جمعه ۰۳ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۶
کد خبر: ۱۶۰۴۳۴
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۰:۴۰
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای



 سرویس سیاسی-
روزنامه آرمان با اشاره به اظهارات اخیر روحانی درباره اختیارات محدود دولت در مطلبی نوشت: «آقای روحانی به نکته‌ای اقرار کرده که می‌شد در همان ماه‌های اول کار به آن اشاره کرد، نه اینکه بعد از 6 سال مطرح شود. آیا طرح این مسئله با چنین کلمات و چنین سیاقی به معنای آن نیست که مردم خیالشان از پاسخ به وعده‌ها آسوده باشد؟ نکته نهایی اینکه، طرح چنین سخنانی قبل از اینکه راهی به دهی باشد، می‌تواند به‌آسانی برهم زننده ساختارهایی باشد که از قضا ریاست جمهوری هم در آن تعریف می‌شود.»
در سال 92 و در جریان رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری، روحانی قسم جلاله خورد که «اگر مشکلات این کشور راه‌حل نداشت من کاندیدا نمی‌شدم». اما حالا علیرغم سپری شدن 6 سال از عمر دولت، روحانی در اظهارنظری تأمل برانگیز گفته است که اختیارات دولت در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد و سیاست خارجی محدود است.
متاسفانه دولت در زنگ حساب و موسم پاسخگویی، با ادعاهایی همچون «اختیارات محدود» و «کارشکنی در روند اقدامات دولت»، از ارائه گزارش عملکرد شانه خالی می‌کند. گفتنی است طبق بودجه مصوب سال 1397، رقم کل بودجه کشور حدود 1200 هزار میلیارد تومان است که جدول مشهور به 17 که مؤسسات خاص غیر دولتی را شامل می‌شود طبیعتاً سهمی از این بودجه دارند. گرچه جریان اصلاح‌طلب و حامیان دولت این نهاد ها را به دریافت بخش قابل‌توجهی از این بودجه متهم می‌کنند، اما همه ارگان‌های نظامی تحت عنوان نیروهای مسلح تنها حدود 4 درصد از میزان بودجه هر سال را به خود اختصاص می‌دهند. علاوه‌بر این، باید به این نکته نیز اشاره شود که از 1200 هزار میلیارد تومان بودجه مصوب سال جاری، سهم نهادها و شرکت‌های زیر نظر و وابسته به دولت، بیش از 800 هزار میلیارد تومان می‌باشد.
آمریکا تسلیم شد و به اینستکس رضایت داد!
روزنامه شرق دیروز در یادداشتی نوشت: «فضای این روزها که هر لحظه خبری جدید از اعلام شماره تلفن تا عبور ناو آمریکایی از کانال سوئز و استقرار بمب افکن B52 در قطر روی تلکس خبرگزاری‌ها می‌رود... شاید به‌واسطه وجود همین فضای مه‌آلود بروز آثاری از نوعی تغییر موضع آمریکای ترامپ[!] در قبال ایران مغفول واقع شد.»
سپس نویسنده، رضایت آمریکا به اینستکس و شماره تلفن دادن ترامپ را سیگنال مثبت آمریکا می‌داند. وی، آنچه را تغییر رویه آمریکا نامیده به فال نیک می‌گیرد و می نویسد: «این تغییر زیرپوستی را می‌توان در جایگزینی دیپلماسی قدرت اجبار با دیپلماسی اجبار در همین آشفته‌بازار اخبار نگران‌کننده سراغ گرفت.» سوال آنکه چرا عده‌ای قلم به دست و سرسپرده غرب به بزک آمریکا مشغول هستند؟ چنانکه در این یادداشت نیز خواندید نویسنده مدعی شده ترامپ تغییر مسیر داده و در ادامه، این تغییر «زیرپوستی» را امکانی می‌داند که ترامپ برای برون رفت از بحران فراهم کرده است: «توضیح آنکه ابزار قدرت اجبار صرفاً تنبیهی است، در حالی که دیپلماسی اجبار تشویق و تنبیه را در هم می‌آمیزد و راه را برای برون رفت از شرایط حاد و بحران باز می‌گذارد و به سیاسیون این امکان را می‌دهد که وجهه‌شان حفظ شود و به کلی از آثار و تبعات سوءتسلیم و سرافکندگی رهایی یابند.» نخست آنکه اگر نویسنده اندکی هم به اخبار مراجعه می‌کرد حتماً می‌دید که در این اواخر حتی پمپئو و بولتون هم صریحاً گفته‌اند که اقدام سخت یا نبرد نظامی (نه به صورت محدود و نه گسترده) در برنامه آنها نیست. این نکته گویای آن است که تغییر روشی از سوی آمریکا رخ نداده است. دوم آنکه آنجا که نویسنده یادداشت و به تبع آن روزنامه شرق مدعی شده‌اند «از تبعات سوءتسلیم رهایی یابند» اگر مقصود آمریکا باشد که یعنی نویسنده این تغییر زیرپوستی را تسلیم شدن آمریکا می‌داند، تنها می‌توان به این حد از ساده لوحی تأسف خورد. اروپا و آمریکا در نقشه‌ای دقیق چنان پیش می‌روند که اولاً با زمان خریدن از طرفی و فشارهای اقتصادی آمریکا از سویی دیگر اقتصاد ایران را ضعیف کنند و همچنین کار را به جایی برسانند که اگر اینستکس روزی شروع به کار کرد در داخل ایران (به سبب بسترسازی کسانی از قبیل نویسنده این یادداشت و رسانه‌هایی مانند شرق) همه دست و جیغ و هورا بکشیم که بله آمریکا تسلیم شد.
تا دیروز می‌گفتند «اختیار» نداریم حالا «خبر» هم ندارند!
روزنامه ایران، گفت‌وگویی را با دبیر کل کارگزاران منتشر کرده است. ارگان دولت در این مصاحبه از کرباسچی درباره واکنش انتقادی رسانه‌های انقلابی به تیتر و عکس روی جلد نشریه صدا پرسیده است. برآیند پاسخی که وی داده، تأیید و اعتراف به دو قطبی‌سازی مدعیان اصلاح‌طلبی است؛ کرباسچی گفته است: «ممکن است که کسی اطلاعاتی داشته باشد که ما اصلاح‌طلبان آن را نداشته باشیم و براساس این اطلاعات، اعتماد به ‌نفس فوق‌العاده‌ای در آنان باشد و مطمئن باشند که آب از آب تکان نمی‌خورد و یا اینکه امکان دارد از شرایط زندگی مردم و مشکلاتی که آنان دارند، خبر نداشته باشند. اما اصلاح‌طلبان و یا سیاسیونی که با مردم سروکار دارند می‌دانند که آنان گرفتار هستند و نگرانی‌شان هم بابت معیشت آنان است. آقایان تندرو اگر اشتراک مساعی کنند و آن اطلاعات اعتماد به ‌نفس‌آور را هم در اختیار مردم بگذارند شاید نگرانی‌های ما هم رفع شود.» حتی اندیشکده‌های خارجی به دست برتر و موقعیت فتح جمهوری اسلامی و توخالی و تئاتری بودن تهدیدات آمریکا تصریح دارند. امروز ثابت شد که خروج دولت از روند انفعال، دشمن را به عقب نشینی بیشتر می‌دارد. ترامپ قبلاً سیگنال مذاکره می‌فرستاد و ژست دیپلماسی می‌گرفت، به تازگی شماره تلفن هم داده است. فهم اینکه ترامپ جز مذاکره در برابر اقتدار مثل‌زدنی ایران اسلامی راهی ندارد، موضوعی نیست که فهم آن سخت باشد. آن هم در شرایطی که هزینه‌کرد هفت تریلیون دلاری‌اش در غرب آسیا دود هوا شده و مجبور است در تاریکی به منطقه بیاید. آنچه آقای کرباسچی می‌گوید ممکن است اصلاح‌طلبان از آن خبر نداشته باشند، همین مطالب روشن و آشکار است. تا دیروز می‌گفتند اختیار نداریم، حالا خبر هم ندارند! نمی‌دانند یا می‌دانند و باز دو قطبی مذاکره ـ جنگ را با اسم رمز معیشت مردم می‌سازند؟ بازی در زمین دشمن از روی ساده‌لوحی است یا خیانت؟ همین طیف دنبال گفت‌وگوی ملی هم هست!
بنزین به خاطر انتخابات گران نشد؛ بماند بعد از اسفند 98!
روزنامه مردم‌سالاری در سرمقاله خود با عنوان «راه دشوار واقعی کردن قیمت سوخت» نوشته است: «این بار هم اگرچه نمایندگان محترم مجلس با هدف جلوگیری از افزایش فشار بیشتر به اقشار آسیب‌پذیر و جلوگیری از التهاب جامعه چنین تصمیمی را با هماهنگی دولت تصویب کردند... هرچند که تاریخ انقضای این تصمیم حاکی از رفع مسئولیت مجلسیان و واگذاری تصمیم به دوره بعدی نمایندگان مجلس است اما باید گفت علاج کار در این نیست و...»
در ادامه این مطلب آمده است: «سؤال قابل طرح این است که آیا تا به‌ حال شرکت‌های ایران‌خودرو یا سایپا پیشاپیش اعلام کرده‌اند که از یک تاریخ مشخص در آینده قیمت خودروهای تولیدی خود را افزایش خواهند داد؟ آیا هرگز از قصابی‌ها یا دیگر صنایع غذایی و مصرفی چنین مطلبی شنیده شده که از تاریخ مشخصی در آینده قیمت مواد و محصولات خود را افزایش خواهند داد؟ آنچه تاکنون مردم شاهد آن بوده‌اند این است که در موارد فوق‌الذکر همیشه در برابر کار انجام‌شده قرارگرفته‌اند. بدین‌صورت که به‌طور مثال وقتی برای خرید یا ثبت‌نام خودروی جدید می‌خواستند اقدام کنند یا وقتی به مغازه‌ها برای خرید مایحتاج ازجمله گوشت مراجعه می‌کردند از موضوع افزایش قیمت اجناس یا کالای مورد درخواست خود مطلع می‌شده‌اند. در رابطه با قیمت بنزین و دیگر فرآورده‌های نفتی هم یک راه‌حل پیشنهادی برای تغییر نرخ این است که افزایش قیمت به‌صورت پلکانی و طی برنامه‌ریزی مشخص (مثلاً در چند دوره سه‌ماهه هر بار 10 درصد به نرخ افزوده شود) اعلام شود.»
در بخش دیگری نیز آمده است: «در پایان باید گفت که همان‌گونه که دولت و مجلس خیال مردم را از عدم افزایش نرخ فرآورده‌ها تا پایان انتخابات مجلس (اسفند 98) دلگرم کردند، جا دارد برنامه‌های لازم برای همگامی این ثروت ملی با نرخ‌های جهانی را نیز با همکاری وزارت نفت تدوین و اعلام کنند تا مردم از هم‌اکنون آمادگی لازم جهت همراهی با تصمیم‌های درست دولت را داشته و اجرای برنامه‌های منطقی و ضروری آزادسازی نرخ فرآورده‌ها با درک صحیح و منطقی و همراهی رسانه‌ها به نتیجه مطلوب برسد.» ذکر این نکته ضروری است که انتخابات مجلس یازدهم در اسفند سال جاری برگزار خواهد شد. ازاین‌رو بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران سیاسی معتقدند، تعلل دولت روحانی برای اصلاح قیمت و اجرای سهمیه‌بندی بنزین در هماهنگی کامل با طیف مدعیان اصلاحات بوده و صرفاً به دلیل مسائل «انتخاباتی» است نه به خاطر کارشناسی اقتصادی و امنیتی و جلوگیری از قاچاق و هدر رفت مقادیر زیادی از ثروت کشور و ...؛ آن‌ها به این تحلیل رسیده‌اند که گرانی بنزین در شرایط کنونی، شانس پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی (اسفند 98) را از آن‌ها می‌گیرد.


نام:
ایمیل:
* نظر: