kayhan.ir

کد خبر: ۱۲۲۴۵۲
تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۸
تروریسم صهیونیستی-۱۶

تروریسم صهیونیستی برای رسیدن به اهدافش به یهودیان نیز رحم نکرد


 
 ترور يهوديان
از آن‏جا كه يهوديان عرب از مهاجرت به كشور جديد التأسيس اسرائيل اكراه داشتند، دولت اسرائيل توجه خود را به روى جابه‏جا كردن جوامع قديمى يهودى در كشورهاى عربى متمركز كرد. لذا در سال 1950.م صهيونيست‏ها براى اين كه يهوديان عراقى را مجبور به مهاجرت به اسرائيل كنند، توسط مزدوران خود، كنيسه‏هاى يهوديان عراق و ديگر مكان‏هاى متعلق به يهوديان را با بمب مورد حمله قرار دادند.
شايد بتوان، طرز تفكر كلى اسرائيل درباره‏ اين موضوع را، به بهترين وجه با اين بيانيه‏ رهبر هاگانا نشان داد:
«همان طور كه گفتم، نگرانى اصلى ما در سوريه و لبنان، تشويق جوانان به استقرار در فلسطين است. به طور كلى، يهوديان ميانسال و يهوديان كهنسال، با سرنوشت خو كرده‏اند؛ و تقريباً ممكن نيست بتوان آن‏ها را به ترك طرز تفكر و عادات نسل‏هاى گذشته، و آغاز زندگى جديدى در سرزمين‏هاى پدرانشان ترغيب كرد. انديشه‏ آغاز يك زندگى جديد براى آن‏ها بى‏معنى است.
ما تقريباً بايد طرز تفكر آن‏ها را بپذيريم. اما اين فرض را كه يهوديان جوان از وضع خودشان راضى مى‏باشند بايد رد كنيم. آن‏ها نبايد به همان راه تغييرناپذير والدين خود بروند. ما مصمم بوديم كه آن‏ها را به فلسطين بكشانيم، و زندگى آزاد و كار در خدمت وطن طبيعى را به آن‏ها نشان دهيم.»
دوران سال‏هاى بين 1948 تا 1955.م، كه بيشترين مهاجرت يهوديان شرقى از كشورهاى عرب به اسرائيل در آن اتفاق افتاد، شاهد وقوع حوادث ناگوار بى‏سابقه‏اى در روابط بين جوامع يهوديان شرقى و ساكنان كشورهاى عرب نيز بود. تلاش نويسندگان معاصر يهود در رابطه با اين موضوع، در جهت وضع سياست پيچيده‏اى صورت مى‏گيرد كه هدفش ايجاد تشنج ميان جوامع يهود و عرب به منظور ناراضى كردن جوامع يهودى شرقى، و سپس مهاجرت آنان به اسرائيل مى‏باشد.
انفجار كشتى حامل مهاجران يهودى
پس از اعلام تشكيل رژيم صهيونيستى در نيمه‏ ماه مه 1948.م، ميان رهبران سازمان‏هاى نظامى و تروريستى صهيونيست اختلاف درگرفت. از جمله‏ اين اختلاف‏ها، اختلاف مناخيم بگين، فرمانده سازمان تروريستى ايرگون با ديويد بن‏گورين، نخست‏وزير رژيم صهيونيستى بود. اين اختلاف و كشمكش بين رهبران صهيونيسم، به ويژه گروه‏هاى ايرگون و هاگانا، بر سر تقسيم اسلحه و مهمات كشتى آلتالن؛ منجر به قربانى شدن تعدادى از يهوديان سرنشين اين كشتى شد.
آلتالن (Altalene) كه يكصد و چهل و يكمين كشتى حمل و نقل غيرقانونى يهوديان به فلسطين بود، در ماه ژوئن 1948.م، بندر پورت دىبوك (Port-de-Bouc) در فرانسه را به مقصد تل‏آويو ترك كرد. در اثناى عزيمت كشتى، بگين با ديويد بن‏گورين، نخست‏وزير وقت، بر سر چگونگى تقسيم اسلحه و مهمات بين نيروهاى هاگانا و ايرگون، اختلاف پيدا كرد. بن‏گورين اين اختلاف را فرصتى يافت تا يكى از رقباى خود را از سر راه بردارد. از اين‏رو، تصميم گرفت چنان چه بگين بر نظر خود در مورد تقسيم محموله‏ كشتى پافشارى كند، به زور متوسل شود.
در 20 ژوئن 1948.م، آلتالن به تل‏آويو رسيد؛ و پس از اين كه جنگجويان مهاجر از آن پياده شدند، بن‏گورين دستور داد زير آتش توپخانه قرار گيرد. كشتى آتش گرفت و منفجر شد، و در اين بين 15 تن كشته شدند. بگين، بن‏گورين را متهم كرد كه دستور شليك به آلتالن را داده است تا خود او را، هنگامى كه در حال تخليه‏ محموله‏ روى عرشه بوده است، به قتل برساند.
ترور سياسى رهبران يهودى
- در ژوئيه‏ 1933.م، اولين مورد ترور سياسى در جريان مسأله‏ فلسطين، با قتل حييم ارلوسورف توسط يك گروه يهودى رقيب، اتفاق افتاد اعتقاد عموم بر اين بود كه ترور مذكور كار تجديدنظرطلبان يهود باشد. ارلو سوروف هنگام قتلش رئيس بخش سياسى آژانس يهود بود.
انفجار كشتى‏هاى حامل پناهندگان يهودى
تروريسم صهيونيستى نه تنها بر ضد غير يهودى‏ها انجام گرفته، بلكه دامنه‏ اين اقدامات، يهوديان را نيز در برگرفت. از جمله‏ اين اقدامات، انفجار كشتى پاتريا در تاريخ 25 نوامبر 1940.م در بندر حيفا است. طى اين انفجار، 276 مهاجر يهودى، كه اجازه‏ ترك كشور را نگرفته بودند، كشته و مجروح شدند. ماجرا از اين قرار بود كه پيش از آن تاريخ، انگلستان اعلام كرده ‏بود كه مهاجران يهودى كه بدون اجازه‏ قبلى وارد فلسطين مى‏شوند، اجازه‏ اقامت در كشور نخواهند داشت؛ و اين افراد در طى جنگ، به يكى از مستعمرات انگلستان منتقل خواهند شد. در همين زمان، طبق بيانيه‏ سياسى انگليس در 1939.م، اين كشور آماده بود تا به 75,000 يهودى در عرض 5 سال آينده، اجازه‏ ورود به فلسطين را بدهد. پذيرش مهاجران يهودى، بيشتر از اين مقدار، پس از 5 سال، بستگى به كسب اجازه از اعراب داشت. آژانس يهود به دلايل سياسى تصميم گرفت تا بيانيه‏ سياسى سال 1939.م انگلستان را، بدون توجه به مقدار سهميه‏ مهاجران، ناديده بگيرد.
در نوامبر 1940.م، چند صد يهودى را كه بدون كسب اجازه‏ قبلى وارد فلسطين شده بودند، سوار كشتى پاتريا كردند، تا آن‏ها را بر طبق بيانيه‏ سياسى سال 1939.م در طى جنگ، به مورتيوس ببرند. آژانس يهود كه خود ورود اين مهاجران غيرقانونى به فلسطين را سازماندهى كرده بود، تصميم گرفت كه براى داغ كردن مسأله از نظر سياسى، در كشتى پاتريا با 1900 پناهنده، خرابكارى كند. كشتى پاتريا، كه در حال ترك بندر حيفا بود، در 25 نوامبر 1940.م منفجر شد؛ و تعدادى از سرنشينان يهودى آن، كه همگى پناهنده بودند، كشته شدند.
صهيونيست‏ها اين انفجار وحشيانه را به مقامات انگليسى نسبت دادند. به مدت دو سال، حقيقت ماجرا پنهان ماند؛ تا اين كه ديويد ملينگر، خبرنگار روزنامه صهيونيستى جويش مورنينگ ژورنال، اعلام كرد كه چه كسى مسئول اين فاجعه بوده است. وى نوشت:
«در آن زمان، رهبرى هاگانا تصميمى گرفت كه سران آن از اين تصميم برخود لرزيدند. مفاد اين تصميم چنين بود كه به كشتى پاتريا اجازه‏ ترك حيفا داده نشود؛ زيرا بايد به انگليسى‏ها اين درس را آموخت كه امكان ندارد يهوديان سرزمين خود را ترك كنند. از اين‏رو لازم است كه كشتى پاتريا منفجر شود. اين فرمان بر روى عرشه‏ كشتى به اعضاى هاگانا ابلاغ شد، و آن‏ها در سكوت شب براى ارتكاب اين جنايت وحشتناك آماده شدند.»
ظهر روز يكشنبه 25 نوامبر 1940.م، مقام‏هاى انگليسى به مسافران اطلاع دادند كه به دريا بازمى‏گردند. يهوديان سكوت كردند. به جز يكى از افراد كه آهسته به ديگرى گفت كه به بالاى كشتى رود. روشن است كه اين نجوا را همه‏ يهوديان نشنيدند. صدها تن از آن‏ها در طبقه‏ پايين كشتى ماندند، و نتوانستند ديگر بار رنگ آفتاب را ببينند. ناگهان صداى انفجار برخاست، و ترس همه جا را فرا گرفت. منظره‏ى وحشتناكى بود. گروهى به درون آب پريدند؛ و امواج، كودكان را با خود بردند. فرياد مرگ فضا را آكنده بود. طبق آمار رسمى، شمار قربانيان به 276 تن رسيد. نماينده‏ عالى انگلستان به نجات‏يافتگان اجازه داد كه به خشكى پا گذارند.
پانزده ماه پس از آن تاريخ، يعنى در 24 فوريه‏ 1942.م، كشتى استروما در كنار دريا منفجر شد، و 769 مهاجر يهودى كشته شدند. اين كشتى با 769 مسافر غيرقانونى تحت راهنمايى گروه هاگانا عازم فلسطين بود؛ و در دسامبر 1941.م به بندر استانبول رسيد. بعد از چند هفته مذاكره، انگلستان كودكان را از حكم عدم ورود به فلسطين معاف كرد. اما مقامات ترك به كشتى دستور دادند كه استانبول را ترك كند. در 24 فوريه‏ 1942.م كشتى مذكور در درياى سياه منفجر شد، و تمام مسافران بدون استثنا كشته شدند.
آقاى ديويد استوليار، تنها بازمانده‏ حادثه، يك افسر هاگانا بود.
آژانس يهود بلافاصله اعلام كرد كه انفجار كشتى، يك اعتراض و خودكشى جمعى بوده است.
وسايل تبليغاتى آمريكا نيز مسئوليت مرگ اين افراد را متوجه انگليسى‏ها دانستند، و آن را نتيجه‏ سياست‏هاى انگلستان در مورد مهاجرت يهوديان به فلسطين قلمداد كردند.