يکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۴۸
کد خبر: ۱۸۹۰۲۰
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۱۵



نماز بهترین اعمال دینی است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت‌های دیگر هم قبول می‌شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی‌شود، همان ‌طور كه اگر انسان شبانه‌روز پنج نوبت در نهر آبی شستشو كند، آلودگی در بدنش نمی‌ماند، نمازهای پنج‌گانه هم انسان را از گناهان پاك می‌كند و سزاوار است كه انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و كسی كه نماز را پست و سبك شمارد مانند كسی است كه نماز نمی‌خواند، یكی از سؤالاتی كه در رابطه با نماز مطرح می‌شود این است كه منظور از نهی و بازدارندگی نماز از گناه در آیه «إِنَّ الصَّلاهًَْ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر»(1) چیست؟ و چرا این بازدارندگی در برخی نمازگزاران مشهود نیست؟ واحد پاسخگویی مركز تخصصی نماز این‌گونه پاسخ می‌‌دهد:
مفسران درخصوص منظور این آیه مبنی بر اینكه نماز انسان را از فحشا و منكر باز می‌دارد، پاسخ‌های متعددی را مطرح كرده‌اند كه در اینجا برخی از آنها را ذكر می‌كنیم:
***
نهی نماز از فحشا و منكر
نهی تشریعی است نه تكوینی
از برخی روایات استفاده می‌شود كه خود نماز انسان را به‌صورت تشریعی از فحشا و منكر نهی می‌كند و انسان، هم می‌تواند منهیات نماز را اطاعت كند و هم می‌تواند اطاعت نكند، كما اینكه در روایتی از پیامبر خدا(ص) نقل شده است: «لَا صَلَاهًَْ لِمَنْ لَمْ یُطِعِ الصَّلَاهًَْ وَ طَاعَهًُْ الصَّلَاهًِْ أَنْ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَر»(2)؛ كسى كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نیست و اطاعت نماز آن است كه نهى آن را از فحشاء و منكر به كار بندد.
از همین رو برخی مفسران گفته‌اند: نماز مانند یك انسانى كه دیگرى را از فحشاء و منكرات نهى مى‏‌كند، به شخص نمازگزار مى‏‌گوید: زنا مكن، ربا مخور، دروغ مگو و... و لیكن همان طور كه در آن لازمه نهى این نیست كه شنونده گوش هم بدهد و از گفته او برحذر بشود، در نماز نیز چنین است، یعنى نماز مرتب به نمازگزار مى‏‌گوید كه چنین و چنان مكن و لیكن لازمه این نهى این نیست كه نمازگزار(به‌طور تكوینی) از آن كارها دست بردارد، مگر نهى نماز از نهى خدا مهم‌تر و مؤثرتر است؟ خداى تعالى در آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ»(3)، به عدل و احسان و صله رحم امر مى‏‌كند و از فحشاء و منكر نهى مى‏‌فرماید و با این حال مردم ،همچنان نافرمانى‏‌اش مى‏‌كنند و نهى او باعث بازدارندگی مردم نمى‏‌شود، نهى نماز هم مثل آن است.(4)
نماز، ملکه پرهیز را در انسان ایجاد می‌کند
برخی مفسرین با استناد به داستان جوانی از انصار كه با رسول خدا نماز می‌خواند و مرتكب فحشا می‌شد و پیامبر(ص) فرمود: بالاخره روزى نمازش او را از ارتكاب فواحش نهى مى‏‌كند و چیزى نگذشت كه او توبه كرد، چنین گفته‌اند كه معناى آیه این است كه نماز در آینده صاحبش را از فحشا و منكر باز مى‏‌دارد(5)، هر چند هم اكنون گرفتار گناه و معاصی باشد.
نمازگزار ناچار است كه به‌خاطر صحّت نماز و یا قبول شدن آن، یكسرى دستورات دینى را مراعات كند (از جمله غصبی نبودن لباس و مكان نماز، طهارت بدن، عدم شرب خمر و... ) كه رعایت آنها خود زمینه‌اى قوى براى دورى از گناه و زشتى است، آرى! كسى كه لباس سفید بپوشد، طبیعى است كه روى زمین آلوده و كثیف نمى‌نشیند.(6)
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه بیان داشته: از آنجا كه نماز مشتمل بر ذكر خدا است و این ذكر، اولاً ایمان به وحدانیت خداى تعالى و رسالت و جزاى روز قیامت را به نمازگزار تلقین مى‏‌كند و به او مى‏‌گوید كه خداى خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما و درخواست كن كه تو را به سوى صراط مستقیم هدایت كرده و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر.
