پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۲
کد خبر: ۱۹۴۶۸۱
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۲
نقش شبه روشنفکران در تاریخ معاصر ایران-43




تجدید نظر در شرایط کاندیداها یعنی خارج کردن مجلس خبرگان رهبری از دایرة مجتهدین واجد شرایط در تشخیص مصداق اَتَمّ رهبری و ورود افرادی خارج از این شئون – ولو متدین – و رهبری را مانند مقام ریاست جمهوری به چالش و تغییر کشاندن!! مشابه این نظر در زمان تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی هم پیش آمد که با عکس‌العمل شدید امام خمینی مواجه شد.1
حضرت امام این حرف خاتمی را که در آن زمان از سوی روشنفکران و ملی‌گراهای متدینی چون نهضت آزادی زده می‌شد، طرح کرده و پاسخ می‌دهند: «این‌ها خوف‌شان از اسلام است و از آن نظامی که آقایان بنا دارند- ان‌شاءاله موفق خواهند شد- یک نظام اسلامی می‌خواهند درست بکنند که این چپاول‌ها نباشد و این غارتگری‌ها نباشد و این غربزدگی‌ها نباشد و این انحرافات نباشد.‏‏ و همه ناراحتى‌ها اين است آخوند چطور است، به آخوندش خيلى كار ندارند، اگر آخوند هم مثل خود آنها بود، هيچ كارى به او نداشتند، لكن از آخوند مى‌فهمند كه اين دارد اسلام را پياده مى‌كند، از اين جهت مى‌گويند چرا در مجلس خبرگان همه آخوندند! خوب براى اين‌كه يـك مملكت اسلامى است، مردم به این‌ها، به آقا [رأی داده‌اند و] هر آخوندى كه در آن‌جا نيست، آخوندهاى منتخبى است كه مردم انتخابشان كردند و آوردند آن‌جا براى اين‌كه جمهورى اسلامى را مى‌خواهند درست بكنند، بلى اگر مى‌خواستند يك جمهورى غربى درست بكنند، آن وقت يك افراد ديگرى [بود]. آن وقت، اصلش آخوند را باید کنار گذاشت.»2
امام خمینی درخصوص انتخابات و تشکیل مجلس خبرگان رهبری نیز نکات و اصولی را مطرح ساختند که حدود نامزدهای این مجلس را مشخص می‌کند. در زمان انتخابات اوّلین دورة مجلس خبرگان مشخص کردند که: اوّلاً مجلس خبرگان تقویت رهبری است.3 ثانیاً باید خبرگان و فقیه‌شناسان در این مجلس باشند.4 و سپس در افتتاح این مجلس، مطالبی را در اهمیت مجلس خبرگان و کاری که می‌بایستی انجام دهند و توصیه‌ها و سفارش‌هایی در جهت درست انجام دادن این وظایف می‌فرمایند.5 این‌ها همه حاکی از آن است که در مجلس خبرگان رهبری علما و فقها- که آشنا و آگاه به عالم دارای شرایط رهبری هستند- بایستی عضو باشند و حتماً شروط خبره و فقیه‌شناس بودن را که یکی از مصادیق آن اجتهاد است داشته باشند.
محمد خاتمی، عملاً نیز در برابر خواست و توقع رهبری، واکنش منفی نشان داد. زمانی که عطاءاله مهاجرانی- وزیر ارشاد دولت خاتمی- با رویّة تسامح و تساهل،‌ صحنه را برای قلم‌به‌دستان مزدور و نوکر غرب گشود تا انواع برنامه‌ها و شبهه‌ها را در مبانی دین و انقلاب و مبارزه با استکبار جهانی اجرا کنند؛ حضرت امام خامنه‌ای به این رویه و روش غیراسلامی، اعتراض کردند. لیکن از سوی خاتمی توجهی نشد و از این روش‌های مخرب جلوگیری نگردید و اگرچه مهاجرانی استعفا کرد، اما این واکنش به عنوان تبعیت از ولیِّ‌فقیه از سوی شخص خاتمی محسوب نمی‌شد.
رهبری در گلایه صریح خود ‌فرمودند: «من از وزارت ارشاد توقّع دارم. البته آقاى «مهاجرانى» ظاهراً نيستند و خودشان را راحت كردند از اين‌كه بيايند و حرف‌هاى ما را بشنوند! به‌هرحال، فرق نمى‌كند؛ چه ايشان باشند، چه نباشند، من اعتراضم اين است، اين اعتراض را بارها هم گفته‌ام، الان هم در جمع شما مى‌گويم، وزارت ارشاد در اين دو سالى كه ايشان در رأس اين كار هستند، هيچ كار اسلامى به‌عنوان اسلامى ارائه نداد! اين اوّلين اعتراض من است. فرض كنيد من خودم در مورد صدا و سيما، كمتر هفته‌اى است كه اعتراضى و اوقات تلخى‌اى نداشته باشم و پيغام تندى ندهم؛ اما صدا و سيما كارهاى زيادى را به‌عنوان كار اسلامى انجام داده، برنامه‌هاى اسلامى و برنامه‌هاى هنرى اسلامى درست كرده و برنامه‌هاى گزارشى و علمى داشته است. اگر اشتباه و خطا و تخلف دارد، از آن طرف هم تلاش و كار دارد. من سؤالم اين است كه وزارت ارشاد، چند كتاب براى تقويت تفكّر اسلامى به‌وجود آورده، چند تا فيلم براى تقويت مبانى فكرى اسلامى و انقلابى ساخته و چند تئاتر مناسب داشته است؟ الان مرتب در اين سالن‌هاى وابسته به وزارت ارشاد، نمايش و تئاترهايى اجرا مى‌شود؛ بعضي‌هايش صددرصد ضددين و ضدانقلاب است! كسانى رفتند، ديدند و آمدند به من گزارش دادند. خب؛ حالا اگر در كنار دو سه نمونه تئاتر از اين گونه نمونه‌ها، پنج شش نمونه هم به ما نشان مى‌دادند كه ما اين تئاتر را به‌وجود آورديم، يا اين فيلم را اجرا كرديم كه مبلّغ اسلام است، من هيچ اعتراضى نمى‌كردم. مى‌گفتم بالاخره:
« خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى الهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ»6 اما اين طور نيست؛ هرچه هست، از آن طرف است! اين اعتراض من است. من از رفتار وزارت ارشاد، راضى نيستم.
فرض كنيد در مورد كتاب‌هاى رمان، بنده هميشه اهل رمان خواندن بودم؛ امروز هم با رمان بى‌ارتباط نيستم و از دنياى رمان خبر دارم كه چه خبر است. امروز فاسدترين رمان‌ها منتشر مى‌شود! البته اين سه چهار ماه اخير، تا حدودى توقف شد. ظاهراً به‌خاطر همين حملات مجلس و اعتراض‌هاى اين طرف و آن طرف، اين كار انجام شد. خب؛ وزارت ارشاد، دست‌اندركار چند كتاب رمان شده و پول و امكانات به افرادى كه آماده هستند، داده است. مسلّم هم داريم كه بنشينند و يك رمان انقلابى، يا چند رمان راجع به جنگ بنويسند. چند تا از اين كارها كردند؟! اين سؤال ماست ديگر. مگر وظيفة وزارت ارشاد، غير از اين است؟! وزارت ارشاد اسلامى براى اين است كه اسلام را ترويج كند. البته اين اعتراض را به سازمان تبليغات هم دارم؛ منتها با آن ابعاد ضعيف‌ترى از لحاظ امكانات و اين‌ها كه سازمان تبليغات نسبت به وزارت ارشاد دارد.»7
پانوشت‌ها:
1- رجوع شود به بیانات امام خمینی، صحیفه امام، ج 9، ص 530 و 101 و 58 و 67.
2- صحیفه امام، ج 9، ص 523، مورخ 23/6/1358.
3- صحیفه امام، ج 17، ص 101، مورخ 27/8/1361.
4- صحیفه امام، ج 17، ص 133، مورخ 16/9/1361.
5- صحیفه امام، ج 18، صص 7-3،‌ مورخ 22/4/1362.
6- سورة توبه، آیة 102.
7- بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 23/9/1378.



نام:
ایمیل:
* نظر: