جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۰:۲۲
کد خبر: ۲۰۹۰۵۳
تاریخ انتشار: ۰۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۱:۵۳
واشنگتن‌پست فاش کرد
دست‌کم ۲۹ سرباز آمریکایی پس از حمله موشکی ایران به پایگاه عین‌الاسد نشان «قلب بنفش» دریافت کرده‌اند؛ نشانی که از طرف رئیس‌جمهور آمریکا به نیروهایی اعطا می‌شود که در میدان جنگ زخمی‌یا کشته شده‌اند.




یک سال پس از عملیات موشکی ایران، روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در گزارشی تحت عنوان «این سربازان آمریکایی از یکی از بزرگترین بحران‌های دوره ‌ترامپ جان سالم به در بردند. [اما] یک سال بعد، هنوز دارند [با پیامدهای آن بحران] دست‌ و پنجه نرم می‌کنند.» به مرور اتفاقات آن شب از زبان نیروهای آمریکایی حاضر در پایگاه عین‌الاسد پرداخته است. آن‌چه در پی می‌آید بخشی از متن گزارش واشنگتن‌پست است که پایگاه خبری مشرق آن را ‌ترجمه کرده است.
واشنگتن‌پست نوشت: سربازان آمریکایی تقلاکنان از پناهگاهی به پناهگاه دیگر می‌رفتند و در بین راه از کنار مخروبه‌های خاکسترشده، چاله‌هایی به قطر ١٠ متر، و گودال‌هایی پر از سوخت عبور می‌کردند. رگباری از موشک‌های بالستیک موقتاً برخی از سربازان را از هوش برده بود؛ و موشک‌های دیگری هم در راه بودند. سرگرد «آلن جانسون» تعریف می‌کند که پس از قرار گرفتن در معرض امواج غول‌آسای انفجار چندین موشک، از جمله موشکی که در فاصله ٢٠ متری از پناهگاهش فرود آمد، نمی‌توانسته تمرکز کند. می‌گوید: «هنوز هم اضطراب دارم. هنوز هم کابوس‌های مکرر درباره حمله می‌بینم؛ همان صدای موشک‌هایی که داشتند به طرف ما می‌آمدند.»
به‌رغم استفاده‌ ایران از موشک‌هایی با طول ١٢ متر که هرکدام ٧٢۵ کیلوگرم مواد منفجره حمل می‌کردند (قوی‌ترین سلاح‌هایی که طی یک نسل گذشته علیه آمریکایی‌ها به کار رفته‌اند)، هیچ نیروی آمریکایی‌ای در این حمله کشته نشد. با این حال، طبق آمار نهایی، ١١٠ نیروی آمریکایی دچار آسیب مغزی شدند؛ و برخی از آنها نیاز به بستری طولانی‌مدت و درمان‌های فشرده در «مرکز پزشکی نظامی ملی والتر رید» در نزدیکی واشینگتن داشتند.
 ارتش آمریکا چندین روز پس از حمله، تازه آمار زخمی‌ها را فاش کرد و گفت بیانیه قبلی ‌ترامپ درباره «نبودِ تلفات» بر اساس اطلاعاتی بوده که پنتاگون در آن زمان داشته است.
واقعیت این است که شدت جراحات ٢٩ نیروی نظامی آمریکایی، از جمله جانسون، در این حمله که ایرانی‌ها نام آن را «عملیات شهید سلیمانی» گذاشتند، آن‌قدر بود که به آنها نشان «قلب بنفش‌» را اعطا کردند.
شماری از نیروهای آمریکایی بعد از حمله موشکی ایران احساس خشم و استیصال کردند. سربازانی که از این حمله جان سالم به در برده‌اند، هنوز به شبی فکر می‌کنند که به ‌نظر می‌رسد به طور فزاینده‌ای تحت‌الشعاع حوادث دیگر در سالی قرار گرفت که شاهد همه‌گیری ویروس کرونا [جزئیات بیش‌تر]، یک مباحثه پرتنش ملی درباره نژاد [پرستی-  جزئیات بیش‌تر] و یکی از جنجالی‌ترین انتخابات‌های ریاست‌جمهوری در تاریخ آمریکا [جزئیات بیش‌تر] بود. این در حالی است که سرهنگ دوم «جاناتان جردن» افسر عملیات یکی از یگان‌های نیروی هوایی که آن شب در عین‌الاسد بود، در این‌باره می‌گوید: «حادثه آن‌قدر وحشتناک بود که حتی فکرش را هم نمی‌توانم بکنم که حتی یک نفر بدون عوارض روانی یا عاطفی از آن جان به‌در برده باشد.»
«حمله، حمله!»
واشنگتن‌پست در بخش دیگری از این گزارش، حمله سپاه پاسداران به پایگاه عین‌الاسد را این‌گونه روایت می‌کند: ساعت از ۱ بامداد گذشته بود که صدای هشدار از بلندگوهای پایگاه پخش شد: «حمله! حمله! پناه بگیرید!» اولین موشک ساعت ۱:۳۴ بامداد در فاصله حدود ۹۰ متری از همان خودروی ضدمینی فرود آمد که تیم مودی در آن بود؛ بخشی از آوار روی کاپوت خودرو ریخت. جانسون، که در قالب یکی از یگان‌های پروازی ارتش به عین‌الاسد اعزام شده بود، با شماری از سربازهای دیگر در یکی از سنگرهای روی زمین پناه گرفته بود. این سنگر که کناره‌هایش باز بودند و حفاظ‌های بتنی‌اش را صرفاً با کیسه‌های شن تقویت کرده بودند، برای مقاومت در برابر راکت‌های کوچک طراحی شده بود، نه موشک.
جانسون سه انفجار اول را اصلاً به یاد نمی‌آورد و می‌گوید دلیلش این است که موشک سوم، او و سربازان دیگر داخل سنگر را برای مدت کوتاهی از هوش برده است. این موشک در فاصله تقریباً ۶۵ متری سنگرشان فرود آمد. موشک چهارم تقریباً ۲۷۵ متر آن ‌طرف‌تر از سنگر فرود آمد. سوتِ موشک‌های پنجم و ششم حدود ۴۰ ثانیه بعد شنیده شد؛ یکی از آنها تقریباً ۱۱۰ متر آن‌طرف‌تر فرود آمد و دیگری در فاصله تنها ۳۵ متری. جانسون ابتدا مزه‌ «گرد و خاک با طعم آمونیاک» را روی دندان‌هایش چشید و بعد دوباره از هوش رفت.
نجات در میان هرج ‌و مرج
در نقطه دیگری از پایگاه، تهدیدات جدیدی همراه با آغاز آتش‌سوزی داشت به‌وجود می‌آمد. در فاصله میان فرود موشک‌ها، مودی و بقیه اعضای تیمش به این نتیجه رسیدند که اگر جابه‌جا شوند ایمن‌تر خواهند بود. گروهبان «درو داونپورت» یکی دیگر از نیروهای پروازی که سوار خودروی ضدمین بود می‌گوید با خودرویشان به نقطه‌ای مشرف به پایگاهِ ظاهراً خالی ‌از سکنه رفتند، چراغ‌های خودرو را خاموش کردند و منتظر ماندند.
به‌نظر رسید نقشه خوبی کشیده‌اند؛ البته موقتاً. صدای سوت موشک‌های بعدی که آمد، سرنشینان خودرو خودشان را آماده انفجار کردند. یکی از موشک‌ها حدود ۴۵ متری خودرویشان فرود آمد و موج انفجارش خودرو را دربرگرفت؛ آتش، دود و آوار به آسمان رفت. داونپورت می‌گوید: «حتی وقت نکردم بترسم. تمام بدنم پر از آدرنالین شده بود. اما ابرِ قارچی و رنگِ قرمز و نارنجی روشن انفجار را به‌وضوح یادم می‌آید. یکی از وحشتناک‌ترین چیزهایی بود که در عمرم دیده‌ام.»
فرود چهار دسته موشک در پایگاه بیش از یک ساعت طول کشید؛ هر کدام تقریباً ۱۵ دقیقه با دیگری فاصله داشت. تیم سوار بر خودروی ضدمین و سایر نیروهای امنیتی در فاصله بین اصابت موشک‌ها به‌سرعت برای سرکشی از سایر نیروهای داخل پایگاه گشت می‌زدند. مودی می‌گوید از جمله نیروهایی که نیاز به کمک داشتند، دو سربازی بودند که در یک برجک نگهبانیِ آتش‌گرفته گرفتار شده بودند. یک موشک نزدیک برجک فرود آمده بود و این دو سرباز به دلیل شعله‌های آتش نمی‌توانستند از برجک ۴ متری‌شان پایین بیایند. تیم
نیروی هوایی برای کمک به آنها خودروی ضدمینشان را تا کنار برجک آوردند و سربازها توانستند به جای پریدن روی زمین از بالای برجک، روی خودروی آنها بپرند.
در طرفی دیگر، یکی از پیمانکاران نظامی در پایگاه که دچار مجروحیت شدید از ناحیه چشم شده بود، نیاز به کمک داشت. جانسون می‌گوید «رابرت جونز» پزشک متخصص بهداری به ‌سرعت پیمانکار را به یک سنگر دیگر برد. جونز که اکنون درجه گروهبانی دارد، بعداً به‌خاطر اقداماتش نشان تقدیر ارتش را به پاس «دلاوری»‌هایش دریافت کرد.
عبور از فاجعه
هنگام طلوع آفتاب، با این‌که ساعت‌ها از حمله ایران گذشته بود، اما هنوز هم تقریباً هیچ‌کس در پایگاه از جایش تکان نمی‌خورد. لواندر می‌گوید سی‌وی- ۲۲ تیمش اوایل صبح بر فراز پایگاه به پرواز درآمد؛ عملاًً هیچ‌کس هنوز از پناهگاه خارج نشده بود و آشیانه‌ها هنوز هم داشتند در آتش می‌سوختند. لواندر و همکارانش وقتی به خوابگاه‌هایشان برگشتند با جامایعی‌هایی مواجه شدند که از دیوار کنده شده بودند، چراغ‌هایی که کج و آویزان شده بودند، و مولدهای برقی که از کار افتاده بودند. لواندر و چند نفر از هم ‌تیمی‌هایش بعداً به‌خاطر اقداماتشان نشان «صلیب پرواز ممتاز» دریافت کردند.
سربازانی که در پناهگاه جان سالم به در برده بودند، حتی پس از این‌که پیام «وضعیت سفید» صادر شد، باز هم در ‌ترک پناهگاه‌هایشان تعلل می‌کردند. جانسون می‌گوید بعضی از آنها داشتند‌ گریه می‌کردند؛ بعضی‌ها هق‌هق می‌کردند؛ بعضی‌های دیگر هم استفراغ می‌کردند. جانسون که یک جراح پروازی است، پرسید کسی به مراقبت پزشکی نیاز دارد یا نه؟ هیچ‌کس پاسخ مثبتی نداد، و همین باعث شد گزارش اولیه درباره «نبود تلفات» به پنتاگون صادر شود؛ همان گزارشی که بعداً توسط ‌ترامپ هم اعلام شد. [البته این توضیح واشنگتن‌پست بسیار سطحی و باورناپذیر به‌نظر می‌آید.]
جانسون می‌گوید: «واقعیت این است که همه نیروها علائم آسیب مغزی را داشتند، اما این علائم در مقایسه با آن‌چه که تمام شب تحمل کرده بودیم، ناچیز بودند.» نیروهای حاضر در عین‌الاسد پس از صدور گزارش اولیه تازه آزمایش را شروع کردند. مجروحانی که شدیدترین علائم را داشتند، از عراق خارج شدند. خودِ جانسون دچار آسیب مغزی شد و هفته‌ها در آلمان تحت فیزیوتراپی، گفتاردرمانی، کاردرمانی، درمان حرکات چشم، و مراقبت‌های روانی قرار گرفت؛ و نهایتاً برای تکمیل دوره خدمتش دوباره به خاورمیانه بازگشت.
داونپورت و مودی می‌گویند خودشان هیچ آسیبی در این حملات ندیده‌اند، اما از این تعجب می‌کنند که آمریکا چه‌قدر سریع از کنار این حادثه عبور کرد. داونپورت می‌گوید: «به‌نظرم خیلی مأیوس‌کننده است. بعضی‌ها هستند که اصلاً نمی‌دانند چنین اتفاقی افتاده است.»



نام:
ایمیل:
* نظر: