم را گرفت (پاورقی)

رژیم دست‌نشانده، که به خوبی، از شبکه فراگیر و گسترده روحانیت، که توده‌های وسیع و اقشار مختلف مردمی تا دورافتاده‌ترین شهرها و روستاها را فرامی‌گرفت، مطلع بود، از وحدت و یکپارچگی و موضع هماهنگ مراجع و علماء به وحشت افتاده بود. رژیم به خوبی اطلاع داشت، چنانچه این حرکت، از محدوده شهر قم فراتر رود، تا دورترین نقاطی که بیرق سیدالشهداء(ع)، به اهتزاز درآمده است، گسترش خواهد یافت.

Research@kayhan.ir
 محسن حسینی نهوجی

گزارش لحظه به لحظه وقایع به پایتخت مخابره شده بود. دژخیمان که تازه به عمق حرکت و امواج متلاطم پیش روی آن پی برده بودند، برای اجرای کامل سناریوی مکارانه دیکته شده، که جلوگیری از پیشروی و پراکنده ساختن جمعیت، سرکوب جنبش و ایجاد جو ارعاب و وحشت و واداشتن سران جنبش به تسلیم شدن و سکوت با هر هزینه‌ای بود، تلاش می‌کردند. طبق دستور، جمعیت هرگز نباید به بیت آیت‌الله مشکینی راه می‌یافتند. دژخیمان بلادرنگ هجوم به مردم سرگردان و تیراندازی به سوی آنان را با شقاوت تمام آغاز کردند. جمعیت متحیر، گریزان و وحشت‌زده وارد معابر دو طرف خیابان شده بودند. اما جنایتکاران برای ایجاد ترس و وحشت به تعقیب آنان پرداخته، به سویشان تیراندازی می‌کردند. جمعیت با گذر از معابر فرعی و رودخانه قم به زحمت خود را به اطراف منزل آیت‌الله مشکینی رسانده بودند. اما دشمن با برخورداری از نیروهای زبده و تازه‌نفس اعزامی از تهران، در گلوگاه‌ها و تقاطع به کمین نشسته، با تعقیب مردم به سوی آنان تیراندازی می‌کردند. تا ساعت‌ها پس از شب درگیری و تیراندازی ادامه داشت.
صبح فردا 20 دیماه چنان جو وحشتی بر شهر سایه افکنده بود که پایگاه‌های تشیع، تحت فشار همه جانبه دستگاه‌های امنیتی، آمادگی پذیرش طلاب انقلابی را نداشتند.
بیت آیت‌الله نوری همدانی که ضربه نهایی را وارد ساخته بود، تحت فشار و تهدید قرار گرفته، دژخیمان در صدد تبعید آیت‌الله نوری بودند. اطراف منزل و کوچه در محاصره دژخیمان قرار گرفته بود و آقای سید حسین موسوی تبریزی تماس‌گیرندگان را به منزل آیت‌الله گلپایگانی هدایت می‌کرد. طلابی که نمی‌توانستند به سادگی دوستان شهید و مصدوم خود را فراموش کنند و بر ظلمی که به آنها شده، با بی‌تفاوتی سکوت کنند، به هر نحو ممکن خود را به بیت آیت‌الله گلپایگانی رسانده در آنجا پناه گرفته بودند. دژخیمان که از فشار و تهدید بیت ایشان نتیجه نگرفته بودند در ترفندی مکارانه به عنوان همسایگان آیت‌الله با آقای طاهری خرم‌آبادی تماس گرفته بودند که حضرت آقا ناراحت هستند شما بروید به مردم حاضر در بیت ایشان تذکر دهید اعتراض را متوقف و از منزل خارج شوند. وقتی این ترفند اثر نکرد، اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور به درون منزل آیت‌الله گلپایگانی نمودند.
در روز بیستم دی ماه به منظور بررسی وضعیت و تصمیم‌گیری، جلسه‌ای با حضور علماء در منزل آقای آشتیانی تشکیل شده بود. آیت‌الله محمد یزدی، حامل پیام جلسه مذکور، با تنگی نفس و چشمان ملتهبی که بر اثر استنشاق گاز اشک‌آور دچار سوزش شدید و آبریزش شده بود، به جمع طلاب مضروبی که بر اثر گاز دچار مشکلات تنفسی و التهاب چشم شده بودند پیوست. طلاب عزادار با دیدن این شاگرد بزرگوار حضرت امام، بر مظلومیت شهدا و مصدومین 19 دی گریستند. آیت‌الله یزدی، با تاثر و حزن و اندوه، خطاب به طلاب گفتند: «با گریه کار درست نمی‌شود. حضرت امام خمینی شاه را عامل این جنایات می‌دانند اما برخی‌ها، آن را به گردن ساواک و شهربانی می‌اندازند (آیت‌الله یزدی که از سالها پیش شاهد کارشکنی‌ها و اقدامات مشکوک شریعتمداری بود همواره وی را مورد انتقاد تند خویش قرار می‌داد) باید راه امام را پیمود. من از نزد آقایان علماء می‌آیم. به من گفته شد برو با طلاب صحبت کن. بی‌پرده به آنها گفتم این طلبه‌ها و مردم کشته داده‌اند. مجروح و زخمی داده‌اند. من به آنها چه بگویم؟ امروز باید وارد میدان شد. فرمان خدا قاطع و اطاعت از فرمان خدا واجب و سرپیچی از آن، کفر و الحاد است. اما دشمن وحشی از هر درنده‌ای، درنده‌تر است. پیغام آقایان علما، این بود که فعلا از تجمع خودداری کنید تا گشایشی حاصل شود.» طلاب در چنین مواقعی، دوری رهبر نستوه را به سختی تحمل می‌کردند، مجاهدی که هیچ قدرتی نمی‌توانست کوچک‌ترین سازشی را به وی تحمیل نماید. دژخیمان با احساس خطر تزلزل در پایه‌های حاکمیت جابرانه شاه با کشتار وحشیانه، جنبش 19 دی را سرکوب و برای ارعاب و وحشت، هر کسی را که در سر راه خود می‌دیدند به قصد کشت مضروب می‌ساختند. مراجع معظم که با محکوم کردن اهانت روزنامه اطلاعات علنا از حرکت اعتراضی مردم و طلاب حمایت نموده، با سخنرانی‌های افشاگرانه و اعتراضی خود، ادعای فضای باز را به چالش کشیده، با حمایت جانانه از رهبر نستوه نهضت، شاه را رسوا ساخته بودند، اینک تحت فشار شدید دژخیمان، نگران هجوم دوباره خونخواران به مردم و طلاب بودند.
منابع در دفتر روزنامه موجود است