کد خبر: ۸۸۲۳۱
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۴

عوامل کوتاه آمدن در برابر دشمن(زلال بصیرت)

امتياز انسان از حيوانات اين است که حرکت تکاملي انسان با آگاهي و انتخاب توأم است،رشد جسمي بدون آگاهي نيز صورت مي‌گيرد، همان گونه که در حيوانات نيز وجود دارد؛ اما آن حرکت تکاملي و رشدي که مخصوص انسان است، تکامل و رشدي است که همراه با آگاهي و قدرت انتخاب است.



علم و آگاهي هر چند براي حرکت لازم است، اما به تنهايي عامل حرکت نيست،گاهي انسان به چيزي علم دارد، اما انگيزه‌اي نسبت به آن ندارد؛ آنچه سبب حرکت و در واقع عامل محرک مي‌شود، احساسات و عواطف است.
فکر و انگیزه ملت، هدف اصلی دشمن
علم و انگيزه يا عبارت بهتر باورها و ارزش‌ها، دو عامل حرکت فرد و جامعه هستند،اختلاف رفتار جوامع نيز به همين دو عامل بستگي دارد؛ يا در نوع بينش و باور با هم فرق دارند و يا در نوع ارزش‌ها متفاوت هستند؛ در واقع مي‌توان گفت که اختلاف فرهنگي دارند؛ چرا که ريشه فرهنگ، باور‌ها و ارزش‌هاست و از همين روست که برخي انسان را حيوان فرهنگي دانسته، فرهنگ را عامل امتياز انسان از حيوان ذکر کرده‌اند.
 اگر مي‌بينيم کشوري با ملت ما سر دشمني دارد و يا از ما بدشان مي‌آيد و در صدد ضرر رساندن و دشمني با ايران بوده، دوست دارند جلوي قدرت و پيشرفت آن را بگيرند، به اختلاف آنها با ملت ايران در همين دو عامل باز مي‌گردد. يعني يا نوع فکر و بينش آنها با فکر و بينش ملت ايران نمي‌سازد، يا منافعشان را – که به آن ميل و انگيزه دارند – در خطر مي‌بينند، و لذا سر ناسازگاري با کشور ايران را دارند؛ از همين رو سعي مي‌کنند در دو بعد فکري و انگيزشي ملت را تحت تأثير قرار دهند.
دشمن قصد دارد فکر و انگيزه ملت ما را تحت تأثير قرار دهد، دشمن از يک سو مي‌خواهد بر فکر مردم ايران اثر بگذارد و چنين القاء کند که شما بدون سازش با غرب و آمريکا هيچ کاري نمي‌توانيد بکنيد و راه پيشرفت از غرب مي‌گذرد و لاغير و از سوي ديگر سعي مي‌کند با تهديد (اعم از حمله نظامي و تحريم)، انگيزه مردم را براي مقاومت و ايستادگي پائين بياورد.
تاثیرپذیری عده‌ای از مسئولان از بیگانگان
 دشمن تا حدود زيادي حتي در فکر برخي نخبگان مؤمن، متدين و انقلابي نيز اثر گذاشته است، همان‌طور ‌که قبل از انقلاب، رزم آرا که يک نخست وزير ظاهرا مقتدر و متظاهر به دينداري بود مي‌گفت: مردم ايران لولهنگ نيز نمي‌توانند بسازند، بعد از انقلاب نيز برخي از نخبگان مؤمن که نظام و انقلاب را دوست دارند نيز چنين فکر مي‌کنند که چاره‌اي جز سازش با آمريکا وجود ندارد؛ زيرا در غير اين صورت هر روز فاصله ما با غرب بيشتر مي‌شود! و همه اينها اثر تبليغات و القائاتي است که دشمن در فکر آنها داشته است.
اگر در داخل کشور نيز خداي ناکرده مسئوليني باشند که باور کرده باشند چاره‌اي جز کنار آمدن با آمريکا و يا به عبارت بهتر باج دادن به آمريکا وجود ندارد، در واقع از دو حال خارج نيستند؛ يا فکرشان تحت تأثير القائات دشمن قرار گرفته است و يا از تهديدات دشمنان (اعم از تحريم يا حمله نظامي) هراس دارند؛ از اين رو توجيه مي‌کنند و مي‌گويند بايد تعامل برد – برد داشته باشيم؛ البته از ابتدا نيز مي‌گويند که توقع بيجا نبايد داشت، چرا که معامله برد – برد بوده و آنها نيز بايد برد داشته باشند! آنها معتقدند که چهل سال دشمني کرده‌ايم، چه فايده‌اي داشته است؟ مگر قدرت آنها را نمي‌بينيد که به راحتي نفت 110 دلار را به 30 دلار مي‌رسانند؟ لذا چاره‌اي جز تسليم و سازش نداريم؛ و اگر چهل سال است احساسي برخورد کرده و دشمني کرده‌ايم، اشتباه بوده است! در واقع اصل مطلب همين است، اما اسم آن را معامله برد – برد گذاشته‌اند.
