کد خبر: ۹۴۶۴۹
تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۰

ثانیه‌شمار دلهره و ناخوشی اورژانس



فریده شریفی                                            
مصدومی که وسط خیابان افتاده، در حال گذشتن از خیابان با موتور تصادف کرده است. همه به هم می‌گویند به 115 زنگ بزنید هر کس با گوشی همراه خود تلاش می‌کند به 115 زنگ بزند.
بعضی‌ها هم با تعجب به هم نگاه می‌کنند و می‌گویند تا 115 برسد مصدوم تلف می‌شود. همه همکاری می‌کنند با یک خودرو مصدوم را به بیمارستان برسانند. به راستی چرا در کشور ما هنوز شماره 115 برای مردم آشنا نیست؟!
اقدامات پیش بیمارستانی از مهمترین اقدامات اساسی برای سلامت بیمار محسوب می‌شود و عدم اجرای صحیح این اقدامات عوارض جبران‌ناپذیری را ایجاد می‌کند.
چه بسا مواقعی که بیمار دچار سانحه مختصری شده باشد، اما حمل ناصحیح و عدم حضور به موقع اورژانس موجب صدمات جبران‌ناپذیری همچون قطع نخاع، ایست تنفسی و خدای ناکرده مرگ و میر شده است.
مشکلات اورژانس در کشور و چالش‌هایی که در این زمینه دامن‌گیر حوزه سلامت شده است بر کسی پوشیده نیست، عدم فرهنگ‌سازی مناسب، عدم اعتماد مردم به عملکرد اورژانس، کمبود پایگاه‌های اورژانس و آمبولانس‌ها در سطح کشور، ساختارهای نامناسب شهری و مشکلات ترافیکی و عدم انتقال بیماران و مصدومان در زمان مناسب موجب شده که متأسفانه پس از گذشت بیش از 40 سال از عمر به کارگیری اورژانس در کشور، مراکز اورژانس از استانداردهای بین‌المللی فاصله داشته باشند.
یک پتو در آمبولانس نبود!
کارشناسان بهداشت و درمان کشور معتقدند که خدمات‌دهی به بیماران اورژانسی استاندارد نیست، هر چند در طول سال‌های اخیر به ویژه با اجرای طرح تحول سلامت اورژانس‌ها تا حدودی تجهیز و فضای درمانی این مراکز بیشتر شده، اما همچنان اورژانس‌های کشور با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند.
بیماری که خود را خانم دامغانی معرفی می‌کند از خاطره تلخ تماس با اورژانس و انتقال به بیمارستان برای گزارشگر کیهان می‌گوید: «اخیراً در شرایط جسمانی بسیار وخیمی قرار گرفته و نیمه شب با حالت سرگیجه، تهوع، افت شدید فشار و گرفتگی عضلات از همسرم خواستم به اورژانس اطلاع دهد تا به نزدیکترین بیمارستان برویم و مداوا شوم... وقتی من را به درون آمبولانس انتقال دادند و روی تخت قرار دادند به شدت دچار سرما و لرزش شده و درخواست پتو کردم که گفتند نداریم، و همسرم کاپشن خود را روی من انداخت. من با اینکه حال خوبی نداشتم و آن‌قدر درد داشتم که متوجه چیزی نمی‌شدم احساس کردم آمبولانس تکان‌های شدیدی می‌خورد به نحوی که چندین بار می‌خواستم از تخت بیفتم و فریاد زدم، چرا این طوری رانندگی می‌کنید؟ در همین هنگام پرستار فریاد زد و به راننده گفت: «آرام‌تر رانندگی کن...» به نظر می‌آمد که راننده اورژانس که باید ماهرترین و زبده‌ترین راننده در این زمینه باشد و مصدوم را طوری به بیمارستان انتقال دهد که مشکل دیگری برای او به وجود نیاید، اصلاً این مسائل را رعایت نمی‌کرد و تمام چاله  چوله‌ها و پستی بلندی‌های خیابان را با خیال راحت می‌گذراند...! و تنها چیزی که برایش مهم نبود وجود یک بیمار در پشت آمبولانس بود. پرستار هم در جواب فریادهای من فقط می‌گفت: «خانم تحمل کن، تحمل کن...» نتیجه آن شد که وقتی به بیمارستان رسیدیم سردردهای شدید هم به سراغ من آمد و آن‌قدر تکان خورده بودم که نمی‌توانستم از جایم بلند شوم و حرکت کنم. به محض رسیدن به بیمارستان چند خانم پرستار دورم را گرفتند و از همسرم پرسیدند: «مشکل همسرتان چیست؟» و تا این پرسش و پاسخ‌ها تمام شود، نیم ساعت طول کشید، اما هنوز نه از پتو خبری بود نه از دکتر! فقط همسرم باید فرم‌های جور وا جور را پر می‌کرد و هزینه صندوق را همان ابتدا پرداخت می‌کرد که مبادا فراموش شود! پس از انجام این کارهای اداری هم خبری از دکتر نشد و فقط صدای آه و ناله بیماران اورژانسی را می‌شنیدم که گویا یکی پایش شکسته بود و هنوز در انتظار گچ گرفتن بود و دیگری تصادف کرده بود و منتظر بود زخم‌هایش را بخیه بزنند. وضعیت واقعاً غیرقابل تحمل بود. از همسرم خواستم به خانه برگردیم یا به بیمارستان دیگر برویم که او نپذیرفت و گفت در شرایط کنونی جابجایی مصلحت نیست، بالاخره پس از یک‌ساعت انتظار، پزشک سر رسید و دستور تزریق سرم و چند آمپول را تجویز کرد که تا صبح در اورژانس بودم و پس از اتمام داروها در حالی که هنوز احساس ضعف و بیماری می‌کردم به خانه برگشتم، اما آرزو کردم که ان‌شاءالله هیچ‌کدام از هموطنان من روزی سر و کارشان با اورژانس و آمبولانس نیفتد!
خدمات‌دهی به بیماران اورژانسی از مهمترین اولویت‌های کادر پزشکی و متخصصان اورژانسی هر کشوری است و این خدمات باید در کمترین زمان ممکن و به بهترین صورت و بهترین امکانات به بیماران ارائه شود و آنها به اورژانس منتقل و همچنین مدت زمان ماندگاری آنها در اورژانس کمتر شود و هر چه سریع‌تر به بخش منتقل شوند.
ثانیه شمار دلهره برای نجات بیماران اورژانسی
در حالی که حتی ثانیه‌ها برای نجات بیماران اورژانسی بسیار مهم و حیاتی هستند، اما به کارگیری آمبولانس‌هایی که از تجهیزات کافی برخوردار نیستند قدیمی و فرسوده شده‌اند، حتی برخی هواکش، کولر یا بخاری ندارند و از دستگاه تنفس مصنوعی در آن‌ها خبری نیست و به شیوه دستی تنفس را احیا می‌کنند نشان دهنده واقعیت تلخ و زنگ خطری است که جان بیماران را با خاطر مواجه می‌سازد. در هر آمبولانس یک پزشک، یک پرستار که آموزش‌های لازم را فراگرفته باشد باید حتماً حضور داشته باشند تازه در کنار این ضرورت‌ها باید به مسئله حجم ترافیک شهری و مشکلات جاده‌ای و فاصله تا اولین مرکز اورژانس اشاره کرد که در به موقع رساندن بیمار و نجات وی تأثیر فراوانی دارد اما آیا حال ناخوش بیمار با دیدن این معضلات و مشکلات ناخوش‌تر نمی‌شود؟!
در همین رابطه دکتر «پیرحسین کولیوند» سرپرست اورژانس کشور در یازدهمین کنگره سالانه طب اورژانس ایران به بیان مهم‌ترین مشکلات اورژانس کشور می‌پردازد و می‌گوید: «یکی از چالش‌هایی که وجود دارد تماس ناموفق با اورژانس است که لازم است در این زمینه مشکلات زیرساختی و مخابراتی برطرف شود. مشکل دیگر نبودن سرعت عمل بالا در انجام فعالیت‌ها و مأموریت‌های اورژانسی مهم است که باید این مشکل هم برطرف شود.
چالش دیگر عدم به کارگیری تکنولوژی روز در انجام فعالیت‌های اورژانسی است که متأسفانه هنوز نتوانسته‌ایم از تکنولوژی به شکل مطلوب در پیشبرد خدمات استفاده ببریم.»
به گفته سرپرست اورژانس کشور، سنگینی ترافیک یکی از معضلات جدی در راه رسیدن آمبولانس‌ها به محل حادثه است که باید مشکلات موجود در این زمینه برطرف شود به ویژه اینکه در مردم فرهنگسازی شود تا در هنگام حادثه راه را برای آمبولانس‌ها باز کنند و اختلالی در مسیر تردد آنها به وجود نیاید.
وی اضافه می‌کند: «در حال حاضر در قسمت پذیرش بیماران به دلیل پراکندگی نامناسب مراکز درمانی، کمبود تخت‌های اورژانس و آشنا نبودن پرسنل اورژانس بیمارستان‌ها با شرح وظایف فوریت‌های پزشکی 115 مشکلاتی در زمینه پذیرش بیمار به وجود می‌آید که در این زمینه باید اقدامات جدی برای رفع این مشکل در نظر گرفته شود و همه بیمارستان‌ها شرایط ویژه‌ای برای اورژانس‌ها و ارائه خدمات شایسته‌تر به بیماران در نظر بگیرند.»
سرپرست اورژانس کشور همچنین خاطرنشان می‌کند: «زمان ماندگاری آمبولانس‌ها هم در بیمارستان‌ها زیاد است و غالباً آمبولانس‌ها اطلاعی از تخت‌های خالی اورژانس‌های بیمارستان‌ها ندارند که در این زمینه باید از تکنولوژی استفاده کرد و زمینه دسترسی آنلاین و به موقع از وضعیت تخت‌های بیمارستان‌ها فراهم شود.»کولیوند معتقد است، ارتقاء آموزش ضمن خدمت در اورژانس پیش بیمارستانی و اورژانس بیمارستانی از نکاتی است که باید نگاه ویژه‌ای به آن شود.
آمارها سخن می‌گویند
پس از شروع به کار اورژانس در سال 1356، وزارت بهداشت با توجه به نیاز به افزایش مراکز اورژانس تلاش‌های زیادی در این زمینه آغاز کرد و رفته رفته تعداد پایگاه‌های اورژانس در کشور افزایش یافت.
مطابق استانداردهای سازمان بهداشت جهانی به ازای هر 16500 نفر جمعیت شهری باید یک دستگاه آمبولانس آماده خدمت‌رسانی باشد و به ازای هر 100 هزار نفر یک پایگاه اورژانس وجود داشته باشد که متأسفانه کشور ما هنوز تا رسیدن به استانداردهای بین‌المللی فاصله زیادی دارد.
هم اکنون در تهران روزانه 800 مأموریت اورژانسی انجام می‌شود در حالی که با توجه به جمعیت تهران باید روزانه 2500 مأموریت انجام شود.
به گفته دکتر سید «حسن هاشمی» وزیر بهداشت در حال حاضر اورژانس کشور با 3500 دستگاه آمبولانس، 57 اتوبوس آمبولانس و 40 موتورلانس در 2190 پایگاه شهری و جاده‌ای، 20 پایگاه هوایی و 2 پایگاه دریایی مسئول ارائه خدمت به هم وطنان است.
وی همچنین اضافه می‌کند: «طی یک سال گذشته علاوه بر پایگاه‌های اورژانس هوایی، 1000 دستگاه آمبولانس مدرن به این ناوگان اضافه شده و تا پایان سال 95 هم همین تعداد به این ناوگان اضافه خواهد شد. طبق آخرین آمار ارائه شده توسط پزشکی قانونی در هر ساعت 7 نفر در تهران فوت می‌کنند. که دست کم دو نفر از آنان در اثر مصدومیت و تصادف است. «علی اکبر محزون» مدیرکل دفتر اطلاعات و آمار سازمان ثبت و احوال نیز می‌گوید: «به طور متوسط در هر شبانه‌روز 971 تن و در هر ساعت 40 تن در کشور فوت می‌کنند. که شایع‌ترین علت مرگ در تهران بیماری‌های قلبی و عروقی است که میانگین سنی افراد مبتلا به این ضایعه معمولاً 45 تا 50 است که سن بازدهی افراد به جامعه است و عموماً این اشخاص افراد دیگری را تحت تکفل خود دارند که فقدان آنها ضایعات جبران‌ناپذیری را به خانواده و در نهایت جامعه وارد می‌کند.
مصدومین تصادفات و 30 درصد از مأموریت‌های اورژانسی
بسیاری از این مرگ و میرها را می‌توان جلوگیری کرد و افراد بیمار اگر به موقع به اورژانس‌ها و بیمارستان‌ها منتقل شوند شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند بنابراین تقویت اورژانس در کشور اهمیت بسزایی دارد.
یک پزشک اورژانس در این باره می‌گوید: «آمبولانس‌ها براساس نوع فعالیتی که انجام می‌دهند به دسته‌های مختلفی همچون تیپ A، تیپ B و تیپ C تقسیم می‌شوند به طور مثال آمبولانس تیپ A برای انتقال بین بیمارستانی است و باید دارای یک تخت، یک کپسول اکسیژن و فشارسنج باشد. بقیه آمبولانس‌ها هم باید از تجهیزات کافی برای پانسمان، احیاء تنفس، پمپاژ قلب، دستگاه الکتروشوک، اکسیژن، وسایل آتل‌گذاری و... برخوردار باشند تا بیمار و مصدوم با اطمینان کامل و ایمنی مناسب به اورژانس انتقال داده شوند.»
وی اضافه می‌کند: «معمولاً 30 درصد از مأموریت‌های اورژانس را مصدومین تصادفات تشکیل می‌دهند و برای حمل و انتقال آنها به بیمارستان باید نهایت دقت به عمل آید تا مصدوم دچار خونریزی، افت تنفسی و افت شدید فشار نشود چرا که در این صورت صدمات جبران‌ناپذیری به بیمار وارد می‌شود.»به گفته این پزشک اورژانس، امدادگرانی که در آمبولانس‌های اورژانس فعالیت می‌کنند معمولاً دارای مدرک پرستاری یا فوق دیپلم بیهوشی هستند و آموزش‌های لازم را سپری کرده‌اند در برخی از پایگاه‌های اورژانس پزشک هم وجود دارد و رانندگان آمبولانس‌ها هم معمولاً از افرادی انتخاب می‌شوند که تبحر کافی در این زمینه داشته باشند و در ترافیک پرهیاهوی شهرها بیماران را به سلامت به مراکز اورژانس برسانند.
وی همچنین می‌گوید: «متأسفانه این روزها این ذهنیت در افراد ایجاد شده که اورژانس به موقع به محل نمی‌رسد و خودشان باید افراد مصدوم را به مراکز درمانی انتقال دهند در حالی که عواقب انتقال مصدوم و بیمار توسط خود افراد بسیار زیادتر از انتقال با آمبولانس است و با توجه به تلاش‌هایی که از سوی وزارت بهداشت و درمان صورت گرفته باید در مردم این اطمینان ایجاد شود که به امدادگران اعتماد کنند.