شیوهای برای نبرد!
پژمان کریمی
طیف سکولار اردو زده در عرصه ادبیات ایران در مسیر تقابل با اسلام ونظام اسلامی و ادبیات دینی و متعهد، چند ترفند مشخص دارد.
از جمله این ترفندها، برگزاری «کلاسهای خصوصی» است.
برخی از نویسندگان و شاعران سکولار، در منازل شخصی خود کلاس داستاننویسی و یا شعر برپا میکنند.
در این کلاسها، شاگردان نوجوان و جوان، گاه با پرداخت هزینههای سنگین، به سمت فضایی رانده میشوند که بینسبت با آموزههای دینی است. در واقع، تلاش میشود تا نسل جوان در دامان شبه روشنفکری سکولار پرورش یابند و قلمشان در نقش راوی «هنر برای هنر» آشکار شود.
در چنین کلاسهایی، الگوهای برتر، از میان آثار قلم بدستان شبهروشنفکر برگزیده و اعلام میشود و «نامها» به مثابه قلهای معرفی میگردند که شایسته تبعیت فکری و قلمی هستند.
القائات اومانیستی رو به ذهن مخاطبان، جدی است. به بهانه اینکه «خصلت ایدئولوژی، شعار و تحمیل است و هنر مترادف با شعار و تحمیل نیست بلکه کمک به رهاسازی اندیشه مخاطب است» ذهن نوقلم از ابتنا و ترویج دین الهی پرهیز داده میشود.
برگزاری جلسات داستانخوانی و شعرخوانی به شکل مختلط و با حضور به اصطلاح چهرههای نامی ادبیات شبه روشنفکری، فضای مرعوبیت نوقلمان را ایجاد میکند. نوجوان و جوان احساس میکند برای بقای قلم و دوام در حیطه ادبیات و پذیرفته شدن در جمع ادیبان(!) لاجرم باید در مسیری گام زند که از سوی برترینها و پدرخواندههای ادبیات غیرمتعهد، ترسیم و توصیف شده است.
مدرسان غیررسمی ادبیات، اگرچه خود را غیرسیاسی معرفی میکنند و بدان میبالند اما، دقیقا بر مبنای تفکر سیاسی ضد دینی و ضد انقلاب اسلامی، نوقلم را به سوی برآشفتگی وعصیان قلم در برابر مبانی انقلاب و نظام دینی سوق میدهند. اسم این آشفتگی و عصیان را نیز «اعتراض اجتماعی» مینامند و بدان پافشاری میکنند.
در این باره، صفحات ادبی روزنامه اعتماد ملی در سال 88 مثالزدنی است!برپا دارندگان کلاسهای یاد شده، خوب میدانند که انتشار آثار یک نوقلم در جذب و آماده ساختن وی برای بازیدهی فرهنگی، کاملا کارگر است.
پس، صفحات ادبی روزنامههای شبه روشنفکری و زنجیرهای آکنده از آثار نوقلمانی میشود که اگر چه آن آثار، بار حرفهای ندارند اما کاملا بازتابنده امیال و خواستهای شبه روشنفکری مانند پیام «طرد دین الهی» است!
تا حالا فکر کردهاید چرا باید برخی موسسات نشر که کتابهای مشهور و یا متعلق به نامهای مشهور را منتشر کردهاند و میکنند، ناشر کتابهای بیارزش صاحب قلمان بیسواد و بیمایه شود؟
پاسخ دشوار نیست!
برخی موسسات مروج ادبیات غیر دینی و دینستیز، ماموریت دارند که بر پایه توصیههای مدرسان غیررسمی، آثار نوقلمان یاد شده را منتشر کنند. هم تازه قلمان تشویق میشوند و هم بخشی از بازار نشر با تراوشات ذهنی عناصر دینستیز اشغال میشود.
اما «تحمیق» و «جذب» و «بازیگیری» از نوقلمان شکل بزرگتری هم میگیرد. برخی از آنها، سر از سفارتخانههای خارجی درمیآورند و از طریق بخش فرهنگی سفارتخانهها، برای داوری برخی محافل به اصطلاح ادبی فرنگی، معرفی میشوند.
به این شیوه است که طیف سکولار اردو زده در عرصه ادبیات، نیرو برای خود فراهم میکند، حجم آثار دینستیز و معاندانه با نظام دینی را میافزاید... و در برابر طیف متعهد ادبیات ایران، خود را فربه نشان میدهد و صفآرایی میکند.