kayhan.ir

کد خبر: ۱۰۳۶۱۸
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۰:۱۰

انديشه جهاني مهدويت و ضرورت‌های آن


یکی از سؤالات اساسی این است كه با وجود علوم و فنون مختلف، بحث كردن در موضوع مهدويت چه ضرورتي دارد؟ آيا اين بحث، يك بحث فرعي است يا جزء مباحث مهم و اصلي زندگي است؟ آيا سخن از مهدويت، نيازي از نيازهاي امروز ماست و مي­‌تواند تحوّلي اساسي در زندگي ما ايجاد كند؟
روشن است كه شناخت ضرورت و بايستگي اين موضوع، سبب تقويت انگيزه و نشاط در پیگيري اين بحث و به كارگيري تمام امكانات مادي و معنوي در جهت ترويج اين عقيده و راهبرد اساسي زندگي خواهد شد. بر اساس متون ديني، امامت و مهدويّت، هويت اصلي و اساسي مسلمين است و به همين دليل در رأس توصيه‌هاي پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) بوده است. امامت، اصلي است كه در راستاي اصول مهم دين، يعني توحيد و نبوّت، طرح شده و مكمّل و متمّم آن اصول است.
در مطلب حاضر ضرورت‌های پرداختن به بحث مهدويت در ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است.
***
1. بُعد اعتقادي
بدون شك، اعتقاد، ركن اصلي شخصيت انسان است كه اعمال و رفتار آدمي را شكل مي‌­دهد؛ به همين دليل، انبياي الهي در جهت اصلاح عقايد انسان‌ها كوشيدند. در اسلام، مردم به اعتقاد به خدا و پيامبر و سپس جانشينان پيامبر دعوت شده‌­اند و امام مهدي(عج) آخرين جانشين رسول خداست كه هر مسلماني مكلف است پس از شناخت او امامتش را بپذيرد و مطيع او باشد.
در متون ديني، معرفت امام، جايگاه بسيار مهمي دارد و اساس سعادت دنيا و آخرت دانسته شده است. قرآن كريم مي­‌فرمايد: يوم ندعوا كل أناس بإمامهم(1) روز قيامت، هر گروهي را با امام و پيشواي خود فرا مي­‌خوانيم.
و پيامبر اكرم(ص) مي­‌فرمايد: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية؛(2) هر كس بميرد، در حالي كه امام زمان خود را نشناخته است، به مرگ جاهليت مرده است.
امام حسين(ع) نيز در پاسخ كسي كه پرسيد: «[راه] معرفت خدا چيست؟» فرمود: [راه] شناخت خدا ] و اطاعت از او[ اين است كه مردم هر زمان، امام زمان خود را ـ‌ كه اطاعتش بر آنها واجب است ـ بشناسند. (3)
اين همه تأكيد بر اعتقاد به امام و لزوم شناختن او براي اين است كه پس از پيامبر خدا، «امام» راه مستقيم الهي است. هر كس بخواهد به خدا ايمان داشته باشد و از او اطاعت كند، بايد از امام زمانش فرمان برد و لازمه اطاعت، شناختن امام و پذيرفتن امامت اوست.
امام باقر(ع)مي فرمايد: لا يكون العبد مؤمناً حتي يعرف الله و رسوله و الائمة كلهم و امام زمانه و يردَّ إليه و يسلّم له (4)؛ هيچ بنده‌اي مؤمن نيست، مگر اينكه خدا و رسول او و همه امامان و امام زمانش را بشناسد و [همه امور را]به او برگرداند و تسليم [امر] او باشد.
به دليل همين اهميّت و لزوم معرفت است كه اهل بيت سفارش كرده‌­اند كه «معرفت» را از خدا بخواهيد: - اللهم عَرَّفني حجتك فانك إن لم تُعرَّفني حجتك ضللت عن ديني؛(5)خدايا! حجت خود را به من بشناسان كه اگر او را به من نشناساني، از مسير دين الهي، گمراه خواهم شد.
نكته­ مهم ديگر، اين است كه «معرفت امام» مثل «ايمان به خدا»، مراتب و درجات مختلفي دارد و هر كس به اندازه­ شناخت و معرفتش از امامت امام، بهره مي‌­گيرد. روشن است كه شناختِ نام و نسب امام، كافي نيست؛ بلكه كمترين حدّ معرفت، آن است كه شخص بداند امام، منصوب از طرف خداست كه به وسيله پيامبر يا امام پيشين به مردم معرفي مي‌­شود. او برخوردار از دانش الهي ـ و نه بشري ـ و معصوم از هر گناه و خطايي است. اطاعت از او در تمام امور، واجب و به منزله­ اطاعت از پيامبر و خداست.
2. بُعد اجتماعي
مهدويت از نظر اجتماعي نيز اهميت دارد؛ زيرا مهدويت نگاه روشن و اميدوارانه به آينده بشريت است. جامعه‌­اي كه آرمانش رسيدن به مدينه فاضله مهدوي است، جامعه­‌اي اميدوار است و در پرتو دين، به حركت و نشاط و پويايي، اميد دارد و از يأس و نوميدي در امان خواهد بود.
 نيز جامعه‌­اي كه به آينده زيبا و آرماني اميدوار است، همين امروز به صلاح و اصلاح مي‌­پردازد و با ارزش‌هاي اسلامي و انساني احيا مي­‌شود. بدينسان مهدويت، بهترين عامل براي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن و بسترسازي براي ترويج فضائل در افراد جامعه است؛ بويژه كه شناخت عميق افراد نسبت به امام مهدي(ع) با افزايش عشق و محبت آنها، زمينه­ اطاعت از امام را بيشتر فراهم مي‌­كند.
همچنين جامعه‌­اي كه به عدالت مهدوي دلبسته است و آرمانش تحقق عدالت در همه جهان و برچيده شدن ظلم و ستم از همه زمين است، حركتي عدالت‌خواهانه را در پيش مي­‌گيرد و براي آن، زمينه‌­سازي مي­‌كند. از همين‌جاست كه حركت­ها با رويكرد عدالت طلبي و ظلم ستيزي شكل مي‌گيرد؛ چنانكه انقلاب اسلامي ايران با هدف زمينه­‌سازي براي حكومت جهاني حضرت مهدي(ع)به راه افتاد و ملّت با همين انگيزه و آرزو، تمام امكانات مادي و معنوي‌اش را در مسير انقلاب فدا كرد.
3. بُعد سياسي
بشر در طول تاريخ خود، مكتب‌­ها و حكومت‌هاي زيادي را تجربه كرده است؛ ولي در هيچ يك از آنها گمشده خود را كه عدالت و صلح و امنيت است، پيدا نكرده و پيوسته در ناكامي و شكست قرار گرفته است. در دوره­‌هاي اخير كاپيتاليسم و كمونيسم نيز در پاسخگويي به نيازهاي بشر، ناكام ماندند كه نشانه­‌هاي آن، بحران اخلاقي و امنيّتي است كه به آن گرفتار شده‌­اند. حال تكليف اين بشر وامانده و سرگشته از ناكامي‌ها و شعارهاي بي‌عمل و نظاره‌گر سراب‌ها چيست؟
 امروز بشريت به دنبال انديشه­ سياسي ديگري است كه ارزش‌هاي انساني را در آن بيابد و آن، انديشه­ سياسي اسلام و حكومت مهدوي است كه در رأس آن، شايسته­‌ترين مردم قرار گرفته است. نظريه مهدويت، يك انديشه جهاني است و اين انديشه براي جهان و اداره آن، طرح و برنامه دارد. مهدويت در عرصة حكومت، داراي اهداف بلند و ارزشي است و حتي مي‌تواند براي حكومت ديني در عصر غيبت، يك طرح راهبردي باشد.
به علاوه مهدويت از بُعد سياسي «نظام ولايت فقيه» را به عنوان نيابت از مهدي(ع) در زمان غيبت، طرح مي‌كند و الگوي مناسبي از حكومت صالحان و نيكان را به جهانيان ارائه مي‌نمايد. اين نظام سياسي، تداوم نظام سياسي مهدوي است و پذيرش و سر سپردن به فرمان ولي فقيه، در ادامه اطاعت پذيري از امام زمان است. بنابراين مهدويت، ضامن شكل­‌گيري يك نظام الهي به سرپرستي فقيه جامع شرايط است كه حركت جامعه اسلامي را در جهت آرمان‌هاي قرآني و مهدوي قرار داده، امت را براي فراهم كردن زمينه­‌هاي ظهور مهدي و حكومت جهاني او بسيج مي­‌كند؛ چنانكه در جريان انقلاب بزرگ خميني كبير، شاهد آن بوده‌­ايم.
4. بُعد تاريخي
مهدويت از بُعد تاريخي، سابقه­‌اي طولاني دارد. تاريخ اسلام و مسلمين از همان آغاز با اين موضوع گره خورده است. در روز بزرگ غدير، پيامبر(ص) همگام با معرفي امام علي(ع) به عنوان امام پس از خود، همه امامان و از جمله حضرت مهدي(ع) را معرفي كرد و ظهور او را به همگان بشارت داد. پس از آن، يك يك امامان از حضرت مهدي و ظهور او گفتند. بنابراين برخلاف ادّعاي بعضي از گمراهان، مهدويت، سخن امروز و ديروز نيست؛ بلكه تاريخي به گستره­ تاريخ اسلام دارد؛ پس بحث كردن درباره­ مهدويت، سخن گفتن درباره­ متن اسلام و قرآن و سنت پيامبر اكرم(ص) است و مهدويت، حقيقتي است كه همه تاريخ اسلام، پشتوانه­ آن است.
 نيز تاريخ طولاني شيعه و پيروان اهل بيت گواه است كه بخش مهمي از هويت تشيع، مهدويت و انتظار ظهور مهدي(ع) بوده است؛ بويژه در طول حدود دوازده قرن غيبت امام مهدي، آثار علمي و عملي عالمان شيعه پيوسته در مسير ترويج اين حقيقت و تبيين موضوعات و مسائل آن بوده است.
5. بُعد فرهنگي
از مهمترين وظايف ما، گسترش فرهنگ مهدويت و زمينه‌­سازي ظهور و فرج امام عصر(ع) است. در اين بخش بايد راهبردي اساسي و روشن، پيش‌رو داشته باشيم كه برخي از محورهاي آن به شرح زير است:
1. تبيين و ترويج فرهنگ انتظار
انتظار به معناي آمادگي براي امر ظهور است. لازم است همه امكانات و توانايي‌هاي جامعه در مسير زمينه‌سازي و تحقق ظهور سازماندهي شود و همه عناصر مؤمن و منتظر فرج براي اين هدف بزرگ، بسيج شوند. شكل­‌گيري چنين فرايندي به يك برنامه جامع و كامل نياز دارد كه اهداف ياد شده را در نظر بگيرد و مسير روشني را براي تحقق آنها ترسيم كند.
2. آسيب‌­شناسي
مهدويّت، يك عقيده اسلامي و راهبرد اساسي براي پيشرفت همه جوامع بشري و بويژه جامعه­ بزرگ اسلامي است.
همه بايد هوشيار باشند كه برخي آسيب‌­هاي فرهنگي، سبب انحراف در عقايد و باورهاي مردم نشود و مفاهيم بلند مهدوي را به معاني پَست و فرودست نكشاند؛ براي نمونه، تفسير غلط از انتظار مهدي(ع) يا تعيين وقت براي ظهور، آسيب­‌هايي است كه اين مجموعه فرهنگي نجات‌­بخش را تهديد مي­‌كند و آثار ارزشمند و حياتبخش آن را مخدوش مي‌­نمايد. بنابراين همگان بويژه متوليان فرهنگ جامعه بايد مراقب انحرافات باشند و پيوسته مسير صحيح را براي قشرهاي مختلف بيان كنند.
3. دشمن­‌شناسي
دشمن از هر سلاحي استفاده مي‌­كند تا از رشد تفكر مهدويت در جامعه، جلوگيري كند؛ بويژه در اين زمان با توجّه به تنوع ابزارهاي فرهنگي، اين سياست شيطاني با امكانات بيشتري دنبال مي‌­شود. فضای مجازی اعم از سايت‌ها و وبلاگ‌­ها و غیره، مجلات، كتب و حتي فيلم­‌ها و بازي‌هاي كامپيوتري عرصه‌­اي است كه دشمن براي تخريب فرهنگ مهدويت از آنها بهره مي‌­گيرد. معتقدان و منتظران مهدي(ع) بايد بكوشند با شناخت عميق از مهدويّت از همين ابزار و در جهت مقابله با ترفندهاي دشمن و خنثی‌سازي عمليات خرابكارانه مخالفان مهدويت بهترين بهره را ببرند.
*بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
__________________________
1. اسراء، 71.
2. كمال الدين و تمام النعمهًْ، مترجم منصور پهلوان، ج2، ح9، ص409.
3و4. كافي، تهران، ج1، باب معرفة الامام و الرد اليه، ح2، ص180.
5. تمام دعا اين است: «اللهم عرفني نفسك فانك إن لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك. اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك، اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني» (كافي، ج1، باب في الغيبه، ح5، ص337).