کد خبر: ۳۲۵۷۷۳
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۸
گزارش خبری تحلیلی کیهان

مردم همراهی نکردند حمله دوباره شبکه اغتشاش به بازار

سرویس سیاسی-
آخرین بررسی‌های میدانی از شکست پروژه آشوب در پی رویگردانی قاطع بازاریان و قاطبه مردم از مزدوران اجاره‌ای حکایت دارد؛ واکاوی ابعاد این غائله نشان می‌دهد دشمن با خطای محاسباتی دوباره، قصد داشت مطالبه اقتصادی را به آشوب خیابانی پیوند بزند که با سد محکم بصیرت ملت و اقتدار حافظان امنیت رو‌به‌رو شد.
تاریخ انقلاب اسلامی را که ورق می‌زنیم، مملو از «خطاهای محاسباتی» دشمنانی است که تصور می‌کنند با یک تکان ارزی یا چند فراخوان در فضای مجازی، کار جمهوری اسلامی تمام است! این‌بار نیز از هشتم دی‌ماه، همزمان با برخی نوسانات ارزی که دغدغه‌های معیشتی را در میان کسبه و بازاریان ایجاد کرد، محور «غربی- عبری» با تمام قوای رسانه‌ای و دلارهای نجس خود به میدان آمد. آنها تصور می‌کردند بازار تهران، همان قلبی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب همیشه برای انقلاب تپیده، این‌بار قرار است ضرب‌آهنگ فروپاشی را بنوازد. اما آنچه در صحنه واقعیت رخ داد، چیزی جز رسوایی برای اتاق فکرهای واشنگتن و تل‌آویو 
نبود. 
عبور هوشمندانه بازار از تله‌ آشوب
بازار در فرهنگ سیاسی و اجتماعی انقلاب ایران، همواره کانون تدین و وفاداری به آرمان‌های انقلاب بوده است. اگرچه در روزهای ابتدائی دی‌ماه، نوسانات بازار ارز گلایه‌هایی را در میان بازاریان ایجاد کرد، اما هوشمندی این قشر اجازه نداد «مطالبه اقتصادی» به «سلاح سیاسی» دشمن تبدیل شود.
بازاریان اصیل به‌خوبی متوجه شدند که پشت سر شعارهای معیشتی، سایه لیدرهای آموزش‌دیده‌ای قرار دارد که نه نگران قیمت دلار، بلکه مامور به آتش کشیدن مأمور پلیس و اموال عمومی هستند. طبق گزارش‌های میدانی، به محض آنکه هسته‌های سازمان‌یافته با شعارهای ساختارشکنانه و توهین به مقدسات وارد معرکه شدند، بازاریان با بستن مغازه‌ها و مرزبندی صریح، نشان دادند که سفره‌شان را از مزدوران جدا کرده‌اند. رهبر معظم انقلاب به درستی فرمودند: «به اسم بازار و بازاری نمی‌توان با جمهوری اسلامی مقابله کرد.» این واقعیت میدانی، اولین ضربه کاری را به پیکر نیمه‌جان آشوب ۱۴۰۴ وارد کرد.
آمارها سخن می‌گویند...
یک مقایسه آماری ساده میان تجمعات پراکنده اغتشاشگران و حضور میلیونی مردم در مناسبت‌های مذهبی و ملی، عمق تنهائی دشمن را نشان می‌دهد. در حالی که کل جمعیت آشوبگر در شلوغ‌ترین حالت در سراسر کشور به چند هزار نفر (آن هم به صورت لکه‌ای و نقطه‌ای) نمی‌رسید، برخی آمارهای لرزه بر اندام ضدانقلاب انداخت:
- حضور بی‌سابقه جوانان(حدود۱.۵ میلیون معتکف) در مراسم اعتکاف امسال، آن هم با رشد ۳۰ درصدی نسبت به سال گذشته، نشان داد که ریشه جوان ایرانی در معنویت است، نه در دلارهای نایاک و موساد.
از طرفی، حضور نیم میلیون زائر در ششمین سالگرد شهید سلیمانی نشان داد، الگوی مردم «حاج قاسم‌ها» است، نه تروریست‌های خیابانی.
