معیارهای انتخاب کارگزاران در سیره امام علی(ع)
در هر جامعهای برای انتخاب بسیاری از مسئولان بلند پایه، مانند رئیسجمهور و اعضای پارلمان شروطی را در نظر میگیرند که در صورت داشتن آن شروط برای این مقامها مناسب تشخیص داده میشوند. طبیعی است که رهنمودهای بزرگان دین و سیاستمداران با تجربه در این زمینه بسیار راهگشا خواهد بود.
بر این اساس، بهرهگیری از دستورالعملهای رهبران دین، برای انتخاب افراد کاردان و شایسته ضروری مینماید. یکی از شخصیتهای مؤثر و روشنگر در تبیین معیارهای انتخاب کارگزاران حکومتی، امام علی(ع) است که باید در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی از سیره ایشان بهره جست. این نوشتار سعی دارد تا معیارهای انتخاب کارگزاران حکومتی را از لابه لای خطبهها، نامهها و سخنان کوتاه آن حضرت استخراج و در اختیار علاقه مندان به سیره سیاسی ایشان قرار دهد. گفتنی است این مطلب از پایگاه اطلاعرسانی حوزه گرفته شده است.
مفهومشناسی سیره
اهل لغت معانی متعددی برای سیره نقل کردهاند؛ از قبیل روش، طریقه، سنّت، سبک و نحوه انجام دادن کار، حرکت در روز و حرکت در شب و نیز به معنای حرکت کردن و راه رفتن گرفته و آن را بر وزن فعله مثل فطره دلالت بر نوع عمل میدانند.
معیارهای انتخاب کارگزاران
آنچه از متون مختلف دینی بر میآید این است که سیره بخشی از سنت است؛ یعنی سنت به دو بخش فعلی (رفتاری) و قولی (گفتاری) تقسیم میشود و به سنت رفتاری، اصطلاحا سیره نیز گفته میشود.
آنچه در سیره سیاسی علی(ع) مسلّم است اینکه در اندیشه سیاسی آن حضرت، دانش و تقوا و تلفیق این دو در عمل، از شروط لازم برای مدیریت و زمام داری است؛ چرا که مدیر و حاکم ناآگاه و بیتقوا جامعه را به گمراهی و فساد میکشاند. حضرت علی(ع) در این زمینه میفرماید:
«حکومت و اداره جامعه بر اساس تقوا و پرهیزگاری نه به کسی آسیب میرساند و نه کشتزار قومی را از بین میبرد».(نهجالبلاغه- خطبه 131)
1- دینمداری
مهمترین عامل تعیّن رفتار آدمی در کلام امام علی(ع)، تدیّن و ایمان به محتوای دینی است. دین و برنامههای عملی آن از جهات گوناگون بر شکلگیری شخصیت، افکار و رفتار انسان تأثیر میگذارد؛ به گونهای که فرد تمامی برنامههای زندگیاش را از دین و الگوهای دینی فرا میگیرد؛ همان گونه که بینش دینی رفتار فردی و خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد، گرایشهای سیاسی - اجتماعی را نیز هدایت مینماید. اگر دین حق باشد و از قواعد فطری و الهی تبعیت نماید، بر خط مشی انسان تأثیر مثبت خواهد گذاشت، وگرنه تأثیرات منفی از خود بر جای میگذارد.
دین عامل بسیار مهم مهار قدرت و جلوگیری از فساد سیاسی - اجتماعی است. در بیانات و فرمانهای حضرت علی(ع)، بر رعایت احکام و دستورات خداوند و پیروی از دین مقدس اسلام مکرر تأکید شده است. آن حضرت در خطبه 189 نهجالبلاغه، ضمن ارائه توصیف جامع از دین اسلام، همگان را به پیروی از آن دعوت کرده است:
«پس آن (دین اسلام) را محترم و بزرگ داشته، از آن پیروینمایید و حق آن را ادا کنید».
این از آن روست که عمل به احکام اسلام موجب سعادت دنیا و آخرت انسان است. اگر زمامدار و رئیسکشور، مؤمن و متدیّن به آیین اسلام باشد، ایمان و تدیّن او مانع استبدادش میگردد. اسلام بر تربیت اخلاقی، تقوا و خودسازی زمامداران و مدیران جامعه تأکید بسیار دارد؛ چون ابزارهای قدرت و فرمان روایی بیشتر در اختیار حاکمان قرار دارد و از این رو، نیاز آنها به تربیت اخلاقی و سیاسی نیز افزونتر است.
