دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۰:۲۵
کد خبر: ۱۸۴۸۰۹
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۲:۵۱


دور باطل اروپایی‌ها و یازده تعهد بر زمین مانده در برجام
«ژوزف بورل» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی و رئیس کمیته مشترک برجام طی هفته‌های اخیر، بارها تاکید کرده است ایران و اتحادیه اروپایی هر دو باید از مزایای توافق هسته‌ای بهره‌مند شوند، یعنی ایران به برخی امتیازات اقتصادی دست پیدا کند و در مقابل، به «همه تعهدات برجامی» خود بازگردد. مسئولان محترم دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان نیز این سخنان بورل و دیگر مقامات اروپایی را نماد «خواست اروپاییان برای حفظ برجام»(!) قلمداد کرده‌اند. در روزهای ابتدایی اسفندماه امسال، در حالی که نشست کمیسیون مشترک برجام در شهر وین با مشارکت نمایندگانی از کشورهای ایران، فرانسه، انگلیس، آلمان، روسیه و چین برگزار شد، یک دیپلمات اروپایی به خبرگزاری فرانسه اعلام کرد: «تاکنون هیچ برنامه زمانی برای حل‌و‌فصل اختلافات در زمینه برجام میان طرفین مقرر نشده است اما تلاش‌ها در این راستا ادامه خواهد یافت. ما خواستار حفظ برجام هستیم، به نحوی که بازرسان بتوانند به کار خود در ایران ادامه دهند».
همان‌گونه که از اظهارات این دیپلمات ناشناخته اروپایی برمی‌آید، اصلی‌ترین خواسته مقامات اروپایی بازگشت جمهوری اسلامی ایران به «همه» تعهدات خود در برجام است. به عبارت بهتر، مقامات اروپایی به دنبال فرصتی هستند تا تمام 5 گام کاهنده تعهدات برجامی ایران (وفق استراتژی مقاومت فعال) را بازگردانده و دوباره ایران را در موضع «تنها طرف متعهد» قرار دهند. سوال اصلی اینجاست: چرا «ژوزف بورل» و دیگر مقامات اروپایی، درباره چگونگی تامین منافع ایران در برجام، سخنی به میان نمی‌آورند؟! نکته مهم‌تر اینکه طی روزهای اخیر، بار دیگر شاهد برجسته شدن کلید‌واژه «اینستکس» در مناسبات برجامی ایران و اتحادیه اروپایی هستیم. به عبارت دقیق‌تر، تنها راهکار مقامات اروپایی برای تامین حداقلی منافع ایران در برجام، راه‌اندازی «اینستکس» و گسترش این ساختار مبهم و قطره‌چکانی است! اما سوال اصلی اینجاست: چرا این اقدام نمی‌تواند در حفظ برجام موثر باشد؟
نخست اینکه ظرفیت واقعی اینستکس بسیار محدود است. شاید در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن، یک درصد اقتصاد بخش دولتی اروپا نیز در ساختار اینستکس به گردش درآید زیرا اروپاییان نشان داده‌اند قصد ندارند با تمرکز اقتصاد دولتی خود در مسیر حفظ توافق هسته‌ای با ایران، خود را در مقابل آمریکا قرار دهند. صدر‌اعظم آلمان بارها تاکید کرده‌ اتحادیه اروپایی قصد ندارد بر سر موضوعاتی مانند برجام، خود را در تقابل با کاخ سفید قرار دهد! امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و بوریس جانسون، نخست‌وزیر انگلیس نیز صراحتا از ایران خواسته‌اند از «برجام» فاصله گرفته و خود را برای پذیرش «توافق جدید» که دربرگیرنده خواسته‌های دونالد ترامپ است، آماده کند! براستی در چنین شرایطی ادعای مقامات اروپایی از جمله بورل درباره لزوم حفظ برجام، چگونه قابل توجیه است؟
واقعیت امر این است که تروئیکای اروپا قصد دارد با تکیه دوباره بر ساختار مبهم، قطره‌چکانی و ناکارآمد اینستکس، تاکتیک «مدیریت وضع موجود» را دنبال کند. متعاقب خروج ترامپ از توافق هسته‌ای با ایران در 18 اردیبهشت‌ماه سال گذشته، تروئیکای اروپا یعنی 3 کشور‌ انگلیس، آلمان و فرانسه، با صدور بیانیه‌ای در بروکسل، موارد یازده‌گانه را اعلام و تعهد داد به آن عمل کرده و نیاز‌های ایران مانند تراکنش‌های مالی که مطابق برجام پیش‌بینی شده بود یا موضوعات بیمه، صادرات و واردات را برطرف کند. مقامات اروپایی در آن زمان، به صورت کاملا دروغین اعلام کردند نسبت به تعهدات یازده‌گانه خود در بیانیه بروکسل پایبند خواهند بود اما پس از برگزاری آن نشست، اتحادیه اروپایی «وقت‌کشی هدفمند» را در دستور کار خود قرار داد. در حالی که نزدیک به 2 سال از خروج آمریکا از برجام می‌گذرد اروپا عملا ساختار‌های حداقلی، و قطره‌چکانی اینستکس را هم عملیاتی نکرده است.