همچنین برگزاری مراسم گرامیداشت 9 دی در ۹۰۰ نقطه کشور ثابت کرد که حافظه تاریخی ملت ایران بیدار است و اجازه تکرار سناریوهای سوخته را نمی‌دهد. این تضاد آماری ثابت می‌کند که «مردم» در منطق دشمن، یعنی چند صد نفر آشوبگر که با اپلیکیشن‌های رمزنگاری شده هدایت می‌شوند، اما در واقعیت، مردم همان‌هایی هستند که در صف‌های اعتکاف و تشییع شهدا ایستاده‌اند.
اکسیژن‌رسانی به جنازه آشوب
وقتی اتاق فکرهای دشمن متوجه شدند مردم با آنها همراهی نمی‌کنند، راهبرد خود را از «حرکت توده‌ای» به «تروریسم شهری» تغییر دادند. تزریق لیدرهای آموزش‌دیده که بابت هر شب آشوب و سر دادن شعار ساختار‌شکنانه، مبالغ کلانی دریافت می‌کردند، تلاش مذبوحانه‌ای بود برای زنده نگه داشتن 
تنور اغتشاش.
دستگیری عوامل مرتبط با موساد در شهرهای مختلف چون ایلام، تهران و لرستان و...، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت: دشمن برای جبران کمبود جمعیت، به «شرورهای اجاره‌ای» روی آورده است. این افراد با استفاده از تاکتیک «بزن و دررو» و ایجاد 
رعب و وحشت در محلات، سعی داشتند تصویر یک کشور ناامن را مخابره کنند. اما هوشیاری دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی و شکار یکی پس از دیگری این مهره‌ها، باعث شد تا این «تنفس مصنوعی» هم به نتیجه نرسد و آشوب‌ها به سرعت به سمت خاموشی کامل برود.
مداخله عریان محور شرارت
 از‌ هانا نویمن تا گراهام
هرگاه در ایران بوی اعتراض بلند می‌شود، کفتارهای سیاسی در غرب شروع به زوزه کشیدن می‌کنند! پس از یاوه‌گویی ترامپ، لیندزی گراهام و پمپئو و مقامات صهیون اظهارات اخیر «هانا نویمن»، نماینده آلمان و رئیس هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپا، که با وقاحت از لزوم ایستادن کنار معترضان (بخوانید تروریست‌های خیابانی) سخن می‌گوید، نشان‌دهنده کینه عمیق آنها از استقلال ایران قوی است. نویمن در پیامی که روز دوشنبه ۱۵ دی‌ماه در شبکه ایکس منتشر کرد، نوشت: «اروپا مسئولیت دارد صریحاً در کنار مردمی بایستد که خواهان حقوقی هستند که هرگز نباید برای مطالبه آنها شجاعت به خرج دادن لازم باشد.»
همزمان، حساب‌های کاربری وزارت خارجه آمریکا با انتشار ویدئوهای تقطیع شده و دروغین از حوادث ایلام، تلاش کردند جای جلاد و شهید را عوض کنند.
 اما سؤال مردم ایران از امثال نویمن و ترامپ این است: اگر شما دلسوز مردم ایران هستید، چرا با تحریم‌های ظالمانه عرصه را بر مردم ایران تنگ کرده‌اید یا وسط مذاکرات با رژیم کودک‌کش صهیون به ایران حمله کردید و 1100 غیر نظامی را به خاک و خون کشیدید؟ این تناقض آشکار، همان دلیلی است که باعث شده حتی معترضان به وضعیت اقتصادی نیز حاضر نشوند زیر پرچمی که آمریکا و اسرائیل برافراشته‌اند، بایستند.
خطای استراتژیک ضدانقلاب در سال ۱۴۰۴
دشمن در این دوره، یک تغییر راهبردی ایجاد کرد: «حرکت از حجاب به سمت دلار». آنها تصور می‌کردند چون فشار اقتصادی ملموس است، می‌توانند توده مردم را به خیابان بکشانند. اما باز هم یک نکته را فراموش کردند: «غیرت ملی و اتحاد مقدس ایرانیان».
وقتی مطالبه اقتصادی با «آتش زدن مأمور»، «به آتش کشیدن حسینیه» و «شعار علیه امنیت ملی» گره خورد، جامعه ایران به صورت خودکار گارد دفاعی گرفت. القای دروغینِ «کار تمام است» که از رسانه‌هایی چون ایران ‌اینترنشنال و بی‌بی‌سی پمپاژ می‌شد، نتیجه معکوس داد. مردم با دیدن وحشی‌گری‌ها و تخریب اموال عمومی، به این نتیجه رسیدند که هدف دشمن نه اصلاح اقتصادی، بلکه «سوریه‌ای کردن ایران» و تجزیه کشور است.
حکایت بساط نفوذی‌ها و «دشمن‌شادکن‌ها»
در این میان، نقش برخی چهره‌های سیاسی و رسانه‌های زنجیره‌ای در داخل نیز قابل تامل است. افرادی که اتهام فروش اطلاعات به بیگانه را در کارنامه خود دارند، در روزنامه «هم‌میهن» با به‌کار بردن کلیدواژه‌هایی نظیر «حل کردن به جای جمع کردن»، عملاً در حال جاده‌صاف‌کنی برای آشوبگران هستند. وی مدعی است که باید «راه اعتراض مدنی را گشود»؛ سؤال اینجاست: آیا آتش زدن مغازه کسبه بازار و حمله به مأمور، اعتراض مدنی است؟!
این جریان که همواره در بزنگاه‌ها آب به آسیاب دشمن می‌ریزد، سعی دارد با تئوری‌بافی‌های منسوخ، بر جنایات مزدوران سرپوش بگذارد. آنها «جمع کردن» بساط آشوب توسط نیروهای مقتدر انتظامی را نقد می‌کنند، اما در برابر «قمه‌کشی» اراذل سکوت اختیار کرده‌اند. این «دشمن‌شادکن‌ها» باید بدانند که مردم ایران بین «نقد به عملکرد دولت» و «خیانت به وطن»، مرز پررنگی قائل هستند.
صرفا جهت اطلاع این جماعت خوش خیال، خویشتنداری فراوان نیروهای انتظامی برای تفکیک مردم از آشوبگران - که جریان مدعی اصلاحات آن را جمع کردن بساط اعتراض قلمداد می‌کنند - موجب شده است که این مدافعان امنیت در برخی موارد، دچار صدماتی شوند. ۲ تن از این نیروهای حافظ امنیت کشور با گلوله جنگی و ۱۵۲ نفر با گلوله تفنگ شکاری
و ۱۱ نفر نیز با چاقو مصدوم شده‌اند.
ایران فراتر از رؤیاهای آشفته واشنگتن
واقعیت میدانی نشان می‌دهد که موج جدید اغتشاشات، نه تنها فروکش کرده، بلکه به یک «شکست مفتضحانه» برای طراحان خارجی‌اش تبدیل شده است. ریزش شدید تعداد تجمع‌کنندگان، کاهش گستره جغرافیایی درگیری‌ها به چند نقطه محدود و از همه مهم‌تر، وفاداری ستون فقرات اقتصاد ایران (بازار) به نظام، نشان داد که پیوند مردم با خاک و دین‌شان گسستنی نیست.
امروز جمهوری اسلامی در اوج اقتدار، لیدرهای اجاره‌ای را به پنجه عدالت می‌سپارد و همزمان گوش برای شنیدن مطالبات به حق اقتصادی مردم دارد. دشمن باید بداند که ایران نه لیبی است و نه سوریه و ونزوئلا؛ اینجا سرزمین مردمانی است که شاید از مشکلات گله داشته باشند، اما هرگز اجازه نخواهند داد پوتین سرباز آمریکایی یا دلار موساد، تعیین‌کننده سرنوشت‌شان باشد. آشوب ۱۴۰۴ نیز مانند اسلاف خود به زباله‌دان تاریخ پیوست و آنچه باقی ماند، عزت ملتی است که در میانه آشوب، راه ایمان و میثاق با ولایت را 
برگزید.