نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
جامعه حداقل اقبال و اعتماد را به ما اصلاح طلبان ندارد
سرویس سیاسی-
صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه آرمان نوشت:«سخني بهگزاف نرفته اگر بگوييم که انتخابات اسفندماه به وضوح نشان داد که حتي يک حداقل اقبال و اعتماد جامعه نيز ديگر براي اصلاحطلبان نمانده است. بنابراين اصلاحطلبان با پرسش اساسي «چه بايد کرد؟» مواجه شدهاند. راقم اين سطور بيش از دو سال ميشود که همواره به اصلاحطلبان هشدار و زنهار داده که مدتها است اعتماد عمومي را از دست دادهايد».
زیباکلام در ادامه نوشت: «اولين و مهمترين مسئله براي اصلاحطلبان آن است که چرا ما اعتماد عمومي را از دست داديم. با کمال تاسف بايد گفت که بسياري از چهرهها و شخصيتهاي شاخص اصلاحطلب هنوز متوجه نشدهاند که اين واقعه تاريخي اتفاق افتاده که از مرحله «تَکرار ميکنم» عبور کردهايم».
مدعیان اصلاحات اکنون دولت، مجلس، شورای شهر و شهرداری پایتخت را در اختیار دارند. اما علیرغم اینکه امکانات و اختیارات گسترده ای دارند، به هیچ عنوان نتوانستند کارنامه قابل قبولی به افکارعمومی ارائه دهند.
طیف مدعی اصلاحات با ریزش شدید بدنه اجتماعی مواجه شده و فعالین این طیف صراحتا به این مسئله اذعان دارند.
اصلاحطلبان در سال 92 دنبال «وکیلالدوله» بودند نه «وکیلالمله»
روزنامه سازندگی در یادداشتی به قلم حسین مرعشی عضو کارگزاران نوشت: «آشفتگی در مجلس دهم بسیاری از فرصت ها را سوزاند. البته آشفتگی در دولت نیز به این مقوله در مجلس دهم دامن زد. به خاطر دارم که 4 سال پیش در همین روزها و تنها چند روز باقیمانده به افتتاح مجلس دهم آقای روحانی رئیسجمهور برای سفری به کرمان آمدند و من خدمتشان بودم. در هواپیما از من سوال کردند که مجلس دهم را چطور میبینید. به ایشان پاسخ دادم که مجلس دهم، یک برنده دارد و آن هم شما- دولت- هستید. چرا که مجلس در آن زمان بر مبنای 2 فراکسیون- در قالب کلی اصولگرا و اصلاح طلب – بود که هیچ کدام اکثریت ندارند و هر کدام از فراکسیون ها با دولت میتواند نقش اکثریت در مجلس را ایفا کند و از این حیث دولت می تواند با اثرگذاری بی سابقه و بالا در مجلس رفتار کند. متاسفانه از این فرصت در مجلس دهم به هیچ وجه استفاده صحیحی نشد و فرصت سوزی در مجلس دهم رخ داد.»
در ادامه این مطلب آمده است: «راهبرد مجلس دهم با این ترکیب سیاسی باید اتحاد می بود؛ این اتحاد باید بین دولت، اصلاح طلبان و اصولگرایان میانهرو به رهبری آقای لاریجانی در مجلس شکل میگرفت و زیر سایه این اتحاد اکثریت نیرومندی می توانستند بسیاری از مسائل ازجمله قانون انتخابات را حل کنند.»
میشد نظارت استصوابی را در لفظ پذیرفت و در عمل آن را خنثی کرد!
مرعشی همچنین به انتقاد از «زمان» طرح مصوبات مجلس دهم در خصوص اصلاح قانون انتخابات پرداخته و نوشته است: «مجلس دهم میتوانست با اصلاح قانون انتخابات در جهتی گام برمیداشت که بتوان با نظارت استصوابی را در لفظ پذیرفت و در عمل قانونمند [بخوانید خنثی] کرد»
پر واضح است که رویکرد مدعیان اصلاحات به فراکسیون امید و نمایندههای اصلاح طلب مجلس، نگاه ابزاری و اساساً تغییر ماهیت وکیلالملهها به وکیلالدولهها بوده است. چه آنکه همین چند وقت پیش بود که حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیسجمهور در مصاحبهای گفته بود که «از مجلس دهم راضی هستیم» و اینکه «گاهی برخی نمایندگان که خیلی با دولت همراه و همکار هستند و تحت عنوان لیست دولت وارد مجلس شدند به من گله میکنند و میپرسند پس کی میخواهید سازماندهی کنید و برای مجلس آینده برنامهریزی کنید.»! یا محمود صادقی، از اعضای فراکسیون امید که در آذرماه سال پیش در گفتوگویی با اشاره به ضعف نظارتی مجلس دهم، گفت: «همراهی فراکسیون امید و دولت در مقاطعی از بار نظارتی ما کاسته» و «این همراهی باعث شده است که در برخی مواقع بیشازحد با وزرا مهربان باشیم.»
اعزام نفتکش به ونزونلا و شکستن قوانین آمریکا تبعات سنگینی برای ما خواهد داشت!
روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی پیرامون اعزام تعدادي از نفتكشهاي ايراني براي صادرات بنزين به ونزوئلا نوشت: «تهران و كاراكاس هر دو از مخالفان و منتقدان رفتار امريكا محسوب ميشوند و دولت ايالات متحده امريكا، تحريمهايي عليه اين دو كشور وضع كرده است. در واقع ميتوان گفت كه عزم و اراده امريكا در اعمال قوانين داخلي خود در آبراههاي بينالمللي و آبهاي آزاد ميتواند باعث تغيير در وضعيت اين تعامل تجاري ميان تهران و كاراكاس شود... چنين اقدامي از سوي واشنگتن به سرعت ميتواند، مسئلهاي را كه يك تجارت عادي و تعامل ساده ميان دو كشور مستقل محسوب ميشود را به يك پرونده حقوقي و البته آغازي بر يك رويارويي وسيع تبديل كند. در صورتي كه امريكا تعرضي عليه كشتيهاي ايراني در آبهاي اقيانوس اطلس انجام دهد، ايران مجبور خواهد شد كه به اين اقدام واكنش نشان دهد.»
این روزنامه نوشت: «اگر امريكا اراده كند كه اقدامي غيرمتعارف انجام دهد، آنگاه شرايط كاملا تغيير ميكند و در ادامه اگر ايران اراده كند كه اقدامي متقابل انجام دهد، وضعيت به شكل غيرقابل بازگشتي تغيير ميكند... در عين حال نزديك شدن به انتخابات و تمايل ترامپ براي پيروزي در انتخابات آبان ماه ممكن است باعث تشويق ترامپ به اتخاذ تصميمهايي شود كه توان و قدرت دولتش را در آستانه انتخابات براي كسب يك دستاورد تبليغاتي به نمايش بگذارد».
گفتنی است مدعیان اصلاحات یا همان جریان غربگرا در کشور هرگونه عزم و اراده ای در ایجاد فرصت برای کشور را به تهدید تبدیل میکنند. اینها همان کسانی هستند که ابتدا از تریبونهای رسمی ایران را به ساخت سلاح اتمی متهم و زمینه را برای فضاسازی، تحریم و فشار سنگین 20 ساله علیه فعالیتهای هستهای کشورمان فراهم کردند، سپس با ادعای رفع تحریم مذاکره با آمریکا و تعطیلی دستاوردهای ارزشمند هستهای کشورمان را فریاد زدند و از آن با عنوان فتحالفتوح و توافق قرن یاد کردند . این روزها که تشت رسوایی برجامشان از بام افتاده و ماحصل آن توافق خسارتبار، بازگشت همه تحریمها به علاوه دهها تحریم دیگر، دلار 18 هزار تومانی، سکه 7 میلیونی و پراید 70 میلیونی شده است ، هر اقدامی در جهت شکستن تحریم های ظالمانه با هراسافکنی و مهندسی ترس به یک تهدید در افکار عمومی تبدیل می کنند تا برای امتیازدهی بیشتر به آمریکا و قربانی کردن توان موشکی و منطقهای کشور زمینه چینی کنند.
به واقع آمریکا به این جریان امید بسته تا بتواند با کمک آنها فشارها و تحریم را اثربخشتر و کشور را به موافقان سازش و امتیازدهی بیشتر و مخالف آن دو پاره کند. جریانی که آمریکا طمع کرده به وسیله آنها دوباره تسلیم را تئوریزه کنند و آنها مهمترین سرمایههای ترامپ در ایرانند.
رمزگشایی مضحک زنجیرهایها
روزنامه شرق در ادامه پروژه ایجاد اختلاف در نمایندگان مجلس یازدهم روز گذشته گزارشی با عنوان «موتلفه در سودای بازگشت به قدرت» منتشر کرد. نکته ای که ماجرا را مضحک کرده در روتیتر این گزارش است: «رمزگشایی از حمایت موتلفه از میرسلیم»[!!]
روزنامههای طیف موسوم به اصلاح طلب آنقدر در تب و تاب ایجاد اختلاف در میان نمایندگان مجلس یازدهم هستند که فراموش کرده اند میرسلیم از اعضای قدیمی حزب موتلفه است. حزب موتلفه اگر از این عضو قدیمی و با سابقه خود حمایت نکند از چه کسی حمایت کند؟! واقعا این موضوع نیاز به رمزگشایی دارد؟!
در این گزارش آمده است: «حزب موتلفه که از دهه 70 به اینسو به محاق رفته بود و سهمش از سمتهای انتخابی و انتصابی به حداقل رسیده بود، این روزها همه امیدش به وزیر اسبق ارشاد است. مصطفی میرسلیم آخرین تیر ترکش مؤتلفه است برای بازگشت به قدرت. در این صورت آنها در کارنامه نزدیک به 60 ساله سیاسی خود بالاخره یک رئیس مجلس هم داشتهاند[!!] شاید این ریاست، فرصتهای دیگری هم در عرصه سیاست و اقتصاد سیاسی برای مؤتلفه فراهم کند! مؤتلفه احتمالا با حمایت از میرسلیم رؤیای دهه 60 را میبیند که اینچنین پشتش ایستاده و حاضر به کوتاهآمدن هم نیست. شانس هم فعلا با اوست، چراکه رقیب میرسلیم دو جریان مخالف سرسخت هم در مجلس دارد، تیم جبهه پایداری و جریان احمدینژاد که گویا برای کنارزدن قالیباف حاضر شدهاند با میرسلیم ائتلاف کنند.»
این گزارش به طرزی بسیار ناشیانه سعی در تحریک حزب موتلفه دارد. بهگونهای در آن از عمر 60 ساله و ریاست مجلس گفته شده که انگار تمام احزاب دیگر دست کم یک دوره، ریاست مجلس در اختیار اعضای آنها بوده و حالا فقط موتلفه است که از این فضل بازمانده است!!