نگاهی به فیلم «شماره 17 سهیلا»
دویدن در پی سرنوشت در کوچههای توهم
گالیا توانگر
فیلم «شماره 17 سهیلا» علی رغم آنکه از سوژه اجتماعی مهمی برخوردار است، اما در واکاوی علل اصلی مسئله، به بیراهه رفته است. به طوری که فیلم نه تنها به دلایل اصلی و واقعی بالا رفتن سن ازدواج بانوان نمیپردازد که سراسر فیلم توهین آشکار به کرامت دختران است.
در سکانسهایی که سهیلا با خواستگارهای قدیمی خود دوباره رو برو میشود، این طور نشان داده میشود که سهیلا به دلیل اخلاق بدش محکوم به این سرنوشت شده است! حال آنکه سراسر فیلم با شخصیتی آرام و منطقی از سهیلا روبرو هستیم. غفاری حتی با انتخاب بازیگری که چاق محسوب میشود، سعی کرده است یکی دیگر از دلایل تجرد دختران سن بالا را به وضعیت ظاهری ایشان نسبت دهد!
در سکانس رویارویی با خواستگاران گذشته سهیلا میگوید شاید نفرین شدهام که دراین سن نه ازدواج کردهام و نه شغلی دارم؛ اما در واقعیت جامعه خود چه بسیار دخترانی را سراغ داریم که اگرچه از ازدواج باز ماندهاند؛ اما هرگز به دامن دلسوزی دیگران در نیفتادهاند. سخت تحصیل کردهاند و اتفاقا از موقعیت اجتماعی خوبی هم برخوردارند. ضمن اینکه خیلی از این دختران، تجرد را نه به عنوان یک سبک زندگی دلخواه، بلکه به عنوان جبری که شرایط زمانه اعم از اقتصادی و فرهنگی به ایشان تحمیل کرده، به ناچار پذیرفتهاند.
شاید بهتر بود کارگردان فیلم با توجه به اینکه خودش عضو جامعه نسوان نیست، درباره مشکلات مردان مجرد سن بالا فیلمی تهیه میکرد، بلکه به درد اصلی نزدیکتر میشد.
علی رغم اینکه در نشست خبری فیلم «شماره 17 سهیلا» کارگردان عنوان کرده که مصلح اجتماعی نیست تا راهکار دهد و تنها به بیان درد ازدواج درسن بالا اکتفا کرده است، باید بگویم سکانس پایانی فیلم به بدترین شکل به بیان راهکاری دم دستی پرداخته است.
سهیلا در تردید ماندن با جوانی که تقریبا یک دهه با او فاصله سنی دارد، در میماند و درست درمرز بین ماندن و رفتن ناگهان با هیجان و شتاب از تاکسی پیاده شده و با نیت دست یابی به سهل الوصولترین گزینه به دنبال جوانک در خم کوچه میدود.این درماندگی و خفت حتی در مکالمات بانوان مراجعهکننده به موسسه ازدواج هم کاملا مشهود است. مثلا از زبان بانوی 50 سالهای میشنویم که او انتظار ازدواج با فردی 5 سال کوچکتر از خود را دارد. براستی درد تجرد قطعی بسیاری از مستعدترین و متعهدترین دختران جامعه امروز ما این قبیل بهانههاست؟ آیا اکثریت این دختران در آشوب تجرد حاضرند به دم دستیترین گزینهها تن داده و در خم کوچههای شهر به دنبال گزینهای برای ازدواج بدوند؟