به نظر امام علی(ع) دین تضمینکننده منافع دنیا و آخرت انسان است؛ به ویژه صاحبان زور و قدرت و ریاست که در صورت تبعیت صددرصد از هواهای نفسانی، دین و دنیای خود را از دست خواهند داد. (همان، خطبه 16)
2- خدا محوری
یاد خدا و توجه به او نیرویی است که همواره انسان را در لغزشگاهها و خطرات حفظ میکند. حضرت علی(ع) بدین دلیل، در دستور العمل خود به مالکاشتر فرمان میدهد:
«خداوند سبحان را با قلب و دست و زبان یاری نما؛ زیرا خدای بزرگ یاری و عزّت کسی را که یاریاش کند و عزیزش بدارد تضمین کرده است».(نهجالبلاغه، نامه 53)
خدا محوری آثار متعددی همچون اخلاص در عمل، دوری از گناه و قرب الی اللّه دارد که هر یک به لحاظ تربیتی بسیار مهم است؛ زیرا هدف عالی در تربیت اسلامی رسیدن به مقام قرب الهی میباشد. علاوهبر این، اگر مدیران و سیاست گذاران جامعه بر اساس خداباوری و حق مداری حرکت کنند و در راه خدا قدم بردارند، خداوند محبت آنها را در دل مردم جای میدهد. علی(ع) نیز به این امراشاره دارد:
«هر که آنچه را بین او و بین خداست اصلاح کند، خداوند آنچه را بین او و بین مردم است به صلاح میآورد.»(همان، حکمت 423)
بدین روی، سیاستمداران نظام اسلامی باید به گونهای تربیت شوند که ویژگی خداباوری در قلب و روح آنان رسوخ کند تا تمام کارهایشان جهتی الهی به خود بگیرد.
3- حق مداری
حضرت علی(ع) در این زمینه، به مالکاشتر برای انتخاب همکاران نزدیکش چنین دستور داده است:
«افراد حق گو را به خود نزدیک کن، از میان خواص خود کسی را به خود نزدیکتر کن که در حق گویی - گر چه گفتار حق تلخ است - صراحت لهجه داشته باشد.»(همان، نامه 53)
همچنین آن حضرت درباره حق والی و رعیت میفرماید:
«هرگاه رعیت حق والی و والی حق رعیت را ادا کند، حق در بین آنها عزیز و قواعد دین استوار و روزگار اصلاح میشود».(همان)
بنابراین، یکی از صفات برازنده زمامدار، حق گویی و حق مداری است که طبق کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، «حق را باید گفت، هر چند در ذائقه بعضی تلخ آید»
4- تقوای الهی
تقوا نیرویی است که انسان را از همه آفات درونی و بیرونی نگه میدارد و او را در برابر لغزشها محکم و استوار میسازد. تقوا در همه شئون زندگی، به ویژه مسائل سیاسی و اداری جامعه، بسیار کارساز است؛ زیرا ملکه تقوا در روح انسان نیرویی پدید میآورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی در مقابل گناه میبخشد.
از این رو حضرت علی(ع) بیش از همه، زمامداران حکومتی را به رعایت تقوا دستور میداد؛ چنانکه مالک را به پرهیزگاری و انجام فرایضی الهی سفارش کرده است و دیگر کارگزاران را نیز به این مهم توصیه مینمود تا در آشکار و نهان از خدا بترسند و نافرمانی او را مرتکب نشوند.
5- عدالتخواهی و ظلم ستیزی
عدالت خواهی از شاخصههای بارز انتخاب سیاسی در سیره و گفتار امام علی(ع) است. سراسر زندگی آن حضرت نشان دهنده اعتدال و اجرای عدالت در جامعه است. ظلم ستیزی ایشان و مبارزه با ستم و بیدادگری، چه در دوران حکومت و چه پیش از آن، از ویژگیهای زندگی آن حضرت است؛ چنانکه دوست و دشمن بدان معترفند. حضرت علی(ع) در دستورالعملهای سیاسی خود به فرمانروایان، همواره بر رعایت انصاف و عدالت در بین مردم تأکید میکرد؛ همان گونه که فرازهایی از عهدنامه مالکاشتر به این موضوع اختصاص یافته است:
[مالک!]، انصاف و عدالت را بین خدا و مردم از یک سو و خود و نزدیکانت و هر که هوای او را در سر داری از سوی دیگر، مراعات کن».(همان)
6- حسن سابقه
از معیارهای مهم علی(ع) در انتخاب کارگزاران توجه ایشان به سابقه فردی آنان بود و در این زمینه کمال دقت را مبذول میداشت. از این رو، «مغیره بن شعبه» در همان روز نخست خلافت، خدمت امام رسید و پرسید: با معاویه چه خواهی کرد؟ فرمود: او را برکنار میکنم، چون او را شایسته حکومت بر مسلمانان نمیدانم.
ابن عباس نیز به خاطر مصلحت خواهی در موفقیت حکومت امام، همین پیشنهاد را داد و گفت در شرایط موجود که هنوز پایههای حکومت شما استقرار نیافته، مماشات با معاویه عاقلانهتر از این است که او را علیه خود برانگیزی. امام ضمن رد این پیشنهاد، فرمود:
من اهل مداهنه در دین نیستم و حتی دو روز هم به معاویه اجازه نمیدهم که بر جان و مال و عرض مسلمانان مسلط بماند.
در عهدنامه مالکاشتر میفرماید: بدترین وزیران تو، کسانی هستند که پیش از تو وزیر بدکاران بوده و در گناهان آنان شرکت داشتهاند. مبادا چنین افرادی محرم راز تو باشند؛ چون آنان یاوران گناهکاران و یاری دهندگان ستمکارانند.(همان)
همچنین حضرت در نامهای خطاب به «منذر ابن جارود عبدی» که بر بعضی از شهرهای فارس از جانب آن حضرت حکم رانی داشت و مرتکب خیانت و فساد مالی شد، به تأثیر سوابق خانوادگی بر رفتار سیاسی افراداشاره میکند و میفرماید:
«نیکی پدرت مرا فریب داد و گمان کردم که تو هم از روش او پیروی مینمایی و به راه او حرکت میکنی. پس ناگاه به من خبر رسید که خیانت کرده از سیره پدر و خانواده ات عدول نمودهای.» (همان، نامه 71)
روشن است که نقش سوابق خانوادگی در رفتار سیاسی فرد از نظر امام علی(ع) مسلّم بوده و حضرت به این موضوع اذعان داشت، وگرنهاشاره به عدم شایستگی معاویه در تصدی خلافت مسلمانان به لحاظ سوابق بد خانوادگی و فامیلی واشاره به حسن رفتار پدر منذر ابن جارود و تأثیر آن در انتخاب منذر به عنوان والی و حکمران یکی از شهرهای فارس از جانب آن حضرت، معنا ندارد.