این موضوع صرفا نشان‌دهنده ناتوانی اروپا نیست، بلکه انعکاسی از بدعهدی‌های عامدانه اتحادیه اروپایی است.

آرمان: اصلاح‌طلبی اصلاح‌طلبان از حیز انتفاع ساقط شده است
یک روزنامه اصلاح‌طلب با تأیید بر این که نیاز کشور عملگرایی این است نه رویاپردازی و خیال‌اندیشی، از پایان اصلاح‌طلبان خبر داد.
آرمان با نقد رویکرد عقیم مدعیان اصلاح‌طلبی می‌نویسد: اصلاح‌طلبی هرگز نمود نیاز عینی کشور به بهبود و کارآمدی مدیریت کلان نبوده است. پر بیراه نیست اگر گفته شود اصلاح‌طلبی ملغمه‌ای از رویا، افسردگی، منفعت‌طلبی و... بود. اصلاح‌طلبی برآیند تشخیص غیرکاربردی و رمانتیک صحنه سیاسی کشور در یک مقطع تاریخی بود.
سیاست‌ورزی و حکمرانی منهای فهم منافع ملی به عنوان یگانه هدف سیاسی؛ یعنی رویاپردازی، سوداگری، عدم صداقت، بی‌اخلاقی و... به گواه شواهد فراوان تاریخی و تجربی، موفقیت سیاسی کم‌هزینه و پایدار در هر سطحی برآیند فهم و حرکت در راستای تحقق منافع ملی (جمعی) است.
پربیراه نیست اگر گفته شود یکی از چالش‌های اصلی عرصه سیاسی نوعی بی‌هویتی است که بستر شیوع انواع منفعت‌طلبان و سوداگران سیاسی با انواع هویت‌های متافیزیکی، تاریخی، رومانتیک غربی و... شده است.
با شعار، رویا، افسردگی و آرزو و... نمی‌توان ایرانی امن، مقتدر و پایدار ایجاد کرد. ایران نیازمند وطن‌پرستان «عملگرا و نه رویاپردازانی که صرفاً شعار می‌دهند و ناتوان از هر نوع عملی هستند، می‌باشد.»
شهروندان و به ویژه نخبگانی که اراده و توانایی ارجعیت منافع ملی بر منافع فردی و گروهی را داشته باشند و سربلندی، پایداری، توسعه، اقتدار و... ایران والاترین هدف‌شان باشد، بی‌شک درک خواهند کرد که کاربردی و کم‌هزینه‌ترین عامل یا راهکار انسجام ملی که پیش نیاز برون‌رفت از شرایط پر چالش فعلی است؛ اجماع، همکاری، هم‌اندیشی و... در مسیر تحقق منافع ملی است. با توجه به جمیع شرایط اجتماعی، اصلاح‌طلبی انعکاس نیازهای مبرم اجتماعی نبوده و نیست و در حال حاضر هیچ ریشه‌ای در اذهان شهروندان ندارد.

صورت‌حساب غیرقابل تحمل کرونا برای اغلب شهروندان آمریکایی
با توجه به شیوع ویروس کرونا، دولت آمریکا چقدر مردم خود را برای محافظت در مقابل این ویروس آماده کرده است.
نشریه «پیپلز دیلی» ضمن طرح این سؤال می‌نویسد: دکتر جروم آدامز، پزشک و جراح آمریکایی، در واکنش به هجوم مردم برای خرید ماسک، نوشته که «از خرید ماسک دست بردارید». درنتیجه، مردم در مورد چگونگی محافظت از خود سردرگم شده‌اند. او نوشت ماسک در پیشگیری از ابتلا به کرونا موثر نیست و بهترین راه ماندن در خانه هنگام بیماری است. اما بسیاری از مردم می‌گویند اگر ماسک تاثیری ندارد، چرا مددکاران  بهداشتی ماسک می‌زنند.
دولت آمریکا نیز با انعکاس توصیه جروم، از افراد بیمار خواسته در منزل بمانند، ولی ماندن در خانه هنگام بیماری امکانی اشرافی است که همه از عهده آن بر نمی‌آیند. به نقل از داده‌های سال ۲۰۱۹  دولت آمریکا، حدود یک چهارم از کارگران در آمریکا از مرخصی استعلاجی محروم هستند و این رقم در مورد کارگران پاره‌وقت به ۶۰ درصد می‌رسد. همچنین هیچ قانون فدرالی وجود ندارد که از شرکت‌ها بخواهد این نوع مرخصی را ارائه دهند. در نتیجه آمریکا تنها کشور پیشرفته در جهان است که در قانون فدرال آن الزامی برای دادن مرخصی استعلاجی وجود ندارد.
به گزارش دیپلماسی ایرانی به نقل از پیپلز دیلی، دونا  بالمن، وکیل حقوقی و مدیر یک شرکت حمایت از کارمندان در فلوریدا، به شبکه خبری سی ان ان گفته است: از دست دادن  یک روز کاری می‌تواند برای کارمندان فاجعه مالی به بار آورد و آنها را در پرداخت اجاره منزل، قسط خودرو یا تغذیه خانواده خود دچار مشکل کند.
در حالی که دریافت مرخصی استعلاجی برای بسیاری همانند یک اقدام اشرافی است، انجام آزمایش برای تشخیص کرونا نیز هزینه بسیار بالایی تا حدود ۳۵۰۰ دلار به دنبال دارد. یک شهروند آمریکایی می‌گوید آنها چگونه انتظار دارند یک شهروند عادی در حذف این بیماری مشارکت داشته باشد درحالی که بیمارستان‌ها برای یک آزمایش خون ساده و تست ریه ۳۲۷۰ دلار دریافت می‌کنند.
بنابر اعلام دفتر سرشماری آمریکا، حدود 27/5 میلیون نفر یا 8/5 درصد از مردم آمریکا فاقد بیمه سلامت هستند. این مساله باعث می‌شود افراد تمایل کمتری برای دریافت خدمات بهداشتی هنگام ابتلا به بیماری‌هایی از جمله ویروس کرونا داشته باشند. یک شهروند با اشاره به این نکته که بیمارستان های حاشیه‌ای اغلب با کمبود منابع مالی مواجه‌اند، گفت اکنون بیمه سلامت برای همه به شدت مورد نیاز است.
یک مشکل دیگر در کنار ضعف در نظام سلامت و مراقبت‌های بهداشتی در امریکا، کمبود تخت‌های بیمارستانی است. طبق داده‌های سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی، در آمریکا به ازای هر هزار نفر 2/8 تخت وجود دارد.

استقراض خارجی 5 میلیارد دلاری اقتصاد کشور را آسیب‌پذیر می‌کند
یک سایت حامی دولت تصریح کرد: درخواست وام 5 میلیارد دلاری از صندوق بین‌المللی پول خطرناک است.
فرارو نوشت: عده‌ای معتقدند دولت رأسا نمی‌تواند درخواست استقراض خارجی کند و این موضوع باید به تصویب مجلس برسد.
وحید شقاقی کارشناس اقتصاد و استاد دانشگاه درباره درخواست وام از صندوق بین‌ا‌لمللی پول گفت: «درباره مسئله کرونا و ضرر و زیان‌های آن به اقتصاد، دولت باید گام به گام حرکت کند. اولین موضوع این است که ما باید برآورد مشخصی از میزان ضرر و زیان و خسارت وارده از طرف بیماری کرونا در طول اسفندماه تا زمانی که احتمالا ادامه خواهد داشت، داشته باشیم. بدون یک برآورد مشخص از میزان خسارت هر اقدام دیگری کارساز نیست.»
او افزود: «اگر برآورد خسارت صورت بگیرد، روشن می‌شود که آیا با منابع داخلی می‌توان ضرر و زیان را پوشش داد یا نیاز به استقراض خارجی داریم. اگر با تخصیص اعتبار بانک مرکزی به پشتوانه اوراق بدهی یا پول پر قدرت بتوانیم این موضوع را حل کنیم به صلاح و صرفه اقتصاد ایران است. باید این موضوع مهم را به یاد داشته باشیم آنچه که باعث شده ما تاکنون در برابر تحریم‌های همه جانبه غرب مقاومت کنیم، بدهی اندک خارجی ایران بوده است. ایران ۹ میلیارد دلار بدهی خارجی دارد و سر رسید سالانه‌اش هم حدود یک و نیم میلیارد دلار است. چون بدهی خارجی اندکی داریم استقامت ایران در  برابر تحریم‌ها بالا رفته است.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «انتشار اوراق یا پول پرقدرت هزینه‌هایی دارد که یکی از آنها هزینه‌های تورمی است، اما اگر با تخصیص خط اعتباری مسئله حل شود، بهتر است با همین روش ضرر و زیان کرونا جبران شود.»
شقاقی گفت: «اگر برآورد صورت گرفت و روشن شد که هزینه‌ها بالاست و امکان پوشش ضرر و زیان با منابع داخلی وجود ندارد، راهکار استقراض از کشور‌ها و سازمان‌های بین‌المللی مطرح می‌شود. در حوزه استقراض به نظرم ایران دو گزینه دارد؛ گزینه اول و اولویت‌دار این است که ایران قبل از تحریم به برخی کشور‌ها نفت صادر کرده است مثل ژاپن و چین. ایران می‌تواند با رایزنی گسترده دیپلماتیک از کشور‌های وارد کننده نفت ایران وام بگیرد، اما آنها باید بپذیرند در ازای این وام نفت بگیرند.
شقاقی درباره اینکه تبعات اقتصادی گرفتن وام چه می‌تواند باشد، گفت: «وام خارجی طبیعتا تبدیل به ریال می‌شود یعنی دولت به ازای ۵ میلیارد دلاری که وام می‌گیرد، ریال تزریق می‌کند. هر تزریق ریالی بار تورمی دارد، انتشار پول پرقدرت بانک مرکزی هم بار تورمی دارد.

محسن هاشمی: اصلاح‌طلبان قدر فرصت‌های خدمت را ندانستند
رئیس کارگزارانی شورای شهر تهران می‌گوید: اشکالات عملکرد اصلاح‌طلبان در قدرت، موجب رویگردانی مردم از صندوق‌های رأی می‌شود.
محسن هاشمی در یادداشتی که از سوی روزنامه سازندگی منتشر شده تصریح کرد: اصلاح‌طلبان با عدم مشارکت در انتخابات، بی‌نتیجگی خود را پوشش دادند.
به گزارش مشرق، وی خاطرنشان کرده است: «در مجموع می‌توان گفت که تصمیم اصلاح‌طلبان برای عدم مشارکت در انتخابات، نوعی رفتار سیاسی با هدف آبروداری بوده تا فقدان عملگرایی و نتیجه‌گیری را در دولت، مجلس و مدیریت شهری پوشش بدهند.» این جریان علاوه بر فرصت‌سوزی در دولت اصلاحات، قدر فرصت گرانبهای دیگری را نیز برای خدمت آن‌طور که انتظار می‌رفت، ندانست.

معیشت طبقات پایین نباید قربانی دلالان و محتکران شود
یک کارشناس اقتصادی تصریح کرد: باید سیاست‌های حمایتی در قبال کسانی که شغل و معیشت آنها تحت‌الشعاع ویروس کرونا قرار گرفته، در نظر گرفته شود.
دکتر ابراهیم رزاقی در گفت‌وگو با نامه‌نیوز ضمن انتقاد از برخی سودجویی‌ها و اهمال در مقابل آنها اظهار داشت: «اولین نکته‌ای که درباره وضعیت نابسامان اقتصادی این روزها می‌توان گفت این است که چرا ده‌ها  واسطه در مقابل 20 مصرف‌کننده وجود دارند؟ واقعیت این است که در ایران سود تولید بسیار اندک است و کالای مشابه را می‌توان از خارج از کشور با هزینه بسیار کم وارد کرد و می‌دانید که در این چرخه عملا تولیدکننده نابود می‌شود. وارد کردن جنس برای دولت بسیار سودآور است زیرا با دلار 4 هزار تومانی جنس را وارد می‌کند و با دلار 15 هزار تومانی آن را به مصرف‌کننده تحویل می‌دهد. با نوع سیاست‌های اقتصادی که دولت در پیش گرفته است عملا اقتصاد وابسته به خارج از مرزهاست. موضوع آسیب‌زننده دیگر سود بالای موارد غیرتولیدی است. یعنی در ایران خرید مسکن می‌تواند بسیار سودآور باشد و وقتی عمده مغازه‌دارها مغازه را از مالک اجاره کرده‌اند سودی برایشان وجود ندارد».
او ادامه داد: «در چنین شرایطی قربانیان فقط جان‌باختگان ویروس کرونا نیستند بلکه مردم فقیر هم قربانی هستند. اکنون باید سیاست‌های فوق‌العاده در نظر گرفته شود. یک سیاستی از دوران آقای هاشمی در پیش گرفته شده بود که نفت را بفروشیم و همه‌چیز وارد کنیم که هنوز هم در دولت آقای روحانی عینا رعایت می‌شود. چنین سیاستی نه‌تنها زمینه تولید را فراهم نکرد که همه را دلال کرد و ظرفیت‌های تولید همه نابود شد. نفت روزی تمام می‌شود که آن روز اصلا دور هم نیست؛ بنابراین دولت باید مالیات بالا بگیرد تا همه را به سمت تولید سوق دهد».
رزاقی ادامه داد: «من نمی‌گویم که آن چند میلیون واسطه باید نابود شوند، خیر سخنم این نیست همان‌طور که آن هفت میلیون خانواده بی‌مسکن و کارگرانی که با حقوق دو میلیون و خرده‌ای زندگی می‌گذرانند، نباید نابود شوند. رنج اخیر، نتیجه سیاست‌های لیبرالی است. آقای روحانی باید در چنین شرایطی سیاست‌های فوق‌العاده اتخاذ کند».
رزاقی در پاسخ به این پرسش که در مقطع کنونی دولت مشخصا باید چه اقدامی برای کاهش ضرر خرده‌فروش‌ها انجام دهد، گفت: «باید به آنها یارانه داده شود و از ثروتمندان کلان بگیرند و به تهی‌دستان بدهند. در مقطع کنونی مشخصا می‌توان به همان سیاست دوره دفاع مقدس رجوع کرد. این مشکل در دوران دفاع مقدس حل شده بود و به مردم کالابرگ داده می‌شد. به یاد داریم که در آن زمان تولیدات با قیمت ارزان‌تر به وزارت بازرگانی و تعاونی‌ها داده می‌شد که به توزیع‌کنندگان با قیمت کم بدهند تا در این چرخه هم کالا با قیمت کم به دست مردم برسد هم توزیع‌کنندگان که همان مغازه‌دارها باشند، متضرر نشوند. دولت می‌تواند خودش برود از کشاورزان محصولات را بخرد تا دست دلالان کوتاه شود. علاوه بر تجربه دولت جنگ به کشورهای موفق دنیا نگاه کند. ما می‌توانیم تعاونی‌های تولید و توزیع را راه بیندازیم تا از این شرایط عبور کنیم».







نام:
ایمیل:
* نظر: