سه‌شنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۸:۲۰
کد خبر: ۳۵۶۵
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۹
آرش فهیم
چهار سال قبل و در جریان وقایع پس از انتخابات سال 88 از فیلمی رونمایی شد که به واکاوی برخی از حوادث آن دوره می پرداخت. این فیلم «یزدان تفنگ ندارد» نام داشت و در نخستین دوره جشنواره عمار به عنوان بهترین فیلم معرفی شد. اما نکته جالب درباره این فیلم، نام کارگردانش بود؛ حسین شمقدری، فرزند جواد شمقدری. جالب از این نظر که پدرش هم کارگردان بود و جالب تر اینکه حسین وقتی وارد عرصه شد که پدرش رئیس سازمان سینمایی کشور بود. با این حال، آثار بعدی او از نگاه جسور و مستقل این مستندساز جوان حکایت می کردند و این باعث شد که نتوانیم او را «آقازاده» لقب دهیم. به بهانه انتخاب فیلم اخیر او «میراث آلبرتای2» در جشنواره عمار با وی گفت وگو کردیم؛ هم درباره این فیلم و هم نگاه حسین شمقدری به پدرش جواد شمقدری!
*  آقای حسین شمقدری! برخی می گویند ورود شما به عرصه فیلمسازی و موفقیت هایتان در زمینه مستندسازی به خاطر این است که شما فرزند جواد شمقدری هستید! چه پاسخی دارید؟
صادقانه بگویم؛ اگر پدرم فیلمساز نبود شاید من هم هیچ وقت فیلمساز نمی شدم. چون در فضای سینما بزرگ شدم. موقعی که پدرم درحال ساخت فیلم «طوفان شن» بود، من کلاس دوم ابتدایی بودم و با برادرم یک شب درمیان به پشت صحنه این فیلم می رفتیم. یعنی به طور ناخودآگاه در فضای سینما و فیلم سازی بزرگ شدم. اما این عامل به تنهایی باعث نشد تا من فیلمساز شوم. ورودم به عرصه فیلمسازی حاصل یک دغدغه جمعی بود. ماجرای فیلمساز شدن من به زمانی برمی گردد که به همراه گروهی از دوستانم در دانشگاه صنعتی شریف تصمیم گرفتیم که حرف های ناگفته ای را به وسیله سینما بیان کنیم. این بود که فضای مهندسی و دانشگاه شریف به اولویت دوم زندگی ما تبدیل شد و به طور تخصصی وارد فضای فیلم سازی شدیم؛ یک سری کلاس های آموزشی رفتیم و بعد شروع به ساخت فیلم کردیم و دیدیم این فیلم ها دیده می شود. جمعی که نتیجه اش شد گروه رسانه ای «آرمان مدیا».
* این گروه در دوره ای راه افتاد که پدر شما رئیس سازمان سینمایی بود. حمایت های پدر شما تا چه حد به شکل گیری گروه آرمان مدیا کمک کرد؟
مادامی که پدر من در وزارت ارشاد بود، گروه ما خودش را موظف کرد که اصلا سراغ وزارت ارشاد نرود. هرچند که وظیفه مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وزارت ارشاد، حمایت از فیلم های مستند است، اما ما احتیاط کردیم و برای اینکه حرف و حدیثی پیش نیاید قید برخورداری از حمایت های مالی از ارشاد را زدیم. یعنی گروه، چوب نسبت خانوادگی من با رئیس سازمان سینمایی را خورد! به لطف خدا فیلم هایی که ساختیم دیده شد و تاحدی هم روی جامعه أثر گذاشت.
* پس گروه شما و شخص شما هزینه های خود را ازکجا تأمین می کنند؟
یکی از کارهای ما ساخت فیلم مستند صنعتی است. این فیلم ها کاملا سفارشی هستند و برای ما درآمد دارند. خود من هم تازه ازدواج کرده ام و باید اجاره خانه و سایر هزینه های زندگی را تأمین کنم. از طریق ساخت همین فیلم ها وکلیپ ها و فروش آن ها به مراکز و شرکت هایی که سفارش داده اند، مخارج زندگی خودم را تأمین می کنم. ساخت همین فیلم ها پشتوانه مالی گروه ماست.
* به طور کامل از پدرتان مستقل هستید؟
بله، تنها کمک پدرم به من مشورت هایی است که برای ساخت فیلم ها از او می گیرم.
* با توجه به اینکه تحصیلات شما مهندسی است، آن هم از یک دانشگاه معتبر، آیا بهتر نبود که فیلمسازی را به عنوان شغل دوم خود انتخاب می کردید؟
نه فقط من، که اکثر بچه های گروه ما از فارغ التحصیل های مهندسی دانشگاه شریف هستند، اما وقتی وارد عرصه فیلم سازی شدیم، مهندسی از زندگی ما کاملا خارج شد. حتی برای ادامه تحصیل هم به سراغ رشته های هنری و رسانه ای رفته ایم. من خودم الان دانشجوی کارشناسی ارشد سینما در دانشگاه تربیت مدرس هستم. ما جماعتی هستیم که به شوخی به ما می گویند؛ فرزندان ناخلف دانشگاه شریف!