7- وفای به عهد و پیمان
به نظر کارشناسان سیاسی، تقویت و پایداری حکومتها تا حدی بسته به پای بندی زمامداران به عهد و پیمان است؛ زیرا پای بندی زمامداران به وعدههایی که به مردم میدهند و احیانا برای تحقق آن سوگند یاد میکنند سبب نفوذ آنان در دلها، کسب اطمینان و استواری نظام میگردد. امیر مؤمنان علی(ع) در این زمینه به مالک دستور میدهد:
«از اینکه به مردم وعدهدهی و به انجام کاری متعهد شوی و سپس تخلّف کنی، بپرهیز، چون خُلف وعده و پیمان شکنی موجب خشم خدا و خلق است».(همان)
در اندیشه سیاسی امام علی(ع) پایبندی به عهد و پیمان بهترین وسیله پیوند و الفت میان مردم و زمامداران و موجب استواری و استحکام دولتهاست. حضرت در این باره میفرماید: «از واجبات الهی، هیچ کدام همانند وفای به عهد و پیمان در میان مردم جهان - با تمام اختلافاتی که دارند - مورد اتفاق نیست؛ حتی مشرکان زمان جاهلیت نیز، علاوهبر مسلمانان آن را مراعات میکردند؛ چون پیامدهای پیمان شکنی را آزموده بودند.»(همان)
8- محبت و دلسوزی به فقرا
علی(ع)، هم خود یار و مددکار فقرا و محرومان بود و هم افرادی را با این ویژگی پرورش داد. دستورات آن حضرت به مجریان و مدیران ارشد حکومت در آن روز، حاکی از اهتمام ایشان به فقرستیزی و تأمین اجتماعی است؛ چنانکه خطاب به مالک میفرماید:
«ای مالک! درباره طبقه پایین از مردم جامعه، که چارهای ندارند و در فقر و تنگ دستی زندگی میکنند، خدا را فراموش نکن. آنها عبارتند از: بینوایان، نیازمندان، گرفتاران و زمینگیر شدگان. آنچه را که خداوند از حق خود درباره ایشان دستور داده رعایت کن و برای آنان قسمتی از بیتالمال و سهمی از غنایم خالص اسلامی هر شهر در نظر بگیر.» (همان)
از این توصیه علی(ع) به مالک نسبت به فقرزدایی از جامعه برمیآید که حمایت از فقرا و نیازمندان به عنوان یک اصل در حکومت اسلامی مطرح است و برای تحقق آن، باید تلاش کرد: زیرا فقر و کمبود اقتصادی عامل بروز بسیاری از مشکلات، از جمله فساد اخلاقی و ناامنی در جامعه است.
9- صداقت و امانت داری
رفتار و سیره حضرت علی(ع) از اهمیت امانتداری حکایت دارد؛ چنانکه میفرماید: «برترین ایمان امانتداری است» و «هر که امانتدار نیست، ایمان ندارد.»(فهرست غررالحکم، ص 27)
بنابراین، در انتخاب کارگزاران، باید خصیصه امانتداری را در آنها احراز و حتی الامکان تقویت کرد. آنچه امروزه موجب بروز مشکلات گوناگون در جوامع اسلامی شده این است که رهبران و کارگزاران حکومتی افرادی صالح و امانت دار نیستند. بدین دلیل، باید برنامهریزی کرد تا بر اساس اندیشههای سیاسی امام علی(ع) سیاستگذاران و مدیران شایسته انتخاب شوند، به گونهای که تمام ویژگیهای یک زمامدار سیاسی مسلمان را دارا باشند. با وجود رهبران و کارگزاران تربیت یافته و با صلاحیت، بحرانهای موجود در کشورهای اسلامی که غالبا ناشی از بیلیاقتی و بیکفایتی زمامداران است، برطرف خواهد شد.
10- عدم وابستگی به دنیا
دنیاطلبی و دل بستن به آن یکی از آفتهای مهم فعالیتهای سیاسی است و به طور قطع، مانع تجلّی آثار حکومت اسلامی میگردد؛ چه آن بر اساس تفکر امام علی(ع)، دل بستن به دنیا منشأ همه خطاهاست.
بنابراین، برای جلوگیری از آفات زیان بار قدرت و سیاست، باید کارگزاران نظام اسلامی را به گونهای برگزید که در اثر تربیتهای دینی با بیاعتنایی و عدم وابستگی به دنیا انجام وظیفه نمایند؛ همان طور که سیره امیر مؤمنان علی(ع) بر دوری از زرق و برق دنیا و بیتوجهی بدان استوار بود. او مکرّر همه مردم، به ویژه کارمندان نظام اسلامی را به زهد و دل نبستن به دنیا دستور میداد و میفرمود: «از دنیا بپرهیزید؛ زیرا دنیا در حقیقت، دام شیطان است».(فهرست غررالحکم درآمدی، ج 1، ص 156)
11- تخصص و کاردانی
از دیگر ملاکهای انتخاب کارگزاران در حکومت اسلامی به نظر علی(ع) افزون بر ویژگیهای فردی و کمالات نفسانی، داشتن تخصص و مهارت لازم در انجام وظیفه مربوطه است. یعنی کارگزار بر اثر برخورداری از علم و دانش مورد نیاز در حوزه کاری خود، بتواند مأموریت محوله را به بهترین وجه به سرانجام برساند. امام علی(ع) در توصیه هایش به مالک میفرماید:
«ای مالک! از افراد با تجربه و با حیا از خانوادههای پاک و شایسته و با سابقه در اسلام برای اداره کشور استفاده کنی.»(نهجالبلاغه- نامه 53)
در این بیان به تجربه داشتن در کار تأکید شده است و اینکه کارگزار حکومت اسلامی باید کاردان و اهل فن و دارای دانش کافی باشد. در عمل هم علی(ع) به این ویژگی توجه میکرد و افراد با تجربهای همچون مالک و ابن عباس و عثمان بن حنیف و امثال آنها را به ولایات مختلف به عنوان کارگزار منصوب میفرمود.
معیارهای عدم انتخاب کارگزاران
1- غرور و خودبینی
یکی از پیامدهای قدرت، غرور و خودخواهی است که معمولاً پس از احراز مقام فرمان روایی در برخی از سیاستمداران مشاهده میشود؛ چون بشر - نوعا - در اثر غفلت از حقیقت و ضعف ایمان به محض رسیدن به مقام و ریاست، دچار غرور و خودبینی میگردد. تکبّر و خودپسندی بزرگترین آفت رفتار سیاسی است و میتواند تمام آثار مثبت فردی و اجتماعی فرد را از بین ببرد. از این روست که حضرت علی(ع) همواره کارگزاران نظام اسلامی را به دوری از تکبّر و خودبینی توصیه میکرد. آن حضرت به مالک میفرماید: «بپرهیز از خودپسندی و تکیه بر چیزی که تو را به خودخواهی وا دارد و بپرهیز از اینکه دوست بداری تو را مردم بستایند؛ زیرا حالت غرور و خودبینی مناسبترین فرصت برای شیطان است تا نیکی نیکوکاران را از بین ببرد.» (همان)
2- انحصارطلبی
منظور از انحصارطلبی آن است که زمامدار و کارگزار در حوزه قدرت و اختیاراتش همه چیز را به خود و وابستگان خود اختصاص دهد؛ بدین معنا که قدرت، سیاست، امکانات و دیگر امتیازات اجتماعی را به اقوام، گروه و جناح سیاسی خود اختصاص داده، دیگران را از آنها محروم سازد.
از فرمانهای امام علی(ع) به مدیران ارشد نظام، به خوبی بر میآید که انحصارطلبی و خودکامگی از دیدگاه آن حضرت بزرگترین آفت دولت است. علی(ع) انحصارطلبی را علت اصلی سقوط خلافت عثمان و قتل او معرفی نموده، میفرماید: «من قضیه قتل عثمان و مسائل مربوط به آن را در یک بیان جامع برای شما میگویم: او خودکامگی و خودسری کرد، تا آنجا که این خصلت در او قوی شد و از حد تجاوز کرد تا اینکه خشم مردم دامنگیر او گردید.»
امروزه نیز زمامداران بسیاری از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی گرفتار خودکامگی و انحصارطلبیهای گوناگون حزبی، نژادی، زبانی، مذهبی و امثال آن هستند که همین موجب نابسامانیهای سیاسی و اجتماعی فراوان شده است. بسیاری از جنگها، تجاوزها و جنایتهای موجود در جهان معلول انحصارطلبی زمامداران است. از این رو، دستاندرکاران امور سیاسی - اجتماعی باید تلاش نمایند تا با تربیت و انتخاب درست کارگزاران حکومتی از بروز این آفت جلوگیری کنند.
3ـ هوا پرستی
در اندیشه سیاسی حضرت علی(ع) هواپرستی و پیروی از خواستههای نفسانی مانع اصلی تحقق عدالت است. از این رو، آن حضرت همیشه دوری گزیدن از هوای نفس را به فرمان روایان توصیه میکرد؛ چون هرگاه زمامدار بر اساس خواسته خود عمل کند و هر چه را میل دارد انجام دهد، این روش او را از عدالت و دادگری باز میدارد. علی(ع) در سخنی میفرماید: «دین اسیر دستاشرار و بدکارانی است که آن را وسیله رسیدن به هوای نفس و دنیای خود قرار دادهاند». (همان)
بنابراین، از منظر امام علی(ع) هواپرستی بزرگترین آفت حکومت است و اگر زمامداران گرفتار آن شوند، به حق و عدالت عمل نخواهد شد.