kayhan.ir

کد خبر: ۸۲۴۶۵
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۸

از بزم پاریس تا دورهمی نواکشت




م.سلطانی
بیست و هفتمین نشست سران کشورهای عضو اتحادیه عرب در موریتانی برگزار شد. آنچه که دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی خوانده می‌شود یکی از موضوعات اصلی مورد بحث در این نشست بود. رئیس پارلمان عربی، امیر کویت، منصور هادی رئیس جمهور مستعفی یمن، امیر بحرین، وزیر خارجه عربستان و... در مورد ایران و لزوم دشمنی با آن صحبت کردند.
این اجلاس که قرار بود طی دو روز برگزار شود به خاطر شدت اختلافات درونی، فقط یک اجلاس چند ساعته بود. عربستان سعی کرد مخالفین دولت بشار اسد را به عنوان نمایندگان سوریه در این نشست حاضر کند که با مخالفت دیگر کشورها مواجه شد. سعودی‌ها حتی نتوانستند این گروه‌ها را به عنوان اعضای ناظر به اتحادیه تحمیل کنند. به جهت سوابق همکاری بین رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی که اخیراً نمود و بروز بیشتری داشته، هیچ بعید نیست که روزی کرسی سوریه در این اتحادیه را به اسرائیل واگذار کنند.
اتحادیه عرب در 22 مارس 1945 با 6 عضو مؤسس مصر، عربستان، عراق، سوریه، لبنان و اردن تأسیس شد. 22 عضو اصلی دارد. عضویت سوریه در سال 2011 به علت همگرایی با ایران و قرار گرفتن در محور مقاومت، به حالت تعلیق درآمد. اریتره، برزیل، ونزوئلا و هند اعضای ناظر اتحادیه عرب هستند. این اتحادیه بعد از جنگ جهانی دوم به اشاره و پیشنهاد آنتونی ایدن نخست وزیر انگلیس بنا نهاده شد.
از این مقدمه، دو نکته مهم حاصل می‌شود:
اولاً وقتی پیشنهاد تأسیس یک سازمان در منطقه عربی از سوی نخست‌وزیر انگلیس صادر شده باشد می‌توان به دلیل هفت دهه ناکامی آن پی‌برد.
ثانیاً این اتحادیه چه خاصیتی برای کشورهای عربی داشته است که 4 کشور غیرعربی نیز برخلاف نص اساسنامه، به عضویت ناظر این اتحادیه درآمده‌اند. زیرا این اتحادیه همواره در مقابل بحران‌هایی که بر سر راهش وجود داشته، شکست را پذیرا بوده است.
اما چرا پیش‌بینی می‌شود که کرسی سوریه در این اتحادیه به رژیم صهیونیستی سپرده شود:
اول اینکه اگر از بعد تاریخی به موضوع نگاه کنیم این همگرایی بین برخی دول عربی و رژیم صهیونیستی وجود داشته است. در تأسیس این اتحادیه، تقریباً همه کشورهای عضو از همان ابتدا،‌ ریاست معنوی قاهره بر اتحادیه را پذیرفتند و مصر همواره به عنوان اساسی‌ترین عضو، نقش‌آفرینی کرده است. اما پس از خیانت انورسادات در قضیه کمپ دیوید، کشورهای عربی در مقابل پدر معنوی خود ایستادند. به نحوی که همه کشورهای عربی بر قطع روابط با مصر توافق کردند. مقر دبیرخانه نیز از قاهره به تونس نقل مکان کرد. اما پس از حمله عراق به کویت در اوایل دهه 90 هر چند مصر هیچ تغییری در رفتار خود در قبال اسرائیل صورت نداده بود ولی دولت‌های عربی با یک عقب‌نشینی صریح به سمت قاهره حرکت کردند. مقر اتحادیه دوباره به قاهره منتقل شد. در جریان تجاوز صدام به کویت و پرتاب موشک از عراق به عربستان و اسرائیل، اسرائیل و اعراب در کنار هم و در مقابل عراق قرار گرفتند و همه به همان راهی رفتند که مصر یک دهه پیش آن را شروع کرده بود. در حال حاضر نیز دولت‌های عضو اتحادیه همواره در ظاهر به مذمت و گاه فحاشی علیه اسرائیل پرداخته و در پشت پرده، روابط حسنه‌ای با این رژیم دارند. این روند از زمان انور سادات مصری تا انور عشقی سعودی جریان داشته و دارد.
دوم اینکه به جهت وابستگی‌های مختلف در داخل این اتحادیه، عدم کارایی ویژگی اصلی آن است. فقط در جریان جنگ تحمیلی، دولت‌های عربی توانستند به یک اجماع کلی دست یابند و آن حمایت از صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران بود. هر چند برخی در ظاهر اعلام بی‌طرفی نمودند. البته همان گونه که مذکور افتاد همین اجماع در حمایت از صدام به اجماع علیه صدام تبدیل شد.
سوم اینکه این اتحادیه هیچ گونه فایده‌ای برای مردم فلسطین نداشته است. زیرا سران اکثر کشورهای عربی، حداقل در خفا به همگرایی با اسرائیل قائلند و به صورت عملی به همکاری اطلاعاتی و امنیتی با این رژیم مشغولند. سوریه به جهت واقع شدن در محور مقاومت از اتحادیه تعلیق شد. عراق نیز به جهت همین امر، در اتحادیه همیشه از مغضوبین است.
نتیجه اینکه اتحادیه از بدو تأسیس هیچ گونه مشکلی با موجودیت اسرائیل نداشته و برخلاف سازمان کنفرانس اسلامی که حداقل در فلسفه تأسیس آن، مخالفت با اسرائیل وجود داشته است، اتحادیه عرب به توصیه انگلیس تأسیس شده، لذا اسرائیل در عمل نه عضو ناظر بلکه عضو رسمی اتحادیه عرب می‌باشد، هر چند که سیاست اعلامی ممکن است تا حدی متفاوت از سیاست اعمالی باشد.
البته ضدیت سعودی‌ها با ایران به این اتحادیه محدود نمی‌شود وزیر خارجه عربستان در اجلاس موریتانی اظهار داشته است که از ظرفیت‌های اتحادیه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان ملل باید علیه ایران استفاده شود. البته در پاسخ به او باید گفت: شما که از ظرفیت نداشته منافقین در بزم پاریس نیز در ضدیت با ایران چشم‌پوشی نکردید. در اجلاس موریتانی نیز همانند اجلاس‌های گذشته، همه نگرانی شما ایران بوده و مشکلی با رژیم صهیونیستی نداشته و ندارید، آخرین دلیل این ادعا هم، سفر انور عشقی به اسرائیل است که همگرایی سعودی صهیونیستی را کاملاً علنی کرده است. با وجود این همه همگرایی با رژیم صهیونیستی در عین واگرایی از محور مقاومت، طبیعی است که بتوان اسرائیل را عضو در سایه اتحادیه عرب برشمرد که نوع جدیدی از عضویت است!