کد خبر: ۹۵۲۴۳
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۲۲:۴۵

اخبار ویژه




وزارت کشور دولت اصلاحات در انتخابات مجلس ششم با هاشمی چه کرد؟
فرزند وزیر کشور دولت اصلاحات مدعی شد اصلاح‌طلبان از اینکه (مرحوم) هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم سی‌ام شد، ناراحت بودند.
روزنامه اعتماد در مطلبی به قلم سید مصطفی موسوی لاری نوشت: سال 78، انتخابات مجلس ششم به رغم مخالفت‌های بسیاری از سیاسیون دوم خردادی، آیت‌الله (هاشمی) قدم به عرصه انتخابات نهاد. من مانند هر نوجوان اصلاح‌طلبی به لیست اصلاح‌طلبان رأی دادم. آن روزها بیشتر زمانم را در ستاد انتخابات کشور می‌گذراندم. نتایج انتخابات در شهرهای مختلف را رصد می‌کردم و از پیروزی مقتدرانه اصلاحات لذت می‌بردم. نتایج تهران دیرتر از دیگر شهرها مشخص می‌شد و دغدغه بیشتر مسئولان وزارت کشور حضور یا عدم حضور هاشمی رفسنجانی در مجلس بود. خاطرم هست به دفتر ابوی وارد شدم و متوجه شدم آخرین لیست تهران را در دست دارند. به سرعت خودم را به ایشان رساندم و به لیست نگاه کردم. آقای تاجزاده که با حالتی عصبی در حال قدم زدن در اتاق بود، ناگهان برگشت و به من گفت: تو نگاه نکن! ابوی ناخودآگاه با این حرف لیست را از چشم من دور کرد. خنده‌ام گرفت و متعجب نگاه کردم. آقای تاجزاده گفت: اول از همه به انتهای لیست نگاه کردی، می‌خواستی ببینی آقای هاشمی کجاست. در آن مقطع زمانی ایشان نفر 31 شده بودند و آقای تاجزاده و وزیر کشور بسیار نگران بودند. در نهایت آقای هاشمی نفر 30 تهران شدند و بعد با ابطال بخشی از آراء ایشان به نفر 20 صعود کردند و سپس از حضور در مجلس انصراف دادند.
فرزند موسوی لاری سپس فصل مشبعی در تمجید و ستایش از آقای هاشمی نوشته است: القای ناراحتی اصلاح‌طلبان از ماجرای انتخابات مجلس ششم و سی‌ام شدن هاشمی در حالی است که این طیف به واسطه انبوه نشریات خود و انتشار کتاب‌هایی - با کمک یا سکوت و همراهی وزارت ارشاد- هاشمی را تبدیل به عالیجناب سرخپوش قتل‌های زنجیره‌ای کرده‌اند و در انتخابات هم به او لقب «آغاسی» دادند.
اما نکته جالب، مصاحبه 9 دی 1391 محسن هاشمی با روزنامه بهار است که می‌گوید «ایشان (مرحوم هاشمی) در انتخابات مجلس ششم بیستم شد، اگر صندوق‌ها را باز می‌کردیم شاید انتخابات تهران باطل می‌شد. کتابی هست به نام انصراف که حاج آقا دلایل انصراف‌شان را از انتخابات مجلس ششم نوشته‌اند. آن موقع مسئول انتخابات ]تاج‌زاده[ فهرست را می‌خواند ولی اسم ایشان را نمی‌خواند. من مدام تماس گرفتم و گفتم چرا نمی‌خوانید؟ گفت؛ ما هنوز به رأی آیت‌الله هاشمی شک داریم. بعد شکایت شد و یک بساطی راه انداختند که اگر یادتان باشد کاریکاتور آغاسی را کشیدند. من آن موقع رئیس دفتر حاج آقا بودم، به شورای نگهبان شکایت شد. برخی از صندوق‌ها را باز کردند و هر صندوقی که باز می‌شد آرای آن مخدوش بود و باطل اعلام می‌شد. تا 30 درصد بازشماری شد و حاج آقا بیستم شد، بعد گفتند دیگر ادامه ندهید چون مجبور می‌شوند انتخابات تهران را باطل کنند. وقتی از 30 به 20 رسیدند دیدند انتخابات در تهران مخدوش است، افراطی‌های اصلاح‌طلبان و اجرایی‌های آنها تقلب کرده بودند.»

دولت اگر درآمد نداشت چرا هزینه‌های جاری را 3 برابر کرد؟!
یک مقام دولتی می‌گوید بدهی دولت به بانک‌ها ظرف 3 سال گذشته دو برابر شد اما دولت چاره و مفری نداشت.
هادی حق‌شناس معاون سازمان بنادر و دریانوردی در روزنامه اعتماد نوشت: افزایش بدهی دولت به بانک‌ها ظرف سه سال گذشته رشد چشمگیری داشته و همین امر تردیدهایی را نسبت به عملکرد دولت ایجاد کرده است. در این سه سال بدهی دولت به بانک‌ها از 103 هزار میلیارد تومان به 209 هزار میلیارد تومان افزایش یافت که حاکی از دو برابر شدن این نرخ است. البته باید گفت دولت چاره‌ای نداشت و مجبور بود به این روند تن دهد، چرا که درآمدزایی قوه مجریه در این مدت کم بود و هیچ مفری برای بهبود آن وجود نداشت. بدهی‌های دولت به سه بخش عمده تقسیم می‌شوند، بدهی به صندوق‌های بازنشستگی، به پیمانکاران و تسهیلاتی که از سوی بانک‌ها تحت عنوان تسهیلات تکلیفی پرداخت می‌شود. دولت ایران ظرف سه سال گذشته مهم‌ترین منبع درآمدی که داشت را نتوانست به درآمدزایی برساند. این منبع نفت است و با توجه به کاهش جهانی قیمت طلای سیاه، سطح درآمدزایی در این بخش کاهش چشمگیری داشت. اگر درآمدهای نفتی افزایش می‌یافت، احتمالاً دولت امکان بیشتری برای جبران بخشی از بدهی‌هایش می‌داشت که چنین نشد.
این اظهارات در حالی است که عقل می‌گوید- و کارشناسان اقتصادی تأیید می‌کنند- «چو دخلت نیست، خرج آهسته‌تر کن». به عنوان مثال در حالی که دولت می‌گوید نرخ تورم را به 8 درصد رسانده، هزینه‌های جاری (و نه عمرانی) دولت 3/2 برابر شده و در لایحه بودجه 96 از 104 هزار میلیارد تومان به 340 هزار میلیارد تومان رسیده است. آیا با عنایت به افزایش 10-12 درصدی حقوق کارمندان و کارگران، این افزایش هزینه‌ها در جیب مردم رفته یا نصیب مدیران نجومی و حیف و میل‌ها و ریخت و پاش‌ها شده است.

تاجیک: بی‌اثری برجام مردم را نسبت به دولت واخورده کرد
مشاور رئيس جمهور در دولت اصلاحات می‌گوید، اصلاح طلبان نباید نقش پطروس فداکار را بازی کنند و هزینه توقف در روحانی را بپردازند.
محمدرضا تاجیک در گفت‌وگو با روزنامه آرمان با اشاره به ریزش آرای روحانی اظهار داشت: بدون شک آستانه تحلیلی انتخابات 96 در لایه‌ها و سطوح مختلف با انتخابات 92 متفاوت است. شرایط ذهنی و روانی مردم و اصلاح‌طلبان از انتخابات 92 تاکنون دچار تغییرات جدی شده است. آمار و ارقام نیز نشان می‌دهد در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 نمی‌توان به راحتی از پیروزی یک گزینه انتخاباتی سخن گفت.
در شرایط کنونی برخی از اصلاح‌طلبان دچار نوعی «خود کم‌بینی» شده‌اند و احساس می‌کنند باید در زیرسایه دیگران در فضای سیاسی زیست کنند. این افراد گمان می‌کنند برای ادامه حیات خود باید با کارت دیگران بازی کنند.
وی ادامه می‌دهد:‌ جریان اصلاحات نباید سرنوشت خود را به حیات کسانی گره بزند که در سیاست اجرایی به ویژه در زمینه مسائل داخلی موفقیت چندانی نداشته و در مسائل خارجی نیز با مشکل اجرایی شدن برنامه‌های خود مواجه شده‌اند. به همین دلیل اصلاح‌طلبان نباید وارد بازی‌ای شوند که از فوایدش کمترین بهره را ببرند و از مضرات آن بیشترین سهم نصیب آنها شود. عقل سیاسی حکم می‌کند اصلاح‌طلبان وارد بازی شوند که سودش بیشتر از زیانش باشد. این در حالی است که اصلاح‌طلبان در حال وارد شدن در بازی هستند که ضررش بیشتر از سود آن است. این اتفاق در چهار سال اول دولت آقای روحانی برای اصلاح‌طلبان رخ داده است. به نظر من این اتفاق در چهارسال دوم به دلیل اینکه دولت نیازی به پشتوانه اصلاح‌طلبی خود ندارد ممکن است به صورت عمیق‌تر و جدی‌تری برای اصلاح‌طلبان رخ بدهد. البته سخن من به معنای «عبور از روحانی» نیست. منظورمن این است که ما نباید هزینه توقف در روحانی را با عبور از گفتمان اصلاح طلبی تامین کنیم. سرمایه تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اصلاح‌طلبان به راحتی و «یک شبه» به دست نیامده که ما آن را به راحتی و «یک شبه» از دست بدهیم. جریان اصلاحات نباید در پای قدرت ذبح شود.
تاجیک گفت: در شرایط کنونی چندین عامل وجود دارد که اصلاح‌طلبان را مجبور می‌کند خود را برای هر شرایطی آماده کنند. نخست کارکرد دولت آقای روحانی است. بدون شک در چهار سال گذشته دولت آقای روحانی کارکردهای زیبا، مثبت و ایجابی فراوانی داشته است. با این وجود دولت آقای روحانی در زمینه اقتصادی عملکرد قابل قبولی نداشته و به همین دلیل مردم با «فقر فزاینده» مواجه شده‌اند و زندگی آنها به سختی می‌گذرد. از سوی دیگر برخی از شعارهای مهم آقای روحانی که به مسائل داخلی مربوط می‌شد تاکنون محقق نشده و بیشتر تمرکز دولت روی مسائل سیاست خارجی و برجام قرار گرفت. دولت تدبیر و امید تلاش کرد افکار عمومی را از طریق برجام به خود معطوف کند. این در حالی است که مردم بیش از آنکه برجام را به صورت تئوریک و فیلسوفانه فهم و درک کنند به صورت انضمامی تاثیر برجام را بر زندگی معیشتی خود فهم و درک می‌کنند. حتی اگر مفروض بگیریم که برجام مواهب زیادی برای جامعه امروز ایران داشت بدون شک موفق نشده در زندگی روزمره مردم جامعه تاثیرگذار باشد. به همین دلیل نوعی «واخوردگی» و «واگرایی» در سطحی از مردم نسبت به دولت به وجود آمده است.
وی یادآور شد: پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری نیاز دولت به جریان اصلاحات نیز کمتر می‌شود و همین مسئله احتمال تغییر را بیشتر می‌کند. جریان اصلاحات باید پیش‌بینی این شرایط را انجام بدهد که با توجه به کارت‌هایی که روی میز بازی قرار داده در آینده چه سهمی از پازل قدرت خواهد داشت. متأسفانه برخی از اصلاح‌طلبان نقش پطروس فداکار را برای دولت بازی و عنوان می‌کنند ما تنها برای فداکاری در صحنه حاضر شدیم و به دنبال سهم‌خواهی نیستیم. جریان اصلاحات به هیچ عنوان حاضر نیست برای رسیدن به قدرت و حضور در مناصب دولتی به هر حشیشی متوسل شود. منظور من سهم گفتمان و جریان اصلاحات در قدرت آینده کشور است. جریان اصلاحات «پطروس فداکار» آقای روحانی نیست که همه سرمایه‌های خود را برای حمایت از ایشان به میدان بیاورد، اما سهم اندکی از قدرت آینده کشور داشته باشد یا اینکه اصلا سهمی به آن تعلق نگیرد. قرار نیست جریان اصلاحات خود را خم کند تا آقای روحانی روی دوش آن قرار بگیرد و وارد پاستور شود و بعد دو طرف با هم خداحافظی کنند.

روحانی ممکن است مستقل از اصلاح‌طلبان نامزد شود
یک فعال اصلاح‌طلب گفت روحانی احتمالا مستقل از اصلاح‌طلبان نامزد می‌شود.
سیدفاضل موسوی در پاسخ این سؤال روزنامه آرمان که «آقای روحانی تا چه اندازه تمایل به حمایت اصلاح‌طلبان از خود در انتخابات ریاست‌جمهوری دارد؟» گفت: اتفاقا این مورد یک دغدغه جدی است که شاید آقای روحانی تمایل داشته باشد بدون در نظر گرفتن شرایط و بدون اهمیت به پایگاه اصلاح‌طلبان وارد رقابت با اصولگرایان شود.
اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، شرایط برای روحانی در دور دوم چگونه خواهد بود؟ وی در پاسخ این سؤال تصریح کرد: اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، شرایط برای روحانی مشکل خواهد شد، زیرا روحانی هم از لحاظ رای‌گیری اقدام قابل توجهی انجام نداده. واقعیت این است که اردوگاه اصلاح‌طلبان در مورد شخص خاصی فعلا تصمیم نگرفته است، آنچه برای اردوگاه اصلاح‌طلبان مطرح می‌شود توانایی مدیریت اجرایی فرد مورد حمایت آنهاست تا منافع ملی تامین شود.
یعنی امکان رقابت اصلاح‌طلبان با روحانی وجود دارد؟
با وضعیت فعلی احتمالا دو نفر از جریان اصلاحات به انتخابات ورود پیدا خواهند کرد نه اینکه با روحانی رقابت کنند، بلکه به وی کمک کنند تا پیروز انتخابات شود.

مؤتلف استراتژیک یا عالیجناب سرخپوش؟!
عاملان ترور شخصیت مرحوم هاشمی رفسنجانی، با انتشار ویژه‌نامه‌ای در مناقب وی قلمفرسایی کردند.
نشریه صدا که چندی پیش به خاطر طنزی اهانت‌‌آمیز، و برای توقیف نشدن، انتشار خود را متوقف کرده بود، به بهانه درگذشت حجت‌الاسلام   والمسلمین هاشمی ویژه‌نامه‌ای تحت عنوان «حماسه اکبر» را منتشر کرد که کسانی چون سعید حجاریان و عماد باقی (پدرزن قوچانی سردبیر نشریه) در آن به تمجید و تملق و ستایش از هاشمی پرداختند. امثال حجاریان (یا روزنامه صبح امروز) و کسانی چون اکبر گنجی و عماد باقی از جمله عناصر اصلاح‌طلبی بودند که ضمن تحریف‌گری در قتل‌های مشکوک زنجیره‌ای، آن را به نظام نسبت داده و مرحوم هاشمی رفسنجانی را «عالیجناب سرخپوش» (آمر پشت‌پرده قتل‌ها) معرفی کردند!
باقی نسبت اصلاح‌طلبان با هاشمی - مردی که او را آمر قتل‌های زنجیره‌ای می‌دانستند - را «ائتلاف استراتژیک، اختلاف تاکتیکی» خوانده است.
جالب اینکه محمد قوچانی سردبیر نشریه صدا، خود سال‌ها قبل از اینکه اصلاح‌طلبان به حمایت از هاشمی تظاهر کنند، کتابی با عنوان پدرخوانده و راست‌های جوان نوشته و با ادبیات مافیایی، مرحوم هاشمی را پدرخوانده توصیف کرده بود.

شکاف 68 درصدی میان مزد و معیشت
یک روزنامه حامی دولت نوشت شکاف میان مزد و معیشت به 68 درصد رسیده است.
روزنامه اعتماد نوشت: اغلب سرپرستان خانوار که بر اساس نرخ تعیین شده وزارت کار دستمزد می‌گیرند 812 هزار تومان درآمد دارند ولی نیاز خانواده‌شان به طور میانگین در یک ماه دو میلیون و 563 هزار تومان است. اگر حداقل خرج ماهانه‌شان را هم در نظر بگیریم که دو میلیون و 35 هزار تومان است، باز هم شکاف زیادی بین درآمدها با هزینه‌ها خودنمایی می‌کند. تازه‌ترین آمارها در یک جمله ساده می‌شود؛ یک میلیون و 751 هزار تومان کسری دخل و خرج خانواده‌ها. حداقل معیشت خانوارهای 3-4 نفره برای امسال را خانه کارگر محاسبه کرده است. جدیدترین برآورد این مرکز نشان می‌دهد اختلاف بین مزد و معیشت به 68 درصد رسیده است. به بیان دیگر اگر قرار باشد حداقل دستمزد، میانگین هزینه یک خانوار را تأمین کند، دستمزد 812 هزار تومانی، باید بیش از سه برابر افزایش داشته باشد. این در حالی است که بند دو ماده 41 قانون کار تصریح کرده است: «حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی‌های کار محول شده را موردتوجه قرار دهد، باید به اندازه‌ای باشد تا زندگی یک خانواده که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می‌شود را تأمین نماید.» این ماده بیش از دو دهه است که به محاق رفته و حال دو مشکل مهم کشور؛ فقر فزاینده و نرخ بیکاری بالا عنوان می‌شود.
captcha