البته چنين نيست که اين افراد سوء نيت داشته باشند و يا خداي ناکرده عامل دشمن باشند و چه بسا واقعا خيرخواه کشور هم هستند، اما فکر يا انگيزه‌شان تحت تأثير تبليغات و سخنان دشمنان قرار گرفته است.
کوتاه آمدن در برابر دشمن، گاه به خاطر ترس از تهاجم و تحريم دشمن است که انگيزه افراد را براي مقاومت تحت تأثير قرار مي‌دهد؛لذا گاهي اين ترس در سخنان برخي نيز کاملا مشخص است و مثلا مي‌گويند اگر اين برجام و مذاکرات نبود، امروز جنگ شده بود!
شناخت و انگیزه؛ دوعامل مصون ماندن از
 تاثیرات دشمن
تقويت فکر صحيح همراه با منطق و استدلال و تقويت انگيزه براي مقاومت ، دو عامل مصون ماندن از القائات و تأثيرات دشمن است. ملت ما همان ملتي است که در 8 سال دفاع مقدس، در بدترين شرايط مقاومت کرد و بر دشمن پيروز شد، به همين دليل بايد باور داشته باشيم که مي‌توانيم و امروز پيشرفت‌هاي چشمگير و کم نظير در زمينه‌هاي متعدد علمي، حاصل همين نگاه است.
شناخت و انگيزه دو عاملي است که همواره پيامبران(ع) و ائمه(ع) و در اين عصر امام خميني(ره) و جانشين بر حقش با عبارات مختلف بر آن تأکيد کرده‌اند.
دروس دانشگاهي امروز نمي‌توانند اين فکر صحيح را به ما بدهند، دروس دانشگاهي در اين زمينه خنثي هستند و اطلاعاتي هستند که مي‌توانند مورد استفاده قرار بگيرند و خود به خود جهتي ندارند؛ لذا جهت صحيح را بايد از دين گرفت. اينکه نبايد به دنبال منافع شخصي و هوي و هوس باشيم را دروس دانشگاه و مدرسه به ما نمي گويد، بلکه آن را بايد از دين آموخت.
متأسفانه بعد از گذشت قريب به چهل سال از پيروزي انقلاب اسلامي، هيچ برنامه رسمي براي شناخت صحيح همه مردم از دين و ايجاد انگيزه ديني در افراد تدوين نشده است،اين در حالي است که با پيشرفت تکنولوژي و افزايش وسايل ارتباطي، دسترسي به فساد نيز بسيار ساده شده است و روز به روز نيز چنين ابزارهايي بيشتر مي‌شود و امکان جلوگيري از رشد آن نيز وجود ندارد.
نبايد توقع داشت که با وقوع انقلاب اسلامي همه چيز درست شده و همه مؤمن شوند و هيچ گناهي در جامعه رخ ندهد، زيرا اين امري ناشدني است و با اختيار انسان منافات دارد؛ اما مي‌شود که زمينه رشد بقدري فراهم باشد که کساني که مي‌خواهند رشد کنند بتوانند و راه شناخت حقيقت براي آنها باز باشد. اصلا سنت الهي اين نيست؛ حتي در زمان حضرت بقيه الله (عج) نيز قرار نيست اختيار از افراد سلب شود تا قدرت ظلم و گناه نداشته باشند، اما تفاوت آن با ساير دوره‌ها اين است که عدالت به طور کامل برقرار مي‌شود و ظالم مجازات مي‌شود.لازمه اينکه فرد قدرت انتخاب عادلانه و همراه با شناخت داشته باشد، اين است که حداقل زمينه شناخت حق و باطل براي همه به يک اندازه فراهم باشد؛ اما امروز با توجه به عوامل متعدد، کشش باطل زيادتر است و افراد عادي را هم فرا مي‌گيرد و در واقع آزادي کامل براي انتخاب عقلاني وجود ندارد؛ آزادي زماني مقدس است که زمينه انتخاب آگاهانه و کامل براي فرد ميسر شود؛ اما آن آزادي که مراد از آن فراهم کردن زمينه براي ولنگاري و گناه باشد، تنها دروغي به نام آزادي است.
تعليم و تربيت صحيح و خداپسند کار انبياء است، زماني تعليم و تربيت صحيح مي‌تواند صورت بگيرد که مباني صحيح فکري براي خود انسان حل شده باشد و بر آن مسلط باشد.
(سخنرانی آيت‌الله مصباح يزدي(دام ظله)
 در ديدار تعدادي از دانشجويان شرکت‌کننده در بيستمين دوره طرح ولايت)؛ قم؛ 19/1/95
زلال بصیرت روزهای  پنج شنبه منتشر می‌شود.