* خب، وارد بحث درباره فیلمتان شویم. میراث آلبرتای یک و دو ازجمله فیلم های مستند جنجالی و پر سر و صدای سال های اخیر بوده اند. چه چیزی باعث شد تا این فیلم نسبت به سایر آثار مستند بیشتر به چشم بیاید؟
به نظرم اصلی ترین دلیل این استقبال به این خاطر است که میراث آلبرتای 1و2 نسبت به مسائل روز جامعه رویکردی انتقادی دارند، به همین دلیل در مقایسه با بسیاری دیگر از فیلم های مستندی که می بینیم متفاوت به نظر می رسند.
* برای برخی این سوال وجود دارد که چرا فیلم «میراث آلبرتا» با وجود انتقادات تندی که مطرح می کند اما با مشکل ممیزی مواجه نمی شود و حتی در جشنواره عمار هم جایزه می گیرد؟
ببینید، واقعیت این است که «میراث آلبرتا» علی رغم اینکه انتقادات تندی را مطرح می کند اما خیر و صلاح کشور را هم می خواهد و نسبت به جامعه دلسوز است. سازنده این فیلم خودش را به اصل نظام متعهد می داند اما نسبت به برخی کاستی ها انتقاد دارد. داشتن رویکرد خیرخواهانه باعث شده که فیلم پذیرفته شده و به سازندگانش اعتماد شود.
* برآورد کردید که چه میزان مخاطب دارد؟
برآورد ما برای «میراث آلبرتا» مخاطب میلیونی است، اما دقیقا نتوانسته ایم محاسبه کنیم. مثلا در یک شبکه مجازی 150 هزار بار دیده شده و در یک شبکه مجازی دیگر 100 هزار تا و در بقیه سایت ها هم آمار مشابهی رخ داده است. تا به حال حدود 100 اکران دانشگاهی داشته ایم. براساس این موارد می توان به قطع گفت که مخاطب فیلم میلیونی است، اما تخمین آمار دقیق بسیار مشکل است.
* شما ازجمله هنرمندانی هستید که حضور پررنگی در جشنواره عمار داشته اید. ارزیابی تان از این جشنواره چیست؟
به نظرم مهم ترین ویژگی جشنواره عمار همان طور که همه گفته اند و نمی توان کتمان کرد این است که یک جشنواره مردمی است و نمودش هم این است که فیلم های این جشنواره در روستاها و دورترین نقاط کشور هم به نمایش درآمده است. کسانی که برای این جشنواره فیلم ساخته اند، هم موضوعات و سوژه های متنوعی را به تصویر کشیده اند و هم نوع نگاهی که در این فیلم ها نمود یافته متنوع است. این ویژگی ها در سینمای ما کمتر دیده می شود.
* معلوم است که نگاه شما به سینمای کشور خیلی انتقادی است!
نه اصلا. معنای حرف من اصلا این نیست که سینمای ما سینمای خرابی است. اتفاقا سینمای ما سینمای بسیار قابل احترام و شاخصی است و تمام آبروی امروز سینمای ما هم به جشنواره فیلم فجر است. ولی خب این سینما امروز دچار انحراف شده است. یکی از انحرافاتش هم این است که فیلم ها به یک سری سوژه های تکراری و با حداقل نگاه جدید محدود شده اند. مثلا مسئله قصاص در چند فیلم تکرار می شود. یا موضوع خیانت همین طور. درحالی که بخش بسیار کوچکی از مردم کشور ما با چنین مسائلی رو به رو هستند. این نشانه خوبی نیست و تنوع را از بین برده است. اما در جشنواره عمار برعکس؛ تنوع خوبی وجود دارد.
* چه نقاط ضعفی را در جشنواره عمار می بینید؟
من دو نقطه ضعف را در این جشنواره می بینم. یکی اینکه فیلمسازهای جشنواره عمار پس از حضور در این جشنواره و دریافت جایزه، رها می شوند. باید راهی پیدا کرد که فیلم ها پس از حضور در جشنواره در میان طیف های مختلف مخاطب ها بیشتر دیده شوند. مثلا می توان در تلویزیون یک برنامه را به نمایش فیلم های عمار اختصاص داد. یکی از انحرافاتی که بچه های جشنواره عمار را تهدید می کند این است که فیلم هایی بسازند که فقط خودشان و اطرافیانشان و دست اندرکاران جشنواره عمار خوششان بیاید و فراموش کنند که فیلم برای توده مردم است. یعنی همان انحرافی که سال هاست فیلمسازهای جریان روشنفکری به آن مبتلا هستند. نقطه ضعف دوم جشنواره عمار این است که قالب برگزاری آن از حالت تخصصی خارج شده است. اینکه برای هر موضوع یک بخش ایجاد شود و برای هر بخش هم یک جایزه به برگزیده داده شود، دو نتیجه منفی در پی دارد؛ اول اینکه، رویکرد جشنواره یکسان به نظر نمی رسد و این در بلند مدت به جشنواره ضربه می زند. پیشنهاد من این است که جشنواره عمار در سه بخش مستند و داستانی و انیمیشن محدود شود. نتیجه منفی دوم این است وقتی توی جشنواره عمار 50 فیلم برگزیده معرفی می شود، مردم کنجکاو نمی شوند که این آثار را ببینند و فیلم ها به حاشیه می روند. به نظرم جشنواره عمار در هر دوره فقط باید سه فیلم را به عنوان تابلوی خودش معرفی و تبلیغ کند تا مردم ترغیب شوند این فیلم ها را ببینند. یعنی جشنواره عمار باید تلاش کند برای خودش ستاره درست کند.
* باز هم برگردیم به «جواد شمقدری»! نظرتان درباره مدیریت چهار ساله پدرتان در سازمان سینمایی چیست؟
 اول باید بگویم که در زمینه سینمای داستانی، تخصص چندانی ندارم. ولی در کل احساس می کنم که فیلم های خوبی در این دوره ساخته شد. جشنواره فیلم فجر هم نسبت به گذشته خودش جشنواره متشخص تری شده است. می بینید که امسال چه فیلم های شاخصی در جشنواره فجر حضور یافته اند که این فیلم ها در دوره مدیریت قبلی ساخته شده اند. اما یک ضعف عمیقی هم در سینما داریم که به نظرم با چهار سال و هشت سال درست نمی شود. این ضعف، نبود ایده های جدید و پایین بودن افق دید در آثار است. یکی از ویژگی های شخصیتی سینماگران این است که به جامعه افق می دهند و برای مردم آینده درست می کنند. اما واقعا سینماگران ما الان چه آینده ای را برای مردم رقم می زنند؟ به همین دلیل سینمای ما محتاج نیروهای جوانی است که با ایده های نو و افق دید بلند، وارد سینما شوند. البته مدیریت سینما در این زمینه موثر است، اما اصل قضیه خود فیلمسازها هستند. مدیریت سینمایی باید بیشتر به فیلمسازهای خودش اعتماد کند. به نظر من دوره گذشته مدیریت سینمایی از این نظر خوب بود که به خیلی از فیلمسازها اعتماد می کرد تا اجازه پیدا کنند فیلم خودشان را بسازند و نمایش دهند.
* از کدام یک از فیلم های ساخته شده در دوران مدیریت جواد شمقدری بیشتر خوشتان آمد؟
خیلی فیلم ها را می توانم نام ببرم.  فیلم های روی پرده آثار قشنگی هستند. مثل فیلم «سر به مهر» یا «خسته نباشید». البته به نظرم فیلم های شاخص و شاهکار در این دوره کم ساخته شد. مثلا فیلم های سال های اخیر را نمی توان با فیلم های دهه 60 و اوائل دهه 70 مقایسه کرد. چون فیلم هایی که در آن زمان ساخته می‌شدند با جریان مردم منطبق بودند و وقتی فیلم ها با جریان های مردمی همراه می شوند می توانند أثرگذار و ماندگار بشوند. مثل فیلم «آژانس شیشه ای».
* به کدام کارگردان ها علاقه دارید؟
آقای حاتمی کیا را دوست دارم. در میان بقیه فیلمسازها، به فرد خاصی علاقه ندارم.
* هم اکنون به جز فیلم ها و کلیپ های صنعتی که گفتید برای تأمین مایحتاج زندگی می سازید، مشغول تولید چه مستندی هستید؟
یک مستند به نام «داوطلبین عزیز» به کارگردانی محمدحسین یادگاری با موضوع مدرک گرایی آماده کرده ایم که ماه اردیبهشت در دانشگاه ها و شبکه نمایش خانگی عرضه خواهد شد.بنده نویسنده این کار هستم. کار بعدی هم در ادامه میراث آلبرتاست، اما به ریشه یابی معضل فرار مغزها می پردازد و نگاه عمیق تری دارد. این مستند هم در مرحله تحقیق قرار دارد.
* به قول معروف، سخن پایانی؟
نه، نکته خاصی نیست، از شما ممنون هستم.
- من هم از شما ممنونم و برایتان آرزوی موفقیت بیشتر می کنم.


نام:
ایمیل:
* نظر: