kayhan.ir

کد خبر: ۲۴۱۰۱
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۳ - ۲۰:۱۷
ردپای 60 سال خیانت و جنایت - روایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکا در ایران 1392-1332 - افسر کودتای نقاب:

می‌توانیم تا 5 میلیون نفر را بکشیم (پاورقی)


تالیف: کامران غضنفری
ستوان ناصر رکنی در مورد حمله به تهران می گوید :
« تصرف رادیو تلویزیون همزمان با کشته شدن امام ، باعث می شد که اولاً امکانات تبلیغات جمهوری اسلامی از بین برود و ثانیاً این امکانات در اختیار عوامل کودتا قرار بگیرد . قرار بود بلافاصله پس از اعلام کشته شدن امام و دردست گرفتن رادیو و تلویزیون ، عناصری از لشکر 92 زرهی اهواز و لشکر 77 پیاده مشهد در خراسان وارد عمل شوند ». 35
حال باید دید که هواپیماهای بمب افکن با چه بهانه ای می بایست به پرواز درمی آمدند و نقش رژیم صدام در این میان چه بود ؟ ستوان ناصر رکنی در بخشی از اعترافاتش در مورد رابطه حملات عراق به ایران در بهار سال 1359 با طرح کودتا ، می گوید :
« تیمسار محققی و مهدیون نگران این موضوع بودند که چنانچه روابط خصمانه ایران و عراق به حالت عادی تبدیل شود ، مهمات سنگین هواپیماها از روی آنها پیاده شده ، به انبارها منتقل گردد . در نتیجه، در روز کودتا ، هواپیمای مسلح در اختیار نباشد و در نتیجه به حکومت جمهوری اسلامی فرصت مجهز شدن و مقابله داده شود . به همین جهت به بنی عامری پیشنهاد کردند که از طریق پاریس این مشکل حل شود تا حالت خصمانه همچنان داغ نگاه داشته شود. حملات گاه به گاه هوایی یا توپخانه ارتش عراق در بهار سال 1359 ، ناشی از درخواست بنی عامری و هماهنگی نمایندگان سازمان سیا و موساد و عراق بود تا ارتش و نیروی هوایی ایران مجبور باشند هواپیماها را در زیر مهمات سنگین نگه دارند ». 36
قرار بود که همزمان با اعلام خبر بمباران جماران و دیگر مراکز نظامی و سیاسی و اعلام مراکز تخلیه شده ، نیروهای ذیل در شمال‌غرب و غرب و جنوب و شرق کشور وارد عمل شوند : در آذربایجان شرقی ، بقایای حزب جمهوری خلق مسلمان ؛ در آذربایجان غربی ، نیروهای صنارمامدی و چنگیز مامدی ؛ در کرمانشاه ، نیروهای پالیزبان ؛ در خوزستان ، بخشی از لشکر 92 زرهی اهواز به اضافه برخی افراد ضد انقلاب به فرماندهی سرهنگ عزیز مرادی ؛ در اصفهان و کهگیلویه ، دسته هایی از عوامل کودتا در عشایر بختیاری و بویراحمدی ؛ در استان فارس ، باند خسرو قشقایی ؛ در استان خراسان ، بخشی از لشکر 77 پیاده مشهد ؛ و در بلوچستان ، عوامل مرتبط با کودتا . 37
در طی این توطئه بنا بود که یک قتل عام گسترده صورت پذیرد . سروان حمید نعمتی به یکی از خلبانان می گوید : "ما می توانیم تا پنج میلیون نفر را بکشیم" . این مسئله عمق توطئه در شرف تکوین را نشان می داد .
اما موفقیت چنین کودتایی مستلزم ایجاد زمینه های روانی و تبلیغاتی مناسب برای آماده سازی افکار عمومی جامعه برای پذیرش آن بود . روزنامه فاینانشال تایمز مورخ 28 ژوئن 1980 ( هفتم تیر 1359 ) طی مقاله ای می‌نویسد :
« طی شش هفته گذشته ـ یعنی از هفته چهارم اردیبهشت به بعد ـ سه ایستگاه پنهانی برای پخش گفتار رادیویی به زبان فارسی برای داخل ایران ، به مساعدت کشورهای همجوار که مشاهده تغییر رژیم در تهران مسرورشان خواهد ساخت ، دایر شد . عقیده بر این است که هزینه ها از کشورهای دیگر مانند ایالات متحده آمریکا و اسرائیل تأمین می شود ».
رادیوی " صدای آزاد ایران " به عنوان بلندگوی اویسی در خاک عراق و " رادیو ایران " به عنوان بلندگوی بختیار در خاک مصر ، از جمله رادیوهای فعالی بودند که برای تهاجم تبلیغی ـ روانی علیه مردم مسلمان و انقلابی و برای تشجیع مخالفان ـ به ویژه تحریک عوامل کودتا و تأمین ارتباطات سریع با آنان از طریق پیام های رمز ، کار خود را آغاز کردند . 38
ارتشبد اویسی در آستانه کودتا ، ارتباطات خود را با کشورهای ذی‌نفع در تغییر نظام ایران ، افزایش داد . او با انور سادات ، صدام حسین و مقامات آمریکایی از جمله وزیر امور خارجه آمریکا ، ملاقات کرد و در زمینه آخرین هماهنگی های لازم مذاکره نمود .
یکی از تحلیل گران غربی به نام ریچارد برت ، طی مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز به تاریخ 18 ژوئن 1980 ( 28 خرداد 1359 ) نوشت :
« غلامعلی اویسی ژنرال تبعیدی ایرانی ، اخیراً در یکی از رستوران های نیویورک اظهار داشت که انفجاری در شرف تکوین است . شکی نیست که رژیم تهران ، روزهای آخر خود را سپری می کند ».
در چنین شرایطی ، برژینسکی مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا نیز به عراق سفر می کند تا هماهنگی های لازم را صورت دهد .39
آمریکا پیش از شروع عملیات کودتا ، تحرکات زیادی از خود نشان داد که از جمله آن اعزام دو ناو هواپیمابر و 25 ناو جنگی به خلیج فارس بود . همچنین دو روز پیش از آغاز کودتا ، به بهانه مانور مشترک با مصر ، تعداد زیادی از هواپیماهای فانتوم خود را به قاهره وارد کرد تا برای هر اقدامی علیه ایران آماده باشند . 40  به این ترتیب همه شرایط برای اجرای کودتا آماده می‌شود . اما برخلاف خواست کودتاچیان ، وضعیت به طور ناگهانی تغییر می کند و ظرف مدت کوتاهی نقشه آنها افشاء می شود . نخستین نقطه ی روشن کشف کودتا، اطلاعاتی بود که توسط یک خلبان نیروی هوایی به توصیه مادرش در اختیار آیت الله خامنه ای نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع قرار گرفت . مطالب ذیل بخشی از اظهارات او در این باره است :
« من در پایگاه هوایی نوژه خدمت می کردم . دو سه روز قبل از کودتا ، یکی از خلبانان کودتاچی در پایگاه نوژه راجع به این کودتا با من صحبت کرد و گفت : تو هم برای این کار در نظر گرفته شده ای و امروز بعد از ظهر حمید نعمتی در سه راهی پایگاه منتظر تو است ... با حمید در تهران قرار گذاشتیم و به منزل او رفتم . به من گفت مأموریت تو بمباران بیت امام و تلویزیون است و ما می توانیم تا پنج‌میلیون نفر را بکشیم ! و اگر هم لازم شد در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس و یا روی ناو آمریکا در خلیج فارس فرود بیاییم . من به او گفتم شما با مردم مخالفید یا با حکومت که این همه کشت و کشتار می خواهید بکنید ؟! گفت ما با حکومت مخالفیم ولی هر کسی هم که بخواهد مانع کار ما بشود ، چاره ای نداریم جز اینکه همه را بکشیم ... به خانه رفتم و موضوع را با مادرم در میان گذاشتم . مادرم به شدت ناراحت شد و گفت تو نه تنها این‌کار را نباید بکنی ، بلکه باید خبر بدهی و جلوی این‌کار را بگیری و اگر اطلاع ندهی شیرم را حلالت نمی کنم . تصمیم گرفتم موضوع را به آقای خامنه ای بگویم . از خانه بیرون آمدم و به کمیته تلفن زدم و گفتم که من یک خبر خیلی مهم دارم که باید حتماً به آقای خامنه ای بگویم ».41
تقریباً همزمان با این ماجرا که طی آن عملیات هوایی کودتاگران افشاء شد ، یکی از درجه داران تیپ نوهد نیز  اطلاعات مهمی را در اختیار کمیته مستقر در اداره اطلاعات ارتش قرار داد . به این ترتیب ، اطلاعات نسبتاً دقیقی از جریان توطئه به دست آمد و کودتا کشف گردید . عصر روز 17 تیر 1359 با جمع بندی اطلاعاتی که در این رابطه به دست آمده بود ، ستاد خنثی سازی کودتا وارد عمل شد . 42
البته حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی، هم اطلاعاتی از سوی برخی سران حزب توده دریافت کرده بود . وی در این باره می گوید :
« یک بار در ماجرای کودتای نوژه ، خود آقای کیانوری به دفتر من آمد و گزارش و تاریخ و محل اجتماع در پارک لاله ، بمباران جماران و ... را به من داد . من باور نکردم ، ولی او اصرار داشت که جدی و حتمی است و افزود: "بانویی که قرار است اعلامیه پیروزی کودتا را بخواند ، عضو حزب ماست . گزارش ها از اوست و این اطلاعات کاملاً دقیق است" . من بلافاصله به جای دفتر آقای قدوسی ، این بار به سوی بیت امام رفتم و کپی گزارش را به احمد آقا دادم که او هم نخست باور نکرد . مرحوم آقای اشراقی هم که اتفاقاً در بیرونی حضور داشت ، با لحن تندی به من گفت : "شما هم هر مزخرفی را که اینها می گویند ، باور می کنید" . من هم به علت ناراحتی از لحن ایشان با تندی خاص خود گفتم : "جناب اشراقی ! من اطلاعی که به دستم رسیده، به احمد آقا دادم ، در درستی و اشتباه آن نظری ندارم . اینها می گویند که قطعی است و محل و تاریخ را هم نوشته اند . ان شاءالله که دروغ باشد" . سپس که کودتا کشف و سرکوب شد ، آقای اشراقی به وزارت ارشاد و به دفتر وزیر آمد و با من هم ملاقات کرد و رسماً از من به خاطر عصبانیتی که ابراز کرده بود ، عذرخواهی نمود ». 43
منابع در دفتر روزنامه موجود است