کد خبر: ۱۰۶۶۳۴
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۳

فاجعه این است!


پژمان کریمی

یکی از خصایص هالیوود یا آنچه به عنوان کارخانه رویاسازی آمریکا لقب گرفته است، داشتن نقشه جامع یا سیاست‌های مدون و روشن است. بر پایه همین نقشه و سیاست‌ها که از سوی همه اجزای هالیوود پذیرفته شده، سینمای آمریکا دست‌کم از دهه دوم قرن بیستم، بر راهی مشخص قدم گذاشته است و همچنان تا به امروز در دهه دوم قرن بیست‌ویکم، پیمودن آن راه با جدیت ادامه دارد.
القای ارزش‌های لیبرالیستی، نفی دین الهی، تاکید بر هویت آمریکایی، تلقین و تحمیل نگرش «برتری ذاتی انسان آمریکایی» و تحقیر ملت‌ها، توجیه طمع‌ورزی‌های واشنگتن و... عناصر نقشه جامع ایالات متحده در حوزه سینماست! کمپانی‌های آمریکایی خود را مقید بر رویکرد بدین عناصر می‌دانند و بیرون از این عناصر، امکان بقای سینمایی وجود ندارد. کدام کمپانی آمریکایی در هنر و صنعت سینمای آمریکا، دارای بقاست در حالی که خود را بیرون از نقشه جامع هالیوود تعریف کرده است؟ کدام کمپانی اصلا برآمده از ذاتیات دستگاه سیاسی آمریکا قلمداد نمی‌شود. کمپانی‌هایی مانند «مترو گلدن مه‌یر»، «پارامونت»، «برادران وارنر» و... خود یک اتاق فکر سیاسی در ردیف بازوهای فرهنگی دستگاه سیاسی داخلی و خارجی واشنگتن به شمار می‌آیند. به همین دلیل است که شما می‌بینید آمد و رفت روسای جمهور ایالات متحده، تاثیری در رفتار سینمای این کشور ندارد. نقشه مشخص است، کاملا روشن و غیر قابل تخطی!
اما آیا مثلا در ایران ما چنین است؟... به یقین و قطعا خیر!
وقتی در کشور ما سهم بزرگ تولیدات سینمایی، در کمترین نسبت با آرمان‌ها و اهداف بلند ملی و آموزه‌های دینی است و وقتی با آمد و شد روسای جمهور و دولت‌ها، هنر هفتم این سرزمین رنگ به رنگ می‌شود، یعنی نقشه‌ای وجود ندارد! نظارتی کلان و پایدار معنا و واقعیت ندارد! وقتی در بزرگ‌ترین جشن سینمایی ایران، آثاری در تعارض جدی با باورهای ملی و دینی وجود دارد و آثاری به نمایش در می‌آید و گاه جایزه می‌گیرد که در تضاد با چرایی برگزاری جشنواره یعنی بزرگداشت انقلاب اسلامی است، یعنی سینمای ایران رها شده است! کشتی بی‌ناخدا و سکان شکسته‌ای است در میان امواج خروشان! یعنی دستگاه فرهنگی کشور، یعنی متولی فرهنگ مملکت، دارای اختلال در کارکرد است، کار خود را به درستی انجام نمی‌دهد. بله «اختلال»!
موضوع اصلی این نوشتار هم عزیزان نه «سینما» بلکه همانا «اختلال دستگاه‌های فرهنگی» است. سینما تنها یک مصداق بود برای اشاره به فاجعه اختلال که به ویژه ظرف چهار سال گذشته به شکلی برجسته خودنمایی کرده است!
حضرت امام خامنه‌ای در دیدار روز چهارشنبه - 17 خرداد - با دانشجویان با همین مثال سینما، به واقعیت اختلال دستگاه‌های فرهنگی اشاره داشتند و به دنبال آن بحث «آتش به اختیار» را پیش کشیدند!
اختلال در حوزه دستگاه تصمیم‌گیر فرهنگی از آنجا رنگ و جلوه فاجعه به خود می‌گیرد که اساسا این دستگاه باید، در پی رفع اختلالات فرهنگی، تبلیغ و گسترش و نهادینه کردن عناصر فرهنگ بومی و ملی و دینی برآید! و این امر مهم و استراتژیک، جز با وجود نقشه جامع صورت نمی‌گیرد! با تاسف باید گفت؛ امروز بیش از گذشته، دستگاه فرهنگی ما نه تنها نقشه‌ای ندارد، در مسیر تهیه و تدوین نقشه جامع بر نمی‌آید، اختلال را نمی‌شناسد و به طبع در پی‌رفع اختلال هم نیست، خود تبدیل به بانی اختلال هم شده است. چون کارگزاران و مدیریت سایه افکنده بر آن، اعتقادی به سیاست‌های کلان فرهنگی کشور ندارند. همان سیاست‌های مندرج در قانون اساسی را می‌گویم!
شما دغدغه‌های دستگاه فرهنگی را کاملا و به وضوح در قاب دیدگاه‌ها و دلمشغولی‌های وزیر امروز فرهنگ و ارشاد اسلامی تماشا کنید! اصلا چرا تنها او؛... کمی دامنه نگاهمان را گسترش دهیم! شما رئیس‌جمهور دولت یازدهم را در نظر آورید. به یاد بیاورید دغدغه‌های فرهنگی وی را مثلا در تبلیغات انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری!
از شما می‌پرسم: کل سیاستها و برنامه فرهنگی ایشان چه بود؟ جز این بود که در میان بحثی سیاسی ناگهان از چرایی پخش نشدن قطعه‌ای موسیقیایی در ماه مبارک رمضان آشفته خاطری نشان داد و ابرو و صدا بر کشید؟ قطعه‌ای که مجری آن، دست در دست بهاییان بی‌بی سی و تلویزیون من و تو دارد و صراحتا به دین اسلام اهانت کرده است! رئیس‌جمهور درست نام کسی را آورد که به عنوان تنها جلوه دغدغه فرهنگی وی در انتخابات دوره یازدهم نیز به یاد مانده است!
وقتی تمام مسئله فرهنگی رئیس‌جمهور می‌شود، پخش نشدن قطعه‌ای با صدای خواننده‌ای ضد اسلامی، دغدغه دستگاه فرهنگی دولت وی و وزیر ارشاد وی هم می‌شود پخش نشدن همان قطعه! می‌شود نامه وزیر ارشاد به رئیس رسانه ملی! این دغدغه کجا و مسائل تاتر و سینما و ادبیات و...که هر کدام از آنها با هنر و فرهنگ طراز انقلاب و جمهوری اسلامی فرسنگها فاصله دارد، کجا!
به یمن روشنگری‌های داهیانه امام خامنه‌ای، امروز همه می‌دانیم که جنگ، جنگ فرهنگی است! اثر این جنگ و ویرانی‌های ناشی از آن به تعبیر حضرت آقا، بیش از نبرد نظامی است.اندیشه‌ای که به نفع لیبرالیسم مهندسی شد، فرهنگی که بر پایه ارزشهای فرامرزی و آتئیسمی و سکولاریستی بنا شد، نه دین الهی را تاب می‌آورد و نه نظام دینی و در مجموع گفتمان مبتنی بر ارزشهای صرفا انسانی را!
اختلال یعنی، ما نه تنها برنامه و نقشه برای دفاع در جنگ فرهنگی نداریم بلکه خود بازو به بازوی دشمن علیه فرهنگ و مملکت خود همت می‌کنیم؛ با تسامح و تساهل حداکثری، با مرعوبیت در برابر دشمن، با ترویج گفتمان غیر الهی و طرح الگوهای معوج و بدلی اسلامی!
اینجاست که به تعبیر رهبری معظم انقلاب، و به تحلیل تحلیلگران با اشاره به سخنان معظم‌له، بحث «آتش به اختیار» به عنوان یک ضرورت جلوه می‌کند.یعنی حالا که دستگاه متولی و دولت متولی، خود بانی و مرعوب اختلال‌اند، باید سپاه بصیرت و افسران جوان این سپاه، در هر جایگاهی، با هر میزان عده‌ای، ورود یابند وبا تمسک به منویات روشن رهبری، روشنگری و فعالیت و جهاد فرهنگی - انقلابی کنند!