kayhan.ir

کد خبر: ۱۹۷۱۴۸
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۹

ورای واجب ها...


 
  محمدابراهیم باغبان
  «حج که امری واجب است به خاطر کرونا تعطیل شد؛ عزاداری محرم که مستحب است و جای خود دارد...»؛ «در نماز که یکی از واجبات مؤکّد است اگر احتمال خطر باشد می‌توان نماز را رها کرد، عزاداری بر امام حسین که یک مستحب است و به هر احتمال خطری به راحتی می‌توان ترکش کرد...»
این دو نمونه نظر، گوشه‌ای از مباحثی است که اگرچه از پیش از این هم مطرح بوده‌ اما پیشاپیشِ محرم امسال به خاطر پیشامد کرونا به گستردگی بیشتری، منتشر شده و حتی پایش به رسانه‌های رسمی هم کشانده شده است.
این نوشتار در مقام بررسی تصمیمی که در باب اجتماعات عزاداری گرفته شد یا باید گرفته می‌شد، نیست؛ بلکه در صدد بررسی اهمیت موضوعی است که در باب آن اظهار نظر و تصمیم‌گیری می‌شود؛ تا تصمیم و نظر صواب را دریابیم و خطا نرویم.
این نظرات و شبهات را می‌شود در قالب یک سؤال خلاصه کرد که آیا هر واجبی در مقامی برتر از امور مستحبی قرار دارد؟ به عنوان مثال آیا جواب سلام به عنوان یک امر واجب بر مواسات و دستگیری از گرفتاران به عنوان یک مستحب - که این روزها به صورت گسترده در کشور ما و بین ملل مسلمان رایج شده- برتری داشته و جواب سلام به خاطر وجوبش، اثر و ارزش بیشتری از مواساتِ مستحب دارد؟
پاسخ اینکه هرچه که واجب شرعی شد بدین معنا نیست که از حیث اثر و ارزش لزوما در جایگاه برتری از هر مستحب قرار می‌گیرد و هرچه که مستحب شد قطعا ارزشی کمتر از همه واجبات خواهد داشت. واجب آن امری است که خداوند حکیم راضی به ترکش نشده و مصلحت را در الزام آن دیده و مستحب، امری است که خدا مصلحت دیده که در انجامش الزامی ایجاد نکند و مکلفین را مخیر در انجام و ترکش کند؛ اما این بدین معنا نیست که به‌طور کل، هرچه در دین مبین اسلام الزامی نداشته و تنها توصیه شده، ارزش و اثرش از هر امر واجبِ لازم‌الاجرائی کمتر باشد. اثرات اجتماعی یک کار و ارزش بوجود آمدة به تبع آن، لزوما ارتباطی به الزام شرعی‌اش ندارد. همچنانکه کم ارزش‌تر بودن برخی از واجبات از برخی مستحبات، به منزله جواز ترک آن واجب نیست.
عزاداری بر حسین‌بن علی (ع) نیز به عنوان یک مستحب، صرفا به هدف عزاداری و تنها به جهت بعد معنویِ شخصی آن نبوده که بالاتر از آن، برای احیای دین و احیای امر ولایت و عبودیت می‌باشد. از آنجا که سیدالشهداء برای احیای دین و سنت رسول خدا قیام کرد ادامه این مسیر و زنده نگه داشتن آن نیز احیای اساس دین خواهد بود. در حادثه عاشورا آنچه که به مذبح رفت امامت و ولایت به عنوان یکی از اصول دین بوده؛ و حال عزاداری بر سیدالشهداء یادآوری و جریان‌سازی اصول دین و اساس مذهب می‌باشد. بنابراین اگرچه در عزاداری بر سیدالشهداء وجوب و الزامی از طرف خدای متعال مطرح نگشته اما این عمل مستحب از حیث اثر و ارزش، قوام‌بخش اساس دین و همه واجبات دینی است.
از همین روست که امام صادق به یکی از دوستان خود فرمودند به خدائی که جز او خدائی نیست قسم، اگر قبر اباعبدالله الحسین (ع) را زیارت کنی از هر چه که داری برتر است. امام در پاسخ به تعجب آن شخص از این همه فضل فرمودند به خدا قسم اگر از فضیلت زیارت و فضیلت بارگاه حسین بن علی (ع) برایتان بگویم به طور کل حج را رها خواهید کرد و هیچ یک از شما حج به‌جا نخواهد آورد.(1)
اینکه زیارت سیدالشهداء به عنوان یک مستحب می‌تواند فضل و ارزشی بیشتر از حج به عنوان یکی از فروعات دین داشته باشد به همین خاطر است که برپائی حج، برپاداشتن یکی از واجبات؛ و برپائی و احیای راه سیدالشهداء، زنده نگه داشتن اساس دین و حیات‌بخشی به راهی است که حضرت، همه هستی خود و اهل و اصحابش را فدای آن کرد.
این همان سرّ تاکیدات پرتکرار امام راحل؛ آن عالم به اسلام سیاسی است که می‌فرمودند: «خدای عالم... ثواب‌های بسیار برای عزاداران او‏‎ ‎‏مقرر کرد تا مردم را بیدار نگه دارند و نگذارند اساس کربلا که پایه‌اش بر‏‎ ‎‏بنیان کندن پایه‌های ظلم و جور و سوق مردم به توحید و معدلت بود کهنه‏‎ ‎‏شود... وگرنه با سرعت برق زحمت‌های حسین‌بن‏‎ ‎‏علی (ع) را هم پایمال می‌کردند که به پایمال کردن آن، زحمت‌های پیغمبر اسلام‏‎ ‎‏و کوشش‌هایی که برای تأسیس اساس تشیع کرده بود بکلی پایمال می‌شد...(2). حق پیروز است. منتها ما رمز پیروزی را باید پیدا بکنیم‏‎.‎..یکی از رمزهای بزرگی که بالاترین رمز است، قضیۀ‏‎ ‎‏سیدالشهداست... باید این رمز را حفظ بکنیم. این مجالسی که در طول‏‎ ‎‏تاریخ برپا بوده است و با دستور ائمه - علیهم‌السلام - این مجالس بوده‏‎ ‎‏است...(3)»
حاصل اینکه فارغ از مانعی مقطعی همچون ویروس کرونا، باید دید آیا می‌توان در مورد عزاداری بر سیدالشهداء مسیر ساده‌انگاری و حقیر‌پنداری را پیشه کرد و در تقابل احتمالی آن با یک خطر، اولین و تنها‌ترین راهکار را حذف اجتماعات عزا دید؟!
_____________________
1: كامل الزيارات؛ ص266
2: کشف اسرار؛ ص 174
3: صحیفه امام خمینی؛ جلد 11؛ ص 97