و ثانیاً او را وادار مى‏‌كند بر اینكه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و كبریایى خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبیح و تكبیر یاد آورد و در آخر بر خود و هم‌مسلكان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.
علاوه‌بر این او را وادار مى‏‌كند به اینكه از حدث - كه نوعى آلودگى روحى است-  و از خبث یعنى آلودگى بدن و جامه، خود را پاك كند و نیز از اینكه لباس و مكان نمازش غصبى باشد بپرهیزد و رو به سوى خانه پروردگارش بایستد.
پس اگر انسان مدتى كوتاه بر نماز خود پایدارى كند و در انجام آن تا حدى نیت صادق داشته باشد، این ادامه در مدت كوتاه به طور مسلم باعث مى‏‌شود كه ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در او پیدا شود، به طورى كه اگر فرضاً آدمى شخصى را موكل بر خود كند، كه دائماً ناظر بر احوالش باشد و او را آنچنان ‌تربیت كند كه این ملكه در او پیدا شود و به زیور ادب عبودیت آراسته شود، قطعاً ‌تربیت او مؤثرتر از ‌تربیت نماز نیست و به بیش از آنچه كه نماز او را دستور مى‏‌دهد دستور نخواهد داد و به بیش از آن مقدار كه نماز به ریاضت وادارش مى‏‌كند وادار نخواهد كرد.(7)
علل عدم بازدارندگی نماز در برخی نمازگزاران
بر اساس آنچه از روایات و تفاسیر به دست می‌آید این است كه بازدارندگى از گناه جزئى از طبیعت نماز است، از همین رو نماز هر چند سطحی و ناآگاهانه باشد، غیرممكن است كه هیچ‌گونه تأثیری در نمازگزار نداشته باشد، چرا که كسانی كه نماز حقیقی نمی‌خوانند و آلوده به گناه هستند؛ اگر همان نماز ناقص و سطحی را نخوانند، از آن هم آلوده‌تر خواهند شد و اگر همین افراد اهتمامشان به نماز بیشتر شود، دوری آنها از گناه بیشتر خواهد شد.
لذا در یك مقایسه ساده می‌بینیم كسانی كه نام مسلمانی دارند و نماز نمی‌خوانند، روزه را هم نمی‌گیرند و حج هم نمى‏‌روند و زكات هم نمى‏‌دهند و بالأخره سایر واجبات را هم‌ترك مى‏‌كنند و هیچ فرقى بین پاك و نجس و حلال و حرام نمى‏‌گذارند و هیچ چیزى را در راه خود مانع پیشرفت خود نمى‏‌بیند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ و نه هیچ چیز دیگر، اما اگر حال چنین شخصى را با حال كسى مقایسه كنیم كه نماز مى‏‌خواند و در نمازش به حد اقل آن یعنى آن مقدارى كه تكلیف از گردنش ساقط شود اكتفاء مى‏‌كند، خواهیم دید كه او از بسیارى از كارها كه بى‌نماز از آن پروا نداشت پروا دارد و اگر حال این نمازگزار را با حال كسى مقایسه كنیم كه در نمازش اهتمام بیشترى دارد، خواهیم دید كه دومى از گناهان بیشترى پروا دارد و به همین قیاس هرچه نماز كامل‌تر باشد، خوددارى از فحشاء و منكرات بیشتر خواهد بود.
اما علت اینكه افراد نمازخوان با وجود اینكه بازدارندگی از گناه جزئى از طبیعت نماز است، مرتكب گناه می‌شوند می‌توان به دلایل متعددی‌ اشاره نمود
الف: فقدان شرایط صحت نماز
یكی از علت‌هایی که ممكن است بعضی افراد دچار آن باشند، این است كه به دلیل كوتاهی در فراگیری مسائل فقهی و عدم آشنایی با احكام یكی از مقدمات نماز مانند وضو، تیمم یا غسل و یا بخش‌های مختلف نماز مانند قرائت، ركوع و سجود و دیگر اجزا و شرایط، نمازشان صحیح نباشد و هرگاه نمازی از اصل باطل باشد، دیگر توقع اینكه چنین نمازی بتواند بازدارنده گناه باشد معنا ندارد.
ب: عدم قبولی نماز
از دیگر عواملی كه موجب می‌شود تا نماز اثر بازدارندگی خود را از دست بدهد عدم قبولی نماز است، امام صادق(ع) فرمودند: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَعْلَمَ أَ قُبِلَتْ صَلَاتُهُ أَمْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلَاتُهُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ فَبِقَدْرِ مَا مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ»(8)؛ هر كس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه، ببیند كه آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه؟ پس به هر قدر كه نمازش او را از گناه بازداشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است.
مراد از این روایت این است كه نماز ناهى و بازدارنده از معاصى است؛ پس هر كس كه اقامه نماز كند، ولى نماز او به صفت و ویژگى‌هایى كه حق تعالى آن را وصف كرده نباشد، به همان مقدار كه از این ویژگی‌ها به دور بوده نماز او قبول نشده و به همان مقدار ،اثر بازدارندگی خود را از دست می‌دهد.
ج- عادت به نماز
ممكن است علت اینكه بعضى نمازگزاران مرتكب گناه مى‌شوند، این باشد كه نمازى كه مى‌خوانند از روى عادت است نه ‌ترس از خدا؛ چون ‌ترك عادت بسیار دشوار است، نماز را‌ ترك نمی‌كنند و معاصى را مرتكب مى‌شوند.
د- وجود مانع در برابر این بازدارندگی
علامه طباطبایی در تشریح علت عدم بازدارندگی نماز از گناه در نمازگزاران گفته‌اند: پیدایش صفت بازدارندگی از گناه اثر طبیعى نماز هست ولیكن به نحو اقتضاء، نه به نحو علیت تامه تا تخلف نپذیرد و نمازگزار دیگر نتواند گناه كند، بلكه اثرش به مقدار اقتضاء است، یعنى اگر مانع و یا مزاحمى در بین نباشد اثر خود را مى‏‌بخشد و نمازگزار را از فحشاء باز مى‏‌دارد، ولى اگر مانعى و یا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت، دیگر اثر نمى‏‌كند و در نتیجه نمازگزار آن كارى كه انتظارش را از او ندارند مى‏‌كند، (مثلاً ممكن است هوی و هوس‏‌هاى درونى شخص مانع تأثیر نماز ‏شوند و آن را از اثر بیندازند، نماز چنین فردی در حد توان خود جلوى دشمن درونى را گرفته و مانع از فحشا و منكر می‌شود، لیكن نفس ‌اماره‏‌اش قوى‌تر بوده و مانع از این اثرگذاری می‌شود)، خلاصه یاد خدا و موانعى كه از اثر او جلو مى‏‌گیرند، مانند دو كفه ‌ترازو هستند، هر وقت كفه یاد خدا چربید، نمازگزار گناه نمى‏‌كند و هر جا كفه آن موانع چربید كفه یاد خدا ضعیف مى‏‌شود و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف مى‏‌شود و گناه را مرتكب مى‏‌شود.(9)
هـ- خواندن نماز به جای اقامه كردن نماز
اگر دیده می‌شود افرادی نماز می‌خوانند، اما تأثیری در روح آنان دیده نمی‌شود، به این خاطر است كه آنان نماز را فقط «می‌خوانند» و نماز را «بر پا نمی‌دارند»، در قرآن لفظ «صلاهًْ» معمولاً با فعل «یقیمون» و «أقیموا» و مشتقات «قیام» آمده، یعنی «نماز را بر پا داشتن»، برپا داشتن نماز با خواندن نماز متفاوت است، فردی كه نماز را برپا می‌دارد یعنی در تمام زندگی او نماز برپاست و در تمام حیات او توحید و صفات الهیه جاری است و حضور پررنگ دارد.
پی‌نوشت‌ها:
ــــــــــــــــــــــــــــ
1-  عنکبوت، 45
2-  بحارالأنوار، ج 79، ص 198
3-  نحل، 90
4- طباطبایى سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى سیدمحمدباقر، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم‏، 1374 ش، پنجم، ج‏16، ص 199
5-  گنابادى سلطان محمد، تفسیر بیان‌السعادهًْ فى مقامات العبادهًْ، خانی رضا/حشمت‌الله ریاضى، تهران، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام‏‌نور، 1372 ش، ج‏11، ص 264
6- محسن قرائتی، تفسیر نماز، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن،1387ش، سیزدهم، ص 28
7- طباطبایى سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج‏16، ص 198
8- بحارالأنوار، ج 79، ص 198
9- طباطبایى سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج‏16، ص 201.
از: فارس


نام:
ایمیل:
* نظر: