کد خبر: ۳۲۵۷۸۶
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۵

چرا باید اغتشاشگر را سر جایش نشاند؟! (یادداشت روز)

در فضای سیاسی و اجتماعی هر کشوری، واژه «اعتراض» همواره بار معنایی خاص خود را دارد. واژه‌ای که می‌تواند نشانه زنده ‌بودن جامعه، پویایی افکار عمومی و حساسیت مردم نسبت به سرنوشت خویش باشد. اما همین واژه، اگر از معنا و چارچوب خود تهی شود، به‌راحتی می‌تواند به پوششی برای خشونت، بی‌قانونی و ناامن‌سازی تبدیل گردد. تجربه‌های مکرر سال‌های اخیر، بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که مرز اعتراض کجاست و از کجا اغتشاش آغاز می‌شود؟ و مهم‌تر آنکه، چرا نظام سیاسی موظف است با اغتشاشگر قاطعانه برخورد کند و او را «سر جای خود» بنشاند؟
هیچ نظام عاقل و مستقر سیاسی، چه دینی و چه غیردینی، اعتراض را به‌معنای رهاشدگی و بی‌قیدی تعریف نکرده است. اعتراض، در همه نظام‌های حقوقی، مفهومی قانونمند و مشروط است. جامعه بدون قانون، نه تنها به آزادی نمی‌رسد‌، بلکه در گرداب هرج‌ومرج گرفتار می‌شود. جمهوری اسلامی نیز، برخلاف القائات جریان‌های رسانه‌ای معاند، نه‌تنها اصل اعتراض را نفی نکرده، بلکه آن را به‌رسمیت شناخته و در قانون اساسی تثبیت کرده است. اما همین قانون اساسی، به‌صراحت مرز اعتراض و اغتشاش را از یکدیگر تفکیک کرده و اجازه نداده است که امنیت عمومی، جان مردم و موجودیت جامعه قربانی هیجان و خشونت مشتی قانون‌گریز شود.
از منظر دین هم این تفکیک روشن است. در منطق قرآن و سنت، حق‌گویی، نصیحت حاکمان و مطالبه عدالت نه‌تنها نفی نشده، بلکه فضیلت شمرده شده است. اما همین مکتب قرآنی‌، به‌صورت بدون ملاحظه، با فساد و ناامن‌سازی جامعه برخورد قاطع دارد. قرآن کریم، آن‌جا که سخن از اصلاح به میان می‌آید، بلافاصله هشدار می‌دهد که راه اصلاح از مسیر تخریب و فساد نمی‌گذرد. کسی که با سوزاندن اموال عمومی، آتش زدن اماکن عمومی، بستن راه‌ها، ارعاب مردم و حمله به حافظان امنیت، خود را «معترض» می‌نامد، نه در قاموس شریعت جای دارد و نه در منطق عقل. در نگاه اسلامی، امنیت جامعه حق‌الناس است و تعرض به آن، ولو با شعارهای فریبنده‌، گناهی بزرگ و جرمی نابخشودنی است.
سیره امیرالمؤمنین علی(ع) نیز شاهدی روشن بر این معناست. امام متقیان‌، تا زمانی که مخالفانش زبان به نقد و اعتراض داشتند، حتی اگر تند و آزار دهنده سخن می‌گفتند، تحمل می‌کرد و حقوق اجتماعی آنان را قطع نمی‌کرد. اما آن‌گاه که اعتراض به شمشیر، ناامنی و خروج از نظم جامعه تبدیل شد، دیگر جای مدارا باقی نماند. این منطق، نه منطق قدرت‌طلبی، بلکه منطق حفاظت از جامعه و صیانت از حق اکثریت مردم بود؛ مردمی که خواهان زندگی امن، آرام هستند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز دقیقاً بر همین مبنا تنظیم شده است. اصل بیست‌وهفتم قانون اساسی که همواره مورد استناد مدعیان آزادی‌خواهی قرار می‌گیرد، تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها را آزاد اعلام می‌کند، اما با قیودی روشن و غیرقابل تفسیر به رأی. بدون حمل سلاح، بدون اخلال در مبانی اسلامی و بدون ایجاد ناامنی. این قیود را قانون‌گذار صرفاً برای تزیین در اصول قانون اساسی نگنجانده و یا در اجرا بر اساس سلیقه نیامده است.اگر این شروط کنار گذاشته شود، اعتراض به ابزاری برای فشار اقلیت خشن بر اکثریت خاموش تبدیل می‌شود. افزون بر این، اصل چهلم قانون اساسی به‌صراحت اعلام می‌کند که هیچ‌کس حق ندارد اعمال حق خود را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد. کدام مصداق از اضرار به غیر و تضییع منافع عمومی روشن‌تر از سوزاندن قرآن‌، آتش زدن خودروی شهروندان، تخریب مغازه مردم، حمله به نیروی حافظ امنیت مردم یا بستن خیابان و مسیر زندگی شهروندان می‌تواند باشد. در‌باره حوادثی که در این هفته گذشت‌، چند نکته وجود دارد:
1- آنچه این روزها در قالب برخی ناآرامی‌ها و صحنه‌سازی‌های خیابانی دیده می‌شود، بیش از آنکه ریشه در یک اعتراض به حق باشد‌، محصول یک تلاش هماهنگ بیرونی برای تزریق حیات مصنوعی به پروژه‌ای شکست‌خورده‌ای است که بارها دشمنان ایران در این سرزمین آزموده‌اند.پروژه‌ای که دشمن پس از ناکامی در میدان سخت و فروپاشی محاسباتش در جنگ ۱۲ روزه، ناچار شد آن را از دل اتاق‌های جنگ روانی و رسانه‌ای خود بیرون بکشد. در این میان، اظهارات اخیر ترامپ، رئیس‌جمهور متوهّم آمریکا، نه‌تنها یک موضع‌گیری معمول سیاسی نیست، بلکه نقش تنفس مصنوعی برای آشوب‌طلبانی را بازی می‌کند که بدون پشتیبانی رسانه‌ای و روانی خارجی، توان تداوم و بقا ندارند. تجربه سال‌های گذشته به‌روشنی نشان داده است که هرگاه نام ترامپ به‌عنوان حامی یک تحرک داخلی در ایران مطرح شده است، هدف چیزی جز بی‌ثبات‌سازی، فشار حداکثری و فروپاشی انسجام ملی نبوده است.
2- در حوادث اخیر، شبکه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا، به‌صورت هماهنگ از پوشش تحولات منطقه‌ای و اعترافات تلویحی به شکست رژیم صهیونیستی فاصله گرفتند و خط خبری خود را به «بازنمایی اغراق‌آمیز اعتراضات»، «تولید شبهه درباره انسجام حاکمیتی ایران» و «القای فضای نارضایتی فراگیر» تغییر دادند. داده‌های پایش رسانه‌ای منتشرشده نشان می‌دهد حجم برنامه‌های زنده، محتوای فوری و فراخوان‌های غیرمستقیم این شبکه‌ها در بازه‌ای کمتر از یک هفته، افزایشی کم‌سابقه داشته است؛ افزایشی که بدون دستور کار مشخص سیاسی قابل فهم نیست.
همزمان با این تغییر آرایش رسانه‌ای بودکه ترامپ در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز و سپس در شبکه اجتماعی تروث سوشال، صراحتاً از «حق مردم ایران برای ایستادن در برابر نظام» سخن گفت و مدعی شد اگر حکومت ایران در مقابل معترضان خیابانی بایستد‌، او به کمک آنها خواهد آمد. این مواضع، دقیقاً همان الگوی شناخته‌شده‌ای است که پیش از فتنه ۸۸، ناآرامی‌های ۹۶، ۹۸ و آشوب‌های سال ۱۴۰۱ نیز تکرار شده بود؛ ابتدا پیام سیاسی از سوی مقامات آمریکایی، سپس موج رسانه‌ای و در نهایت تلاش برای فعال‌سازی هسته‌های آشوب در داخل. این همان شگرد همیشگی آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی دولت‌های اروپایی بوده است واین همزمانی، یک «نشانه خبری» روشن از وجود اتاق فرمان دشمن دارد.
در این رابطه نباید از نقش مستقیم بودجه‌های رسمی دولت آمریکا در تغذیه جنگ روانی علیه ملت ایران غافل شد. بر اساس اسناد منتشرشده در کنگره آمریکا و گزارش‌های دوره‌ای وزارت خارجه این کشور، تنها در یک دهه اخیر، صدها میلیون دلار با عنوان «حمایت از آزادی بیان و اینترنت آزاد برای ایرانیان» اختصاص یافته است؛ عبارتی که در عمل، بخش عمده آن صرف تأمین مالی رسانه‌های فارسی‌زبان، تولید محتوا در شبکه‌های اجتماعی، و سازمان‌دهی شبکه‌های رباتیک و اکانت‌های هدایت‌شده و فیک بوده است. گزارش‌های اندیشکده‌هایی مانند رَند و بروکینگز نیز صراحتاً بر ضرورت «افزایش فشار جنگ شناختی بر جامعه ایران» پس از ناکامی گزینه نظامی تأکید داشته‌اند. سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهدای اقتدار در 13 رجب مبنی بر صرف میلیاردها دلار برای دروغ‌پردازی و شبهه‌سازی، دقیقاً ناظر به همین اسناد و واقعیت‌های قابل راستی‌آزمایی است.
3- یکی از اهداف دشمن در تحریک و حمایت از اغتشاشات اخیر تمرکز بر شکستن «اتحاد پس از بحران» است. تجربه امنیتی نشان می‌دهد که مقطع پس از پایان یک رویارویی مستقیم در جنگ نظامی‌، زمانی طلایی برای دشمن جهت القای شکاف داخلی است. در جنگ ۱۲ روزه، برخلاف محاسبات دشمن، جامعه ایران تصویری کم‌نظیر از همبستگی و حمایت از اصل امنیت ملی به نمایش گذاشت. نظرسنجی‌های متعدد و معتبر داخلی و برخی برآوردهای رسانه‌های غربی اذعان داشتند که سطح اعتماد به توان دفاعی کشور و انسجام اجتماعی، افزایش یافته است. می‌بینیم درست در همین نقطه است که پروژه آشوب‌سازی فعال می‌شود. زیرا دشمن به‌درستی تشخیص داده است که تداوم انسجام ملی، معادلات آینده را به‌طور کامل به ضرر او تغییر می‌دهد.
4- تمرکز آشکار بر شایعه‌سازی و تحریف اخبار میدانی از اهداف مهم دیگر دشمن در اغتشاشاتی است که از هفته گذشته به بهانه حمایت از بازار و معیشت مردم ایجاد شده است. در حوادث اخیر، مشاهده می‌شود که اخبار جعلی درباره کشته‌سازی، اعتصابات سراسری یا فروپاشی خدمات عمومی، ابتدا در کانال‌ها و حساب‌های وابسته به رسانه‌های خارج‌نشین منتشر می‌شد. بررسی نمونه‌های مشخص نشان می‌دهد که بسیاری از این شایعات، الگوی مشترکی دارند که تقریبا در همه آنها منبع نامعلوم، تصویر یا ویدئوی قدیمی، تیتر احساسی و انتشار گسترده در بازه زمانی کوتاه از مشخصه‌های این دسته اخبار است. این شیوه، دقیقاً همان الگوی توصیه‌شده در متون آموزشی جنگ روانی است که هدفش نه اطلاع‌رسانی، بلکه «ایجاد تردید، ترس و بی‌اعتمادی» در کوتاه‌ترین زمان ممکن است.
5- رهبر معظم انقلاب در بیانات 13 رجب در جمع خانواده‌های شهدای اقتدار‌، با تأکید بر ضرورت مراقبت در برابر جنگ نرم و شایعه‌سازی دشمن، عملاً نقشه راه مواجهه با این پروژه را ترسیم کردند. ایشان هدف دشمن در جنگ نرم را بی‌انگیزه و ناامید کردن مردم و ایجاد تردید در ملت برشمردند و فرمودند: «همچنان‌که در دوره امیرالمؤمنین با شایعه‌سازی و دروغ در پی بدبین کردن مردم بودند، امروز هم همان اقدامات عیناً انجام می‌شود؛ البته ملت ایران نشان داده است که در میدان‌های سخت و هر جا که نیازمند حضور و کمک او است، محکم ایستاده و دشمن را مأیوس می‌کند.» تأکید ایشان بر «بی‌تفاوت نبودن» و «ایستادگی با قدرت کامل»، ناظر به این واقعیت است که جنگ نرم، جنگی فرسایشی و تدریجی است؛ اگر جامعه در برابر آن واکنش فعال نداشته باشد، هزینه‌های آن به ‌مرور انباشته می‌شود. در نقطه مقابل آن، آگاهی، روشنگری و حفظ اتحاد، می‌تواند این پروژه را پیش از رسیدن به مرحله خطرناک، خنثی کند.
از نگاه رهبر فرزانه و حکیم انقلاب آیه شریفه «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» نیز در این مقطع، یک راهبرد اجتماعی است. دشمن می‌کوشد یا جامعه را در برابر خود نرم و منفعل کند، یا در داخل، جامعه را خشن و متفرق سازد. حفظ این توازن، یعنی قاطعیت در برابر دشمن «اشداء علی الکفار» و همدلی در درون «رحماء بینهم»‌، نقطه شکست پروژه جنگ نرم است. لذا هرگونه دوگانه‌سازی افراطی، هر نوع تحریک احساسات منفی نسبت به یکدیگر، ناخواسته در زمین دشمن بازی کردن است.
بنابراین‌، حوادث اخیر را باید در امتداد همان نبردی دید که سال‌هاست علیه اراده و استقلال ملت ایران جریان دارد؛ نبردی که ابزارهایش تغییر کرده، اما هدفش ثابت مانده است. در این شرایط شاید تنفس مصنوعی مسموم ترامپ و شبکه رسانه‌ای همراهش، شاید بتواند برای مدتی تصویرسازی دروغینی را در ذهن مخاطبین ناآگاه یا منحرف ایجاد کند و صدای ناآرامی را بلندتر از آنچه هست نشان دهد، اما قادر به تغییر معادله اصلی که حقیقت ماجراست نخواهد شد. چرا که جامعه‌ای که دشمنیِ دشمن را می‌شناسد و تجربه عبور از بحران‌های بزرگ‌تر را دارد، با شایعه و تحریک از پا درنمی‌آید. جنگ نرم، میدان آزمون بصیرت است و تاریخ چهار و نیم دهه گذشته نشان داده که هرگاه مردم ایران با آگاهی و اتحاد وارد این میدان شده‌اند، نتیجه آن چیزی جز ناکامی دشمن و تثبیت امنیت و منافع ملی نبوده است.

حسن رشوند