باز هم تکرار شد؛ سقوط همزمان محتوا و گیشه سینما توسط اصلاحطلبها!
همان طور که انتظار میرفت، با حضور دوباره جریان موسوم به اصلاحات در دولت، سینمای ایران باز هم دچار انحطاط محتوایی و همزمان، ورشکستگی اقتصادی شد!
به گزارش خبرنگار کیهان، سقوط همزمان در محتوای آثار و گیشه، اتفاقی است که سینمای ایران قبلا در دولت خاتمی و حسن روحانی هم تجربه کرده بود؛ باز هم با روی کار آمدن مدعیان اصلاحات، این تجربه برای سینمای ایران تکرار شد!
بررسی آمار فروش فیلمهای اکرانشده در سال ۱۴۰۴ نشان میدهد سینمای ایران با بحرانی جدی در بازگشت سرمایه و جذب مخاطب مواجه است؛ بحرانی که برخلاف ادعاهای مکرر درباره «رشد و رونق سینما»، بیش از هر زمان دیگری ناکارآمدی سیاستهای سینمایی و مدیران فرهنگی دولت چهاردهم را آشکار کرده است.
مطابق با آماری که خبرگزاری دولتی ایرنا منتشر کرده است، از ابتدای امسال تاکنون ۶۱ فیلم سینمایی روی پرده رفتهاند که از این میان، فروش ۲۹ فیلم حتی به ۵ میلیارد تومان هم نرسیده و در مجموع تنها ۱۱ اثر موفق شدهاند فروشی بالاتر از ۵۰ میلیارد تومان را تجربه کنند. این در حالی است که هزینه متوسط تولید یک فیلم سینمایی در شرایط فعلی بیش از ۶۰ میلیارد تومان برآورد میشود و عملاً بیش از ۹۰ درصد آثار اکرانشده نتوانستهاند حتی هزینه تولید خود را جبران کنند.
هرچند آثار طنز بار دیگر صدر جدول فروش را به خود اختصاص دادهاند، اما مجموع فروش سه فیلم پرفروش سال جاری تنها حدود ۶ میلیون بلیت بوده؛ رقمی که در مقایسه با بیش از ۱۴ میلیون بلیت سه فیلم برتر سال ۱۴۰۳، افتی معنادار را نشان میدهد. این کاهش شدید مخاطب، نشانهای روشن از تضعیف اعتماد عمومی به چرخه اکران و سیاستگذاریهای سینمایی است.
نکته قابلتأمل، حضور فیلمهایی همچون آثار برگزیده جشنواره فجر در فهرست کمفروشهاست؛ آثاری که با وجود جوایز متعدد و حمایتهای تبلیغاتی، در گیشه با شکست مواجه شدهاند. این وضعیت نشان میدهد موفقیت جشنوارهای دیگر تضمینی برای اکران موفق نیست و سیاستهای دستوری، اکرانهای رانتی، تمرکز افراطی بر فیلمهای طنز مصرفی و فیلمهای به اصطلاح اجتماعی و بیتوجهی به نظام عادلانه پخش، سینما را به ورشکستگی رسانده است.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی متوجه همان مدیران و جریانهایی است که طی ایام اخیر مدعی «رشد کمّی و کیفی سینما» بودهاند؛ رشدی که حالا در آمار فروش، خالی بودن سالنها و ورشکستگی بخش عمده تولیدات سینمایی، واقعیت معکوس خود را نشان میدهد. در کیفیت نیز فیلمها حرف چندانی برای گفتن ندارند. تداوم این سیاستها اقتصاد سینما را احیا نکرده و حتی آن را به مرحلهای رسانده که آثار پرهزینه و نامدار نیز شانس بقا در گیشه ندارند.